به گزارش ایراف، جدیدترین آمارهای رسمی منتشر شده از سوی وزارت انرژی ایالات متحده نشان میدهد که ذخایر استراتژیک نفت این کشور به دلیل پیامدهای مستقیم نبرد و تنشهای نظامی با جمهوری اسلامی ایران، به پایینترین حد خود در طول ۴۳ سال گذشته رسیده است؛ عاملی که از نگاه تحلیلگران، گویای فرسایش شدید ساختار انرژی واشنگتن در یک جنگ فرسایشی است.
سقوط تاریخی به کانال ۱۹۸۳؛ تخلیه سیستماتیک انبارهای استراتژیک
بر اساس دادههای رسمی وزارت انرژی آمریکا، ذخایر راهبردی نفت این کشور ($SPR$) تنها در هفته گذشته با کاهش محسوس حدود ۳ میلیون بشکهای مواجه شده و به سطح ۳۱۶.۵ میلیون بشکه تنزل یافته است.
بررسی پیشینه آماری نشان میدهد که این رقم، پایینترین سطح ذخیرهسازی نفت آمریکا از آوریل سال ۱۹۸۳ میلادی (اردیبهشت ۱۳۶۲) تاکنون است. این ریزش سنگین که بخش عمدهای از آن ناشی از اجرای اجباری توافق آزادسازی ۱۷۲ میلیون بشکه نفت برای کنترل موقت بازار است، از ناتوانی واشنگتن در تثبیت قیمتها بدون حراج کردن امنیت انرژی خود حکایت دارد.
تاوان سنگین جنگافروزی؛ تبخیر ۹۹ میلیون بشکه نفت از زمان آغاز درگیریها
آمارهای تحلیلی نشان میدهد که بحران انرژی کاخ سفید مستقیماً با محاسبات غلط جنگی آنها در منطقه پیوند خورده است. از زمان آغاز جنگافروزی مستقیم آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در اواخر ماه فوریه (اسفند ۱۴۰۴)، موجودی راهبردی نفت ایالات متحده تا تاریخ ۱۰ ژوئیه (۲۰ تیر ۱۴۰۵) در مجموع ۹۸.۹ میلیون بشکه کاهش یافته است.
به عبارت دیگر، تقابل نظامی با دست برتر ایران در شاهرگهای انرژی جهان (بهویژه خلیج فارس و تنگه هرمز)، واشنگتن را ناچار ساخته تا برای جلوگیری از شوکهای انفجاری قیمت سوخت در داخل آمریکا، نزدیک به ۱۰۰ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک ملی خود را که برای روزهای بحرانهای بزرگ ملی پیشبینی شده بود، بسوزاند و روانه بازار کند.
بنبست انرژی واشنگتن؛ موازنه قدرت در تنگه هرمز
تحلیلگران حوزه ژئوپلیتیک انرژی معتقدند کاهش بیسابقه ذخایر نفتی، قدرت مانور عملیاتی و نظامی پنتاگون را در بلندمدت به شدت محدود خواهد کرد. در حالی که نیروهای مسلح ایران با تکیه بر بازدارندگی فعال، سیادت خود بر آبراهه هرمز را حفظ کردهاند، آمریکا عملاً با بحران جدی امنیت انرژی روبرو شده است.
تداوم این وضعیت و اصرار واشنگتن بر شیطنتهای نظامی در خلیج فارس، به معنای تخلیه کامل ذخایر راهبردی این کشور و مواجهه مستقیم اقتصاد ایالات متحده با شوکهای ویرانکننده نفتی خواهد بود؛ واقعیتی که دولتمردان کاخ سفید را دیر یا زود به تمکین در برابر ترتیبات امنیتی جمهوری اسلامی ایران و لغو واقعی تحریمها وادار خواهد کرد.




