ناکامی فرمت مسکو؛ ایران بهترین گزینه برای میانجی‌گری بین طالبان و پاکستان است

دکتر حسین حاجی، تحلیلگر مسائل بین‌الملل، در گفت‌وگو با ایراف با انتقاد از عملکرد روسیه در میانجی‌گری میان طالبان و پاکستان، جمهوری اسلامی ایران را به دلیل اشتراکات فرهنگی، تمدنی، دینی و منافع امنیتی مشترک با دوطرف، مناسب‌ترین گزینه برای حل این مناقشه دانست. وی هشدار داد که تداوم تنش‌ها می‌تواند علاوه بر تهدید امنیت مرزهای شرقی ایران، زمینه فعال شدن گسل‌های قومی و هویتی در منطقه را فراهم کند.

ناکامی فرمت مسکو؛ از نگاه امنیتی تا محدودیت‌های ساختاری

حاجی در پاسخ به این پرسش که آیا فرمت مسکو می‌تواند به حل مناقشه میان طالبان و پاکستان کمک کند، گفت: تجربه عملکرد روسیه در پایان دادن به مناقشات کشورهایی که مسکو در آن‌ها نقش داشته است، کارنامه درخشانی را نشان نمی‌دهد و نمونه‌های موفق این کشور در عرصه میانجی‌گری و برقراری صلح چندان پرشمار نیست.

وی با اشاره به ناکامی نشست‌های فرمت مسکو افزود: یکی از دلایل این ناکامی آن است که ساختار تعریف‌شده برای این سازوکار، اساساً به‌گونه‌ای نیست که بتواند مناقشات را به‌صورت پایدار پایان دهد. از نگاه او، این فرمت بیشتر در امتداد مسیری قرار گرفته که با وجود نتایج محدود، امکان بهره‌برداری روسیه از منافع خود را فراهم می‌کند.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل، دومین عامل ناکامی مسکو را نگاه امنیتی به اختلافات طالبان و پاکستان دانست و اظهار کرد: مشکل این دوطرف صرفاً امنیتی نیست، بلکه ابعاد هویتی، ایدئولوژیک و فرهنگی نیز دارد. بنابراین، نمی‌توان انتظار داشت که با تمرکز صرف بر مسائل امنیتی، همه زمینه‌های اختلاف میان دوطرف برطرف شود.

حاجی با اشاره به تفاوت‌های فرهنگی و ایدئولوژیک روسیه با طالبان و پاکستان گفت: اگرچه طالبان و پاکستان هر دو مسلمان هستند، شناخت و درک مشترک میان میانجی و طرف‌های مناقشه در فرایند حل اختلاف اهمیت زیادی دارد. به اعتقاد او، روسیه از نظر شناخت و تعلق خاطر به فرهنگ و تمدن این دو طرف، ظرفیت محدودی دارد و همین مسئله بر توانایی آن برای ایجاد تفاهم پایدار تأثیر می‌گذارد.

نقش هند، عربستان و آمریکا در ناکامی تلاش‌های مسکو

حاجی معتقد است که برای تحلیل ناکامی فرمت مسکو، نباید فقط به عملکرد روسیه یا اختلافات مستقیم طالبان و پاکستان توجه کرد، بلکه باید نقش بازیگران دیگری را نیز در نظر گرفت که در معادلات افغانستان و پاکستان اثرگذار هستند.

وی با اشاره به نقش هند گفت: یکی از متغیرهای مهم در این مناقشه، نقش هند و حضور عناصر مرتبط با این کشور در افغانستان است؛ موضوعی که به اعتقاد او می‌تواند در جهت تحریک طالبان علیه مواضع پاکستان و تشدید اختلافات دو طرف عمل کند. حاجی این مسئله را در چارچوب سابقه طولانی رقابت میان هند و پاکستان و استفاده دو کشور از ظرفیت‌های نیابتی برای مقابله با یکدیگر ارزیابی کرد.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل در ادامه به نقش عربستان سعودی اشاره کرد و گفت: عربستان خود را یکی از بازیگران مؤثر در میانجی‌گری و برقراری صلح در منطقه می‌داند، اما روابط نزدیک این کشور با پاکستان می‌تواند بر نحوه مواجهه آن با مناقشه طالبان و پاکستان اثر بگذارد. به گفته وی، مناسبات نزدیک ریاض و اسلام‌آباد، از جمله پیوندهای سیاسی و ایدئولوژیک، ممکن است مانع از آن شود که عربستان در این مناقشه به‌عنوان میانجی کاملاً بی‌طرف عمل کند.

حاجی همچنین آمریکا را یکی دیگر از متغیرهای مؤثر در ناکامی احتمالی روسیه دانست و اظهار کرد: واشنگتن در مواردی که روسیه برای گسترش نفوذ خود وارد میدان می‌شود، تلاش می‌کند اثرگذاری اقدامات مسکو را کاهش دهد یا خنثی کند. از این منظر، رقابت قدرت‌های بزرگ نیز می‌تواند بر نتیجه تلاش‌های دیپلماتیک روسیه تأثیر بگذارد.

وی در مجموع تأکید کرد که مجموعه‌ای از عوامل، از جمله محدودیت‌های ساختاری فرمت مسکو، تفاوت‌های فرهنگی و ایدئولوژیک، رقابت‌های منطقه‌ای و مداخلات قدرت‌های فرامنطقه‌ای، چشم‌انداز دستیابی به توافق از مسیر فعلی را با ابهام مواجه کرده است.

پایان ظرفیت میانجی‌گری روسیه و ضرورت سازوکار جدید

حاجی در پاسخ به این پرسش که آیا مسکو پس از ناکامی در دستیابی به توافق میان طالبان و پاکستان همچنان توانایی اثرگذاری دارد، گفت: به اعتقاد من، تاریخ مصرف میانجی‌گری مسکو به پایان رسیده و این کشور به انتهای مسیر فعلی خود نزدیک شده است.

وی افزود: ممکن است پیش از آنکه طرف‌های مناقشه تصمیم بگیرند از مسکو فاصله بگیرند، خود روسیه به دلیل ناکامی‌های موجود مسیرش را تغییر دهد و از ادامه این سازوکار فاصله بگیرد. به باور او، تداوم رویکرد فعلی بدون دستیابی به نتیجه ملموس، نمی‌تواند جایگاه مسکو را به‌عنوان میانجی تقویت کند.

بیشتر بخوانید:  مواضع متناقض قطر؛ از توافق دوحه تا تأکید بر ضرورت «روند سیاسی به رهبری افغان‌ها»

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل در پاسخ به این پرسش که آیا افغانستان و پاکستان به سازوکار جدیدی برای مدیریت بحران نیاز دارند، اظهار کرد: بله، قطعاً هر دو کشور به سازوکاری تازه با میانجی‌های جدید نیاز دارند؛ میانجی‌هایی که از منافع مشترک و شناخت نزدیک‌تری از شرایط منطقه برخوردار باشند.

حاجی با تأکید بر اهمیت اشتراکات میانجی با طرف‌های مناقشه گفت: وجود پیوندهای تمدنی، فرهنگی، جغرافیایی و زبانی می‌تواند در ایجاد تفاهم و نزدیک کردن دیدگاه‌ها نقش مؤثری داشته باشد. از نگاه او، سازوکاری که بر این اشتراکات تکیه کند، ظرفیت بیشتری برای مدیریت اختلافات و کمک به پایان دادن به مناقشه خواهد داشت.

چرا ایران مناسب‌ترین گزینه برای میانجی‌گری است؟

حاجی در پاسخ به این پرسش که کدام کشور می‌تواند جایگزین روسیه شود و نقش مثبتی در حل مناقشه طالبان و پاکستان ایفا کند، جمهوری اسلامی ایران را بهترین گزینه دانست و گفت: ایران با هر دو طرف اشتراکات فرهنگی، تمدنی، دینی و هویتی دارد و از این ظرفیت‌ها می‌تواند برای نزدیک کردن دیدگاه‌های آن‌ها استفاده کند.

وی با اشاره به پیوندهای تاریخی ایران و افغانستان اظهار کرد: افغانستان از نظر تاریخی و تمدنی با ایران ارتباطات عمیقی دارد و اشتراکات فرهنگی و زبانی میان دو کشور می‌تواند زمینه‌ساز تفاهم باشد. علاوه بر این، پاکستان نیز به‌عنوان کشوری مسلمان، در حوزه دین و برخی زمینه‌های فرهنگی با جمهوری اسلامی ایران اشتراکاتی دارد.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل افزود: هم‌مرزی ایران با افغانستان و پاکستان و تأثیر مستقیم تحولات این دو کشور بر امنیت جمهوری اسلامی، از دیگر دلایل اهمیت نقش‌آفرینی تهران است. تأمین امنیت در این منطقه، هم به نفع ایران است، هم پاکستان و هم افغانستان؛ بنابراین، ایران انگیزه و ظرفیت لازم برای کمک به کاهش تنش‌ها را دارد.

حاجی در ادامه، آمریکا را به دلیل سابقه حضور و عملکردش در افغانستان گزینه مناسبی برای میانجی‌گری ندانست و گفت: عملکرد آمریکا در افغانستان تجربه تلخی در ذهن مردم این کشور بر جای گذاشته است. از سوی دیگر، به اعتقاد او، عربستان نیز به دلیل روابط نزدیک با پاکستان، از جمله پیمان مکه و پیوندهای ایدئولوژیک دو کشور، نمی‌تواند به‌آسانی نقش یک میانجی کاملاً بی‌طرف را ایفا کند.

وی همچنین به روابط آموزشی و مذهبی میان عربستان و پاکستان اشاره کرد و گفت: بخشی از طلاب پاکستانی در مراکز دینی و آموزشی عربستان تحصیل می‌کنند و از حمایت‌های مالی این کشور برخوردارند. از نگاه حاجی، این پیوندها در کنار مناسبات سیاسی و امنیتی ریاض و اسلام‌آباد، بر ارزیابی بی‌طرفی عربستان در این مناقشه اثر می‌گذارد. بر همین اساس، او جمهوری اسلامی ایران را گزینه برتر برای کمک به حل اختلافات طالبان و پاکستان معرفی کرد.

پیامد تنش طالبان و پاکستان برای امنیت مرزهای شرقی ایران

حاجی در پاسخ به پرسشی درباره پیامدهای منطقه‌ای شکست تلاش‌های روسیه برای پایان دادن به مناقشه طالبان و پاکستان گفت: اگر در منطقه‌ای با چندین کشور همسایه، مناسبات اقتصادی، سیاسی و امنیتی میان کشورها برقرار باشد، ناامنی در یکی از آن‌ها می‌تواند امنیت کل منطقه را تحت تأثیر قرار دهد؛ چه منشأ ناامنی در داخل ساختار آن کشور باشد و چه ناشی از تهدیدهای خارجی.

وی با اشاره به جایگاه امنیت جمعی و امنیت همسایگی در نظریه روابط بین‌الملل افزود: هرگونه ناامنی میان طالبان و پاکستان، به دلیل هم‌مرزی این دو کشور با ایران و وجود برخی اشتراکات فرهنگی و تمدنی، می‌تواند برای جمهوری اسلامی ایران نیز تهدیدآفرین باشد.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل هشدار داد که پیامدهای مناقشه تنها به حوزه نظامی و امنیتی محدود نمی‌شود و ممکن است گسل‌های قومی، هویتی و فرهنگی را نیز فعال کند. به گفته او، در صورت تشدید بحران میان افغانستان و پاکستان، اختلافات امنیتی می‌تواند به بحران‌های هویتی و قومی گسترش یابد و دامنه پیامدهای آن از مرزهای دو کشور فراتر برود.

حاجی با اشاره به پیوندهای فرهنگی و اجتماعی در مناطق مرزی ایران و پاکستان، به‌ویژه سیستان و بلوچستان، اظهار کرد: وجود اشتراکات در دو سوی مرز باعث می‌شود که تشدید بحران در منطقه، زمینه تأثیرگذاری بر مناسبات اجتماعی و هویتی را نیز فراهم کند. از این رو، هرگونه گسترش ناامنی در افغانستان و پاکستان می‌تواند به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر شرایط امنیتی مرزهای شرقی ایران اثر بگذارد.

وی تأکید کرد: در صورت تداوم مناقشه، جمهوری اسلامی ایران ممکن است بیش از برخی دیگر از بازیگران منطقه‌ای از پیامدهای آن متأثر شود؛ زیرا امنیت مرزهای شرقی ایران با ثبات افغانستان و پاکستان ارتباط مستقیم دارد. در مقابل، اگر اختلافات از طریق یک سازوکار مؤثر و به‌ویژه با میانجی‌گری ایران حل‌وفصل شود، بخش مهمی از تهدیدهای ناشی از تداوم تنش‌ها کاهش خواهد یافت.

بیشتر بخوانید:  آمریکا در بن‌بست؛ روبیو توافق با ایران را دشوار خواند

انتقال فناوری و انتظارات طالبان از ایران

حاجی در بخش دیگری از اظهارات خود، به موضوع انتقال فناوری و نوع مطالبات اقتصادی طالبان از ایران اشاره کرد و گفت: نباید تصور کرد که انتقال کالا یا ارائه برخی خدمات فنی و مهندسی الزاماً به معنای انتقال دانش و فناوری اصلی به طرف مقابل است.

وی با اشاره به تفاوت میان صادرات کالا، ارائه خدمات فنی و انتقال دانش افزود: در بسیاری از حوزه‌های صنعتی و فناوری، شرکت‌ها و کشورها تلاش می‌کنند مزیت‌های اختصاصی و دانش فنی خود را حفظ کنند. بنابراین، ارائه یک محصول یا خدمت لزوماً به معنای در اختیار گذاشتن تمام دانش و فرمول‌های تولید آن نیست.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل با اشاره به نمونه‌هایی از صنایع و محصولات شناخته‌شده گفت: در برخی صنایع، حتی با وجود دسترسی به محصول نهایی، دانش و فرایند اصلی تولید همچنان در اختیار تولیدکننده باقی می‌ماند. از این رو، نباید میان خرید کالا، دریافت خدمات مهندسی و دستیابی کامل به فناوری تمایز قائل نشد.

حاجی با اشاره به رویکرد ایران در تعامل با افغانستان اظهار کرد: ایران با توجه به پیوندهای تاریخی، فرهنگی و دینی و تأکید بر اخوت و برادری، ممکن است در برخی زمینه‌ها همکاری‌هایی را در اختیار طرف افغانستانی قرار دهد؛ اما باید توجه داشت که مطالبات و انتظارات طالبان از ایران می‌تواند فراتر از آن چیزی باشد که در عمل امکان ارائه آن وجود دارد. از نگاه او، لازم است در ارزیابی این مطالبات، میان همکاری اقتصادی، ارائه خدمات فنی و انتقال واقعی دانش و فناوری تفاوت گذاشته شود.

چین، کریدور واخان و ملاحظات فرهنگی در افغانستان

حاجی در بخشی از اظهارات خود، به موضوع کریدور واخان و ملاحظات چین درباره تحولات افغانستان نیز اشاره کرد. وی با انتقاد از برخی تحلیل‌های ساده‌انگارانه درباره روابط طالبان با بازیگران منطقه‌ای، معتقد است که در ارزیابی رفتار طالبان باید مجموعه‌ای از عوامل امنیتی، سیاسی، فرهنگی و هویتی را در نظر گرفت.

وی با اشاره به حساسیت‌های چین درباره افغانستان گفت: تحولات مرتبط با کریدور واخان و مسیر ارتباطی افغانستان با چین، صرفاً به ایجاد یک راه ارتباطی محدود نمی‌شود و ملاحظات امنیتی و سیاسی پکن نیز در این زمینه اهمیت دارد. از نگاه او، ارزیابی رفتار چین و نحوه مواجهه این کشور با طالبان، بدون توجه به دغدغه‌های امنیتی و حساسیت‌های آن نسبت به تحولات افغانستان، کامل نخواهد بود.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل همچنین به موضوع زبان فارسی و جایگاه شیعیان در افغانستان اشاره کرد و آن‌ها را از جمله متغیرهایی دانست که در بررسی روابط ایران و افغانستان باید مورد توجه قرار گیرند. به اعتقاد او، تعامل با طالبان نباید تنها بر اساس ملاحظات کوتاه‌مدت سیاسی یا اقتصادی ارزیابی شود، بلکه پیامدهای فرهنگی و اجتماعی این تعامل نیز اهمیت دارد.

حاجی در مجموع، بر ضرورت نگاه جامع‌تر به افغانستان تأکید کرد؛ نگاهی که ضمن در نظر گرفتن ضرورت تعامل و همکاری با همسایگان، ملاحظات امنیتی، هویتی، فرهنگی و اقتصادی را نیز در بر بگیرد. از این منظر، هم ارزیابی ماهیت حکومت طالبان و هم نحوه مواجهه با مطالبات آن، باید بر پایه شناخت دقیق شرایط و هماهنگی میان دستگاه‌های مسئول صورت گیرد.

حاجی در مجموع معتقد است که ناکامی فرمت مسکو در حل مناقشه طالبان و پاکستان، ضرورت بازنگری در سازوکارهای میانجی‌گری منطقه‌ای را نشان می‌دهد. به باور او، محدودیت‌های ساختاری این فرمت، نگاه صرفاً امنیتی به اختلافات و رقابت بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، مانع از دستیابی به توافقی پایدار شده است.

وی با تأکید بر ظرفیت‌های جمهوری اسلامی ایران برای میانجی‌گری میان طالبان و پاکستان، اشتراکات فرهنگی، تمدنی و دینی و همچنین منافع مشترک امنیتی را از مهم‌ترین مزیت‌های تهران برشمرد. او همچنین هشدار داد که تداوم مناقشه می‌تواند به تشدید ناامنی در مرزهای شرقی ایران و فعال شدن گسل‌های قومی و هویتی منجر شود.

از نگاه این تحلیلگر مسائل بین‌الملل، ایفای نقش مؤثر ایران در کاهش تنش‌ها، مستلزم شناخت دقیق‌تر از شرایط افغانستان، توجه به ماهیت حکومت طالبان، ارزیابی واقع‌بینانه مطالبات این گروه و ایجاد هماهنگی بیشتر میان دستگاه‌های مسئول در سیاست‌گذاری منطقه‌ای است.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=141810
اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها