به گزارش ایراف، زندگی مردان اثرگذار تاریخ تنها در روزهای پرحادثه سیاست و قدرت خلاصه نمیشود. پیش از آنکه نامی بر صفحه رخدادهای بزرگ بنشیند، سالهایی آرام، پنهان و شکلدهنده وجود قرار دارند؛ سالهایی که در خانه، کوچه، مدرسه، مسجد و حجره میگذرد و بیآنکه در لحظه دیده شود، آینده یک شخصیت را میسازد.
رهبر شهید انقلاب، از چهرههایی هستند که زندگی ایشان از کودکی در مشهد تا سالهای تحصیل، مبارزه، زندان، تبعید، مسئولیتهای سیاسی و سپس رهبری، با بخش مهمی از تاریخ معاصر ایران پیوند خورده است.
برای شناخت این مسیر، باید خط زمان زندگی ایشان را از نخستین سالها دنبال کرد؛ از خانهای کوچک در محلهای ساده در مشهد تا مدرسههای دینی، از درس قرآن مادر تا حلقههای علمی حوزه، و از نوجوانی طلبگی تا ورود به میدان تحولات سیاسی و اجتماعی ایران.
ایراف در یک مجموعه دهقسمتی، تاریخچه زندگی رهبر شهید انقلاب را بر اساس مستندات معتبر و روایتهای زندگینامهای بازخوانی میکند. این مجموعه میکوشد زندگی ایشان را نه بهصورت پراکنده، بلکه بر خط زمان روایت کند؛ مرحلهبهمرحله، با تاریخها، نامها، مکانها و زمینههایی که هر دوره را شکل دادهاند.
این گزارش، نخستین قسمت از این مجموعه است؛ روایتی از سالهای ۱۳۱۸ تا ۱۳۳۷، یعنی از تولد در مشهد تا عزیمت به قم. این دوره، سالهای شکلگیری پایههای نخستین شخصیت علمی، دینی و فرهنگی ایشان است؛ سالهایی که در آن خانواده، قرآن، فقر آبرومندانه، کتاب، حوزه مشهد و استادان نخستین، مسیر آینده را آرامآرام ترسیم کردند.
تولد در مشهد؛ آغاز یک روایت
رهبر شهید انقلاب، سیدعلی حسینی خامنهای، در ۲۹ فروردین ۱۳۱۸ خورشیدی، برابر با ۲۸ صفر ۱۳۵۸ قمری و ۱۹ آوریل ۱۹۳۹ میلادی، در مشهد به دنیا آمدند. ایشان دومین پسر خانواده بودند؛ خانوادهای روحانی که در آن علم دینی، تقوا، کتاب، قرآن و سادهزیستی حضوری پررنگ داشت.
خانه کودکی ایشان در خیابان خسروی نو مشهد قرار داشت؛ خانهای کوچک در یکی از محلههای کمبرخوردار شهر. این خانه در سالهای نخست زندگی ایشان حدود ۶۰ تا ۷۰ متر مساحت داشت و تنها یک اتاق و یک زیرزمین تاریک و کمنور را در خود جای میداد.
زندگی در چنین خانهای تصویری روشن از سالهای آغازین زندگی ایشان به دست میدهد؛ زندگیای بیتجمل، ساده و گاه دشوار. پدر خانواده، روحانی محل مراجعه مردم بودند و رفتوآمد مهمانان به خانه امری معمول به شمار میرفت. هرگاه مهمانی برای پدر میآمد، اعضای خانواده ناچار میشدند به زیرزمین بروند تا تنها اتاق خانه در اختیار مهمان قرار گیرد.
بعدها با کمک برخی ارادتمندان پدر، قطعه زمینی کوچک در کنار خانه خریداری و به آن افزوده شد و خانواده صاحب سه اتاق شدند. اما خاطره خانه نخستین، با همان اتاق کوچک و زیرزمین تاریک، در روایت زندگی ایشان باقی ماند؛ خانهای که فقر داشت، اما تهی از معنا نبود.
پدر؛ عالمی زاهد در خانهای ساده
پدر رهبر شهید انقلاب، آیتالله سیدجواد خامنهای، در ۲۰ جمادیالثانی ۱۳۱۳ قمری، برابر با ۱۶ آذر ۱۲۷۴ خورشیدی، در نجف متولد شدند و در ۱۴ تیر ۱۳۶۵ در مشهد درگذشتند. ایشان از عالمان و مجتهدان عصر خود بودند؛ مردی اهل درس، مباحثه، مسجد و مطالعه.
سیدجواد خامنهای در کودکی همراه خانواده از نجف به تبریز مهاجرت کردند. پس از گذراندن دورههای علمی مقدماتی، در حدود سال ۱۳۳۶ قمری به مشهد آمدند و در این شهر از استادان برجسته فقه، اصول و فلسفه بهره بردند. ایشان نزد عالمانی چون حاجآقا حسین قمی، میرزا محمد آقازاده خراسانی، میرزا مهدی اصفهانی، حاج فاضل خراسانی، آقابزرگ حکیم شهیدی و شیخ اسدالله یزدی درس خواندند.
پس از آن، در سال ۱۳۴۵ قمری راهی نجف شدند؛ شهری که برای عالمان شیعه جایگاه بلند علمی داشت. در نجف، از درس میرزا محمدحسین نائینی، سید ابوالحسن اصفهانی و آقاضیاءالدین عراقی بهره بردند و از آنان اجازه اجتهاد دریافت کردند.
ایشان پس از بازگشت به ایران، مشهد را برای زندگی دائمی برگزیدند. در این شهر به تدریس پرداختند، امامت مسجد صدیقیهای بازار مشهد، معروف به مسجد آذربایجانیها، را بر عهده گرفتند و از امامان جماعت مسجد جامع گوهرشاد بودند.
ایشان عالمی پرهیزگار، کماعتنا به دنیا و علاقهمند به مطالعه بودند. مباحثات علمی روزانه ایشان با همدورههای خود سالها ادامه داشت. این روحیه علمی و زاهدانه فضای خانه را نیز شکل میداد. فرزندان در خانهای رشد میکردند که در آن تنگنای معیشت با وقار دینی و گفتوگوی علمی همراه بود.
ریشههای پدری؛ پیوند نجف، تبریز و مشهد
پیشینه پدری رهبر شهید انقلاب به خانوادهای علمی و حوزوی بازمیگردد. جد پدری ایشان، سیدحسین خامنهای، حدود سال ۱۲۵۹ قمری در خامنه متولد شد و در ۲۰ ربیعالثانی ۱۳۲۵ قمری درگذشت.
سیدحسین خامنهای در نجف تحصیل کردند و نزد استادانی چون سیدحسین کوهکمری، فاضل ایروانی، فاضل شربیانی، میرزا باقر شکی و میرزا محمدحسن شیرازی درس خواندند. ایشان پس از طی مراتب علمی، در شمار فقها و مدرسان حوزه نجف قرار گرفتند و سپس در سال ۱۳۱۶ قمری به تبریز رفتند و در مدرسه طالبیه به تدریس پرداختند و امام جماعت مسجد جامع تبریز شدند.
ایشان تنها عالمی مدرس نبودند؛ بلکه به مسائل اجتماعی و سیاسی زمان خود نیز توجه داشتند و از طرفداران مشروطه به شمار میرفتند. این پیشینه نشان میدهد که در خاندان پدری، علم دینی با حساسیت اجتماعی و توجه به تحولات زمان همراه بوده است.
عموی رهبر شهید انقلاب، سیدمحمد خامنهای نیز از عالمان نجف بودند. ایشان در سال ۱۲۹۳ قمری در نجف متولد شدند و در شعبان ۱۳۵۳ قمری درگذشتند. وی از شاگردان آخوند خراسانی و شریعت اصفهانی بود و از چهرههای آگاه به مسائل زمانه به شمار میرفت.
این ریشهها خانواده خامنهای را به سه جغرافیای مهم پیوند میدهد: نجف، تبریز و مشهد؛ سه شهری که هرکدام در تاریخ دین، علم و سیاست ایران و جهان تشیع جایگاهی ویژه دارند.
مادر؛ صدای قرآن در خانه
مادر رهبر شهید انقلاب، بانو میردامادی، در سال ۱۲۹۳ خورشیدی متولد شد و در سال ۱۳۶۸ درگذشت. ایشان زنی متدین، زاهد، کتابخوان و آشنا با قرآن، حدیث، تاریخ و ادبیات بودند.
در خانهای که از نظر مادی ساده و محدود بود، مادر نقش مهمی در ساخت فضای معنوی خانواده ایفا میکردند. ایشان قرآن را خوش میخواندند و فرزندان گرد ایشان مینشستند. هنگام تلاوت آیاتی که نام پیامبران در آن آمده بود، برای کودکان از زندگی آنان روایت میکردند.
به این ترتیب، نخستین آشنایی رهبر شهید انقلاب با قصههای قرآنی تنها از مکتبخانه و درس رسمی آغاز نشد؛ بلکه از صدای مادر در خانه شکل گرفت. قرآن در این خانه کتابی دور از دسترس نبود؛ بلکه بخشی از زندگی روزمره بود.
مادر افزون بر قرآن، با ادبیات نیز انس داشتند و با دیوان حافظ مأنوس بودند. چنین مادری، در کنار پدری عالم و اهل مباحثه، خانه را به محیطی تبدیل کرده بودند که در آن ایمان، مطالعه، ادبیات و اندیشه در کنار هم جریان داشت.
ریشههای مادری؛ خاندان میردامادی
خاندان مادری رهبر شهید انقلاب نیز از خاندانهای علمی و دینی بود. جد مادری ایشان، آیتالله سیدهاشم نجفآبادی، معروف به میردامادی، در سال ۱۳۰۳ قمری متولد شد و در سال ۱۳۸۰ قمری درگذشت.
ایشان از خاندان میرداماد، فیلسوف مشهور عصر صفوی، به شمار میرفتند و از شاگردان آخوند خراسانی و میرزا محمدحسین نائینی بودند. سیدهاشم نجفآبادی در مشهد بهعنوان عالم، مفسر قرآن و از امامان جماعت مسجد گوهرشاد شناخته میشدند.
اما جایگاه ایشان تنها علمی نبود؛ بلکه به مسائل اجتماعی زمان خود نیز توجه داشتند و پس از اعتراض به کشتار مردم در مسجد گوهرشاد در دوره رضاشاه، به سمنان تبعید شدند. این بخش از پیشینه خانوادگی نشان میدهد که در سوی مادری نیز دین و علم با دغدغه اجتماعی همراه بوده است.
از سوی مادر، نسب رهبر شهید انقلاب به محمد دیباج، فرزند امام جعفر صادق(ع)، میرسد. چنین پیشینهای خانواده مادری را نیز در امتداد سنت علمی، دینی و تاریخی تشیع قرار میدهد.
ادامه مسیر
در قسمت دوم این مجموعه، به سالهای تحصیل رهبر شهید انقلاب پرداخته خواهد شد؛ سالهایی که در آن مسیر علمی ایشان با جدیت بیشتری دنبال میشود، ارتباط با استادان برجسته حوزه شکل میگیرد و بنیانهای فکری، علمی و اجتماعی ایشان در فضایی پویاتر و گستردهتر تثبیت میشود.





