به گزارش ایراف، بدر احمد محمد عبدالاطی، وزیر امور خارجه مصر امروز(یکشنبه ۹آذر) وارد اسلامآباد شد تا گفتوگوهایی با مقامات پاکستانی از جمله اسحاق دار، وزیر خارجه این کشور داشته باشد.
بر اساس اعلام وزارت خارجه پاکستان، طرفین در این دیدار طیف کامل روابط دوجانبه را بررسی کرده و در مورد تحولات منطقهای و بینالمللی از جمله وضعیت غزه تبادل نظر خواهند کرد.
این سفر که از سوی سفارت مصر بسیار مهم توصیف شده و به دعوت محمد اسحاق دار، وزیر خارجه پاکستان انجام میشود، نشاندهنده روابط دیرینه و دوستانه دو کشور است که برپایه نزدیکی فرهنگی و دیدگاههای مشابه در مورد مسائل جهانی استوار است.
قرار است این دیدار به تقویت راهبردی روابط پاکستان و مصر در حوزههای سیاسی، اقتصادی، دفاعی، فرهنگی و تعاملات مردمی بینجامد.
همزمان با سفرهای فرمانده ارتش پاکستان به قاهره و عمان در ماه گذشته شبکه خبری جیو نیوز پاکستان به نقل از تایمز اسرائیل نوشت: طی گزارشی که به جلسه غیرعلنی اخیر کمیته روابط خارجی و دفاعی کنست (پارلمان) رژیم صهیونیستی ارائه شد یک گروه از نیروهای پاکستانی نیز در کنار نظامیان اندونزی و جمهوری آذربایجان در نیروی بین المللی در غزه حضور خواهند داشت.
این در حالی است که خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، چندی پیش تأکید کرده بود که بحث درباره «نیروی صلح غزه» هنوز در سطح مقامات ارشد در حال بررسی است و تاکنون تصمیم نهایی گرفته نشده است.
اکنون احتمال حضور پاکستان در این روند، جامعه پاکستانی را دوقطبی کرده است. برخی این اقدام را یک ضرورت میدانند و معتقدند اسلامآباد باید مبتنی بر واقعگرایی استراتژیک عمل کند؛ اما بسیاری دیگر بر این باور اند که پیوستن به مأموریتی اشغالگرانه که غرب آن را طراحی کرده، به معنای همسویی با رژیم صهیونیستی و رها کردن آرمان فلسطین است.
ورود پاکستان به این طرح، به نظر میرسد یک عامل جدی دارد: نقش ترامپ بهعنوان طراح اصلی آن. پاکستان از زمان روی کار آمدن ترامپ، دیدارهای مکرر مقامات ارشد دو کشور، امضای توافقنامههای امنیتی، و نامزدی ترامپ برای جایزه صلح نوبل از سوی اسلامآباد، نشانههایی از بهبود روابط است. این دوستی، حالا در طرح ترامپ برای «آتشبس و صلح در غزه» بیشتر خود را نشان داده است. پاکستان کوشیده تا بتواند نظر آمریکا را به سمت خود جلب کند.
در همین راستا، منتقدان پاکستانی میگویند این طرح منجر به تقلیل جایگاه فلسطین شده و بیشتر مسئولیتهای مالی را برعهده کشورهای عربی گذاشته، در حالی که از لحاظ امنیتی، رژیم صهیونیستی دست برتر را دارد؛ چیزی که کمتر شبیه صلحسازی و بیشتر به تحمیل صلح و در عمل اشغال غزه میماند.
منتقدان همچنین میگویند در چنین شرایطی، پراکندگی اظهارات مقامات پاکستانی، معضل دیرینه این کشور را نشان میدهد؛ کشوری که از یکسو قاطعانه همبستگی تزلزلناپذیر خود را با آرمان فلسطین ابراز کرده و بر حق تصمیمگیری مستقل خود تأکید دارد، و از سوی دیگر، بهدلیل محدودیتهای اقتصادی و امنیتی، تلاش میکند تا از نظر دیپلماتیک با قدرتهای بزرگ، بهویژه ایالات متحده، همگام بماند.
تاریخ سیاسی پاکستان نشان داده که این کشور همواره کوشیده برای حل اختلافات بیرونی و منطقهای خود، به دنبال جلب حمایت بینالمللی باشد. طبیعتاً حمایت بیچونوچرا از ایالات متحده، در ازای دریافت امتیازات سیاسی، امنیتی و اقتصادی، منجر به حضور بیشتر واشنگتن در منطقه از طریق تسهیلسازی مسیر توسط اسلامآباد خواهد شد.
تجربه تاریخی همکاری پاکستان و آمریکا در افغانستان نشان داده که چگونه این اتحاد، به ایجاد تنش و درگیری در منطقه منجر شده است. تاریخ سیاسی منطقه نشان داده که این اتحاد نامقدس، به خیر منطقه و صلح نبوده و نتیجه آن همواره به رقابتهای تشدیدیافته ژئوپلتیکی و جنگهای نیابتی منجر شده است.









