به گزارش ایراف، پایگاه تحلیلی «مدرن دیپلماسی» در گزارشی که روز دوشنبه دوم نوامبر ۲۰۲۶ منتشر شد، با اشاره به ناکامی هشتمین دور نشست قالب مسکو درباره افغانستان در دستیابی به بیانیه مشترک، این اتفاق را نشانهای از محدودیت نفوذ کشورهای منطقه بر طالبان و ضعف سیاست تعامل بدون اهرم فشار دانست.
به نوشته این رسانه، نشست هشتم قالب مسکو که پنجم اکتبر برگزار شد، برای نخستین بار از زمان آغاز فعالیت این سازوکار در سال ۲۰۱۷، بدون صدور بیانیه مشترک به پایان رسید.
اختلاف اصلی نیز بر سر تحریمها، بهرسمیتشناختن حکومت طالبان یا کمکهای اقتصادی نبود، بلکه هیئت طالبان با درج مکرر اشاره به ارتباط افغانستان با تروریسم در پیشنویس بیانیه مخالفت کرد.
مدرن دیپلماسی به نقل از ضمیر کابلوف، نماینده ویژه روسیه در امور افغانستان، نوشت که هیئت طالبان با عباراتی که در پیشنویس بیانیه درباره ارتباط افغانستان با تروریسم آمده بود، مخالفت کرده است؛ این در حالی است که به گفته این گزارش، عباراتی مشابه در بیانیه سال گذشته نیز وجود داشت.
این رسانه معتقد است که ناکامی در توافق بر سر چنین موضوعی، فراتر از یک اختلاف معمول دیپلماتیک است و نشان میدهد پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، کشورهای مختلف بدون داشتن یک سیاست هماهنگ و شروط مشترک با این گروه تعامل میکنند.
در این گزارش آمده است که بازیگران خارجی هرکدام بر اساس منافع محدود خود با طالبان ارتباط برقرار کردهاند و مسئله فعالیت گروههای مسلح در خاک افغانستان، که از مهمترین نگرانیهای امنیتی منطقه محسوب میشود، به شرط اصلی این تعاملات تبدیل نشده است.
به نوشته مدرن دیپلماسی، طالبان نیز از این وضعیت به این نتیجه رسیدهاند که میتوانند بدون پذیرش تعهدات مشخص در حوزه مبارزه با تروریسم، از دسترسی دیپلماتیک، همکاریهای فنی و امتیازهای سیاسی برخوردار شوند.
اختلاف رویکرد روسیه، چین و اروپا
مدرن دیپلماسی در ادامه گزارش، سیاست روسیه را یکی از نمونههای برجسته تعامل با طالبان بدون دریافت تعهدات متقابل معرفی میکند.
بر اساس این گزارش، روسیه در سال ۲۰۲۵ نام طالبان را از فهرست سازمانهای ممنوعه خود خارج کرد و نخستین کشوری شد که حکومت این گروه را به رسمیت شناخت.
همچنین سرگئی شویگو، دبیر شورای امنیت روسیه، در ماه مه ۲۰۲۶ از شکلگیری همکاری راهبردی و تمامعیار میان مسکو و کابل سخن گفت و گزارشهایی نیز درباره امضای توافق همکاریهای فنی و نظامی میان دو طرف منتشر شد.
با این حال، گزارش به تناقض میان این سیاست و ارزیابیهای امنیتی خود روسیه اشاره میکند.
به گفته شویگو، بین ۱۸ تا ۲۳ هزار نیروی مسلح وابسته به بیش از ۲۰ گروه در افغانستان فعالیت دارند. مدرن دیپلماسی معتقد است مسکو در سیاست خود بیشتر بر شاخه خراسان داعش و تهدیدهای ناشی از گسترش فعالیت این گروه به آسیای مرکزی تمرکز کرده است؛ موضوعی که زمینه همکاری روسیه و طالبان را در مبارزه با داعش فراهم میکند، اما سایر گروههای مسلح فعال در افغانستان را کمتر در کانون توجه قرار میدهد.
این رسانه همچنین سیاست چین را مبتنی بر حفظ ثبات، دسترسی به منابع معدنی و مسیرهای ترانزیتی و جلوگیری از فعالیت گروههای مسلح اویغور در نزدیکی منطقه سینکیانگ ارزیابی کرده است.
به نوشته این گزارش، تیم نظارت بر تحریمهای سازمان ملل متحد در گزارشهای خود از حمایت مقامهای طالبان از فعالیت گروههایی مانند القاعده، تحریک طالبان پاکستان و جنبش اسلامی ترکستان شرقی در افغانستان سخن گفته است.
مدرن دیپلماسی همچنین به کشته شدن سه شهروند چینی در نوامبر ۲۰۲۵ در حمله پهپادی و مسلحانه به یک محل استخراج طلا در جنوب تاجیکستان اشاره کرده که به گفته این رسانه، از خاک افغانستان انجام شده بود.
با وجود این حادثه، پکن بهجای مشروط کردن روابط خود با طالبان، از شهروندان چینی خواست منطقه مرزی مورد نظر را ترک کنند.
در بخش دیگری از گزارش، رویکرد کشورهای اروپایی، بهویژه آلمان، بررسی شده است.
بر اساس این گزارش، برلین در چارچوب تلاش برای تسریع روند بازگرداندن مهاجران افغان، مذاکرات با طالبان را گسترش داده و کارکنان کنسولی منصوبشده از سوی این گروه را پذیرفته است.
همچنین اتحادیه اروپا در ژوئن ۲۰۲۶ میزبان هیئتی از طالبان در بروکسل بود تا درباره بازگشت و پذیرش مجدد مهاجران گفتوگو کند.
این رسانه مینویسد که دولت آلمان همکاری با طالبان را محدود به مسائل فنی میداند و آن را به معنای عادیسازی روابط سیاسی تلقی نمیکند، اما در عمل، افزایش نیاز اروپا به توافق با کابل در موضوع مهاجرت میتواند زمینه امتیازگیری بیشتر طالبان را فراهم کند.
مدرن دیپلماسی همچنین به صدور چهار حکم بازداشت از سوی دیوان کیفری بینالمللی علیه مقامهای ارشد طالبان در همان روز برگزاری نشست مسکو اشاره کرده و هشدار کارشناسان حقوق بشر سازمان ملل را یادآور شده است که تعامل با طالبان بدون تعیین خطوط قرمز مشخص، خطر عادیسازی نقض حقوق بشر در افغانستان را افزایش میدهد.
فعالیت گروههای مسلح؛ چالش اصلی تعامل با طالبان
بخش مهم دیگری از گزارش به فعالیت گروههای مسلح در افغانستان و پیامدهای امنیتی آن برای کشورهای منطقه اختصاص دارد.
مدرن دیپلماسی با استناد به سیوهفتمین گزارش تیم نظارت سازمان ملل متحد درباره تحریمها که دوره ژوئیه تا دسامبر ۲۰۲۵ را پوشش میدهد، مینویسد تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) از آزادی عمل و حمایت بیشتری از سوی مقامهای طالبان برخوردار شده و حملات این گروه علیه پاکستان نیز در پی آن افزایش یافته است.
بر اساس این گزارش، در یکی از ارزیابیهای پیشین سازمان ملل، شمار نیروهای تحریک طالبان پاکستان حدود ۶ هزار نفر برآورد شده بود؛ رقمی که تقریباً دو برابر برآورد روسیه از تعداد نیروهای داعش خراسان است.
همان گزارش همچنین از ارتباط و همکاری القاعده با تحریک طالبان پاکستان در زمینه آموزش و مشاوره نظامی خبر داده بود.
این رسانه در عین حال یادآور شده است که مقامهای طالبان همواره حضور گروههای تروریستی در افغانستان را رد کردهاند، اما در گزارش سازمان ملل آمده است که هیچیک از کشورهای عضو این سازمان ارزیابی کابل را تأیید نکردهاند.
در ادامه، روابط پرتنش افغانستان و پاکستان بهعنوان نمونهای از پیامدهای این وضعیت مورد بررسی قرار گرفته است.
مدرن دیپلماسی مینویسد آتشبس با میانجیگری قطر پس از درگیریهای مرزی اکتبر ۲۰۲۵ دوام نیاورد و تلاشهای بعدی با میانجیگری ترکیه و عربستان نیز به توافقی پایدار منجر نشد.
به نوشته این رسانه، در فوریه ۲۰۲۶ پاکستان کابل و چند شهر دیگر افغانستان را هدف حملات قرار داد و وزیر دفاع این کشور از ورود دو طرف به مرحله «جنگ آشکار» سخن گفت.
همزمان با برگزاری نشست مسکو نیز دور تازهای از حملات هوایی و درگیریهای مرزی وارد سومین هفته خود شده بود.
این گزارش میافزاید مقامهای پاکستانی مدعیاند طالبان در موضوع تحریک طالبان پاکستان صرفاً تضمینهای شفاهی ارائه کردهاند و از پذیرش تعهدات مکتوب و قابل راستیآزمایی خودداری میکنند.
با این حال، مدرن دیپلماسی تأکید میکند که پاکستان نیز طرف بیطرف این مناقشه نیست و اقدامات اسلامآباد، از حملات فرامرزی گرفته تا اخراج گسترده مهاجران افغان، با انتقادهای جدی روبهرو بوده است.
ضرورت هماهنگی بینالمللی در تعامل با طالبان
مدرن دیپلماسی در بخش پایانی گزارش خود تأکید میکند که راهحل مشکلات افغانستان، بازگشت به سیاست انزوای کامل طالبان نیست؛ زیرا تجربه دهه ۱۹۹۰ نشان داده است که انزوای این گروه لزوماً به تغییر رفتار آن منجر نمیشود و تأثیرگذاری بر تحولات افغانستان نیز بدون حفظ کانالهای ارتباطی دشوار خواهد بود.
به باور این رسانه، مشکل اصلی در اصل تعامل با طالبان نیست، بلکه در نحوه و زمانبندی این تعاملات و نبود هماهنگی میان کشورهای مختلف قرار دارد. هر یک از بازیگران خارجی، از روسیه و چین گرفته تا کشورهای اروپایی، امتیازهای سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی خود را بدون دریافت تعهدات مشخص و قابل سنجش از طالبان ارائه کردهاند.
این رویکرد، به طالبان امکان داده است بهطور همزمان با مسکو، پکن و پایتختهای اروپایی مذاکره کنند، بدون آنکه هیچیک از این طرفها بهتنهایی ابزار کافی برای وادار کردن این گروه به پذیرش تعهدات امنیتی داشته باشد.
گزارش همچنین هشدار میدهد که ادامه این وضعیت میتواند طرحهای مهم اقتصادی و ترانزیتی منطقه، از جمله پروژه انتقال برق کاسا-۱۰۰۰، خط لوله گاز تاپی و طرح راهآهن ازبکستان، افغانستان و پاکستان را با خطر مواجه کند؛ زیرا اجرای این پروژهها به ثبات امنیتی در مناطقی وابسته است که گروههای مسلح در آن فعالیت دارند.
بر این اساس، مدرن دیپلماسی پیشنهاد میکند کشورهای عضو قالب مسکو، اتحادیه اروپا و میانجیگران منطقهای، به یک چارچوب مشترک برای تعامل با طالبان دست یابند و امتیازهایی مانند ارتقای سطح روابط دیپلماتیک، همکاریهای امنیتی و تضمینهای سرمایهگذاری را به اقدامات مشخص و قابل راستیآزمایی این گروه مشروط کنند.
از جمله این اقدامات میتوان به انتقال یا خلع سلاح گروههای مسلح مشخص در افغانستان اشاره کرد؛ اقداماتی که به باور نویسندگان گزارش باید از طریق سازوکار نظارتی سازمان ملل ارزیابی شوند.
این رسانه البته اذعان میکند که ایجاد چنین هماهنگیای آسان نخواهد بود؛ زیرا روسیه، چین و کشورهای اروپایی اولویتها و منافع متفاوتی در افغانستان دارند و تمایل چندانی ندارند که سیاستهای دوجانبه خود را تابع یک چارچوب جمعی قرار دهند.
مدرن دیپلماسی در جمعبندی گزارش خود مینویسد ناکامی نشست اکتبر مسکو در صدور بیانیه مشترک نشان داد که در شرایط کنونی، طالبان از قدرت چانهزنی بیشتری در برابر طرفهای خارجی برخوردارند و کشورهای تعاملکننده با این گروه، ابزار کافی برای تأثیرگذاری بر تصمیمهای آن در اختیار ندارند.
به نوشته این رسانه، تا زمانی که توازن قدرت در این روابط تغییر نکند و تعاملات خارجی با طالبان به تعهدات مشخص و قابل سنجش پیوند نخورد، این گروه همچنان از مزایای سیاسی و دیپلماتیک برخوردار خواهد شد، در حالی که کشورهای منطقه حتی در دستیابی به موضع مشترک و صدور یک بیانیه جمعی نیز با دشواری مواجه خواهند بود.




