به گزارش ایراف، خروج آمریکا در ۳۱ اوت ۲۰۲۱، پس از نزدیک به دو دهه حضور نظامی در افغانستان، پایان رسمی عملیات نظامی این کشور در افغانستان بود؛ اما به باور تحلیلگران افغانستانی، پایان حضور نظامی الزاماً به معنای پایان نفوذ سیاسی و راهبردی واشنگتن در این کشور نیست.
سیدابراهیم عماد، در گفتوگو با ایراف، با تفکیک میان «خروج فیزیکی» و «خروج واقعی» آمریکا از افغانستان، گفت واشنگتن نیروهای نظامی خود را از افغانستان خارج کرد، اما به اعتقاد او، حضور سیاسی و راهبردی آمریکا در این کشور همچنان ادامه دارد.
خروج آمریکا؛ پایان حضور نظامی یا تغییر شکل حضور؟
عماد در پاسخ به این پرسش که خروج آمریکا از افغانستان تحت تأثیر چه عواملی اتفاق افتاد، گفت برای بررسی این موضوع باید میان دو نوع خروج تفاوت قائل شد. به گفتهٔ او، آنچه از افغانستان خارج شد، نیروهای نظامی و بهویژه نیروهای زمینی آمریکا بودند، اما این اتفاق را نمیتوان به معنای پایان حضور آمریکا در افغانستان دانست.
او تصریح کرد: «آمریکا از افغانستان خارج نشده است؛ بلکه نوع حضور خود را تغییر داده است.» عماد معتقد است آمریکا با خروج فیزیکی نیروهایش، از یک سو هزینههای اقتصادی و نظامی سنگین حضور مستقیم در افغانستان را کاهش داد و از سوی دیگر، میزان تلفات نیروهای آمریکایی در میدان افغانستان را به حداقل رساند. بر اساس این تحلیل، خروج نیروهای آمریکایی را باید نه صرفاً به عنوان پایان یک جنگ، بلکه به عنوان تغییر در شیوهٔ حضور و اعمال نفوذ واشنگتن در افغانستان ارزیابی کرد.
سقوط جمهوری؛ ترکیبی از ضعف داخلی و مداخلهٔ خارجی
این فعال سیاسی افغانستان در ادامه، دربارهٔ سقوط نظام جمهوری و این پرسش که آیا این اتفاق حاصل فساد و ناکارآمدی داخلی بود یا بخشی از یک پروژهٔ خارجی، گفت نمیتوان نقش عوامل داخلی را نادیده گرفت. او فساد اداری، فساد اخلاقی، بیاعتمادی عمومی، ضعف حاکمیت و نبود یک محوریت سیاسی منسجم را از جمله عواملی دانست که نظام جمهوری در افغانستان را تضعیف کردند. با این حال، عماد معتقد است که این مشکلات صرفاً نتیجهٔ عملکرد داخلی نبود و در طول ۲۰ سال حضور آمریکا و نیروهای خارجی نیز تشدید شد.
او تاکید کرد که این وضعیت بخشی از پروژهای بوده که به گفتهٔ وی، از سوی آمریکا و شبکههای اطلاعاتی این کشور دنبال شده است؛ پروژهای که در نهایت موجب شد ساختار سیاسی جمهوری افغانستان از درون تضعیف شود و در زمان خروج نیروهای خارجی، توان مقاومت و ادامهٔ حیات را نداشته باشد. از نگاه او، نظام جمهوری در افغانستان به ساختاری تبدیل شده بود که با خروج نظامی و قطع حمایت سیاسی آمریکا، در مدت کوتاهی فروپاشید.
شباهت آمریکا و شوروی
سیدابراهیم عماد در بخش دیگری از این گفتوگو به مقایسهٔ خروج آمریکا و شوروی از افغانستان پرداخت. او تفاوت اصلی میان این دو قدرت را در شیوهٔ حضور و نحوهٔ انجام عملیاتهای نظامی دانست.
به گفتهٔ عماد، نیروهای شوروی در افغانستان حضور نظامی آشکارتری داشتند و مردم این حضور را به صورت مستقیم مشاهده میکردند؛ اما آمریکا بسیاری از عملیاتهای خود را با شیوههایی انجام میداد که از نگاه او، کمتر در معرض دید عمومی قرار میگرفت. او با اشاره به عملیاتهای شبانهٔ نیروهای آمریکایی در افغانستان، گفت بخش قابل توجهی از این عملیاتها در شب انجام میشد تا مردم از جزئیات آنها مطلع نشوند و خشونتهای صورتگرفته کمتر در معرض دید عمومی قرار گیرد.
او در عین حال تأکید کرد که از نظر او، میان عملکرد شوروی و آمریکا در یک نقطهٔ اساسی تفاوتی وجود نداشت؛ هر دو قدرت خارجی بودند که حضورشان نتوانست برای مردم افغانستان امنیت، امید و آیندهای روشن ایجاد کند. او نتیجهٔ حضور این دو قدرت را برای افغانستان، ناامنی، مهاجرت، کشتار، وحشت و بیثباتی عنوان کرد.
افغانستان بیثبات به نفع برخی قدرتهاست
این فعال سیاسی افغانستان در بخش پایانی این گفتوگو دربارهٔ آیندهٔ این کشور هشدار داد که ادامهٔ اختلافات داخلی میتواند افغانستان را با شرایط دشوارتری مواجه کند. او گفت اگر مردم افغانستان و حکومت فعلی نتوانند بر اساس مصالحه، پذیرش یکدیگر، برادری و تشکیل یک ساختار فراگیر سیاسی کنار هم قرار بگیرند، آیندهٔ افغانستان میتواند بسیار تاریک و نگرانکننده باشد.
به گفتهٔ سید ابراهیم عماد، افغانستان همچنان محل حضور و فعالیت بازیگران و دستگاههای اطلاعاتی مختلف است و برخی از این قدرتها به دنبال شکلگیری یک افغانستان متحد، مستقل و قدرتمند نیستند. او موقعیت ژئوپلیتیک افغانستان و منابع طبیعی این کشور را از جمله عواملی دانست که باعث شده قدرتهای خارجی همچنان به این کشور توجه داشته باشند.
عماد معتقد است که افغانستان بیثبات و متفرق، برای برخی قدرتهای خارجی مطلوبتر از افغانستان باثبات و متحد است؛ زیرا در شرایط بیثباتی، امکان بهرهبرداری از منابع و ظرفیتهای کشور افزایش مییابد.




