به گزارش ایراف، مجیب کریمی، فعال رسانه و تحلیلگر افغان، در واکنش به سخنان اخیر سعد محسنی درباره وضعیت زنان در افغانستان، با انتشار یادداشتی انتقادی اعلام کرد که «داستان حضور سارا تکش و سعد محسنی در افغانستان بخشی از تاریخ اقتصادی و رسانهای دو دهه اخیر این کشور است و نیازمند بررسی جدی و مستند است.»
او با اشاره به ورود سارا تکش ـ طراح مد ایرانیـ آمریکایی ـ و همسرش سعد محسنی به افغانستان پس از سال ۲۰۰۱، گفت این دوره زمانی با «فرصتهای گسترده اقتصادی و سیاسی» همراه بوده و خانواده محسنی توانستهاند در مدت کوتاهی به «جایگاهی قابل توجه در تجارت و رسانه» دست یابند.
کریمی با اشاره به فعالیتهای اقتصادی این خانواده، از جمله شرکت Tarsian & Blinkley و قراردادهای مرتبط با تولید پوشاک نیروهای امنیتی افغانستان، تأکید کرد که «ابعاد این فعالیتها و نحوه شکلگیری آنها باید بهصورت مستقل و بیطرفانه بررسی شود.»
او همچنین به نقش رسانهای خانواده محسنی از طریق MOBY GROUP پرداخت و گفت این شبکه طی سالها «نفوذ چشمگیری در فضای رسانهای افغانستان» داشته و از این مسیر «درآمد و اعتبار قابل توجهی» کسب کرده است.
کریمی افزود که پرسش اصلی این است که «این نفوذ چگونه شکل گرفت و چه تأثیری بر جامعه افغانستان گذاشت.»
این فعال رسانهای با اشاره به فروش اخیر یک ملک ۴.۸ میلیون دلاری متعلق به این زوج در نیویورک، گفت: «آنچه برای من قابل تأمل است، موضعگیریهای سعد محسنی درباره وضعیت زنان در افغانستان است. من با این دیدگاه که وضعیت زنان عادی است موافق نیستم. شاید برای شما و خانوادهتان عادی باشد، اما برای خانواده من و زنِ خواهرم عادی نیست.»
او تأکید کرد که محرومیت زنان و دختران از آموزش، اشتغال و مشارکت اجتماعی «واقعیتی انکارناپذیر» است و نمیتوان آن را با روایتهای «عادیسازی» نادیده گرفت.
کریمی همچنین عملکرد رسانههای وابسته به محسنی پس از بازگشت طالبان به قدرت را مورد انتقاد قرار داد و گفت این رسانهها «نتوانستهاند نقش مستقل و مؤثر ایفا کنند» و لازم است بررسی شود که «تا چه اندازه در خدمت اطلاعرسانی آزاد بودهاند و تا چه اندازه تحت تأثیر محدودیتهای سیاسی یا تبدیل به محل امن پخش پروپاگندای طالبان شدهاند.»
او در پایان تأکید کرد: «هرگونه قضاوت درباره نقش سارا تکش و سعد محسنی باید بر پایه اسناد و تحقیقات مستقل باشد، اما طرح پرسشهای انتقادی درباره نفوذ اقتصادی، رسانهای و سیاسی چهرههای تأثیرگذار، حق طبیعی افکار عمومی و بخشی از مسئولیت روزنامهنگاری است.»
گفتنیاست که اظهارات اخیر سعد محسنی درباره «عادی بودن وضعیت زنان در افغانستان» موج گستردهای از انتقادها را در میان فعالان زن، روزنامهنگاران و کاربران شبکههای اجتماعی برانگیخته است.
منتقدان این سخنان را «سفیدنمایی وضعیت زنان» و «نادیدهگرفتن واقعیتهای تلخ زندگی زنان افغان» توصیف کردهاند.
همزمان با این اظهارات، گزارشهایی از هرات منتشر شد که نشان میداد طالبان دهها زن را بهدلیل «عدم پوشاندن صورت» بازداشت کردهاند؛ موضوعی که فعالان حقوق زنان آن را نمونهای روشن از نقض کرامت انسانی دانستهاند.
منتقدان با انتشار پیامهایی در شبکههای اجتماعی، سخنان محسنی را «عادیسازی محدودیتهای طالبان» و «کمک به مشروعیتبخشی به سیاستهای زنستیزانه» توصیف کردهاند.
در کنار این واکنشها، برخی تحلیلگران رسانهای نیز عملکرد شبکههای وابسته به محسنی را پس از بازگشت طالبان زیر سؤال بردهاند و گفتهاند این رسانهها «بهدلیل فشارهای سیاسی یا محدودیتهای عملیاتی، نتوانستهاند نقش مستقل گذشته را حفظ کنند»؛ ادعاهایی که همچنان نیازمند بررسی مستند و بیطرفانه است.
این موج انتقادات نشان میدهد که اظهارات اخیر سعد محسنی نهتنها در سطح افکار عمومی افغانستان، بلکه در میان فعالان حقوق زنان و جامعه رسانهای نیز بازتاب گستردهای داشته و به بحثی جدی درباره نقش رسانهها، روایتسازی و مسئولیتپذیری چهرههای تأثیرگذار در شرایط کنونی افغانستان تبدیل شده است.





