به گزارش ایراف، نشریه فارنافرز در گزارشی تحلیلی که روز شنبه، ۳ تیر منتشر شد، با اشاره به فروپاشی تفاهمنامه ایران و آمریکا، نوشت توافقی که در ماه ژوئن با هدف توقف درگیریها، بازگشایی تنگه هرمز و ایجاد یک دوره ۶۰ روزه برای ادامه مذاکرات امضا شده بود، اکنون عملاً بیاثر شده و تجارت دریایی در تنگه هرمز نیز با اختلال جدی روبهرو است.
این تحلیل تأکید میکند شکست این تفاهم از ابتدا قابل پیشبینی بود، زیرا مهمترین اختلافات میان تهران و واشنگتن به آینده موکول شد؛ رویکردی که نویسنده آن را ویژگی ثابت سیاست خارجی دولت ترامپ میداند.
به باور نویسنده، این الگو پیشتر در آتشبس غزه و توافقهای موسوم به ابراهیم نیز تکرار شده بود؛ توافقهایی که دستاوردهای کوتاهمدت داشتند اما هیچیک نتوانستند بحرانهای اصلی منطقه را حلوفصل کنند.
فارنافرز در ادامه مینویسد توافقهای محدود مانند آتشبس یا تبادل اسرا، اگرچه میتوانند تنش را برای مدتی کاهش دهند، اما زمانی که جایگزین فرآیندهای سیاسی دشوار، ایجاد نهادهای پایدار و مصالحههای اساسی شوند، در نهایت به شکست میانجامند.
از این منظر، آتشبس بدون دیپلماسی مستمر، تنها فرصتی برای آمادهسازی طرفهای درگیر جهت آغاز دور تازهای از جنگ خواهد بود.
این نشریه با اشاره به پیچیدگی بحرانهای منطقهای در خاورمیانه هشدار میدهد که هرگونه تنش در یک جبهه میتواند به سرعت به سایر نقاط سرایت کند و تا زمانی که نگرانیهای امنیتی متقابل برطرف نشود، احتمال تکرار درگیری میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی همچنان بالا خواهد بود.
در بخش دیگری از گزارش، شرایط کنونی جهان با اروپا در آستانه جنگ جهانی اول مقایسه شده و آمده است که کاهش نقش نهادهای چندجانبه، تکیه بر توافقهای مقطعی، رقابت قدرتهای بزرگ و بیاعتمادی متقابل، میتواند زمینهساز بحرانهایی شود که کنترل آنها بسیار دشوار خواهد بود.
فارنافرز همچنین به سیاست دولت ترامپ در قبال کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس اشاره کرده و مینویسد مقامات این کشورها تصور میکردند روابط نزدیک شخصی با ترامپ و سرمایهگذاریهای اقتصادی، نفوذ بیشتری بر تصمیمات واشنگتن ایجاد خواهد کرد، اما حملات نظامی آمریکا به ایران و پیامدهای آن نشان داد این تصور با واقعیت فاصله دارد و دولتهای عربی نتوانستند مانع آغاز جنگ شوند.
در ادامه، توافقهای ابراهیم نمونهای از دیپلماسی معاملهمحور توصیف شده که با عادیسازی روابط برخی کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی، بدون حل مسأله فلسطین، تنها بحران را به تعویق انداخت و در نهایت زمینه تشدید درگیریهای سالهای بعد را فراهم کرد.
این نشریه هشدار میدهد که با فروپاشی تفاهمنامه ایران و آمریکا، احتمال بازگشت رژیم صهیونیستی به جنگ، افزایش فعالیت متحدان منطقهای ایران و گسترش درگیریها به دریای سرخ و تنگه بابالمندب وجود دارد؛ رخدادی که اگر همزمان با اختلال در تنگه هرمز رخ دهد، میتواند پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی داشته باشد.
فارنافرز همچنین از شکلگیری بلوکهای امنیتی جدید در منطقه خبر میدهد؛ از یک سو مصر، پاکستان، عربستان و ترکیه همکاریهای امنیتی خود را افزایش دادهاند و از سوی دیگر رژیم صهیونیستی و امارات روابط نزدیکتری برقرار کردهاند.
این روند همراه با مسابقه تسلیحاتی و نبود سازوکارهای ارتباطی میان بازیگران، خطر سوءبرداشت و وقوع جنگهای گستردهتر را افزایش میدهد.
در پایان این تحلیل تأکید شده است که صلح پایدار تنها از مسیر یک توافق جامع قابل دستیابی است؛ توافقی که علاوه بر رفع تحریمها، شامل تضمینهای امنیتی معتبر، سازوکارهای حفظ آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز، تفاهمهای منطقهای درباره عدم تجاوز و ایجاد یک چارچوب امنیتی فراگیر با مشارکت کشورهای منطقه و نهادهای بینالمللی باشد.
به باور نویسنده، هرچند چنین توافقی در شرایط کنونی دور از دسترس به نظر میرسد، اما در بلندمدت واقعبینانهتر از توافقهای محدود و مقطعی است و تنها راه جلوگیری از گرفتار شدن خاورمیانه در چرخهای از جنگهای دائمی خواهد بود.




