شوکتعلی محمدی شاری، نویسنده و پژوهشگر حوزه تاریخ در گفتوگوی اختصاصی با ایراف اظهار کرد: درباره هویت مردم هزاره و عناصر هویتساز این جامعه، بهویژه ویژگیهای زبان و لهجه پارسی هزارگی، مطالعات علمی محدودی انجام شده است. به گفته او، بخش مهمی از مطالعات اولیه درباره هزارهها بر گزارشهای غیرتخصصی نظامیان انگلیسی و روسی و جهانگردان استوار بوده و اکنون ضرورت دارد پژوهشهایی علمی با نگاه درونجامعهای شکل بگیرد.
زبان، عنصر هویتساز جوامع
وی افزود: در کتاب «لهجه پارسی هزارگی» تلاش کرده است ابعاد گوناگون این لهجه را بهصورت گستردهتر بررسی کند و به پرسشهایی درباره ارتباط آن با زبان اوستایی و پارسی کهن، ویژگیهای زبانشناختی و میزان حضور واژگان ترکی در آن پاسخ دهد.
این نویسنده و پژوهشگر با اشاره به نقش زبان در شناخت گذشته ملتها گفت: زبان یکی از مهمترین عناصر هویتساز جوامع است و به دلیل ماهیت تاریخی و پویای خود، میتواند تحولات اجتماعی و فرهنگی یک ملت را بازتاب دهد. زبان همزمان با جامعه رشد میکند و تغییر مییابد و هر دوره تاریخی نیز ویژگیهای آوایی، دستوری و واژگانی خاص خود را دارد.
محمدی شاری ادامه داد: اهمیت تاریخ در مطالعات زبانشناختی بهاندازهای است که حوزهای با عنوان «دستور تاریخی» شکل گرفته است؛ حوزهای که ویژگیهای دستوری زبان در دورههای مختلف را بررسی و ارزیابی میکند. از این منظر، مطالعه لهجهها و گویشهای محلی میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره تحولات تاریخی زبان در اختیار پژوهشگران قرار دهد.
وی با تأکید بر ضرورت حفاظت از گویشها و لهجههای کهن پارسی بیان کرد: مؤثرترین راه برای حفظ این میراث زبانی، ثبت واژهها، ویژگیها و ظرفیتهای آنها از طریق پژوهشهای علمی است. دانشگاهها و نهادهای علمی مرتبط با زبان فارسی میتوانند با هدایت پایاننامهها، رسالهها و طرحهای پژوهشی به این حوزه، زمینه مستندسازی و بهرهگیری از ظرفیتهای این گویشها را فراهم کنند.
این پژوهشگر افزود: مطالعات کتابخانهای بهتنهایی کافی نیست و باید پژوهشگران با انجام تحقیقات میدانی، به سراغ گویشهایی مانند سغدی، شغنانی، خلمی و هزارگی بروند. ثبت و بررسی علمی این گویشها میتواند به شناخت دقیقتر میراث زبانی و غنای فرهنگی و تمدنی زبان پارسی کمک کند.
محمدی شاری درباره تفاوت جایگاه لهجههای مختلف فارسی و میزان شناختهشدن آنها نیز اظهار کرد: زبان پدیدهای فرهنگی است که از تحولات سیاسی و اجتماعی تأثیر میپذیرد. به گفته او، به حاشیه راندهشدن برخی جوامع در عرصه سیاست میتواند بر جایگاه تاریخی، فرهنگی و زبانی آنها نیز اثر بگذارد؛ ازاینرو، رشد و گسترش زبانها و فرهنگها تا اندازهای به شرایط سیاسی و اقتصادی وابسته است.
لهجه هزارگی و ویژگیهای زبانهای کهن
وی با اشاره به ویژگیهای لهجه هزارگی گفت: بررسیهای مورد اشاره در کتاب نشان میدهد که این لهجه ویژگیهایی از دستگاه آوایی، ساختار دستوری و واژگان زبانهای کهن منطقه را حفظ کرده است. او معتقد است زبان پارسی، زبان مادری مردم هزاره است و ویژگیهای موجود در لهجه هزارگی را باید در چارچوب تداوم تاریخی این زبان بررسی کرد.
محمدی شاری افزود: وجود برخی ویژگیهای آوایی و دستوری، فعلهای ترکیبی، کاربرد گسترده «ذال» و شماری از پسوندها، از جمله مواردی است که در کتاب برای بررسی پیوند لهجه هزارگی با متون کهن پارسی مطرح شده است. به باور او، مطالعه این ویژگیها میتواند به شناخت بهتر تحولات تاریخی زبان پارسی کمک کند.
این نویسنده و پژوهشگر، حضور واژگان کهن و ویژگیهای آوایی و دستوری را از مهمترین مشخصههای لهجه هزارگی دانست و گفت: این لهجه ظرفیت آن را دارد که بهعنوان یکی از زمینههای پژوهش درباره زبانهای تاریخی منطقه و متون کهن پارسی مورد توجه قرار گیرد.
وی در توضیح دیدگاه خود درباره پیوند لهجه هزارگی با زبان اوستایی اظهار کرد: از نظر او، خاستگاه تاریخی مشترک در حوزههایی مانند بلخ و بامیان، زمینهای برای بررسی ارتباط میان این زبانها فراهم میکند. محمدی شاری در کتاب خود به شباهتهای واژگانی، آوایی و دستوری میان لهجه هزارگی و زبان اوستایی پرداخته و آنها را در چارچوب پیوندهای تاریخی این حوزه بررسی کرده است.
او همچنین با اشاره به وجود برخی آواها و صورتهای واژگانی در هزارگی گفت: در این لهجه، صورتهایی از واژهها و پسوندها وجود دارد که به اعتقاد او با نمونههای موجود در زبان اوستایی قابل مقایسهاند. وی نمونههایی مانند «ایته» و «اوته» و تعدادی دیگر از واژههای مورد بررسی در کتاب را از شواهدی دانست که برای این دیدگاه مطرح کرده است.
محمدی شاری تأکید کرد که بررسی این پیوندها به مطالعات تخصصی و تطبیقی نیاز دارد و شناخت دقیق آنها باید با توجه به شواهد زبانشناختی و متون تاریخی انجام شود.
واژگان ترکی و مغولی؛ ضرورت بررسی ساختار زبان
وی درباره تأثیر زبانهای ترکی و مغولی بر لهجه هزارگی گفت: دادوستد زبانی میان جوامع امری طبیعی است و وجود تعدادی واژه از یک زبان در زبان دیگر، بهتنهایی به معنای تغییر هویت یا خانواده زبانی آن نیست. به گفته او، برای شناخت وابستگی یک زبان باید ساختار دستوری و ویژگیهای بنیادین آن را نیز بررسی کرد.
این پژوهشگر افزود: واژگان بخشی از ساختار زبان هستند، اما برای تعیین خانواده زبانی باید به مجموعهای از ویژگیها توجه داشت. او با اشاره به حضور واژگان عربی در فارسی گفت که ورود گسترده واژهها از زبانهای دیگر لزوماً به معنای تغییر زبان یا تبار زبانی گویشوران نیست.
محمدی شاری با بیان اینکه همسایگی تاریخی و ارتباط میان جوامع میتواند زمینه انتقال واژگان را فراهم کند، اظهار کرد: واژگان ترکی و مغولی نیز در لهجه هزارگی وجود دارند، اما میزان و نوع این تأثیرگذاری باید با روشهای علمی بررسی شود.
وی ادامه داد: در کتاب «لهجه پارسی هزارگی»، ادعای بسامد بالای واژگان ترکی و مغولی بررسی شده و نویسنده با ارائه جدولهایی درباره واژگان مربوط به اندامهای بدن، روابط خانوادگی، جانوران، گیاهان و درختان، کوشیده است میزان این تأثیرگذاری را ارزیابی کند.
او گفت: بر اساس بررسیهای ارائهشده در کتاب، بخش قابل توجهی از واژگان مربوط به حوزههای یادشده از نظر نویسنده ریشه در زبانهای کهن منطقه و پارسی دارند و بسیاری از این واژهها برای گویشوران زبان ترکی قابل فهم نیستند. این نتیجهگیری، به گفته او، ضرورت بررسی نظاممند واژگان و پرهیز از داوریهای غیرعلمی درباره خاستگاه زبانی لهجه هزارگی را نشان میدهد.
نگاه علمی؛ راه حفاظت از میراث زبانی هزارهها
محمدی شاری با تأکید بر ضرورت حفظ لهجه هزارگی بهعنوان بخشی از میراث فرهنگی، گفت: ثبت ویژگیهای زبانی، کشف ظرفیتها و ظرافتهای این لهجه و انجام پژوهشهای دانشگاهی میتواند به حفظ و معرفی آن کمک کند.
وی افزود: توجه دانشگاهها، پژوهشگران و دانشجویان به مطالعه تخصصی لهجه هزارگی اهمیت زیادی دارد. به گفته او، شماری از دانشجویان دوره دکتری زبان فارسی نیز بررسی این لهجه را موضوع پژوهشهای خود قرار دادهاند و ادامه چنین مطالعاتی میتواند زمینه شناخت دقیقتر آن را فراهم کند.
این نویسنده و پژوهشگر، نگاه احساسی و غیرعلمی را از عواملی دانست که ممکن است به مطالعات مربوط به لهجه هزارگی آسیب بزند و اظهار کرد: پژوهش درباره زبان مادری، بهویژه هنگامی که با زبانهای کهن و متون تاریخی ارتباط داده میشود، به دانش تخصصی و روش علمی نیاز دارد.
محمدی شاری خاطرنشان کرد: پژوهشگران این حوزه باید افزون بر زبان فارسی، با زبانهایی مانند اوستایی، بلخی یا باختری و حتی سنسکریت نیز آشنایی تخصصی داشته باشند تا بتوانند شباهتها و تفاوتها را با دقت بیشتری بررسی کنند.
وی در پایان تأکید کرد که حفظ میراث زبانی مردم هزاره، مستلزم ثبت علمی و پژوهشهای مستمر است؛ مسیری که میتواند به شناخت بهتر تاریخ زبان، پاسداری از تنوع فرهنگی و معرفی ظرفیتهای لهجه هزارگی به جامعه علمی کمک کند.
هزارگی زبان یا لهجه؟
این در حالی است که چندی پیش از این، علی امیری، نویسنده و پژوهشگر، در آستانه سرشماری سال ۲۰۲۶ استرالیا، پیشنهاد ثبت 3«هزارگی» بهعنوان زبانی مستقل در این کشور را مطرح کرده بود؛ پیشنهادی که با واکنشهای متفاوتی از سوی نویسندگان، پژوهشگران و فعالان فرهنگی روبهرو شد.
موافقان این طرح، آن را گامی در جهت بهرسمیتشناختن هویت زبانی هزارهها و بازتاب دقیقتر حضور آنان در آمارهای رسمی میدانند، اما شماری از منتقدان، با تأکید بر پیوند تاریخی و ساختاری هزارگی با زبان فارسی، درباره پیامدهای این تفکیک زبانی ابراز نگرانی کردند.
این موضوع به بحثی گستردهتر درباره نسبت میان هویت قومی و جایگاه زبانشناختی هزارگی انجامید و دیدگاههای متفاوتی درباره مستقلبودن این زبان یا تعلق آن به خانواده گویشهای فارسی مطرح شد.
در این میان، شماری از نویسندگان و پژوهشگران بر ضرورت بررسی علمی ویژگیهای زبانی هزارگی تأکید کردند و اختلافنظرها درباره این پیشنهاد، بار دیگر موضوع هویت زبانی هزارهها و پیوند آن با میراث تاریخی زبان فارسی را به کانون توجه محافل فرهنگی کشاند.




