به گزارش ایراف، خلیلزاد در گفتوگو با شبکه نشنل نیوز امارات میگوید طالبان در برخی حوزههای اجرایی، از جمله مدیریت نسبی ثبات اقتصادی و کنترل امنیت شهری، «فراتر از انتظارات» عمل کردهاند و برخلاف پیشبینیها، فروپاشی کامل ساختارهای حکومتی پس از خروج آمریکا رخ نداده است.
او مدعی است طالبان توانستهاند حداقلی از نظم اداری و امنیت در مراکز شهری را حفظ کنند و مانع از هرجومرج گسترده شوند.
با این حال، ارزیابیهای بینالمللی تصویر کاملاً متفاوتی از وضعیت امنیتی و سیاسی افغانستان ارائه میکنند.
گزارشهای دورهای سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری، از جمله گزارشهای کمیته نظارت بر تحریمهای شورای امنیت درباره افغانستان، تأکید دارند که در کنار ادعای «ثبات»، هزاران عضو گروههای تروریستی فراملیتی همچنان در خاک افغانستان حضور دارند؛ از شاخه خراسان داعش گرفته تا شبکههای وابسته به القاعده، تحریک طالبان پاکستان و سایر گروههای افراطی که در مناطق دورافتاده و مرزی فعالاند.
این گزارشها به تداوم حملات تروریستی در کابل و سایر شهرها، حملات هدفمند علیه اقلیتهای مذهبی، انفجارها در مراکز آموزشی و مذهبی و نیز درگیریهای مسلحانه در ولایتهایی مانند بدخشان و سایر جبههها اشاره میکنند؛ شواهدی که با روایت «امنیت پایدار» در تضاد جدی است و نشان میدهد نبود نظارت بینالمللی میتواند خطرات بلندمدتی برای منطقه و جهان ایجاد کند.
در حوزه حقوق بشر نیز، گزارشهای سازمان ملل، گزارشگر ویژه وضعیت حقوق بشر در افغانستان و نهادهای مستقل حقوق بشری، بر این نکته تأکید دارند که طالبان با اعمال محدودیتهای شدید بر آموزش دختران، حذف سیستماتیک زنان از عرصه عمومی، سرکوب رسانهها، بازداشتهای خودسرانه و محدود کردن فعالیت جامعه مدنی، عملاً مسیر تعامل سازنده با جامعه جهانی را مسدود کردهاند.
ممنوعیت آموزش متوسطه و عالی برای دختران، محدودیت اشتغال زنان در ادارات دولتی و بخش خصوصی، و فشار بر خبرنگاران و فعالان مدنی، در این گزارشها بهعنوان نقض گسترده و سازمانیافته حقوق بشر ثبت شده است.
چالشهای اصلی در روابط کابل – واشنگتن
خلیلزاد در این گفتوگو سه مانع کلیدی را برای بهبود روابط میان افغانستان و آمریکا برمیشمارد.
نخست، سرنوشت سه شهروند آمریکایی است که به گفته او در افغانستان بازداشت یا ناپدید شدهاند.
او تأکید میکند تا زمانی که پرونده این افراد بهطور شفاف و قابلقبول حلوفصل نشود، هیچ پیشرفتی در روابط دو کشور قابل تصور نیست و این موضوع در فضای سیاسی واشنگتن حساسیت بالایی دارد.
دومین مانع، ناامیدی و خشم ناشی از پایان ۲۰ سال حضور نظامی و سیاسی آمریکا در افغانستان است؛ احساسی که به گفته خلیلزاد هنوز در کنگره و نهادهای تصمیمگیر در واشنگتن دیده میشود و بر هرگونه تصمیمگیری درباره تعامل دوباره با طالبان سایه انداخته است.
خروج پرهزینه و پرانتقاد آمریکا، سقوط سریع دولت پیشین و تصرف کابل توسط طالبان، زخمی سیاسی در افکار عمومی و نخبگان آمریکایی برجا گذاشته که بهسادگی ترمیم نمیشود.
سومین مانع، سیاستهای طالبان در حوزه حقوق زنان و آموزش است.
خلیلزاد ممنوعیت آموزش دختران و محدودیتهای گسترده بر حضور زنان در جامعه را «غیراخلاقی و غیرقابلدفاع» توصیف میکند و میگوید تا زمانی که طالبان در این زمینه تغییر جدی ایجاد نکنند، نه تنها آمریکا، بلکه بخش عمدهای از جامعه جهانی حاضر به عادیسازی روابط با کابل نخواهد بود.
این موضع با ارزیابیهای بینالمللی همخوان است که سیاستهای طالبان علیه زنان را یکی از اصلیترین موانع مشروعیت بینالمللی این گروه میدانند.
در کنار این موارد، خلیلزاد هشدار میدهد که کاهش تعامل آمریکا و غرب با افغانستان میتواند خلأیی ایجاد کند که رقبای واشنگتن و گروههای افراطی از آن بهرهبرداری کنند؛ از گسترش نفوذ بازیگران رقیب در عرصه اقتصادی و سیاسی گرفته تا استفاده گروههای تروریستی از خاک افغانستان بهعنوان پناهگاه امن.
او معتقد است اگرچه طالبان در برخی حوزههای اجرایی نسبت به پیشبینیهای اولیه «بهتر عمل کردهاند»، اما بدون اصلاح جدی در حوزه حقوق بشر، شفافسازی درباره حضور و فعالیت گروههای تروریستی و حلوفصل پرونده شهروندان خارجی بازداشتشده، افغانستان همچنان در حاشیه جامعه جهانی باقی خواهد ماند و روایتهای مثبت از «ثبات» این کشور، در برابر مستندات گزارشهای بینالمللی، با چالش جدی روبهرو است.




