جنگ اقتصادی ترامپ؛ تحریم هوایی ایران چه تاثیری بر افغانستان دارد؟

برزین جعفرتاش، پژوهشگر سیاست‌گذاری صنعتی و توسعه اقتصادی در گفتگو با ایراف گفت تحریم هوایی فقط ایران را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد. به باور وی، نخستین اثر این تحریم‌ها متوجه خود ایران خواهد بود، اما کشورهای همسایه نیز می‌توانند تحت تأثیر قرار بگیرند.

وی با اشاره به افغانستان افزود: کشورهایی مانند افغانستان بخش قابل توجهی از تجارت و ارتباطات خود را به مسیرهای مرتبط با ایران وابسته کرده‌اند، در صورت ایجاد اختلال در حمل‌ونقل هوایی، جابه‌جایی مسافر و کالا میان ایران و این کشورها نیز می‌تواند با مشکل مواجه شوند.

این پژوهشگر ادامه داد: بنابراین مسئله فقط به صنعت هواپیمایی ایران محدود نمی‌شود و روابط حمل‌ونقلی و تجاری میان ایران و کشورهای منطقه نیز می‌تواند از این شرایط تأثیر بپذیرد.

آیا تحریم هوایی می‌تواند همکاری جدید منطقه‌ای ایجاد کند؟
جعفرتاش در پاسخ به این پرسش که تداوم تحریم‌ها می‌تواند به شکل‌گیری ائتلاف‌ها یا همکاری‌های جدید میان کشورهای منطقه برای کاهش آثار این محدودیت‌ها منجر شود، گفت: تا آنجا که اطلاع دارم، هواپیماهای خارجی همچنان می‌توانند به ایران پرواز کنند و این کشورها می‌توانند بخشی از نیاز حمل‌ونقلی ایران را پوشش دهند.

وی افزود: برخی کشورها نیز تاکنون با این تحریم‌ها همراهی نکرده‌اند و از جمله می‌توان به مقاصدی مانند استانبول و چین اشاره کرد؛ هرچند درباره میزان و نحوه همراهی کشورها با تحریم‌های آمریکا باید شرایط سیاسی هر کشور را در نظر گرفت.

این پژوهشگر سیاست‌گذاری صنعتی ادامه داد: اینکه آمریکا تا چه اندازه بتواند کشورهای مختلف را برای همراهی با تحریم‌های خود مجاب کند، یک موضوع سیاسی است و نمی‌توان درباره نتیجه آن با قطعیت اظهارنظر کرد.

میزان استقلال کشورهای منطقه در برابر فشار آمریکا
جعفرتاش با اشاره به تفاوت شرایط کشورهای منطقه گفت: برخی کشورهای منطقه از نظر سیاسی و امنیتی وابستگی‌های بیشتری به آمریکا دارند.

وی افزود: برای نمونه، در کشورهایی مانند عراق، بحرین و عمان حضور نظامی آمریکا وجود دارد و این مسئله می‌تواند بر میزان استقلال آنها در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و اقتصادی اثرگذار باشد.

جعفرتاش تصریح کرد: اینکه در نهایت چه اتفاقی رخ خواهد داد و کشورهای مختلف تا چه اندازه حاضر به همکاری با ایران خواهند بود، موضوعی است که بیشتر به حوزه سیاسی مربوط می‌شود و نمی‌توان درباره آن پیش‌بینی دقیقی ارائه کرد.

بیشتر بخوانید:  ادغام یا انزوا؛ نتیجه ۵ سال تعامل با طالبان برای افغانستان چه بود؟ادغام یا انزوا؛ نتیجه ۵ سال تعامل با طالبان برای افغانستان چه بود؟ همزمان با برگزاری هشتاد‌ویکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، پرونده افغانستان و مسئله نمایندگی این کشور در این سازمان يکی از موضوعات قابل توجه بود. تحلیلگران و فعالان افغانستانی با اشاره‌ به نگرانی‌های امنیتی منطقه و نبود دولت فراگیر، می‌گویند جهان و منطقه نباید صرفا براساس منافع اقتصادی با طالبان تعامل کنند. امان‌الله پیمان، نماینده سابق پارلمان افغانستان در دوره جمهوری در گفت‌وگو با ایراف درباره پیامدهای نبود نمایندگان طالبان در مجمع عمومی، جایگاه این گروه در مناسبات منطقه‌ای، وضعیت حقوق زنان و آموزش دختران، ظرفیت مخالفان طالبان برای ایجاد یک آلترناتیو سیاسی و همچنین روابط اقتصادی کشورهای منطقه با افغانستان سخن گفت. امان‌الله پیمان با اشاره به وضعیت نمایندگی این کشور در مجمع عمومی سازمان ملل گفت: نبود حضور رسمی طالبان در نشست امسال، بار دیگر مسئله نمایندگی افغانستان و چگونگی شنیده‌شدن دیدگاه‌های مختلف درباره آینده این کشور را مطرح کرده است و جامعه جهانی باید در کنار تعاملات خود، صدای مردم افغانستان و جریان‌های سیاسی مختلف را نیز بشنود. جایگاه افغانستان در مجمع عمومی و مسئله نمایندگی پیمان درباره نبود نمایندگان طالبان در مجمع عمومی سازمان ملل گفت: نبود حضور یک ملت در مجامع بین‌المللی موضوع مهمی است، اما در مورد افغانستان باید میان «مردم افغانستان» و «حاکمیت فعلی کشور» تفاوت قائل شد. وی افزود: از نظر من، طالبان نماینده همه مردم افغانستان نیستند. آن‌ها به قدرت رسیده‌اند و امروز واقعیت عملی و سیاسی افغانستان را در اختیار دارند، اما این مسئله لزوماً به معنای آن نیست که همه مردم افغانستان آن‌ها را نماینده خود می‌دانند. نماینده سابق پارلمان افغانستان ادامه داد: طالبان با عنوان «امارت اسلامی افغانستان» حکومت می‌کنند و نوع ساختار سیاسی و رویکردشان با بسیاری از دیدگاه‌ها و مطالبات مردم افغانستان فاصله دارد. بنابراین، نبود حضور طالبان در چنین نشستی را می‌توان از زاویه دیگری نیز نگاه کرد؛ اینکه فرصت برای شنیده‌شدن صداهای دیگر افغانستان فراهم شود. او تأکید کرد: مردم افغانستان باید بتوانند درباره آینده کشور خود حرف بزنند و جامعه جهانی نباید تنها به یک طرف ماجرا توجه کند. نقش طالبان در معادلات دیپلماتیک افغانستان پیمان در پاسخ به این پرسش که بدون حضور طالبان آیا کشورهای دیگر می‌توانند درباره آینده افغانستان تصمیم بگیرند، گفت: امروز کشورهای مختلف با طالبان روابط و تعاملات متفاوتی دارند. برخی کشورها با آن‌ها ارتباط سیاسی دارند، برخی تعامل اقتصادی دارند و بعضی نیز در سطحی از مناسبات دیپلماتیک با طالبان پیش رفته‌اند. وی افزود: آمریکا با طالبان تعاملاتی داشته و روسیه نیز به‌عنوان یکی از قدرت‌های بزرگ جهان، رویکرد متفاوتی نسبت به این گروه اتخاذ کرده است. با این حال، از نظر من طالبان در نهایت باید در چارچوب واقعیت‌های جامعه افغانستان و مطالبات مردم این کشور مورد ارزیابی قرار گیرند. پیمان گفت: مسئله این است که تعامل با یک حکومت یا گروه سیاسی نباید به معنای کنار گذاشتن مردم افغانستان باشد. اگر جامعه جهانی با طالبان گفت‌وگو می‌کند، همزمان باید با گروه‌ها، شخصیت‌ها و جریان‌های مختلف افغانستان نیز ارتباط داشته باشد. وی ادامه داد: انتظار ما از جامعه جهانی و کشورهای منطقه این است که در موضوع افغانستان، مردم این کشور را فراموش نکنند و برای شنیدن دیدگاه‌های مختلف، به‌ویژه افغان‌هایی که خارج از کشور حضور دارند، فرصت بیشتری ایجاد کنند. نتیجه ۵ سال تعامل با طالبان پیمان درباره ارزیابی خود از تعامل کشورهای جهان با طالبان طی سال‌های گذشته گفت: در پنج سال گذشته شاهد تعاملات مختلفی با طالبان بوده‌ایم، اما سؤال این است که حاصل این تعاملات برای مردم افغانستان چه بوده است. وی افزود: از نظر من، نتیجه آن در بخش‌هایی با افزایش فقر، مشکلات آموزشی، محدودیت‌های اجتماعی و فشار بر زنان و مردان افغانستان همراه بوده است. آینده یک نسل تحت تأثیر این شرایط قرار گرفته و دخترانی که باید دانشگاه را به پایان می‌رساندند یا تحصیلات خود را ادامه می‌دادند، از ادامه آموزش محروم شده‌اند. نماینده سابق پارلمان افغانستان گفت: مسئله فقط امروز نیست؛ وقتی یک دختر چند سال از مدرسه و دانشگاه دور بماند، آثار آن در آینده علمی، فرهنگی و اقتصادی افغانستان دیده خواهد شد. پیمان تأکید کرد: جامعه انسانی در برابر یکدیگر مسئولیت دارد و دنیا نمی‌تواند نسبت به شرایط مردم افغانستان بی‌تفاوت باشد. حقوق زنان و آموزش دختران؛ آیا فشار بین‌المللی نتیجه می‌دهد؟

ابعاد انسانی تحریم هوایی ایران
او همچنین تأکید کرد که آثار تحریم هوایی نباید صرفاً در چارچوب صنعت حمل‌ونقل بررسی شود و باید پیامدهای آن بر بخش‌های غیرنظامی، تجارت منطقه‌ای و به‌ویژه تأمین دارو مورد توجه قرار گیرد.

برزین جعفرتاش، پژوهشگر سیاست‌گذاری صنعتی و توسعه اقتصادی، با اشاره به وابستگی بخشی از واردات دارو به حمل‌ونقل هوایی گفت: اختلال در پروازهای هوایی می‌تواند مستقیماً بر تأمین دارو و مواد اولیه اثر بگذارد و در صورت تداوم، پیامدهایی فراتر از صنعت حمل‌ونقل داشته باشد؛ چراکه در این شرایط یک بخش کاملاً غیرنظامی تحت فشار قرار می‌گیرد.

تحریم هوایی می‌تواند به «محاصره دارویی» منجر شود
جعفرتاش گفت: بخش قابل توجهی از داروهای مورد نیاز کشور از طریق حمل‌ونقل هوایی وارد می‌شود و به همین دلیل، محدودیت در این بخش می‌تواند دلالت مهمی برای حوزه دارو داشته باشد.

وی افزود: اگر مردم شاهد اختلال در تأمین دارو یا افزایش قیمت آن باشند، یکی از دلایل این مسئله می‌تواند اختلال در مسیرهای حمل‌ونقل باشد و از این منظر می‌توان از آن به عنوان نوعی «محاصره دارویی» یاد کرد.

این پژوهشگر سیاست‌گذاری صنعتی ادامه داد: این موضوع از جنبه انسانی اهمیت زیادی دارد و لازم است درباره آن برای مردم توضیح داده شود؛ چراکه وقتی یک بخش کاملاً غیرنظامی مانند حمل‌ونقل هوایی تحت فشار قرار می‌گیرد، پیامدهای آن می‌تواند به حوزه‌هایی مانند سلامت و تأمین نیازهای اساسی مردم نیز منتقل شود.

امکان استفاده از مسیرهای جایگزین وجود دارد
جعفرتاش با اشاره به امکان استفاده از مسیرهای جایگزین برای تأمین دارو و مواد اولیه گفت: این وضعیت الزاماً به معنای توقف کامل ورود دارو و مواد اولیه نیست و می‌توان از مسیرهای جایگزین استفاده کرد.

وی توضیح داد: یکی از راه‌ها این است که مواد اولیه و دارو از مسیرهای دیگری وارد کشور شوند یا از ظرفیت شرکت‌ها و هواپیماهای خارجی که به ایران پرواز دارند استفاده شود.

به گفته وی، بنابراین باید میان «اختلال در مسیرهای هوایی» و «توقف کامل تأمین دارو» تفاوت قائل شد؛ با این حال، هرگونه محدودیت در مسیرهای حمل‌ونقل می‌تواند هزینه و دشواری تأمین را افزایش دهد.

بیشتر بخوانید:  همکاری پستی ایران و افغانستان؛ تجارت الکترونیک توسعه می‌یابد

چرا یک بخش غیرنظامی باید هدف تحریم قرار بگیرد؟
این پژوهشگر سیاست‌گذاری صنعتی تأکید کرد: نکته مهم‌تر از آثار مستقیم اقتصادی تحریم هوایی این است که اساساً چرا یک بخش کاملاً غیرنظامی باید به این شکل تحت فشار و هدف محدودیت قرار بگیرد.

جعفرتاش گفت: به نظر من مسئله اصلی در اینجا یک مسئله انسانی است؛ اینکه یک بخش کاملاً غیرنظامی تحریک شده و هدف قرار گرفته است و باید درباره همین جنبه صحبت کرد.

وی افزود: بحث اصلی این نیست که این تحریم حتماً چه پیامد ژئوپلیتیکی برای منطقه ایجاد خواهد کرد، چراکه بررسی این موضوع در حوزه تخصصی من نیست؛ اما از منظر اقتصادی و انسانی، هدف قرار گرفتن سیستم هوایی غیرنظامی موضوع مهمی است.

آسیب محدود برای حمل‌ونقل ‌ونقل مسافری
این پژوهشگر سیاست‌گذاری صنعتی درباره سایر آثار اقتصادی تحریم صنعت هوایی نیز گفت: به نظر من در حوزه مسافری، اثر این محدودیت‌ها آن‌قدر شدید نخواهد بود؛ چراکه بخش قابل توجهی از پروازهای مسافری را می‌توان از طریق ایرلاین‌های خارجی انجام داد.

وی توضیح داد: اگر یک شرکت هواپیمایی ایرانی نتواند پرواز انجام دهد، در برخی مسیرها شرکت‌های هواپیمایی خارجی می‌توانند جایگزین شوند و مسافران را جابه‌جا کنند. بنابراین میزان اختلال در این بخش الزاماً به اندازه‌ای نیست که تمام ارتباطات هوایی کشور را متوقف کند.

جعفرتاش در پایان تأکید کرد: به همین دلیل، در بررسی تحریم هوایی باید بیش از هر چیز به پیامدهای آن بر بخش‌های غیرنظامی و زنجیره تأمین توجه کرد؛ به‌ویژه حوزه‌هایی مانند دارو که اختلال در حمل‌ونقل می‌تواند مستقیماً بر زندگی مردم اثر بگذارد.

تحریم صنعت هوانوردی ایران در شرایطی مطرح شده است که محدودیت‌های حمل‌ونقل هوایی می‌تواند علاوه بر جابه‌جایی مسافر و کالا، بر زنجیره تأمین برخی اقلام ضروری از جمله دارو و مواد اولیه دارویی اثر بگذارد. از سوی دیگر، وابستگی بخشی از تجارت و رفت‌وآمد کشورهای همسایه به مسیرهای هوایی و حمل‌ونقل مرتبط با ایران، باعث شده پیامدهای این محدودیت‌ها تنها به داخل کشور محدود نماند و ابعاد منطقه‌ای نیز پیدا کند.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=139214
اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب
ادغام یا انزوا؛ نتیجه ۵ سال تعامل با طالبان برای افغانستان چه بود؟ادغام یا انزوا؛ نتیجه ۵ سال تعامل با طالبان برای افغانستان چه بود؟ همزمان با برگزاری هشتاد‌ویکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد، پرونده افغانستان و مسئله نمایندگی این کشور در این سازمان يکی از موضوعات قابل توجه بود. تحلیلگران و فعالان افغانستانی با اشاره‌ به نگرانی‌های امنیتی منطقه و نبود دولت فراگیر، می‌گویند جهان و منطقه نباید صرفا براساس منافع اقتصادی با طالبان تعامل کنند. امان‌الله پیمان، نماینده سابق پارلمان افغانستان در دوره جمهوری در گفت‌وگو با ایراف درباره پیامدهای نبود نمایندگان طالبان در مجمع عمومی، جایگاه این گروه در مناسبات منطقه‌ای، وضعیت حقوق زنان و آموزش دختران، ظرفیت مخالفان طالبان برای ایجاد یک آلترناتیو سیاسی و همچنین روابط اقتصادی کشورهای منطقه با افغانستان سخن گفت. امان‌الله پیمان با اشاره به وضعیت نمایندگی این کشور در مجمع عمومی سازمان ملل گفت: نبود حضور رسمی طالبان در نشست امسال، بار دیگر مسئله نمایندگی افغانستان و چگونگی شنیده‌شدن دیدگاه‌های مختلف درباره آینده این کشور را مطرح کرده است و جامعه جهانی باید در کنار تعاملات خود، صدای مردم افغانستان و جریان‌های سیاسی مختلف را نیز بشنود. جایگاه افغانستان در مجمع عمومی و مسئله نمایندگی پیمان درباره نبود نمایندگان طالبان در مجمع عمومی سازمان ملل گفت: نبود حضور یک ملت در مجامع بین‌المللی موضوع مهمی است، اما در مورد افغانستان باید میان «مردم افغانستان» و «حاکمیت فعلی کشور» تفاوت قائل شد. وی افزود: از نظر من، طالبان نماینده همه مردم افغانستان نیستند. آن‌ها به قدرت رسیده‌اند و امروز واقعیت عملی و سیاسی افغانستان را در اختیار دارند، اما این مسئله لزوماً به معنای آن نیست که همه مردم افغانستان آن‌ها را نماینده خود می‌دانند. نماینده سابق پارلمان افغانستان ادامه داد: طالبان با عنوان «امارت اسلامی افغانستان» حکومت می‌کنند و نوع ساختار سیاسی و رویکردشان با بسیاری از دیدگاه‌ها و مطالبات مردم افغانستان فاصله دارد. بنابراین، نبود حضور طالبان در چنین نشستی را می‌توان از زاویه دیگری نیز نگاه کرد؛ اینکه فرصت برای شنیده‌شدن صداهای دیگر افغانستان فراهم شود. او تأکید کرد: مردم افغانستان باید بتوانند درباره آینده کشور خود حرف بزنند و جامعه جهانی نباید تنها به یک طرف ماجرا توجه کند. نقش طالبان در معادلات دیپلماتیک افغانستان پیمان در پاسخ به این پرسش که بدون حضور طالبان آیا کشورهای دیگر می‌توانند درباره آینده افغانستان تصمیم بگیرند، گفت: امروز کشورهای مختلف با طالبان روابط و تعاملات متفاوتی دارند. برخی کشورها با آن‌ها ارتباط سیاسی دارند، برخی تعامل اقتصادی دارند و بعضی نیز در سطحی از مناسبات دیپلماتیک با طالبان پیش رفته‌اند. وی افزود: آمریکا با طالبان تعاملاتی داشته و روسیه نیز به‌عنوان یکی از قدرت‌های بزرگ جهان، رویکرد متفاوتی نسبت به این گروه اتخاذ کرده است. با این حال، از نظر من طالبان در نهایت باید در چارچوب واقعیت‌های جامعه افغانستان و مطالبات مردم این کشور مورد ارزیابی قرار گیرند. پیمان گفت: مسئله این است که تعامل با یک حکومت یا گروه سیاسی نباید به معنای کنار گذاشتن مردم افغانستان باشد. اگر جامعه جهانی با طالبان گفت‌وگو می‌کند، همزمان باید با گروه‌ها، شخصیت‌ها و جریان‌های مختلف افغانستان نیز ارتباط داشته باشد. وی ادامه داد: انتظار ما از جامعه جهانی و کشورهای منطقه این است که در موضوع افغانستان، مردم این کشور را فراموش نکنند و برای شنیدن دیدگاه‌های مختلف، به‌ویژه افغان‌هایی که خارج از کشور حضور دارند، فرصت بیشتری ایجاد کنند. نتیجه ۵ سال تعامل با طالبان پیمان درباره ارزیابی خود از تعامل کشورهای جهان با طالبان طی سال‌های گذشته گفت: در پنج سال گذشته شاهد تعاملات مختلفی با طالبان بوده‌ایم، اما سؤال این است که حاصل این تعاملات برای مردم افغانستان چه بوده است. وی افزود: از نظر من، نتیجه آن در بخش‌هایی با افزایش فقر، مشکلات آموزشی، محدودیت‌های اجتماعی و فشار بر زنان و مردان افغانستان همراه بوده است. آینده یک نسل تحت تأثیر این شرایط قرار گرفته و دخترانی که باید دانشگاه را به پایان می‌رساندند یا تحصیلات خود را ادامه می‌دادند، از ادامه آموزش محروم شده‌اند. نماینده سابق پارلمان افغانستان گفت: مسئله فقط امروز نیست؛ وقتی یک دختر چند سال از مدرسه و دانشگاه دور بماند، آثار آن در آینده علمی، فرهنگی و اقتصادی افغانستان دیده خواهد شد. پیمان تأکید کرد: جامعه انسانی در برابر یکدیگر مسئولیت دارد و دنیا نمی‌تواند نسبت به شرایط مردم افغانستان بی‌تفاوت باشد. حقوق زنان و آموزش دختران؛ آیا فشار بین‌المللی نتیجه می‌دهد؟
پر بازدیدترین ها