به گزارش ایراف، فیضی در تحلیل خود یادآور میشود که در دقیقه ۶۵ دیدار مراکش و برزیل در جام جهانی ۲۰۲۶، ترکیبی کاملاً متشکل از بازیکنان زادهشده در خارج از کشور در زمین حضور داشت؛ اتفاقی که به گفته او «نتیجه یک پروژه ۲۰ ساله» بود.
او توضیح میدهد که فدراسیون فوتبال مراکش با جذب فرزندان دیاسپورا، تقویت هویت ملی و ایجاد ساختارهای پایدار، توانست مهاجرت را به یک مزیت رقابتی تبدیل کند.
به باور فیضی، از یاسین بونو در مونترال تا اشرف حکیمی در مادرید و دیگر بازیکنان پرورشیافته در فرانسه، بلژیک و هلند، همه محصول یک سیاست روشن و بلندمدت بودند؛ سیاستی که افغانستان تاکنون از آن بیبهره مانده است.
افغانستان؛ ظرفیت فراوان اما بدون مدیریت کارآمد
فیضی با اشاره به بیش از ۶ میلیون مهاجر افغانستانی در جهان، تأکید میکند که این جمعیت بزرگ «گنج پنهان فوتبال افغانستان» است.
او مینویسد که دهها بازیکن پرورشیافته در آکادمیهای اروپایی و استرالیایی آمادهاند تا به تیم ملی کمک کنند، اما نبود ساختار حرفهای مانع از حضور آنها شده است.
او نامهایی چون یوسف اعرابی، وحید فقیر، حسین کارنیل، یوسف وردک، هادی نوری، نوئل نیمان، میلاد امیرزاده، رامین صافی، الیاس محمد، مدثر سادات، رضا سخیزاده، ولید خان و علیرضا نظری را مثال میزند و تأکید میکند که «اینها ظرفیتهای بالفعلاند، نه رؤیایی دور از دسترس».
پنج گام ضروری برای ساختن تیم ملی آینده
۱. ایجاد واحد اسکاوتینگ دیاسپورا
فیضی معتقد است فدراسیون باید در آلمان، سوئد، هلند، استرالیا، ایران، پاکستان و آمریکا شبکههای شناسایی استعداد ایجاد کند تا بازیکنان مهاجر بهطور مستمر رصد شوند.
۲. سادهسازی روند ملیپوشی
او مینویسد بسیاری از بازیکنان به دلیل بروکراسی پیچیده از پیوستن به تیم ملی منصرف میشوند و این روند باید شفاف و سریع شود.
۳. تقویت هویت ملی
فیضی تأکید میکند که مراکش با تبدیل «مراکشی بودن» به یک افتخار، بازیکنانش را از اروپا به تیم ملی کشاند و افغانستان نیز باید چنین فضایی ایجاد کند.
۴. ثبات مدیریتی در فدراسیون
او بیثباتی مدیریتی را «بزرگترین مانع جذب بازیکنان حرفهای» میداند و میگوید بازیکنان تنها زمانی اعتماد میکنند که فدراسیون برنامهمحور باشد.
۵. توسعه آکادمیهای داخلی
فیضی تأکید میکند که جذب دیاسپورا کافی نیست و باید نسل آینده در داخل کشور نیز پرورش یابد.
چرا صعود به جام ملتهای آسیا دستیافتنی است؟
فیضی با اشاره به موفقیت کشورهایی مانند تاجیکستان، قرقیزستان و فلسطین مینویسد که افغانستان نیز میتواند با یک برنامهریزی منسجم به جام ملتهای آسیا برسد.
او این مسیر را چنین ترسیم میکند:
– ۴ تا ۶ سال آینده: حضور رقابتی در مقدماتی آسیا
– ۸ تا ۱۰ سال: صعود به جام ملتهای آسیا
– بلندمدت: تبدیل شدن به تیمی مدعی در سطح قاره
به باور او، این هدف «نه رؤیایی رمانتیک، بلکه محاسبهای واقعبینانه» است.
فیضی در پایان یادداشت خود تأکید میکند که مراکش نشان داد «جغرافیای تولد محدودیت نیست» و افغانستان نیز با داشتن استعداد، مهاجر و بازیکن، تنها به یک فدراسیون کارآمد و برنامهمحور نیاز دارد.
او معتقد است روزی که این اراده شکل بگیرد، «شیران خراسان» نیز میتوانند داستانی مشابه «شیران اطلس» بنویسند.




