به گزارش ایراف، به نقل از «دیپلمات»، شانتی ماریت دیسوزا، نویسنده و تحلیلگر مسائل راهبردی، در مقالهای که چهارم نوامبر ۲۰۲۶ منتشر شد، با عنوان «تریاک در افغانستان بازگشته است»، نوشت که برخلاف تبلیغات طالبان درباره موفقیت در مبارزه با مواد مخدر، آمارهای جدید دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد (UNODC) از بازگشت گسترده کشت خشخاش و افزایش چشمگیر تولید تریاک در این کشور حکایت دارد.
بر اساس این گزارش، سطح زیر کشت خشخاش در افغانستان در سال ۲۰۲۶ با افزایشی حدود ۳۳۰ درصدی، از نزدیک به ۱۰ هزار هکتار در سال ۲۰۲۵ به بیش از ۴۳ هزار هکتار رسیده است.
همچنین تولید تریاک با افزایشی حدود ۴۰۰ درصدی، از حدود ۳۰۰ تن به نزدیک یکهزار و ۵۰۰ تن افزایش یافته است.
دیسوزا تأکید میکند که این تحولات نشان میدهد دوره موفقیت طالبان در کاهش تولید تریاک، دستکم بر اساس آمارهای جدید، به پایان رسیده و ممنوعیت اعلامشده از سوی این گروه نتوانسته است عوامل ساختاری گسترش اقتصاد مواد مخدر را از بین ببرد.
بدخشان و تخار؛ کانون جدید کشت خشخاش
در بخش دیگری از این گزارش، به تغییر جغرافیای کشت خشخاش در افغانستان اشاره شده است.
به نوشته دیپلمات، در حالی که هلمند و قندهار در جنوب غربی افغانستان از مراکز سنتی تولید تریاک محسوب میشدند، اکنون استانهای شمال شرقی، بهویژه بدخشان و تخار، به کانون اصلی گسترش این کشت تبدیل شدهاند.
بر اساس دادههای مورد استناد نویسنده، کشت خشخاش در ۱۶ استان از مجموع ۳۴ استان افغانستان گسترش یافته است؛ در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۵، ۱۱ استان بود.
بدخشان و تخار در مجموع حدود ۷۶ درصد از سطح زیر کشت خشخاش در افغانستان را به خود اختصاص دادهاند.
بدخشان با حدود ۲۹ هزار و ۴۸۲ هکتار، بهتنهایی نزدیک به ۶۸ درصد از سطح زیر کشت کشور را در اختیار دارد.
این در حالی است که سطح کشت خشخاش در بدخشان در سال ۲۰۲۱، پیش از بازگشت طالبان به قدرت، حدود سه هزار و ۵۶۱ هکتار بود. این رقم در سال ۲۰۲۶ بیش از هفت برابر شده است.
همچنین سطح کشت خشخاش در تخار که در سال ۲۰۲۱ عاری از این محصول بود، در سال ۲۰۲۵ به ۲۷۴ هکتار رسید و در سال جاری میلادی با افزایشی چشمگیر به سه هزار و ۴۰۰ هکتار افزایش یافت.
نویسنده معتقد است گسترش کشت خشخاش در شمال شرق افغانستان، علاوه بر مشکلات اقتصادی و معیشتی کشاورزان، ارتباط پیچیده میان اقتصاد غیرقانونی، شبکههای قاچاق و ضعف نظارت و کنترل حکومتی در برخی مناطق را آشکار میکند.
فقر و ناکامی کشت جایگزین؛ عوامل بازگشت تریاک
دیپلمات در ادامه، فقر گسترده، بدهکاری کشاورزان و نبود محصولات جایگزین سودآور را از مهمترین عوامل بازگشت کشت خشخاش معرفی میکند.
به نوشته این نشریه، بسیاری از کشاورزان افغانستان به دلیل نبود حمایت اقتصادی و دشواری دسترسی به بازارهای فروش محصولات قانونی، بار دیگر به کشت خشخاش روی آوردهاند؛ محصولی که در مقایسه با بسیاری از محصولات کشاورزی دیگر، درآمد بیشتری برای آنان فراهم میکند.
دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل نیز در گزارش خود به تلاش کشاورزان برای دور زدن محدودیتهای طالبان اشاره کرده است.
کشت در قطعات کوچک و پنهان میان مزارع غلات، استفاده از زمینهای محصور در دیوار و تغییر زمان کاشت و برداشت از جمله روشهایی است که برای جلوگیری از شناسایی مزارع به کار گرفته میشود.
نویسنده همچنین معتقد است برنامههای سازمان ملل برای توسعه کشت جایگزین، از جمله ایجاد باغهای میوه، توسعه پرورش طیور و حمایت از فعالیتهای اقتصادی روستایی، تاکنون نتوانستهاند تأثیر قابلتوجهی در کاهش وابستگی کشاورزان به کشت خشخاش داشته باشند.
شبکههای قاچاق و پرسش درباره نقش عوامل محلی
در بخش دیگری از این تحلیل، به نقش شبکههای غیرقانونی در تداوم اقتصاد مواد مخدر افغانستان پرداخته شده است.
دیسوزا با اشاره به گزارشهایی درباره همکاری برخی واسطههای غیربومی و شبکههای محلی در گسترش کشت خشخاش در شمال شرق افغانستان، این پرسش را مطرح میکند که آیا میان برخی نیروهای طالبان، جنگسالاران محلی و قاچاقچیان مواد مخدر ارتباطاتی وجود دارد یا خیر.
او همچنین به گزارشهای رسانههای محلی درباره مشارکت احتمالی برخی نیروهای طالبان در جمعآوری، فرآوری و قاچاق مواد مخدر در ولایت زابل اشاره میکند؛ ادعاهایی که در صورت تأیید میتواند نشاندهنده تداوم فعالیت شبکههای غیرقانونی با وجود ممنوعیت رسمی کشت خشخاش باشد.
نویسنده در عین حال درباره احتمال انتقال محصولات خشخاش از بدخشان و تخار به پاکستان از مسیرهای مرزی نیز ابراز نگرانی میکند و معتقد است گسترش این شبکهها میتواند اقتصاد غیرقانونی مواد مخدر را در مناطق مرزی افغانستان و کشورهای همسایه تقویت کند.
پیامدهای منطقهای بازگشت اقتصاد مواد مخدر
این گزارش همچنین به تحولات مناطق مرزی افغانستان، پاکستان و ایران اشاره دارد و نسبت به گسترش فعالیتهای مرتبط با کشت و قاچاق مواد مخدر در این محدوده هشدار میدهد.
به نوشته دیپلمات، افزایش فعالیتهای مرتبط با خشخاش در مناطق مرزی میتواند زمینهساز تقویت مسیرهای قاچاق و شبکههای فرامرزی شود؛ موضوعی که برای کشورهای همسایه افغانستان و امنیت منطقه اهمیت ویژهای دارد.
در این میان، نویسنده احتمال تأمین مالی برخی جریانهای مسلح مخالف طالبان از طریق تجارت مواد مخدر را نیز مطرح میکند، اما این موضوع را در قالب یک پرسش و احتمال بیان میکند و شواهد قطعی برای اثبات آن ارائه نمیدهد.
ممنوعیت بدون توسعه اقتصادی؛ راهبردی ناپایدار
دیسوزا در جمعبندی مقاله خود تأکید میکند که بازگشت تریاک به افغانستان صرفاً یک تغییر آماری نیست، بلکه نشاندهنده ناکامی سیاستی است که بدون اصلاح شرایط اقتصادی و اجتماعی کشاورزان دنبال شده است.
به اعتقاد او، ممنوعیت کشت خشخاش از سوی طالبان بیش از آنکه بر تغییر ساختارهای اقتصادی و از بین بردن شبکههای قاچاق استوار باشد، بر ابزارهای قهری و برخوردهای انتظامی تکیه داشته است.
نویسنده همچنین معتقد است طالبان در زمینه مقابله با شبکههای غیرقانونی تأمین مالی و گردش پول حاصل از تجارت مواد مخدر، از جمله سازوکارهای حوالهای، اقدامات مؤثری انجام نداده است.
او هشدار میدهد که کاهش پایدار تولید تریاک در افغانستان بدون همکاری حکومت طالبان و جامعه بینالمللی امکانپذیر نیست و این روند به حمایت اقتصادی از کشاورزان، ایجاد فرصتهای شغلی جایگزین، توسعه زیرساختهای کشاورزی، دسترسی به بازارهای فروش و تقویت نظارت بر مناطق مستعد کشت خشخاش نیاز دارد.
دیپلمات در پایان تأکید میکند که تا زمانی که تقاضای جهانی برای مواد مخدر وجود داشته باشد و کشاورزان افغانستان نیز از گزینههای اقتصادی جایگزین و پایدار برخوردار نباشند، اقتصاد غیرقانونی مواد مخدر همچنان ظرفیت بازتولید و گسترش خواهد داشت.




