به گزارش ایراف، گزارش تازهای که دانشگاه هامبورگ به سفارش سازمان محیطزیستی گرینپیس تهیه کرده، هشدار میدهد که کابل با یکی از جدیترین بحرانهای زیستمحیطی تاریخ خود روبهرو است؛ بحرانی که میتواند به پایان منابع آب آشامیدنی این شهر منجر شود و کابل را به نخستین کلانشهری تبدیل کند که عملاً آب قابل مصرف خود را از دست میدهد.
در این پژوهش که به بررسی پیامدهای بحران اقلیمی و کاهش همکاریهای توسعهای پرداخته، افغانستان و جمهوری دموکراتیک کنگو بهعنوان دو مطالعه موردی انتخاب شدهاند. یافتهها نشان میدهد ذوب شتابان یخچالهای طبیعی هیمالیا، ستون فقرات منابع آبی افغانستان را با تهدیدی جدی مواجه کرده و سیستمهای آبیاری زراعتی و آب آشامیدنی را در معرض فروپاشی قرار داده است.
ابعاد پنهان بحران؛ انباشت چالشها در سایه دکترین انقباضی طالبان
بر اساس این گزارش که روز جمعه ۲۹ خرداد منتشر شده است، خشکسالیهای پیدرپی و سیلابهای ویرانگر طی سالهای اخیر زندگی میلیونها نفر را مختل کرده و موج تازهای از آوارگی داخلی را رقم زده است. پژوهشگران تأکید کردهاند که کابل اکنون با کمبود فزاینده آب روبهرو است و در صورت ادامه برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی، افزایش جمعیت و مدیریت ناکافی منابع، خطر خشکشدن کامل سفرههای آب زیرزمینی بیش از هر زمان دیگری جدی شده است.
نویسندگان گزارش یادآور شدهاند که شهروندان افغانستان علاوه بر پیامدهای اقلیمی، با میراث چند دهه جنگ، بیثباتی سیاسی، اقتصاد شکننده و محدودیتهای ناشی از حاکمیت طالبان نیز مواجهاند؛ مجموعه عواملی که توان این کشور را برای مقابله با بحرانهای محیطزیستی بهشدت کاهش داده است. همزمان دادهها نشان میدهد شمار افرادی که در نتیجه بلایای طبیعی و رویدادهای شدید آبوهوایی آواره شدهاند، در سال گذشته در سطح جهان به ۱۳.۶ میلیون نفر رسیده که رقمی تکاندهنده است.
پیشینه تاریخی؛ پارادوکس سدسازی و حبس حقابه ایران از هیرمند
بحران آب در افغانستان در حالی به مرحله فروپاشی رسیده است که دستگاه حاکمه در کابل طی سالهای گذشته، به جای تمرکز بر زیرساختهای مهار آب و بازسازی شبکههای توزیع درونشهری، دکترین خود را بر انسداد شریانهای آبی منتهی به کشورهای همسایه استوار کرده است. انحراف مسیر آبهای سطحی و عدم پایبندی به معاهده ۱۳۵۱ هیرمند درباره حقابه قانونی ایران، نه تنها گرهی از مشکل آب شرب پایتخت افغانستان باز نکرده، بلکه خشکی مفرط را به تالابهای بینالمللی هامون و مناطق مرزی ایران تحمیل کرده است.
کارشناسان ژئوپلیتیک بارها هشدار دادهاند که اصرار وزارت خدمات عمومی طالبان بر پروژههای نمایشی هیدرولیکی، بدون در نظر گرفتن ظرفیت سفرههای زیرزمینی کابل، عملاً به یک خودزنی زیستمحیطی منجر شده است. عدم پایبندی کابل به معاهدات مرزی آب، همزمان با بروز این بحران بیسابقه در پایتخت خودشان، اثباتکننده خطای راهبردی در سیاستگذاریهای زیستمحیطی این گروه است.
خطر سرریز ناامنی زیستی و موج تازه مهاجرت به ایران
در بخش دیگری از گزارش گرینپیس آمده است که کاهش ۲۵ درصدی بودجه جهانی توسعه و کمکهای بشردوستانه و رسیدن آن به ۱۷۵ میلیارد دلار، توان ارگانهای خدماتی نظیر وزارت بهداشت طالبان را برای مقابله با بیماریهای ناشی از کمبود آب سالم به شدت تقلیل داده است. ترکیب تغییرات اقلیمی، رشد سریع جمعیت، مدیریت ناکارآمد منابع و برداشت بیرویه از آبهای زیرزمینی، خطر بروز یک بحران تمامعیار آبی را در کابل تثبیت کرده است.
برای جمهوری اسلامی ایران، این فروپاشی منابع حیاتی در افغانستان صرفاً یک گزارش علمی نیست؛ بلکه به معنای پتانسیل بالای سرریز ناامنی زیستی و شکلگیری موج جدیدی از آوارگان اقلیمی به سمت مرزهای غرب است. تا زمانی که ساختار سیاسی در کابل مسئولیتپذیری حاکميتي خود را در مدیریت آبهای مشترک و احیای زیرساختهای داخلی خود ارتقا ندهد، ترکشهای این بحران زیستمحیطی، پایداری رفاهی و امنیتی کل منطقه را تحت تأثیر قرار خواهد داد.





