به گزارش ایراف، اندرو کورایبکو در مقالهای با عنوان «اختلاف روسیه و پاکستان بر سر افغانستان احتمالاً حلوفصل نخواهد شد» که در وبسایت استونیا فرست (Estonia First!) منتشر شده است، به بررسی اختلاف دیدگاه مسکو و اسلامآباد درباره افغانستان تحت حاکمیت طالبان پرداخته است. او در این مقاله با استناد به دیدگاههای آصف درانی، نماینده ویژه پیشین پاکستان در امور افغانستان، به پیامدهای نزدیکی روسیه به طالبان برای روابط مسکو و اسلامآباد و معادلات منطقهای پیرامون افغانستان میپردازد.
درانی معتقد است گسترش روابط روسیه با طالبان، ضمن تقویت جایگاه سیاسی این گروه، ممکن است توان اسلامآباد برای پیشبرد مطالبات امنیتی خود را تحت تأثیر قرار دهد. او همچنین نزدیک شدن هند به طالبان را عاملی میداند که میتواند نگرانیهای پاکستان را افزایش دهد.
نگرانی پاکستان از روابط مسکو و طالبان
یکی از محورهای اصلی انتقاد درانی، ادامه همکاریهای امنیتی روسیه با طالبان در شرایطی است که به گفته او، گروههای مسلح ضدپاکستانی در خاک افغانستان حضور دارند. از نگاه این مقام پیشین پاکستانی، مسکو باید از پیامدهای امنیتی فعالیت این گروهها برای پاکستان آگاه باشد؛ با این حال، روابط خود با طالبان را گسترش میدهد.
درانی همچنین از رویکرد روسیه در شورای امنیت سازمان ملل متحد انتقاد کرده و گفته است مسکو معمولاً کارنامه طالبان در مبارزه با تروریسم را به محور اصلی فشار سیاسی در این نهاد تبدیل نکرده است. او این رویکرد را از منظر منافع امنیتی پاکستان نگرانکننده میداند.
با این حال، این ارزیابیها بازتاب دیدگاه درانی درباره سیاست روسیه است و برای داوری قطعی درباره عملکرد مسکو، باید مواضع رسمی روسیه و شواهد مستقل درباره فعالیت گروههای مسلح در افغانستان نیز بررسی شود.
اختلاف بر سر تعهدات طالبان و بهرسمیتشناختن این گروه
موضوع دیگری که در ارزیابی درانی مطرح شده، اختلاف بر سر چگونگی تعامل با طالبان و میزان تعهد این گروه به الزامات سیاسی و امنیتی است.
او معتقد است طالبان میکوشند از مزایای دیپلماسی منطقهای بهرهمند شوند، اما در برابر چارچوبهایی که تعهدات روشن سیاسی یا امنیتی بر آنها تحمیل میکند، مقاومت میکنند. از نگاه او، رویکرد روسیه در قبال طالبان به این مسئله پیوند خورده است.
درانی همچنین تصمیم روسیه برای بهرسمیتشناختن طالبان بهعنوان دولت افغانستان را چرخشی مهم نسبت به تأکید پیشین کشورهای منطقه بر تشکیل یک روند سیاسی فراگیر و پایبندی طالبان به تعهدات بینالمللی توصیف کرده است.
این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که کشورهای منطقه، با وجود گسترش تماسهای سیاسی و امنیتی با طالبان، الزاماً برداشت یکسانی از نحوه تعامل با این گروه و شروط مورد انتظار از آن ندارند. اختلاف در همین برداشتها میتواند بر میزان هماهنگی منطقهای درباره آینده افغانستان اثر بگذارد.
فرمت مسکو و چالش اجماع منطقهای
درانی در بخش دیگری از تحلیل خود به «فرمت مسکو» اشاره کرده است؛ سازوکاری که با هدف گردهم آوردن طرفهای منطقهای مرتبط با افغانستان و ایجاد تفاهم درباره مسائل این کشور شکل گرفته است.
او معتقد است یکی از اصول مهم این سازوکار، توافق بر سر جلوگیری از استفاده از خاک افغانستان علیه کشورهای همسایه بوده است. به باور درانی، اگر این تفاهم مشترک جای خود را به پیگیری منافع دوجانبه و جداگانه هر کشور در تعامل با کابل بدهد، نقش و اهمیت سازوکارهای منطقهای کاهش خواهد یافت.
از این منظر، نگرانی پاکستان تنها به روابط روسیه و طالبان محدود نمیشود؛ بلکه به آینده هماهنگی میان کشورهای منطقه درباره مسائل امنیتی افغانستان نیز مربوط است. با این حال، میزان تأثیر اختلافهای دوجانبه بر عملکرد فرمت مسکو، نیازمند بررسی مواضع و اقدامات عملی کشورهای عضو این سازوکار است.
پیامدهای اختلاف برای روابط روسیه و پاکستان
درانی هشدار داده است که تغییر رویکرد روسیه در قبال طالبان ممکن است فراتر از روابط مسکو و کابل پیامد داشته باشد و موازنه منطقهای پیرامون افغانستان را تحت تأثیر قرار دهد. از نگاه او، پاکستان نیز ممکن است ناچار شود جایگاه خود را در محیط دیپلماتیک رقابتیتر منطقه دوباره ارزیابی کند.
کورایبکو، نویسنده مقاله، ارزیابی درانی را از جمله تحلیلهای مهم مطرحشده در پاکستان درباره این اختلاف میداند. او معتقد است مقامهای پاکستانی باید این ارزیابی را جدی بگیرند و سیاست خود را با توجه به تحولات منطقهای بازبینی کنند؛ در عین حال، از اقداماتی که به تضعیف بیشتر روابط دوجانبه با روسیه منجر شود، پرهیز کنند.
در مقاله تأکید شده است که نزدیک شدن روسیه و پاکستان طی دهه گذشته دستاوردی مهم بوده و اختلاف بر سر افغانستان نباید به معکوس شدن این روند منجر شود.
در مجموع، دیدگاه مطرحشده از سوی درانی نشان میدهد که تعامل با طالبان به یکی از موضوعات بالقوه اختلاف میان شرکای منطقهای افغانستان تبدیل شده است. با این حال، اینکه این تفاوت دیدگاهها به شکاف پایدار میان مسکو و اسلامآباد منجر شود یا دو کشور بتوانند اختلافهای خود را در چارچوب همکاریهای دوجانبه مدیریت کنند، به تصمیمهای سیاسی و امنیتی آینده آنها بستگی خواهد داشت.




