به گزارش ایراف، سخنگوی دستگاه دیپلماسی در پاسخ به پرسش خبرنگاران در نشست خبری روز دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ پیرامون برنامه دستگاه دیپلماسی برای امنیت آبی استانهای شرقی و سفر اخیر وزیر امور خارجه به مشهد مقدس جهت بررسی بحران آب، تأکید کرد که مسئله آب جزو دستور کارهای ثابت، دائمی و غیرقابل تغییر جمهوری اسلامی ایران در تمامی گفتگوها و رفتوآمدهای دیپلماتیک با مقامات حکومت سرپرست افغانستان بوده است.
سخنگوی وزارت امور خارجه با اشاره به اینکه در سال آبی اخیر پیشرفتهای ملموسی در حوزه دریافت حقابه حاصل شده است، تصریح کرد که پیگیریهای ایران صرفاً به مذاکرات فنی محدود نمیشود؛ بلکه این پرونده به دلیل ارتباط مستقیم با زیست بوم و امنیت شرق کشور، صبغه و ابعادی کاملاً «راهبردی» دارد.
ابعاد فنی و حقوقی پرونده حقابه هیرمند و معاهده ۱۳۵۱
حقابه ایران از رودخانه هیرمند بر اساس «معاهده ۱۳۵۱ هیرمند» میان تهران و کابل تعیین شده است که طبق آن، افغانستان متعهد است در یک سال نرمال آبی، حدود ۸۲۰ میلیون متر مکعب آب را به سمت مرزهای ایران و دریاچه هامون رهاسازی کند. طی سالهای اخیر، عدم اجرای کامل این معاهده و کاهش ورودی آب، مشکلات بسیار شدیدی از جمله خشکسالی گسترده در استان سیستان و بلوچستان، نابودی اکوسیستم زیستمحیطی تالاب بینالمللی هامون، ریزگردها و بحران تامین آب شرب و کشاورزی را برای ساکنان شرق ایران به همراه داشته است.
سازههای آبی بر روی هیرمند و موانع فنی رهاسازی
یکی از مهمترین چالشهای فنی در مسیر تامین حقابه ایران، احداث و عملکرد سازههای آبی بر روی مسیر رودخانه هیرمند در داخل خاک افغانستان است. ساخت بند «کمالخان» در ولایت نیمروز و انحرافهای ساختاری در مسیر آب منطقهای (انحراف آب به سمت گودزره) در دورههای گذشته سبب میشد که حتی هنگام بارندگیهای شدید و سیلابها، جریان طبیعی آب به سمت مرزهای ایران گسیل نشود. اگرچه رایزنیهای فنی دو سال اخیر و اصلاح برخی سازهها باعث اصلاح روند رهاسازی آب در سال آبی اخیر شده، اما اصلاح کامل زیرساختهای هیدرولیکی و پایش دقیق میزان آورد آب در ایستگاههای سنجش بالادست (از جمله دهراوود) همچنان از مطالبات جدی فنی ایران است.
چالشهای سیاسی، تغییرات اقلیمی و آینده دیپلماسی آب با کابل
دیپلماسی آب میان ایران و افغانستان در سالهای اخیر با چالشهای پیچیدهای گره خورده است:
تغییرات اقلیمی و خشکسالیهای پیدرپی: مقامات افغانستان همواره خشکسالی و کاهش بارشها را به عنوان علت اصلی کمبود جریان آب مطرح میکردند، در حالی که طرف ایرانی بر ضرورت اجرای مفاد معاهده در سالهای نرمال و محاسبه دقیق سهم ایران تاکید دارد.
مسائل شناسایی رسمی و بسترهای حقوقی: عدم شناسایی رسمی حکومت طالبان از سوی جامعه جهانی و ایران، پیگیریهای دیپلماتیک را در قالبی خاص قرار داده است؛ با این حال، تهران تلاش کرده مسائل زیستمحیطی و حیاتی مردم منطقه را فارغ از ملاحظات سیاسی، از طریق کانالهای فعال دیپلماتیک پیش ببرد.
ضرورت مدیریت جامع حوضه آبریز مشترک: کارشناسان معتقدند دیپلماسی آب در شرق کشور برای دستیابی به پایداری بلندمدت، علاوه بر هیرمند باید مدیریت حوضه آبریز جریرود (رودخانه تجن و سد دوستی) و مسائل آبی خراسان رضوی را نیز در بر بگیرد تا امنیت زیستی کل نوار شرقی ایران تامین شود.




