اربعین؛ شهرِ بی‌نقشهٔ عشق

از شهری سخن می‌گوییم که در عرض چند روز، برای پذیرایی از جمعیتی بین ۲۰ تا ۴۰ میلیون نفر برپا می‌شود؛ جمعیتی که تغذیه، اسکان و خدمات پزشکی اولیه را دریافت می‌کنند و پس از چند روز، این شهر عظیم، تقریباً بدون برجای‌گذاشتن ردپایی از زیرساخت‌های کلاسیک، ناپدید می‌شود. این کلان‌پروژه که در ادبیات دینی و اجتماعی با نام «اربعین» شناخته می‌شود، یک استثنای بزرگ در تاریخ مدیریت بحران است.

چراییِ اختصاص این کلان‌پروژه به امام حسین (ع)

با وجود عظمت دیگر پیامبران و ائمه (ع)، چرا چنین مراسم عظیمی با این ابعاد، مختص ایشان است؟ کارشناسان، پاسخ این «چرا» را در مفهوم بنیادین ولایت جستجو می‌کنند.

در منابع فقهی و کلامی، امام حسین (ع) نه‌تنها یک رهبر سیاسی شکست‌خورده یا شهیدی والامقام، که به‌عنوان «ولی‌الله» شناخته می‌شود؛ کسی که به اذن خداوند، دارای دو ساحت ولایت تشریعی (حقِ قانون‌گذاری و هدایت مسیر) و ولایت تکوینی (تسلط وجودی بر کائنات برای نجات انسان‌ها از پرتگاه) است. تفاوت ایشان با سایر اولیاء، در شرایط اعمال این ولایت در بستر جامعه نهفته است. در زمان دیگر ائمه (ع)، جامعهٔ اسلامی دچار خواب مغناطیسی و دنیاطلبی عمیقی شده بود و ظرفیت پذیرش هدایت را از دست داده بود.

امام حسین (ع) در نقطهٔ بحرانی تاریخ قرار گرفت که برای بیدار کردن این جامعهٔ خفته، ناچار به پرداخت بالاترین هزینهٔ ممکن شد. منابع دینی از این عمل با عبارت «بَذْلُ مُهْجَتِهِ» یاد می‌کنند؛ یعنی خونِ دل خود را نثار هدایت انسان‌ها کرد. این عمل نه یک هزینهٔ ساده، بلکه یک شوک عظیم تاریخی بود. همان‌طور که برای بازگرداندن علائم حیاتی به یک بیمار دچار ایست قلبی، به دستگاهی با ولتاژ بالا نیاز است، واقعهٔ عاشورا نیز آن شوک تاریخی بود. پدیدهٔ اربعین، نشانهٔ بازگشت علائم حیاتی به پیکر جامعهٔ بشری پس از آن شوک است؛ لحظهٔ بازگشت شاگردان کلاس هدایت به پای استادی که برای نجات آنان، خونِ دل خویش را نثار کرد.

زیارت اربعین؛ فراتر از یک سفر تشریفاتی

یکی دیگر از لایه‌های این پدیده، ماهیت زیارت است. در جهان‌بینی اسلامی، زیارت امامان (ع) پس از شهادت، از نظر دریافت آگاهی و نور هدایت، دقیقاً معادل دیدار آنان در زمان حیات است. حرم‌های مطهر، «بیوت اذن‌الله» (خانه‌هایی که خداوند اجازهٔ نشر نور هدایت از آن‌ها را داده) محسوب می‌شوند.

بیشتر بخوانید:  رایزنی در امور دینی؛ طالبان از مالزی خواست در حج، وقف، زکات و بانکداری اسلامی همکاری کند

تضادی شگفت‌انگیز در آداب زیارت امامان (ع) دیده می‌شود. درحالی‌که برای زیارت امامان دیگر، پروتکل‌هایی چون غسل، پوشیدن بهترین لباس و استعمال عطر توصیه می‌شود، در زیارت کربلا زائر را به حضور با ظاهری خسته، گرسنه، غبارآلود و با موهای پریشان و بدون عطر سفارش می‌کنند. این تضاد ۱۸۰ درجه‌ای، ریشه در روان‌شناسی همذات‌پنداری دارد.

این شرایط، یک تکنیک روان‌تنی کارآمد برای درک عمیق‌تر رنج امام و اهل‌بیت (ع) است. زائر با پذیرش این وضعیت فیزیکی، موضع‌گیری هویتی خود را اعلام می‌کند و خود را در رنج کاروان حسینی شریک می‌داند. سنت پیاده‌روی اربعین، با اولین زیارت جابر بن عبدالله انصاری در همان اربعین اول شکل گرفت و توسط علمای بزرگی چون شیخ انصاری و آخوند خراسانی احیا شد. تأکید امام حسن عسکری (ع) بر اینکه زیارت اربعین یکی از پنج نشانهٔ مؤمن است، جایگاه آن را در کنار ارکان بنیادینی چون نماز، به‌عنوان چسب هویت این مکتب و بازتولید الگوی استقامت زینبی (س) تثبیت می‌کند.

از قدرت نرم و بازدارندگی تا تمرین مهدویت

وقتی از لایه‌های الهیاتی عبور می‌کنیم، با ابعاد مدرن و جامعه‌شناختی این پدیده مواجه می‌شویم. حرکت دو نفرهٔ جابر و عطیه، امروز به سونامی ۲۰ تا ۴۰ میلیونی با تنوع بی‌نظیر مذهبی و ملیتی تبدیل شده است. کارشناسان علوم سیاسی و اجتماعی، کارکردهای راهبردی متعددی برای این پدیده برمی‌شمارند که آن را از یک آیین صرفاً مذهبی، به یک پروژهٔ تمدنی ارتقا می‌دهد:

۱. تولید قدرت نرم بی‌نظیر و بازدارندگی راهبردی: وقتی ۴۰ میلیون نفر، خستگی و خطرات امنیتی را برای یک هدف به جان می‌خرند، این یک پیام بازدارندهٔ قدرتمند به تمام سیستم‌های اطلاعاتی جهان است.

این رویداد نشان می‌دهد که این ایدئولوژی، میلیون‌ها فداییِ آماده‌به‌خدمت دارد که ظرفیت دفاعی آن در زمان تهدید، غیرقابل‌محاسبه است. این، یک مانور عظیم بازدارندگی مردمی در زمان صلح محسوب می‌شود.

۲. تمرین مهدویت و ارتقای تاب‌آوری جمعی: برخلاف نگاه انفعالی به انتظار، این حرکت، یک اردوی تمرینی عملی برای یاران منجی است. زائران اربعین با پذیرش سختی سفر، اشتراک‌گذاری منابع با غریبه‌ها و تحمل شرایط دشوار، ظرفیت روانی و فیزیکی خود را برای همراهی با قیام نهایی موعود (عج) ارتقا می‌دهند.

بیشتر بخوانید:  به دستور سراج‌الدین حقانی؛ مدیر مسئول و کارمند تلویزیون تمدن آزاد شدند

۳. تحکیم بنیان خانواده در عصر انزوای دیجیتال: در پاسخ به این پرسش که چگونه یک سفر سخت می‌تواند پیوندهای خانوادگی را مستحکم کند، باید گفت که خانواده‌های مدرن، زیر یک سقف، درگیر انزوای دیجیتال شده‌اند و هر یک در گوشه‌ای از دنیای مجازی خود سیر می‌کنند. پروژهٔ مشترک اربعین، با خارج کردن اعضای خانواده از این انزوا و قراردادن آن‌ها در کنار هم برای هدفی مقدس و تحمل رنجی مشترک، هم‌بستگی عاطفی عمیقی ایجاد می‌کند که در آپارتمان‌های مدرن قابل‌دستیابی نیست.

۴. بستری برای دیالکتیک و مواجههٔ علمی‑فکری: اربعین صرفاً یک تونل احساسات نیست، بلکه یک دانشگاه سیار با جمعیتی بالغ بر ۲۰ میلیون نفر است که صحنهٔ تقابل گفتمان‌های مختلف فکری می‌باشد. واکنش حوزه‌های علمی به جریان‌های انحرافی، حذفی نیست، بلکه تقابلی علمی از طریق برگزاری مناظرات و گفت‌وگوهای باز است که به واکسینه شدن جامعه در برابر شبهات منجر می‌شود. این استدلال فکری، یکی از مهم‌ترین کارکردهای این تجمع عظیم انسانی است.

نتیجه‌گیری و نگاه به آینده

به این نتیجه می‌رسیم که اربعین، یک سیستم پیچیدهٔ انسان‌سازی، شبکه‌سازی اجتماعی و تمرین برای آینده است. این عملی خالصانه است که قوانین مادی فیزیک و زمان را به‌چالش می‌کشد و نشان می‌دهد که چگونه یک واقعهٔ تاریخی، می‌تواند به نقشه‌راهی برای ساختن تمدنی نوین تبدیل شود.

اما مهم‌ترین دستاورد این رویداد، ارائهٔ یک راهکار عینی برای بحران تنهایی انسان مدرن است. در جهانی که با وجود انبوهی از شبکه‌های اجتماعی، انسان‌ها روزبه‌روز منزوی‌تر می‌شوند، فرمول اربعین ـ یعنی رها کردن خودخواهی، فداکاری بی‌چشم‌داشت برای دیگران و حرکت جمعی به سوی هدفی متعالی ـ می‌تواند پادزهر قدرتمندی برای این بحران عمیق وجودی باشد. اربعین، معماری شهری است که نه بر اساس نقشه‌های کاغذی مهندسان، که بر اساس نقشهٔ عشق و ایثار در قلب‌های انسان‌ها حک شده است و این، بزرگ‌ترین درس آن برای جهان معاصر می‌باشد. برای تحقق کامل این الگو، نیاز به نگاه تکنوکراتیکِ توأم با معنویت است تا بتوان از این سرمایهٔ عظیم انسانی، برای ساختن تمدنی مبتنی بر عدالت و هم‌دلی بهره برد.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=132670
اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها