به گزارش ایراف؛ این اقدام با هدف تبدیل افغانستان به یک پل تجاری میان آسیای مرکزی و جنوبی، کاهش هزینههای حملونقل، و تقویت اقتصاد این کشور مطرح شده است.
با این حال، این طرح در بستری از چالشهای امنیتی، ژئوپلیتیکی و عملیاتی قرار دارد که موفقیت آن را به شدت تهدید میکند.
کریدور اقتصادی چین-پاکستان که اکنون قرار است، افغانستان را نیز شامل شود، شبکهای از زیرساختهای حملونقل، انرژی و ارتباطات است که بندر گوادر در پاکستان را از طریق جادهها و خطوط ریلی به منطقه سینکیانگ چین متصل میکند. با الحاق افغانستان، مسیرهای پیشنهادی شامل موارد زیر است:
1- توسعه جادهای مستقیم از طریق گذرگاه
واخان در بدخشان برای اتصال چین و افغانستان بدون وابستگی به پاکستان.
2- اتصال کابل و سایر شهرهای افغانستان به بنادر گوادر و کراچی از طریق شبکههای جادهای و ریلی در پاکستان.
3- استفاده از زیرساختهای CPEC برای اتصال افغانستان به کشورهای آسیای مرکزی مانند ازبکستان و تاجیکستان از طریق خطوط ریلی و جادهای.
همچنین چین پیشنهاد ایجاد کریدور جدیدی از طریق تاجیکستان را مطرح کرده است که میتواند مسیر جایگزینی برای دسترسی مستقیم به افغانستان باشد.
اهداف اعلامشده این کریدور عبارتاند از:
تبدیل افغانستان به یک پل تجاری منطقهای با کاهش هزینههای حملونقل و افزایش صادرات به بازارهای خاورمیانه و آفریقا
کاهش فعالیتهای تروریستی از طریق ایجاد مشاغل هدفگذاری چهل درصد مشاغل سیپک برای افغانها و توسعه زیرساختها و همچنین گسترش ابتکار ابتکار یک کمربند، یک جاده ، برای تضمین دسترسی به منابع معدنی افغانستان (مانند لیتیوم) و کوتاه کردن مسیرهای تجاری به اروپا و خاورمیانه و مشروعیتبخشی نسبی به طالبان از طریق همکاری اقتصادی و دیپلماتیک است.
چالشها
ناامنی و تهدید تروریسم
افغانستان همچنان کانون فعالیت گروههای تروریستی مانند تحریک طالبان پاکستان (TTP)، داعش شاخه خراسان (ISKP)، القاعده و جنبش ترکستان شرقی (ETIM) است. این گروهها نهتنها ثبات داخلی افغانستان را تهدید میکنند، بلکه مستقیماً امنیت پروژههای CPEC و شهروندان چینی در منطقه را به خطر میاندازند. چین به دلیل نگرانی از نفوذ این گروهها به سینکیانگ، خواستار اقدامات قاطع طالبان علیه آنها شده است، اما پاسخ طالبان به این درخواستها کلیشهای و غیرملموس بوده است.
برای مثال، در نشست اخیر کابل، طالبان به جای ارائه برنامههای مشخص برای مهار گروههای تروریستی، بر شعارهای کلی مانند عدم تهدید از خاک افغانستان تأکید کردند.
نگرانیهای مشترک چین و پاکستان
چین و پاکستان هر دو از فعالیت گروههایی مانند TTP و ETIM نگراناند. TTP مستقیماً منافع پاکستان را هدف قرار داده و حملاتی علیه زیرساختهای CPEC انجام داده است.
چین نیز نگران انتقال ناامنی به سینکیانگ از طریق مرزهای مشترک با افغانستان است.
اگرچه مکانیسمهایی مانند مرکز مشترک عملیات ضدتروریسم پیشنهاد شدهاند، اما فقدان اعتماد به توانایی طالبان برای کنترل این تهدیدات، همکاریهای امنیتی را تضعیف میکند.
درگیریهای مرزی و تنشهای پاکستان-طالبان
تنشهای مرزی بین پاکستان و طالبان، بهویژه پس از حملات هوایی پاکستان در شرق افغانستان در روزهای اخیر و اخراج گسترده مهاجران افغان از پاکستان، روابط دو کشور را به شدت متشنج کرده است. این تنشها مانع از همکاری مؤثر در توسعه CPEC شده و اعتماد متقابل را کاهش داده است. برای مثال، پاکستان تجارت ترانزیتی افغانستان با هند را به دلیل این تنشها متوقف کرده است. این درگیریها میتوانند پروژههای زیرساختی مشترک را مختل کنند.
پاسخهای غیرشفاف طالبان
در نشست کابل، چین و پاکستان بهطور مستقیم از طالبان خواستند تا اقدامات قاطعی علیه گروههای تروریستی انجام دهند.
با این حال، طالبان به جای ارائه تعهدات مشخص، پاسخهای مبهمی ارائه کردند که نشاندهنده ادامه رویکرد سنتی آنها در حمایت ضمنی از برخی گروهها مانند TTP است. این عدم شفافیت اعتماد سرمایهگذاران چینی را کاهش داده و میتواند پروژه را به تأخیر بیندازد.
رقابت کریدورهای جایگزین
کریدورهای جایگزین مانند کریدور شمال-جنوب با محوریت ایران، روسیه و هند و کریدور لاجورد ترکیه-گرجستان -آذربایجان -ترکمنستان-افغانستان از نظر اقتصادی و لجستیکی مزیتهای قابلتوجهی دارند.
کریدور شمال-جنوب از طریق بندر چابهار ایران دسترسی مستقیمتری به اقیانوس هند فراهم میکند و هزینههای حملونقل را تا ۳۰ درصد کاهش میدهد.
این کریدور به دلیل نزدیکی جغرافیایی و عدم وابستگی به مناطق پرتنش مرزی پاکستان، گزینهای امنتر و بهصرفهتر برای اتصال آسیای مرکزی به جنوب آسیا است.
چالشهای عملیاتی و مالی
توسعه زیرساختهای CPEC نیازمند سرمایهگذاری عظیم (بیش از ۵۴ میلیارد دلار تا کنون) است که با توجه به بدهیهای خارجی پاکستان و اقتصاد ضعیف افغانستان، تأمین مالی آن دشوار است. تجربه CPEC در پاکستان نشاندهنده مشکلات هماهنگی و اجرای پروژهها به دلیل بوروکراسی پیچیده است که میتواند در افغانستان تشدید شود.همچنین نبود مشروعیت بینالمللی طالبان و تحریمهای غرب میتواند سرمایهگذاریهای خارجی را محدود کند.
نتیجهگیری
موافقت اصولی چین با توسعه کریدور اقتصادی با افغانستان، فرصتهایی برای رشد اقتصادی و اتصال منطقهای فراهم میکند، اما در سایه چالشهای عمیق امنیتی، سیاسی و ژئوپلیتیکی قرار دارد. ناامنی ناشی از فعالیت گروههای تروریستی، پاسخهای غیرشفاف طالبان، تنشهای مرزی با پاکستان و رقابت کریدورهای جایگزین مانند شمال-جنوب و لاجورد، موفقیت این پروژه را به شدت تهدید میکنند. بدون تضمینهای امنیتی قوی، همکاری مؤثر طالبان و هماهنگی منطقهای، این کریدور ممکن است به جای پل تجارت، به یک پروژه ناتمام دیگر در منطقه تبدیل شود.