جنگجویی برای هیچ؛ تقابل تاریخی ایران و اعراب به روایت سینمای اجاره‌ای ریاض

عربستان سعودی طی سال‌های اخیر کوشیده است با سرمایه‌گذاری گسترده وارد عرصه صنعت سینما شود؛ حوزه‌ای که تا همین چند سال پیش عملاً در این کشور وجود نداشت. ممنوعیت اکران فیلم در سینماهای عربستان تا سال ۲۰۱۸ باعث شده بود این کشور برخلاف بسیاری از همسایگان خود فاقد تجربه تاریخی در تولید و مصرف سینما باشد. با این حال، پس از آغاز برنامه‌های اصلاحات اقتصادی و اجتماعی موسوم به «چشم‌انداز ۲۰۳۰»، حکومت سعودی به این نتیجه رسید که برای افزایش نفوذ فرهنگی و بهبود تصویر بین‌المللی خود باید در حوزه رسانه و سرگرمی سرمایه‌گذاری جدی انجام دهد. در همین چارچوب، تأسیس نهادهایی مانند MBC Studios، راه‌اندازی جشنواره‌هایی نظیر «جشنواره فیلم دریای سرخ» و جذب پروژه‌های سینمایی بین‌المللی در دستور کار قرار گرفت.

با وجود این تلاش‌ها، صنعت سینمای عربستان هنوز در مرحله‌ای ابتدایی قرار دارد و بخش عمده توان تولیدی آن به سرمایه مالی متکی است، نه به زیرساخت‌های انسانی و خلاقانه بومی. در پروژه‌هایی مانند فیلم «جنگجوی صحرا»، نقش اصلی را کارگردانان، نویسندگان و بازیگران خارجی ایفا می‌کنند و سهم نیروهای بومی محدود است. به همین دلیل برخی تحلیلگران معتقدند عربستان در این مرحله «فیلم نمی‌سازد» بلکه «فیلم سفارش می‌دهد». این وضعیت یادآور تجربه برخی کشورهای حوزه خلیج فارس است که برای ورود سریع به عرصه فرهنگ و رسانه، ترجیح داده‌اند به‌جای تربیت تدریجی نیروهای داخلی، از طریق جذب عوامل خارجی و تزریق سرمایه‌های کلان به پروژه‌های بزرگ، جایگاه خود را در این عرصه تثبیت کنند.

 روایت فیلم و مسئله بازنمایی تاریخی
فیلم «Desert Warrior» بر اساس نبرد «ذی‌قار» ساخته شده است؛ نخستین جنگ تأثیرگذار میان اعراب و ایرانیان در دوره خسروپرویز ساسانی.. در این جنگ، بخشی از سپاه ایران و قبایل عربِ تابعِ ساسانیان در مقابل برخی از تیره های قبیله عربِ بَکْربن وائل (از شاخه های رَبیعة بن نِزار) در دشت ذوقار قرار داشتند، که در نهایت، ساسانیان شکست خوردند. در روایت اعلام‌شده از داستان فیلم، خسروپرویز به‌عنوان پادشاهی مستبد و خشونت‌طلب معرفی می‌شود که پس از اختلاف با نعمان بن منذر، پادشاه لخمی‌ها، فرمان قتل او را صادر می‌کند. در ادامه، دختر نعمان با متحد کردن قبایل عرب در برابر سپاه ساسانی می‌ایستد و این رویارویی به نبرد ذی‌قار و شکست بخشی از نیروهای ایرانی می‌انجامد. چنین روایتی تلاش می‌کند این واقعه را به‌عنوان نقطه‌ای نمادین از پیروزی اعراب بر ایران باستان به تصویر بکشد.

با این حال، منابع تاریخی درباره این رخداد روایت‌های متعددی ارائه می‌دهند و بسیاری از جزئیات مطرح‌شده در روایت سینمایی آن محل تردید است. برخی مورخان علت اختلاف خسروپرویز با نعمان را مسائل امنیتی و سیاسی می‌دانند، در حالی که برخی دیگر به تغییر آیین نعمان و نزدیکی او به رومیان اشاره کرده‌اند. افزون بر این، نبرد ذی‌قار در محدوده سرزمین‌های تحت حاکمیت ساسانیان رخ داد و از نظر تاریخی به‌عنوان نقطه عطف تعیین‌کننده در تغییر ساختار قدرت منطقه شناخته نمی‌شود. به همین دلیل، بزرگ‌نمایی این واقعه به‌عنوان رویدادی که «چهره منطقه را برای همیشه تغییر داد» بیشتر به بازسازی روایی و نمادین شباهت دارد تا تحلیل دقیق تاریخی.
 
جنگ روایت‌ها و بازنویسی تاریخ ایران
فیلم «جنگجوی صحرا» را می‌توان در چارچوب گسترده‌تر «رقابت روایت‌ها درباره تاریخ ایران» تحلیل کرد. مواجهه با موضوع چنین فیلمی، بیش از هر چیز پرسشی درباره نوع نگاه رقبای منطقه‌ای ایران به تاریخ این سرزمین را پیش می‌کشد. به نظر می‌رسد هرگاه این بازیگران قصد دارند نسبت خود را با ایران معاصر تعریف کنند، به گذشته رجوع می‌کنند و تلاش دارند با برجسته کردن یک مقطع خاص تاریخی، نشان دهند که دست‌کم در لحظه‌ای از تاریخ توانسته‌اند در برابر تمدن ایران به پیروزی دست یابند.

این رویکرد پیش‌تر نیز در نمونه‌های مختلفی دیده شده است. برای مثال، مدتی پیش در قزاقستان فیلمی ساخته شد که روایت آن بر کشته شدن کوروش بزرگ به دست قبایل صحرانشین آن منطقه استوار بود. اکنون عربستان نیز با سفارش ساخت «جنگجوی صحرا» به سراغ روایتی مشابه رفته است. پیش از این نیز در هالیوود فیلم «۳۰۰» ساخته شد که در آن نبرد میان امپراتوری ایران و یونان، با قرائتی خیال‌بافانه و کاملاً خاص و در قالب تقابل نمادین شرق و غرب بازنمایی می‌شد. حتی اگر به دهه‌های قبل بازگردیم، در سال ۱۹۸۱ صدام حسین نیز سفارش ساخت فیلم «نبرد قادسیه» را داد تا یکی از رویارویی‌های تاریخی میان ایران و اعراب را دستمایه روایت سیاسی زمانه خود قرار دهد.

وجه مشترک همه این نمونه‌ها تمرکز بر تاریخ ایران و تلاش برای بازنمایی لحظه‌ای از شکست یا عقب‌نشینی آن است؛ گویی برخی بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای می‌کوشند در عرصه روایت‌های تاریخی به نوعی بر این میراث تمدنی غلبه کنند. واقعیت آن است که عظمت و استمرار تاریخی نام ایران، ظاهراً در ذهن بسیاری از رقبا حتی برجسته‌تر از آن چیزی است که گاه در نگاه خود ما دیده می‌شود.

در این میان، تناقض جالبی نیز دیده می‌شود: در ظاهر، این روایت‌ها لحنی حماسی و چالش‌گرانه نسبت به ایران دارند، اما در لایه‌های عمیق‌تر، نوعی هراس تاریخی نیز در آنها قابل مشاهده است. نام ایران یادآور تمدنی است که طی هزاران سال بارها با شکست، اشغال یا فروپاشی مواجه شده، اما هر بار توانسته است دوباره خود را بازسازی کند و تداوم تاریخی‌اش را حفظ نماید. شاید به همین دلیل است که در ذهن ناخودآگاه بسیاری از رقبا، مواجهه با ایران تنها به امروز محدود نمی‌شود؛ بلکه با تمام دشمنان تاریخی این سرزمین پیوند می‌خورد، کسانی که روزگاری سودای برتری بر این تمدن را داشتند اما در گذر زمان از صحنه تاریخ محو شدند. از همین منظر، می‌توان ساخت فیلمی مانند «جنگجوی صحرا» را نشانه‌ای از این دانست که حتی در پس نمایش‌های ظاهری قدرت، ایران در ذهن برخی بازیگران منطقه‌ای همچنان به‌عنوان تمدنی دیرپا و ماندگار درک می‌شود.

نئوم و پروژه مدرن‌سازی تصویر عربستان
یکی از نکات قابل توجه در پروژه «Desert Warrior» محل تولید آن است. بخش مهمی از فیلمبرداری در منطقه «نئوم» انجام شده؛ شهری که عربستان آن را به‌عنوان یک ابرپروژه آینده‌نگرانه معرفی کرده است. نئوم قرار است نماد عربستان جدید باشد: شهری فوق‌مدرن با زیرساخت‌های فناورانه، اقتصاد متنوع و سبک زندگی متفاوت با تصویر سنتی از این کشور. استفاده از چنین پروژه‌ای به‌عنوان محل فیلمبرداری، صرفاً یک انتخاب فنی نیست بلکه بخشی از استراتژی تبلیغاتی برای نمایش چهره‌ای مدرن و جهانی از عربستان محسوب می‌شود.

در واقع، پیوند دادن یک پروژه سینمایی بزرگ با شهر نئوم نشان می‌دهد که عربستان به سینما به‌عنوان ابزاری برای «بازسازی تصویر بین‌المللی خود» نگاه می‌کند. پس از بحران‌هایی مانند پرونده قتل جمال خاشقچی که به شدت به اعتبار بین‌المللی این کشور آسیب زد، حکومت سعودی تلاش کرده است از طریق پروژه‌های فرهنگی و رسانه‌ای، روایت جدیدی از خود ارائه دهد. در این چارچوب، سینما نه تنها ابزار سرگرمی بلکه بخشی از سیاست عمومی برای تغییر تصویر جهانی عربستان است.

محدودیت‌های قدرت نرم مبتنی بر سرمایه
با وجود سرمایه‌گذاری‌های کلان، پرسش مهمی مطرح می‌شود: آیا می‌توان صرفاً با پول، قدرت نرم ایجاد کرد؟ تجربه تاریخی نشان می‌دهد که نفوذ فرهنگی پایدار معمولاً نتیجه یک فرآیند طولانی از تولید هنری و خلاقیت بومی است. کشورهایی مانند فرانسه، ایتالیا یا ایالات متحده جایگاه فرهنگی خود را طی دهه‌ها و حتی قرن‌ها از طریق شکل‌گیری سنت‌های هنری، تربیت نسل‌های متعدد فیلم‌ساز و ایجاد شبکه‌های گسترده تولید و توزیع به دست آورده‌اند. در مقابل، پروژه‌هایی که صرفاً بر پایه سرمایه مالی و جذب نیروهای خارجی شکل می‌گیرند، اغلب با مشکل فقدان هویت و اصالت روبه‌رو می‌شوند.

در مورد کشورهای ثروتمند حوزه خلیج فارس نیز این مسئله به‌وضوح دیده می‌شود. بسیاری از پروژه‌های فرهنگی این کشورها مانند سریال معاویه، با هدف ایجاد غرور ملی در داخل و بهبود تصویر در خارج از کشور طراحی شده‌اند، اما هنوز به یک جریان پایدار فرهنگی تبدیل نشده‌اند. بدون سرمایه‌گذاری در آموزش نیروهای بومی، ایجاد نهادهای مستقل هنری و شکل‌گیری یک بازار داخلی فعال، تولیدات پرهزینه‌ای مانند «جنگجوی صحرا» ممکن است بیشتر به رویدادهایی مقطعی شباهت داشته باشند تا نقطه آغاز یک سنت سینمایی پایدار.
 
مسئله غیبت روایت‌های رقیب
هرچند این اثر که با بودجه‌ای نزدیک به ۱۵۰ میلیون دلار ساخته شده، اما در واقعیت به یکی از بزرگ‌ترین شکست‌های تجاری سال مطرح شده است. در ترکیب بازیگران فیلم نام‌هایی مانند آنتونی مکی، ستاره دنیای مارول، بن کینگزلی و شارلتو کوپلی دیده می‌شود و روپرت وایات کارگردانی آن را بر عهده داشته است. با وجود چنین ترکیبی، فیلم در نخستین آخر هفته اکران خود در آمریکای شمالی تنها حدود ۴۷۲ هزار دلار فروش داشت؛ رقمی که در بیش از هزار سالن سینما در ایالات متحده به دست آمد و میانگین فروش هر سالن را به حدود ۱۸۷ دلار رساند؛ آماری که از نظر تجاری بسیار ضعیف ارزیابی می‌شود. بازخوردهای منتقدان و مخاطبان نیز چندان امیدوارکننده نبوده است.

«جنگجوی صحرا» در پایگاه IMDb امتیاز ۱.۹ از ۱۰ را کسب کرده؛ امتیازی که حتی از برخی شکست‌های مشهور سینمایی نیز پایین‌تر است. همچنین در وب‌سایت Rotten Tomatoes تنها ۲۷ درصد از نقدهای ثبت‌شده رویکردی مثبت نسبت به فیلم داشته‌اند.

در نهایت، اهمیت فیلم‌هایی مانند «Desert Warrior» تنها به محتوای آنها محدود نمی‌شود، بلکه به خلأ روایت‌های جایگزین نیز مرتبط است. در شرایطی که کشورهای مختلف تلاش می‌کنند روایت خود از تاریخ منطقه را از طریق سینما و رسانه عرضه کنند، در خواب عمیق مسئولان فرهنگی کشور و در نبود تولیدات تاریخی پرمخاطب می‌تواند به معنای واگذاری میدان روایت به دیگران باشد. این مسئله به‌ویژه در مورد تاریخ ایران قابل توجه است؛ تاریخی که از نظر ظرفیت دراماتیک و روایت‌پردازی، یکی از غنی‌ترین منابع برای تولیدات سینمایی و تلویزیونی محسوب می‌شود.

در سال‌های اخیر، بخش قابل توجهی از تولیدات سینمایی ایران به ژانرهای تجاری محدود شده و تولید آثار تاریخی فاخر کاهش یافته است. در نتیجه، در حالی که بازیگران منطقه‌ای تلاش می‌کنند روایت‌های خاص خود از تاریخ ایران را ارائه دهند، حضور تولیدات ایرانی در این عرصه خالی مانده است. در چنین شرایطی، مسئله اصلی شاید نه خود فیلم «جنگجوی صحرا»، بلکه این پرسش باشد که چرا همه در خیال و در تاریخ تحریفی خود سودای شکست ایران را در دل و تصویر دارند و تاریخ بزرگ و با عظمت ایران در نگاه مسئولان و کارگردانان به‌نام ایرانی به چشم نمی‌آید؟

بیشتر بخوانید:  سرور دانش: آیت‌الله العظمی فیاض از ارکان حوزه نجف بود
لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=125349
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
امتیاز مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها
0
دیدگاه های شما برای ما ارزشمند است، لطفا نظر دهید.x