به گزارش ایراف، حادثه مزارشریف یکی از تلخترین و در عین حال پرابهامترین وقایع در تاریخ روابط ایران و افغانستان است؛ حادثهای که در جریان آن شماری از دیپلماتها و نیروهای ایرانی در کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در مزارشریف به شهادت رسیدند. در روزهای پس از این حادثه، خانوادههای شهدای مزارشریف برای مدتی طولانی از سرنوشت عزیزان خود بیخبر بودند و پس از آن نیز روایتهای مختلفی درباره عاملان، نحوه وقوع فاجعه و مسئولیت طرفهای مختلف مطرح شد.
در میان شهدای این حادثه، شهید ناصری قرار داشت؛ فرماندهی که پیش از حضور در افغانستان، سابقه فعالیت در دوران دفاع مقدس و کردستان را داشت و به گفته فرزندانش، بخش مهمی از فعالیتهای خود را در مسیر حمایت از مقاومت و ارتباط با گروههای جهادی در خارج از مرزهای ایران دنبال کرده بود.
فرزندان شهید ناصری در گفتوگو با ایراف از سالهایی میگویند که با فقدان پدر، بیخبری، روایتهای متناقض و پرسشهایی بدون پاسخ سپری شده است؛ پرسشهایی که برای آنها تنها یک موضوع تاریخی نیست، بلکه بخشی از زندگی خانوادگیشان را شکل داده است.
۴۰ روز بیخبری؛ پدری که یکی از فرزندانش هرگز او را ندید
زهرا ناصری، دختر شهید ناصری در روایت خود از روزهای پس از حادثه میگوید: خانواده برای مدت طولانی نمیدانستند چه اتفاقی برای پدرشان افتاده است. در آن مقطع، مشخص نبود نیروهای ایرانی حاضر در کنسولگری چه سرنوشتی پیدا کردهاند و حتی وضعیت پیکرها نیز روشن نبود.
به گفته او، خانواده حدود ۴۰ روز در بیخبری به سر برد تا اینکه خبر شهادت پدر به صورت قطعی اعلام شد. او میگوید در این مدت نه مشخص بود پدرش به شهادت رسیده، نه خانواده میدانستند او اسیر شده یا امکان بازگشتش وجود دارد. نبود پیکرها و نبود اطلاعات دقیق، این وضعیت را برای خانواده دشوارتر کرده بود.
در نهایت پیکر شهدا پس از مدتی به ایران منتقل شد تا مراحل شناسایی انجام شود؛ اما برای خانواده ناصری، پایان این انتظار به معنای پایان رنج نبود. دختر شهید در زمان حادثه کودکی بود که وابستگی زیادی به پدر داشت و مادرش نیز باردار بود. برادر کوچکتر او پس از شهادت پدر متولد شد و هیچگاه فرصت دیدن پدرش را پیدا نکرد. او میگوید فقدان پدر برای خانواده تنها یک اتفاق در یک مقطع تاریخی نبود؛ غیبت پدر در تمام سالهای زندگی اعضای خانواده ادامه پیدا کرد و هر نسل از خانواده به شکلی با این فقدان روبهرو شد.
چه کسی عامل جنایت مزارشریف بود؟
یکی از مهمترین پرسشهای خانواده شهید ناصری، همچنان درباره عاملان اصلی حمله به کنسولگری ایران در مزارشریف است. در سالهای پس از حادثه، روایتهای مختلفی درباره نقش طالبان، القاعده و نیروهای پاکستانی مطرح شد. خانواده نیز در مقاطع مختلف اطلاعاتی درباره شناسایی و مجازات برخی عاملان دریافت کرده، اما به گفته فرزندان شهید، این اطلاعات هیچگاه به یک روایت کامل و شفاف تبدیل نشده است.
دختر شهید میگوید در مقطعی به خانواده اعلام شده بود که عاملان حادثه شناسایی و مجازات شدهاند، اما این اطلاعات به صورت محرمانه در اختیار آنها قرار گرفته و هویت عاملان به شکل روشن اعلام نشده است. او تأکید میکند که خانواده به اطلاعاتی که از سوی مسئولان دریافت کرده اعتماد دارد، اما همچنان این پرسش باقی است که اگر عاملان شناسایی شدهاند، چرا اسامی و جزئیات پرونده به شکل روشن بیان نشده است.
در روایتهای مطرحشده، نام برخی افراد وابسته به جریانهای تندرو نیز مطرح شده است؛ با این حال، فرزندان شهید میگویند خودشان در محل حادثه حضور نداشتهاند و نمیتوانند درباره صحت همه این روایتها با قطعیت اظهارنظر کنند.
پسر شهید ناصری نیز با اشاره به روایتهای مختلف درباره نقش طالبان و پاکستان میگوید برای او احتمال نقشآفرینی پاکستان و دستگاه اطلاعاتی این کشور در پشت پرده حادثه جدی است؛ هرچند تأکید میکند که این برداشت بر اساس اطلاعات و روایتهایی است که در طول سالها به خانواده رسیده و نه مشاهدات مستقیم. او همچنین به گزارشهایی اشاره میکند که در همان زمان درباره کشتهشدن «جنرال ناصری» در رسانههای پاکستانی منتشر شده بود و معتقد است این موضوع نشان میدهد شهید ناصری پیش از حادثه نیز برای برخی جریانها یک هدف مهم محسوب میشده است.
روایت طالبان و پروندهای که همچنان ابهام دارد
بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان، بار دیگر پرسشها درباره حادثه مزارشریف را برای خانواده شهدای این حادثه زنده کرد. پسر شهید ناصری با اشاره به دیدارهای مقامات طالبان با مسئولان ایرانی و اظهاراتی که در سالهای اخیر درباره حادثه مطرح شده، میگوید در یکی از این موارد، از سوی طالبان اعلام شده که کشتار دیپلماتهای ایرانی توسط گروهی «خودسر» انجام شده و اقدام مذکور تصمیم رسمی طالبان نبوده است. این روایت برای خانواده خود به یک پرسش تازه تبدیل شده است؛ چرا که اگر حادثه توسط گروهی خارج از ساختار طالبان انجام شده، باید مشخص شود این گروه چه کسانی بودند، چگونه وارد کنسولگری شدند و چه کسانی مسئولیت آن را بر عهده داشتند.
فرزند شهید ناصری معتقد است تغییر یا تفاوت روایتها طی سالهای مختلف، بر ابهامات پرونده افزوده است. او میگوید نمیتواند از جایگاه خانوادگی خود درباره همه ابعاد این موضوع حکم قطعی صادر کند، اما تأکید دارد که آنچه برای خانواده روشن نشده، همین زنجیره مسئولیت است؛ اینکه چه کسانی تصمیم به حمله گرفتند، چه کسانی آن را اجرا کردند و آیا تمام عاملان شناسایی و مجازات شدهاند یا خیر.
در عین حال، بازگشت طالبان به قدرت، خانواده را در موقعیت پیچیدهای قرار داده است. از یک سو، نام طالبان در روایتهای مربوط به حادثه مزارشریف مطرح است و از سوی دیگر، طالبان امروز حاکم افغانستان و یکی از طرفهای اصلی تعامل جمهوری اسلامی ایران با این کشور است. پسر شهید ناصری میگوید از نظر عاطفی، پذیرش این شرایط برای خانواده آسان نبوده است، اما آنها میان احساس شخصی و منافع ملی تفاوت قائل شدهاند. او تأکید میکند که اگر منافع ملی جمهوری اسلامی ایران اقتضا کند روابط با افغانستان و حاکمیت فعلی این کشور توسعه پیدا کند، خانواده نیز نمیخواهد داغ شخصی آنها مانعی برای منافع مردم و کشور باشد. با این حال، از نگاه او، تعامل سیاسی نباید به معنای بستهشدن پرونده شهدای مزارشریف یا کنار گذاشتن مطالبه حقیقت باشد.
پرسش دیگری که باقی مانده؛ چرا نیروهای ایرانی در مزارشریف ماندند؟
برای خانواده شهید ناصری، تنها پرسش این نیست که چه کسانی به کنسولگری حمله کردند؛ سؤال مهم دیگر این است که چرا در شرایط بحرانی آن زمان، نیروهای ایرانی در مزارشریف باقی ماندند. دختر شهید میگوید اگر شرایط امنیتی تا این اندازه خطرناک بود، این پرسش برای خانواده وجود دارد که چرا پیش از وقوع حادثه تصمیمی برای تخلیه نیروهای ایرانی گرفته نشد.
پسر شهید نیز این مسئله را یکی از مهمترین بخشهای مغفولمانده پرونده میداند. به گفته او، در روایتهای مختلف، مسئولیت تصمیمگیری درباره ماندن نیروهای ایرانی در مزارشریف میان برخی مسئولان وقت مطرح شده، اما در نهایت برای خانواده مشخص نشد چه کسی مسئول اصلی این تصمیم بوده است. او معتقد است در یک پرونده با چنین ابعادی، هم باید عاملان خارجی جنایت مشخص شوند و هم تصمیمات داخلی که به ماندن نیروهای ایرانی در آن شرایط منجر شد مورد بررسی قرار گیرد. از نگاه خانواده، روشنشدن این بخش از ماجرا به معنای متهمکردن افراد نیست، بلکه برای آنها به معنای پاسخ به یک سؤال اساسی است: آیا میشد با تصمیم دیگری از وقوع این فاجعه جلوگیری کرد؟ این پرسش بهویژه برای فرزندان شهید اهمیت دارد؛ زیرا آنها سالهاست با فقدان پدری زندگی کردهاند که در زمان شهادت، یکی از فرزندانش هنوز متولد نشده بود.
از گمنامی تا روایت زندگی شهید ناصری
در کنار مطالبه برای روشنشدن ابعاد حادثه، یک خواسته دیگر در سخنان فرزندان شهید ناصری بیش از هر چیز تکرار میشود: آنها میخواهند پدرشان شناخته شود. دختر شهید معتقد است یکی از آسیبهای این پرونده آن بوده که به دلیل ملاحظات امنیتی و حساسیت روابط ایران و افغانستان، بخش زیادی از زندگی و فعالیتهای شهید ناصری برای افکار عمومی روایت نشده است. او میگوید پدرش تنها یکی از شهدای حادثه مزارشریف نبود، بلکه سالها سابقه حضور در دفاع مقدس داشت و در کردستان و لشکر ویژه شهدا در کنار شهید محمود کاوه فعالیت کرده بود. به گفته او، شهید ناصری پس از دوران دفاع مقدس نیز مسیر فعالیتهای خود را ادامه داد و به جای آنکه صرفاً در موقعیتهای مدیریتی و پشت میز باقی بماند، در میدانهای مختلف جهادی و مقاومت حضور پیدا کرد.
او فعالیتهای پدرش در افغانستان را نیز بخشی از همین مسیر میداند و میگوید شهید ناصری برای حمایت از شیعیان افغانستان و ایجاد ارتباط میان گروههای جهادی و مقاومت تلاشهای زیادی انجام داده بود. دختر شهید معتقد است برخی از جریانهایی که بعدها در منطقه تحت عنوان مقاومت شناخته شدند، ریشههایی در همان سالهای نخست فعالیتهای برونمرزی نیروهای ایرانی داشتند.
از نگاه او، زندگی شهید ناصری باید مستقل از حادثه مزارشریف نیز روایت شود؛ زیرا در غیر این صورت، بخش مهمی از سابقه و مجاهدتهای او برای مردم ناشناخته باقی میماند. او تأکید میکند: «بیشتر دلم میخواست شهید خیلی بیشتر معرفی شود؛ مردم بدانند این آدم آنجا چه میکرده، چه تلاشهایی داشته و چه مجاهدتهایی انجام داده است.»
عدالت شاید گذشته را برنگرداند، اما حقیقت میتواند روشن شود
فرزندان شهید ناصری معتقدند هیچ اقدامی نمیتواند سالهایی را که خانواده بدون پدر سپری کرده بازگرداند. دختر شهید از مادری میگوید که هنگام شهادت همسرش باردار بود و فرزندی که پس از شهادت پدر متولد شد و هیچگاه او را ندید. او میگوید عدالت به معنای واقعی شاید نتواند این فقدان را جبران کند، اما میتوان حداقل کاری کرد که شهدا در گمنامی باقی نمانند. از نگاه خانواده، معرفی شهید، بازگویی سوابق و مجاهدتهای او، روشنشدن ابعاد حادثه و مشخصشدن مسئولیت عاملان، حداقل مطالباتی است که همچنان میتوان دنبال کرد.
پسر شهید نیز در پاسخ به این پرسش که عدالت در این پرونده چه معنایی دارد، میگوید همه موارد باید در کنار یکدیگر مورد توجه قرار گیرد؛ از شناسایی عاملان و پاسخگویی طالبان گرفته تا بررسی تصمیمات داخلی. او تأکید میکند اگر مشخص شود فرد یا گروهی در این جنایت نقش داشته، باید مسئولیت آن را بپذیرد و اگر عاملان هنوز مجازات نشدهاند، درباره سرنوشت آنها اقدام شود. از نگاه او، عذرخواهی رسمی و پذیرش مسئولیت نیز بخشی از همین روند است. اما فراتر از همه این موارد، خانواده میخواهد پیگیری پرونده به یک موضوع صرفاً سیاسی یا مقطعی تبدیل نشود. او میگوید: «تلاشها برای قدرت نباشد؛ برای مردم دو کشور و رسیدن به حقیقت باشد.»
فرزندان شهید ناصری پس از سالها همچنان با پرسشهایی درباره سرنوشت پدرشان زندگی میکنند؛ پدری که دخترش او را در کودکی از دست داد و پسری که اصلاً فرصت دیدن او را پیدا نکرد. برای آنها، امروز شاید امکان بازگرداندن گذشته وجود نداشته باشد، اما هنوز میتوان درباره آنچه در مزارشریف رخ داد شفافتر سخن گفت؛ عاملان را معرفی کرد، مسئولیتها را روشن کرد و اجازه نداد نام و زندگی شهدای این حادثه در میان ملاحظات سیاسی و امنیتی به فراموشی سپرده شود.
در مرداد ۱۳۷۷ و همزمان با پیشروی طالبان و سقوط مزارشریف، کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در این شهر مورد حمله قرار گرفت و شماری از دیپلماتها و نیروهای ایرانی حاضر در کنسولگری به شهادت رسیدند. در میان قربانیان این حادثه، محمود صارمی، خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی نیز حضور داشت. حادثه مزارشریف از همان زمان به یکی از مهمترین پروندههای امنیتی و سیاسی در روابط ایران و افغانستان تبدیل شد. درباره عاملان این حمله و میزان نقش طالبان، القاعده و نیروهای پاکستانی روایتهای مختلفی طی سالهای گذشته مطرح شده است. با بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان در سال ۱۴۰۰، موضوع این حادثه بار دیگر مورد توجه قرار گرفت و اظهاراتی مبنی بر اینکه عاملان حمله گروهی خارج از ساختار رسمی طالبان بودهاند، مطرح شد. با وجود گذشت سالهای طولانی از حادثه، خانواده شهدای مزارشریف همچنان بر ضرورت روشنشدن ابعاد پرونده، معرفی عاملان، بررسی تصمیمات منتهی به باقیماندن نیروهای ایرانی در مزارشریف و ثبت و روایت زندگی شهدای این حادثه تأکید دارند.




