به گزارش ایراف، هشتمین نشست «فرمت مسکو» درباره افغانستان که با حضور نمایندگان کشورهای منطقه در روسیه برگزار شد، برخلاف سالهای گذشته بدون صدور بیانیه مشترک به پایان رسید؛ رخدادی که از دید بسیاری از ناظران نشانهای از دشوارتر شدن روند دستیابی به اجماع منطقهای درباره آینده افغانستان به شمار میرود.
اندیشکده هندی «آبزرور ریسرچ فاندیشن» در گزارشی تحلیلی به قلم «الکسی زاخاروف» نوشته است که فرمت مسکو طی یک دهه گذشته با هدف نزدیک کردن دیدگاههای قدرتهای منطقهای درباره افغانستان ایجاد شد، اما نشست سال ۲۰۲۶ بار دیگر نشان داد که اختلافات میان کشورهای درگیر در پرونده افغانستان همچنان عمیق و تأثیرگذار است.
در این نشست نمایندگان چین، هند، ایران، پاکستان، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبکستان حضور داشتند و هیئت افغانستان نیز به ریاست امیرخان متقی، وزیر امور خارجه حکومت طالبان، در مذاکرات شرکت کرد.
بلاروس و مصر نیز به عنوان مهمان در این دور از گفتوگوها حضور داشتند.
اختلاف کابل و اسلامآباد بر نشست سایه انداخت
بر اساس این گزارش، مهمترین عامل شکست مذاکرات برای دستیابی به بیانیه پایانی، اختلافات رو به افزایش میان افغانستان و پاکستان بوده است.
ضمیر کابلوف، نماینده ویژه رئیسجمهور روسیه در امور افغانستان، اعلام کرده است که هیئت طالبان با بخشهایی از متن پیشنهادی بیانیه که به موضوع تروریسم و افغانستان مربوط میشد، مخالفت کرده و همین مسئله مانع توافق نهایی میان طرفها شده است.
به نوشته ORF، مقامهای طالبان معتقد بودند در پیشنویس سند نهایی، افغانستان بیش از اندازه در ارتباط با تهدیدهای تروریستی مطرح شده است.
این در حالی است که طرف روسی تأکید کرده همان عبارات در بیانیه سال گذشته نیز وجود داشته و در آن زمان با مخالفتی روبهرو نشده بود.
این اندیشکده معتقد است تغییر فضای روابط افغانستان و پاکستان و افزایش تنشهای دوجانبه طی ماههای اخیر، علت اصلی حساسیت طالبان نسبت به این موضوع بوده است.
رویارویی طالبان و پاکستان وارد مرحله تازهای شده است
گزارش ORF تأکید میکند که تنش میان افغانستان و پاکستان مهمترین عامل بیثباتی در مناسبات منطقهای پیرامون افغانستان محسوب میشود.
در جریان نشست مسکو، نماینده ویژه پاکستان در امور افغانستان بار دیگر حکومت طالبان را به نادیده گرفتن فعالیت گروههای مسلح مخالف اسلامآباد متهم کرد و مدعی شد که تهدیدهای تروریستی همچنان از خاک افغانستان متوجه پاکستان است.
در مقابل، امیرخان متقی سرپرست وزارت خارجه طالبان این اتهامات را رد کرد و سیاستهای پاکستان را عامل بخشی از مشکلات امنیتی موجود دانست.
اختلاف بر سر فعالیت «تحریک طالبان پاکستان» و همچنین مناقشه تاریخی بر سر خط دیورند همچنان از مهمترین محورهای اختلاف میان دو طرف است.
این اختلافات در هفتههای اخیر با حملات هوایی پاکستان به مناطقی در افغانستان و تداوم درگیریهای مرزی بار دیگر وارد مرحلهای پرتنش شده است.
به باور تحلیلگران، افزایش تنش میان کابل و اسلامآباد نه تنها روابط دوجانبه را تحت تأثیر قرار داده بلکه تلاشهای منطقهای برای ایجاد سازوکارهای همکاری مشترک درباره افغانستان را نیز با چالش روبهرو کرده است.
نگرانیهای امنیتی در مرزهای شمالی افغانستان
علاوه بر پاکستان، کشورهای آسیای مرکزی نیز همچنان نسبت به وضعیت امنیتی افغانستان ابراز نگرانی میکنند.
در گزارش ORF آمده است که مقامهای امنیتی منطقه بارها درباره فعالیت گروههای افراطی در نزدیکی مرزهای شمالی افغانستان هشدار دادهاند.
تاجیکستان از جمله کشورهایی است که همچنان نسبت به تحولات امنیتی در امتداد مرز مشترک با افغانستان حساسیت ویژهای دارد.
برخی گزارشها نیز از حملات پراکنده به مناطق مرزی تاجیکستان و حضور گروههای مسلح در نزدیکی مرزهای شمالی افغانستان حکایت دارد؛ موضوعی که علاوه بر نگرانیهای امنیتی، بر برخی پروژههای اقتصادی منطقهای نیز تأثیر گذاشته است.
روسیه میان طالبان و متحدان سنتی خود
تحلیل اندیشکده هندی نشان میدهد مسکو اکنون در برابر یک معادله پیچیده قرار گرفته است.
از یک سو، روسیه طی سالهای اخیر روابط خود با حکومت طالبان را به سطحی بیسابقه رسانده و کابل را یکی از شرکای مهم خود در معادلات منطقهای میداند.
از سوی دیگر، کشورهای متحد روسیه در آسیای مرکزی همچنان نسبت به پیامدهای امنیتی تحولات افغانستان نگرانیهای جدی دارند.
به همین دلیل مسکو تلاش میکند ضمن حفظ همکاریهای نزدیک با طالبان، نگرانیهای امنیتی متحدان خود بهویژه تاجیکستان را نیز مدیریت کند؛ مأموریتی که با توجه به شرایط موجود چندان آسان به نظر نمیرسد.
چرخش بزرگ سیاست روسیه در قبال طالبان
به نوشته ORF، روابط روسیه و حکومت طالبان طی پنج سال گذشته دستخوش تحولی اساسی شده است.
مسکو که در گذشته تماسهای خود با طالبان را با احتیاط و همراه با شرط و شروط سیاسی پیش میبرد، اکنون به مرحلهای رسیده که حکومت طالبان را به رسمیت شناخته و نام این گروه را نیز از فهرست سازمانهای تروریستی خود خارج کرده است.
مقامهای طالبان در سالهای اخیر بهطور مستمر در نشستهای اقتصادی و منطقهای مورد حمایت روسیه از جمله مجمع اقتصادی سنپترزبورگ، مجمع اقتصادی شرق و کازانفروم حضور یافتهاند؛ موضوعی که نشاندهنده جایگاه جدید کابل در معادلات سیاست خارجی روسیه است.
در عین حال، نویسنده گزارش معتقد است که روسیه تاکنون تقریباً همه مشوقهای سیاسی در اختیار خود را به طالبان ارائه کرده است و همچنان این پرسش مطرح است که مسکو در مقابل چه دستاورد ملموسی به دست آورده است.
همکاری امنیتی علیه داعش خراسان
یکی از مهمترین دلایل نزدیکی روسیه و طالبان، نگرانی مشترک از فعالیت شاخه خراسان داعش عنوان شده است.
مسکو معتقد است داعش خراسان بزرگترین تهدید امنیتی برخاسته از خاک افغانستان برای آسیای مرکزی و روسیه محسوب میشود.
به همین دلیل روسیه طالبان را بخشی از راهحل مقابله با این تهدید میداند، نه بخشی از مشکل.
در همین چارچوب، دو طرف در سال ۲۰۲۶ توافق همکاری نظامی و فنی امضا کردند که بر اساس آن تجهیزات نظامی ساخت شوروی و روسیه موجود در افغانستان بازسازی و احیا خواهد شد.
روسیه امیدوار است از رهگذر این همکاریها، توان حکومت طالبان برای مقابله با داعش خراسان تقویت شود و از گسترش ناامنی به سمت کشورهای آسیای مرکزی جلوگیری شود.
اقتصاد؛ محور رو به گسترش روابط کابل و مسکو
در کنار همکاریهای امنیتی، اقتصاد نیز به یکی از پایههای اصلی روابط روسیه و افغانستان تبدیل شده است.
بر اساس آمارهای منتشرشده، حجم تجارت میان دو طرف طی ماههای اخیر رشد قابل توجهی را تجربه کرده و روسیه افغانستان را به عنوان بازاری مهم برای صادرات انرژی، فرآوردههای نفتی و محصولات کشاورزی ارزیابی میکند.
در مقابل، موقعیت جغرافیایی افغانستان نیز برای روسیه اهمیت فزایندهای پیدا کرده است. مسکو به افغانستان به عنوان حلقهای مهم در اتصال کریدورهای حملونقل و انرژی منطقهای نگاه میکند.
پروژههایی همچون کریدور بینالمللی شمال ـ جنوب، راهآهن ترانسافغان و خط لوله گاز ترکمنستان ـ افغانستان ـ پاکستان ـ هند (تاپی) از جمله طرحهایی هستند که در محاسبات راهبردی و اقتصادی روسیه جایگاه ویژهای یافتهاند.
فرمت مسکو؛ تریبونی برای گفتوگو، نه اجماع
اندیشکده هندی ORF در جمعبندی گزارش خود تأکید میکند که ناکامی نشست امسال در دستیابی به بیانیه مشترک، نشانه روشنی از محدودیتهای فرمت مسکو در ایجاد اجماع منطقهای پیرامون افغانستان است.
به اعتقاد نویسنده، این سازوکار در طول ده سال فعالیت خود نتوانسته به هدف اصلی یعنی ایجاد یک موضع هماهنگ منطقهای درباره آینده افغانستان دست یابد و اختلافات سیاسی و امنیتی میان بازیگران مختلف همچنان پابرجاست.
با این حال، فرمت مسکو همچنان یکی از معدود سازوکارهایی است که قدرتهای رقیب منطقهای را پشت یک میز مینشاند و امکان گفتوگو درباره مهمترین پروندههای مرتبط با افغانستان را فراهم میکند؛ موضوعی که در شرایط پرتنش کنونی، همچنان برای کشورهای منطقه اهمیت قابل توجهی دارد.




