حمید بابک، دانشجوی دکتری جامعهشناسی دانشگاه تهران و تحلیلگر مسائل افغانستان، در گفتوگو با ایراف میگوید تحولات اخیر در بدخشان دیگر صرفاً در قالب اعتراضات اجتماعی و محلی قابل تحلیل نیست، بلکه به سمت یک رویارویی سازمانیافته میان طالبان و جبهههای مخالف این گروه پیش رفته است. به گفته بابک، مجموعهای از عوامل اقتصادی، قومی، فرهنگی و سیاسی در کنار برخوردهای امنیتی طالبان، زمینه شکلگیری موج جدیدی از نارضایتیها و فعالیتهای مسلحانه در این ولایت را فراهم کرده است.
مرحله جدید تحولات بدخشان
حمید بابک با اشاره به تغییر ماهیت اعتراضات و درگیریها در بدخشان گفت: «اعتراضات اخیر در بدخشان شکل جدیدی پیدا کرده و دیگر نمیتوان آن را مانند اعتراضاتی دانست که در یکی دو سال اخیر در برخی شهرستانها مانند ارگو رخ داد.»
وی افزود: «در گذشته بیشتر شاهد اعتراضات محلی و مطالبات اجتماعی بودیم، اما امروز شرایط متفاوت شده است. اکنون موضوع تنها اعتراض نیست، بلکه در بخشهایی از بدخشان شاهد جنگ علنی میان طالبان و جریانهای مخالف هستیم.»
این تحلیلگر مسائل افغانستان ادامه داد: «جبهههای مخالف طالبان در این منطقه بهصورت آشکار اعلام موضع کردهاند، بیانیه منتشر میکنند، پرچم خود را دارند و مبارزه مسلحانه علیه طالبان را دنبال میکنند. بنابراین نمیتوان این وضعیت را صرفاً یک نارضایتی محلی دانست.»
بابک تصریح کرد: «اعتراضات مردمی و محلی بخشی از این مسئله است، اما بخش بزرگتر موضوع به رویارویی نظامی و شکلگیری جبهههای مختلف برمیگردد. در ماههای اخیر ما شاهد جنگ رو در رو میان طالبان و نیروهای مخالف بودهایم.»
وی با اشاره به تحولات میدانی اخیر اظهار داشت: «در هفتههای گذشته شهرستان یفتل برای مدتی سقوط کرد؛ این اتفاق بدون درگیری گسترده و خونریزی رخ داد و نیروهای مخالف پس از آن به مواضع خود بازگشتند. همچنین در شهرستان زیباک نیز درگیریها شدت گرفته و این جنگ همچنان ادامه دارد.»
به گفته بابک، «این تحولات نشان میدهد که مسئله بدخشان فراتر از یک اعتراض محدود اجتماعی است و باید آن را در چارچوب یک بحران امنیتی گستردهتر بررسی کرد.»
ریشههای اقتصادی و هویتی نارضایتیها
این دانشجوی دکتری جامعهشناسی دانشگاه تهران با اشاره به عوامل شکلگیری نارضایتیها در بدخشان گفت: «به نظر من دو عامل بسیار مهم در تحولات کنونی این ولایت نقش دارد؛ عامل اقتصادی و عامل قومی و هویتی.»
وی درباره عامل اقتصادی توضیح داد: «بدخشان طی سالهای اخیر به یکی از ولایتهای مهم افغانستان از نظر منابع معدنی تبدیل شده است. معادن طلا، لاجورد، زمرد و دیگر منابع طبیعی در این منطقه وجود دارند و فعالیتهای معدنی گستردهای در آن جریان دارد.»
بابک افزود: «اما مشکل اصلی این است که در بسیاری از موارد استخراج معادن به شکل غیرمعیاری، غیرقانونی و تخریبی انجام شده است. این موضوع باعث آسیب به زمینهای کشاورزی، باغها و مناطق بومی شده و نارضایتی مردم محلی را افزایش داده است.»
وی ادامه داد: «بخشی از مردم احساس میکنند منابع طبیعی منطقهشان بدون اینکه منافع آن به مردم محلی برسد، در اختیار گروهها و افراد دیگر قرار گرفته است. همین مسئله به یکی از عوامل مهم اعتراضات تبدیل شده است.»
این تحلیلگر مسائل افغانستان در ادامه به عامل هویتی اشاره کرد و گفت: «بحث قومی و هویتی در افغانستان موضوعی ریشهدار است و متأسفانه در دوره طالبان نیز این حساسیتها افزایش یافته است.»
وی اظهار داشت: «در بدخشان موضوع زبان، فرهنگ و تنوع مذهبی اهمیت زیادی دارد. طالبان با نوع نگاه و روایت خاص خود، باعث تشدید برخی نگرانیهای هویتی شدهاند.»
بابک افزود: «در این ولایت، جامعه شیعیان اسماعیلی و شیعیان دوازدهامامی حضور دارند و متأسفانه در سالهای اخیر مواردی از فشار و برخورد با این گروهها گزارش شده است. چنین مسائلی میتواند شکافهای اجتماعی را عمیقتر کند.»
وی همچنین درباره مسئله زبان گفت: «بدخشان یکی از مناطق مهم زبان فارسی و از خاستگاههای تاریخی این زبان است. هرگونه بیاحترامی به زبان و فرهنگ مردم منطقه، طبیعی است که باعث افزایش احساس نارضایتی و بیگانگی شود.»
مخالفان طالبان در بدخشان دارای ساختار و سازمان هستند
حمید بابک درباره ماهیت گروههای مخالف طالبان در بدخشان گفت: «وقتی از جبههها صحبت میکنیم، منظور جریانهایی است که دارای ساختار، ادبیات و برنامه مشخص هستند.»
وی افزود: «در حال حاضر جبهه آزادی، جبهه مقاومت ملی، سپاهیان میهن و برخی گروههای کوچکتر در بدخشان فعالیت دارند. برخی از این جریانها هنوز هویت خود را بهصورت رسمی اعلام نکردهاند، اما فعالیتهای آنها در مناطق مختلف دیده میشود.»
این پژوهشگر حوزه افغانستان با اشاره به گستره فعالیت این گروهها گفت: «این تحولات محدود به یک نقطه خاص نیست. در دو ماه اخیر در مناطقی مانند کشم، زیباک و یفتل نمونههایی از درگیریهای مسلحانه دیده شده است.»
وی درباره احتمال شکلگیری جبهه جدید علیه طالبان اظهار داشت: «به نظر من در شرایط فعلی ضرورت چندانی برای ایجاد یک جبهه جدید وجود ندارد، بلکه مهمتر از آن، احتمال نزدیک شدن و هماهنگی میان جبهههای موجود است.»
بابک افزود: «افزایش نارضایتیها و انباشته شدن مشکلات میتواند باعث شود این جریانها همکاری بیشتری با یکدیگر داشته باشند و فشار بیشتری بر طالبان وارد کنند.»
افزایش شکاف در ساختار طالبان در بدخشان
این تحلیلگر مسائل افغانستان درباره وضعیت داخلی طالبان در بدخشان گفت: «واکنش طالبان به اعتراضات در سالهای اخیر عمدتاً امنیتی و همراه با سرکوب بوده است. در برابر مبارزه مسلحانه نیز پاسخ طالبان شدیدتر شده است.»
وی ادامه داد: «اما همین رویکرد باعث ایجاد شکافهایی در داخل ساختار طالبان در بدخشان شده است.»
بابک توضیح داد: «میان طالبان محلی بدخشان و نیروهایی که از خارج این ولایت برای مدیریت امور آمدهاند، فاصلههایی ایجاد شده است. بسیاری از پستهای مهم مانند والی، فرماندهی امنیه، استخبارات و ریاست معادن در اختیار نیروهای غیرمحلی قرار دارد.»
وی افزود: «این مسئله باعث شده بخشی از نیروهای محلی طالبان نیز احساس نارضایتی کنند و حتی پیامهای انتقادی از سوی برخی فرماندهان منتشر شود.»
موقعیت ژئوپلیتیک بدخشان، اهمیت این ولایت را افزایش داده است
حمید بابک با اشاره به اهمیت راهبردی بدخشان گفت: «این ولایت نه تنها برای طالبان، بلکه برای کل افغانستان اهمیت ویژهای دارد. بدخشان با چین، پاکستان و تاجیکستان مرز مشترک دارد و موقعیت جغرافیایی آن بسیار حساس است.»
وی افزود: «جغرافیای کوهستانی و پیچیده بدخشان باعث شده کنترل کامل این منطقه برای هر حکومتی دشوار باشد.»
بابک ادامه داد: «طالبان نیز با وجود حضور نظامی گسترده، نمیتوانند بهسادگی همه مناطق کوهستانی را کنترل کنند یا نیروهای مخالف را بهطور کامل از بین ببرند.»
بدخشان میتواند به نقطه آغاز تحولات گستردهتر تبدیل شود
این دانشجوی دکتری جامعهشناسی دانشگاه تهران گفت: «حملات اخیر به مراکز دولتی، درگیری در شهرستانهای مختلف و تلاش برای نزدیک شدن به مرکز ولایت نشان میدهد که بدخشان به یک چالش جدی برای طالبان تبدیل شده است.»
وی افزود: «اگر ارتباط میان جبهههای فعال در بدخشان با نیروهای مخالف در مناطقی مانند تخار، قندوز، بغلان و پنجشیر افزایش پیدا کند، فشار بیشتری بر طالبان وارد خواهد شد.»
بابک تأکید کرد: «در شرایط کنونی، افغانستان ممکن است در آستانه یک تحول جدید قرار داشته باشد و تحولات بدخشان میتواند یکی از نشانههای آغاز این تغییرات باشد.»
گفتنی است که ولایت بدخشان یکی از ولایتهای راهبردی افغانستان در شمالشرق این کشور است که به دلیل موقعیت جغرافیایی، مرز مشترک با سه کشور چین، پاکستان و تاجیکستان، منابع معدنی و سابقه تاریخی مقاومتهای محلی، همواره نقش مهمی در تحولات سیاسی و امنیتی افغانستان داشته است.
این ولایت در دورههای مختلف یکی از مناطق دشوار برای کنترل حکومتهای مرکزی بوده و ساختار کوهستانی آن امکان فعالیت گروههای مسلح را افزایش داده است. پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۱۴۰۰، افزایش محدودیتهای سیاسی، تغییرات مدیریتی و اختلافات اجتماعی، زمینه شکلگیری موجهای جدید نارضایتی در برخی مناطق این ولایت را فراهم کرده است.




