به گزارش ایراف، مسئله فلسطین از دهه ۱۹۴۰ تاکنون یکی از مهمترین موضوعات جهان اسلام بوده است. پیچیدگی، طولانی شدن جنگ با رژیم صهیونیستی و تداوم مرگ، فقر، آوارگی و نسلکشی، برخلاف دههها خشونت و جنگ، نهتنها حل آن را دشوار کرده، بلکه چشمانداز رسیدن به صلح را نیز مبهم ساخته است. افغانستان بهعنوان یک کشور مسلمان، هرگاه نام فلسطین به میان آمده، سعی کرده از طریق مواضع رسمی واکنش نشان دهد. این واکنش اگرچه با تغییر نظامها، ایدئولوژیها و سیاستها یکسان نبوده و هر نظامی ـ چه پادشاهی، کمونیستی یا اسلامی ـ به فراخور جهانبینی خود واکنش نشان داده، اما هیچگاه قطع نشده است.
دوره پادشاهی
براساس اسناد موجود، بهویژه در زمان ظاهرشاه، افغانستان در قبال مسئله فلسطین رویکرد حمایتی از دو منظر اخلاقی و سیاسی اتخاذ کرد. هرچند در این دوره، سیاست خارجی افغانستان بیشتر بیطرفانه و مبتنی بر اصل بیطرفی و عدم مداخله در امور دیگر کشورها بود، اما حمایت از فلسطین بخشی از سیاست خارجی این دوره شد. در همین راستا، نظام شاهی افغانستان از به رسمیت شناختن رژیم اسرائیل اجتناب کرد.
از سوی دیگر، افغانستان در این بازه زمانی براساس اصل همبستگی اسلامی به قطعنامههای مربوط به تأمین حق فلسطینیها در مجامع بینالمللی چون سازمان ملل متحد و کنفرانسهای کشورهای اسلامی رأی مثبت داد.
داوودخان و حمایت صریح از فلسطین به دلیل نزدیکی به جهان عرب
پس از سقوط نظام پادشاهی و آغاز جمهوریت در افغانستان با روی کار آمدن داوود خان، به دلیل تمایل او به نزدیکی با جهان عرب و با هدف مشروعیتبخشی به نظام نوپای جمهوری، سیاست خارجی فعالتری اتخاذ شد. در همین راستا، او با هدف تقویت جایگاه افغانستان در جهان اسلام و کشورهای غیرمتعهد نقش پررنگتری در حمایت از مردم فلسطین ایفا کرد. بهطوریکه سیاست خارجی حکومت از حمایت دیپلماتیک نظام پادشاهی به حمایت صریح و انتقاد تند از رژیم اسرائیل تغییر رویکرد داد. دولت داوود روابط نزدیکتری با مصر، سوریه و سازمان آزادیبخش فلسطین برقرار کرد و بر تعیین حق سرنوشت ملتها تأکید نمود.
نظام کمونیستی افغانستان و مسئله فلسطین
پس از داوود و حاکمیت نظام کمونیستی، حمایت از مسئله فلسطین وارد پیچیدگی بیشتری شد. جامعه بهشدت مذهبی افغانستان با هویت اسلامی، حمایت از فلسطین را یک اصل اساسی میدانست. این در حالی بود که این امر با ایدئولوژی چپ نظام کمونیستی همخوانی نداشت. از سوی دیگر، جمهوری دموکراتیک افغانستان باید در برابر مسئله فلسطین موضع میگرفت، در حالیکه شوروی ـ متحد این دولت ـ رابطه قوی با اسرائیل داشت. با وجود این، رژیم کمونیستی افغانستان همچون اسلاف خود از شناسایی رژیم صهیونیستی سرباز زد و به دولت حامی فلسطین تبدیل شد؛ با این تفاوت که بیانیههای این دوره تنها رنگ و بوی حمایت از فلسطین نداشت، بلکه آغشته به ادبیات ضد امپریالیستی بود. همچنین موضوع فلسطین در چارچوب بخشی از مبارزه جهانی علیه استعمار انگلیس معرفی شد.
بازگشت گفتمان اسلامی و مسئله فلسطین
با پیروزی مجاهدین و سقوط نظام کمونیستی، به دلیل قرابت ایدئولوژیک مجاهدین با اسلام و فلسطین، این موضوع رنگ و بوی جدیتری گرفت. رهبران برجسته دولت مجاهدین چون برهانالدین ربانی و احمدشاه مسعود، مبارزه فلسطینیها را بخشی از جهاد اسلامی خواندند.
در این دوره لحن حمایتها بسیار احساسیتر، بیانیهها شدیداللحنتر و حمایت از مقاومت فلسطینیها آشکارتر شد. دولت مجاهدین روابط خود را با کشورهای جهان عرب و اسلام بسیار گسترش داد.
دوره اول طالبان: انزوای سیاسی و موضوع فلسطین
با سقوط دولت مجاهدین و حاکمیت طالبان در دور اول، به دلیل انزوای جهانی افغانستان، سیاست خارجی بسیار محدود شد و افغانستان فاصله معناداری از جهان گرفت. همین امر بر موضع طالبان در قبال تحولات جهان از جمله موضوع فلسطین نیز تأثیر گذاشت. طالبان تنها به حمایتهای نمادین از طریق بیانیهها بسنده کردند و هیچ ارتباط رسمی در این زمینه نداشتند. این نشان داد که حمایت آنان صرفاً به دلیل نفس مسئله و جهانبینی اسلامی طالبان بود و عملاً سیاست خارجی این گروه منفعل باقی ماند.
دوره جمهوریت
در این دوره، به دلیل حضور پررنگ ائتلاف غربی در افغانستان و تلاش برای ایجاد کشوری نوین، بیشتر تلاش شد روابط گستردهای با غرب و همزمان جهان اسلام برقرار شود. با این حال، سیاست خارجی این دوره تداوم همان دورههای قبلی بود: عدم شناسایی رژیم صهیونیستی، حمایت از فلسطین در مجامع بینالمللی و صدور بیانیههای حمایتی، اما با نگاهی معتدلتر.
حکومت سرپرست طالبان و تلاش برای کنشگری بیشتر
حاکمیت دوم طالبان پس از تابستان ۲۰۲۱ اگرچه از بسیاری جهات مشابه دهه ۹۰ میلادی بود، اما در حوزه سیاست خارجی تغییرات جدی رخ داد. هدف طالبان در این دوره گسترش دامنه کنشگری در عرصه سیاست خارجی و روابط با کشورهای منطقه و جهان با هدف کسب مشروعیت و شناسایی بینالمللی است. تمایل شدید طالبان به ارتباط با جهان خارج این ایده را تقویت کرد که سیاست داخلی آنان ایدئولوژیگرا و سیاست خارجیشان عملگراست.
طالبان برای باز کردن جای پای خود در جهان اسلام در قبال موضوع فلسطین واکنشهای سریع نشان دادهاند. به موازات تحولات فلسطین، این گروه بیانیهها و اعلامیههایی صادر کردند که از کلماتی چون «اشغال»، «ظلم» و «مقاومت» استفاده شده بود. همچنین در مجامع و کنفرانسهای مرتبط شرکت کردند و خواستار اقدامات معنادار از سوی کشورهای تأثیرگذار شدند. حمایت طالبان از موضوع فلسطین بیشتر در چارچوب ساختن چهرهای بینالمللی در جهان اسلام بوده است. موضوع فلسطین بهعنوان مهمترین مسئله جهان اسلام گزینهای مناسب برای تصویرسازی سیاسی طالبان در میان امت اسلامی است؛ جایی که میتواند به کسب مشروعیت برای آنان کمک کند.
جمعبندی
با نگاهی به تحولات موضعگیری حکومتهای افغانستان باید گفت که حمایت از فلسطین یک اصل اساسی، فارغ از نوع نظام و ایدئولوژی حاکم بوده است؛ اما این حمایت بسته به جهانبینی حکومتها، بحث مشروعیت سیاسی و تعامل با جهان، شدت و ضعف متفاوتی داشته است.









