در عصر دانشمحور امروز، جایگاه علمی هر کشور در نظامهای رتبهبندی بینالمللی، فراتر از یک عدد یا رتبه صرف، به شاخصی کلیدی برای سنجش توانمندیهای ملی، جذب سرمایه، توسعه فناوری و حتی تعیین جایگاه منطقهای و بینالملل آن کشور تبدیل شده است. رتبهبندیهای علمی نشاندهنده، کیفیت پژوهشی، نوآوری و تأثیرگذاری یک کشور را به نمایش میگذارند، همچنین، نقش تعیینکنندهای در مسیر توسعه ملی ایفا میکنند. در این میان، جایگاه افغانستان در نظامهای رتبهبندی جهانی، روایتی پیچیده و چندلایه را پیش روی ما میگشاید، روایتی از تلاش برای پیشرفت در سایه چالشهای ساختاری- سیاسی، تحریمهای بینالمللی و بازتعریف هویت علمی در دورهای از بحران های عمیق سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است.
نگاهی به فلسفه رتبهبندیهای جهانی
نظامهای رتبهبندی علمی مانند تایمز (Times Higher Education)، سایمگو(SCImago)، کیواس (QS)، اسکوپوس (Scopus ) و وب آو ساینس (Web of Science)، با معیارهایی چون تعداد مقالات منتشرشده، تعداد استنادها، نسبت دانشجویان بینالمللی، تأثیرگذاری پژوهشها و همکاریهای علمی بینالمللی، به ارزیابی دانشگاهها و کشورها میپردازند. این شاخصها هرچند در نگاه اول کمّی و عینی به نظر میرسند، به شکلی که برای همه جوامع قابل پذیرش و استناد است؛ اما در عمل انتقادات شدیدی از سوی پژوهشگران برجسته حوزه آموزش عالی و دانشمندان غیرغربی را با خود حمل میکند؛ زیرا جوامع در حال توسعه یا به صورت کلی غیرغربی را به سمت سیاستهای آموزشی و معیارهایی سوق میدهند که در جای دیگری و به زبان دیگری طراحی شدهاند.
جدیترین بخش نقد اینجاست که این رتبهبندیها دانشگاهها را مجبور به تطابق با معیارهایی میکنند که دیگران براساس نیاز و منافع جوامع خودشان طراحی و تعیین کردهاند. به شکلی که ممکن است پاسخگوی نیارهای همه جوامع نباشد، ضمن این، تبعیض آشکار جایی مشخص میشود که همه خروجی ها برای قرارگرفتن در این ارزیابی باید به زبانی مشخص (انگلیسی) باشد که این امر خود چالش و مانع جدی برای دانشمندان سایر زبانهای دنیا است.
به طور کلی، منتقدان بر این باور اند که نظامهای رتبهبندی موجود، بهویژه برای کشورهای در حال توسعه، نه تنها عادلانه نیستند، بلکه میتوانند بهجای کمک به توسعه، مسیر آن را منحرف کنند. این نگاه انتقادی، کشورهای مختلف را به سوی طراحی نظامهای رتبهبندی بومی سوق داده است. از جمله ایران با پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC)، هند با چارچوب رتبهبندی مؤسسه ملی (NIRF)، مالزی با سیستم SETARA و چین با رویکرد توسعه علمی مبتنی بر نیازهای داخلی، نمونههایی از این تلاشها برای بازتعریف شاخصهای موفقیت علمی هستند.
آنچه در این تجربهها مشترک است، تأکید بر کاربرد توسعهای و تأثیر محلی بهجای اعتبار جهانی صرف است.
افغانستان در آیینه رتبهبندیهای جهانی
نظام آموزشی افغانستان با چالشهای بیسابقهای مواجه است. حکومت طالبان با وجود اعلام راهبردهای توسعهای در عمل با چالشهای جدی در حوزه آموزش عالی و پژوهش مواجه است . از جمله این چالشهای اساسی در حوزه آموزش، سکوت معنادار آنها در قبال مسائل حیاتی مانند آموزش دختران است که رهبران طالبان، موضوع آموزش دختران را «مسئلهای جزئی» خوانده و بارها از پاسخگویی به سوالات در این زمینه خودداری کرده است.
از طرف دیگر، عدم بهرسمیتشناسی طالبان بهعنوان دولت رسمی افغانستان و تحریمهای بینالمللی، همکاریهای علمی و پژوهشی این کشور با جامعه جهانی را به شدت محدود کرده است. همکاری با پایگاههای استنادی بینالمللی، حضور اساتید و دانشجویان در کنفرانسهای جهانی، تبادل علمی با دانشگاههای خارجی و حتی دسترسی به منابع علمی معتبر، همگی تحت تأثیر انزوای سیاسی قرار گرفتهاند.
وزارت تحصیلات عالی افغانستان و نظام پژوهشی این کشور هماکنون از بیش از ۱۱۰ مجله ملی ثبتشده و ۳۰ مجله بینالمللی حمایت میکند[i]. براساس وبسایت سایمگو، افغانستان در حوزههای مرتبط با منابع طبیعی، کشاورزی و انرژی، بیشترین تمرکز و فعالیت را داشته است؛ موضوعاتی که بیتردید با نیازهای توسعهای و اقلیمی کشور همخوانی دارند. از طرف دیگر، این کشور پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن این بخشها به مزیت رقابتی دارد، هرچند که همین حوزهها نیز بهدلیل نبود زیرساختهای تبدیل علم به فناوریهای کاربردی، نتوانسته به اختراعات عملی منجر شوند.
از آنجا که نام دانشگاه کابل در رتبهبندی علمی 2026 تایمز نیست؛ ما برای بررسی روند تغییرات و جایگاه افغانستان در این تحلیل سایمگو را انتخاب کردیم. از میان نظامهای رتبه سایمگو (SCImago Institutions Rankings )[ii] عملکرد مؤسسات دانشگاهی و پژوهشی کشورها را بر اساس یک شاخص ترکیبی شامل سه حوزه اصلی میسنجد: پژوهش، نوآوری، و تأثیر اجتماعی. به بیان ساده، رتبهبندی سایمگو دانشگاهها و کشورها را از سه زاویه میسنجد: ۱- چقدر علم تولید میکند و این علم چقدر تأثیرگذار است؟ (پژوهش). ۲- چقدر این علم به اختراع و فناوری منجر میشود؟ (نوآوری). ۳- چقدر این علم و فناوری در جامعه، فضای مجازی و سیاستگذاری دیده و مؤثر است؟ (تأثیر اجتماعی).
روند تغییرات تحقیقاتی و نوآوری دانشگاه کابل در نظام رتبهبندی
در این تحلیل ما برای بررسی عملکرد علمی و پژوهشی افغانستان، دانشگاه کابل را به عنوان دانشگاه مادر و مرجع در افغانستان بررسی کردیم. دانشگاه کابل به عنوان نخستین و اصلیترین نهاد آموزش عالی افغانستان در 1931 تأسیس شد. این دانشگاه در طول تاریخ پرفرازونشیب خود، همواره نقشی محوری در تربیت نخبگان و توسعهی علمی کشور ایفا کرده و با وجود فرازونشیبهای سیاسی و نظامی چهار دههی اخیر، همچنان به عنوان قطب علمی و نماد مقاومت آموزشی افغانستان شناخته میشود.
نمودارها و دادههای زیر، خوانشی سریع از عملکرد علمی دانشگاه کابل در چهار سالهای گذشته ارائه میدهد:
شکل1- عملکرد و رتبه کلی دانشگاه کابل در بازه زمانی(2023-2026)

منبع: SCImago
شکل 2- رتبه پژوهشی دانشگاه کابل در بازه زمانی(2023-2026): رتبهبندی تحقیقاتی به حجم، تأثیر و کیفیت خروجی تحقیقاتی دانشگاه اشاره دارد.

منبع: SCImago
شکل 3- عملکرد نوآوری دانشگاه کابل در بازه زمانی(2023-2026): رتبهبندی نوآوری بر اساس تعداد درخواستهای ثبت اختراع دانشگاهها و استنادهایی که خروجی تحقیقاتی آن از طریق ثبت اختراعات دریافت میکند، محاسبه میشود.

منبع: SCImago
ارقام موجود در نمودار، سیر نزولیِ شتابدهندهای را در جایگاه نوآوری دانشگاه کابل نشان میدهد. این اعداد نشان میدهند که در حالی که دانشگاه کابل همواره جایگاه نخست را در سطح ملی داشته است، اما در شاخص نوآوری که یکی از سه مؤلفهی اصلی رتبهبندی SCImago است، عملکرد بسیار ضعیفی داشته است. رتبهبندی SCImago شاخص نوآوری را بر اساس تعداد درخواستهای ثبت اختراع (Patent applications ) یک مؤسسه و میزان استنادی که پژوهشهای آن از اختراعات دریافت میکنند، محاسبه میکند.
از طرف دیگر، نمودارهای ارائهشده تصویر روشنی از چالش بزرگ پیش روی نظام علمی افغانستان ترسیم میکند. در حالی که دانشگاه کابل از نظر شاخص پژوهش در وضعیت نسبتاً ضعیف قرار دارد، اما در تبدیل علم به فناوری و نوآوری کاملاً ناموفق عمل کرده و این شکاف در سالهای اخیر عمیقتر نیز شده است. تداوم این روند، آیندهی توسعهی فناورانه و اقتصادی کشور را با خطر جدی مواجه خواهد ساخت. این روند نزولی شدید، همزمان با دورهی پس از تحولات سیاسی افغانستان در سال ۲۰۲۱ رخ داده است. افزایش انزوای بینالمللی، محدودیتهای شدید بر آموزش و پژوهش، کمبود سرمایهگذاری و تحریمها، همگی عواملی هستند که میتوانند به این افول دامن بزنند.
راهکارها برای عبور از بحران پیشرو
- آموزش دختران
- سرمایهگذاری جدی در زیرساختهای پژوهشی، تجهیز آزمایشگاهها، توسعهی کتابخانههای دیجیتال، تأمین منابع مالی برای پروژههای تحقیقاتی و حمایت از انتشار مجلات علمی معتبر.
- تمرکز بر پژوهشهای مسئلهمحور و تقاضامحور.
- تمرکز بر اولویتهای پژوهشی مبتنی بر نیازهای ملی؛ اولویتهایی مانند کشاورزی پایدار، مدیریت منابع آب، انرژیهای تجدیدپذیر، بهداشت عمومی و بازسازی زیرساختها میتوانند محورهای اصلی پژوهش باشند.
- همکاری با دانشگاهها، شرکتهای دانش بنیان و پایگاههای استنادی منطقهای درشرایط کنونی از جمله ایران، هند، چین و روسیه که با نظام حاکم تعامل دارند.
- تبادل استاد و دانشجو با کشورهای موردنظر.
- Rahimi, Ali; Masudi, Mohammad and Nasar Ahmad Shayan(2026). Shaping the Future of Medical Science and Scholarly Communication in Afghanistan, Salamat Academic &Research Journal, 3(1)https://doi.org/10.61438/sarj.v3i1.279.
- https://www.scimagoir.com/




