به گزارش ایراف، آصف درانی، سفیر سابق پاکستان در ایران و امارات و نماینده ویژه پیشین این کشور در امور افغانستان، در یادداشتی تحلیلی و دو بخشی که در روزنامه «دینیوز» پاکستان به چاپ رسید، به بررسی پیامدهای راهبردی جنگ میان آمریکا، رژیم صهیونیستی و ایران پرداخته و راهکارهای برنوشت بحران در آبراههای حیاتی منطقه را تشریح کرده است.
اثبات محدودیتهای قدرت نظامی آمریکا و نقش حیاتی جغرافیا
درانی با اشاره به درگیریهای اخیر تاکید کرد که نبردهای جدید نشان داد برتری نظامی سنگین آمریکا لزوماً به تسلیم سیاسی طرف مقابل منجر نمیشود. به باور وی، در نبردهای معاصر جغرافیا میتواند نابرابری قدرتمندترین ارتشهای جهان را جبران کند؛ چرا که یک کشور یا گروه غیردولتی میتواند با هدف قرار دادن شریانهای اقتصادی و ترانزیتی مانند تنگه هرمز، بابالمندب و کانال سوئز، هزینههای بسیار سنگینی را بر قدرتهای بزرگ تحمیل کند.
سفیر سابق پاکستان خاطرنشان کرد که تهران به تنگه هرمز صرفاً به عنوان یک گذرگاه تجاری نگاه نمیکند، بلکه آن را بخشی از محاسبات امنیت ملی خود میداند. وی با اشاره به «یادداشت تفاهم اسلامآباد در ژوئن ۲۰۲۶» افزود: تجربه توافقات نشان داد کشوری که توانایی ایجاد اختلال در تنگه هرمز را دارد، حتماً باید بخشی اصلی از گفتگوها برای باز نگه داشتن آن باشد.
ناپایداری چتر امنیتی آمریکا و ضرورت گفتگوی منطقهای
این دیپلمات برجسته پاکستانی تصریح کرد که حضور نیروهای خارجی هرگز نتوانسته امنیت پایداری برای غرب آسیا به همراه آورد. وی افزود: کشورها نباید منتظر یک توافق جامع سیاسی برای حل همه اختلافات باشند، بلکه باید گفتگوی منطقهای را با هدف مشخص «حفظ امنیت آبراهها» آغاز کنند.
به عقیده درانی، هرگونه فرمول امنیتی بدون حضور ایران غیرقابل استمرار و ناکام خواهد بود. همین اصل در خصوص بابالمندب و پذیرش نقش و قدرت انصارالله در واقعیتهای سیاسی یمن نیز صدق میکند.
ارائه نقشه راه ۱۱ مادهای برای دیپلماسی و نقش میانجیگرانه اسلامآباد
آصف درانی برای عبور از بحران فعلی، یک نقشه راه ۱۱ مادهای بر پایه دیپلماسی گامبهگام پیشنهاد کرده است که مهمترین محورهای آن عبارتند از:
ایجاد سازوکار دائمی جلوگیری از رویدادهای نظامی: ایجاد خطوط ارتباطی مستقیم میان فرماندهان دریایی و ثبت پروتکلهای اعلام قبلی مانورها.
خویشتنداری متقابل: تعهد طرفین بر عدم حمله به کشتیرانی تجاری و جلوگیری از تبدیل آبراههای بینالمللی به میدان جنگ.
نهادینهسازی میانجیگری: تشکیل یک گروه تماس منطقهای با محوریت کشورهایی مانند پاکستان، عمان، قطر و ترکیه که توانایی گفتگو با تمامی طرفهای منازعه را دارند.
تفکیک امنیت منطقهای از همپیمانیهای سیاسی: کشورهای منطقه نیازی ندارند روابط خارجی یکسانی داشته باشند، بلکه باید روی قواعد مشترک در نقاط تقاطع منافع (مانند امنیت تجارت) توافق کنند.
لزوم انعطاف طرفها در معامله جدید منطقهای
درانی در پایان یادداشت خود تاکید کرد که منطقه برای خروج از بحران نیازمند یک «توافق و معامله جدید» است؛ توافقی که در آن «ایران باید بپذیرد که تجارت بینالمللی نمیتواند گروگان منازعات سیاسی باقی بماند»، کشورهای عربی از اتکای محض به چتر امنیتی آمریکا دست بردارند، واشینگتن مدیریت منطقهای توسط کشورهای بومی را بپذیرد و رژیم صهیونیستی متوجه شود که برتری نظامی هرگز جایگزین سازش سیاسی با همسایگان و جهان اسلام نخواهد شد.




