محمد تمیم حیدری، مدیر گروه علوم سیاسی و روابط بینالملل مرکز بینالمللی مطالعات افغانستان، در گفتوگو با ایراف گفت: «همکاریهای نظامی ـ فنی میان روسیه و طالبان ممکن است وزنه ترازو را به نفع طالبان در مقابل پاکستان سنگین کند، اما حضور روسیه در فضای امنیتی و سیاسی افغانستان میتواند رقبای دیرین این کشور را دوباره وارد بازی کرده و افغانستان را بار دیگر به میدان رقابت و جنگهای نیابتی بکشاند.»
توافق طالبان و روسیه؛ محصول رقابتهای ژئوپلیتیکی
حیدری معتقد است در بحبوحه تنشهای نظامی و جنگهای نیابتی ـ استخباراتی میان کابل و اسلامآباد، ممکن است توافق نظامی ـ فنی میان طالبان و روسیه از سوی برخی تحلیلگران بهعنوان یکی از مهمترین رخدادها پس از به رسمیت شناخته شدن این گروه توسط کرملین تلقی شود؛ اما باید توجه داشت که افغانستان به دلیل قرار گرفتن در موقعیت حساس ژئوپلیتیکی و جغرافیای سیاسی، همواره در معرض بازیهای بزرگ و تنشهای منطقهای قرار داشته است.
به گفته وی، موقعیت هارتلندی افغانستان، منابع طبیعی غنی، مجاورت با بیضی انرژی و کشورهای حوزه خزر و آسیای میانه، همسایگی با چین، جمهوری اسلامی ایران و پاکستان و نزدیکی به روسیه و اقیانوس هند، در کنار فقدان یک دولت ملی و مردمی، موجب شده است افغانستان همواره در معرض رقابت قدرتهای بزرگ و کشورهای منطقه قرار داشته باشد.
وی تأکید کرد: «توافق نظامی ـ فنی طالبان و روسیه را میتوان در چارچوب رقابتهای منطقهای، جهانی و ژئوپلیتیکی تفسیر کرد تا یک توافق بینکشوری و مبتنی بر منافع ملی.» به باور او، کارایی و دوام این توافق نیز منوط به تأمین منافع امضاکنندگان در چارچوب راهبردهای رقابتی است و از همین رو گمان غالب آن است که الزام و تعهد طولانیمدتی را به بار نخواهد آورد.
مشروعیت طالبان با حمایت خارجی حاصل نمیشود
این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به بحث مشروعیت سیاسی طالبان اظهار داشت: «مشروعیت سیاسی یکی از مؤلفههای اساسی اقتدار یک دولت در نظام اجتماعی برای حکمرانی است.»
وی افزود فرمانبرداری از دولت و نظام حاکم زمانی اتفاق میافتد که حقانیت حاکمان و نظام سیاسی، اطاعتپذیری شهروندان از دستگاه قدرت را مبتنی بر ارزشهای سیاسی و حقوقی مشروع توجیه کند.
حیدری تصریح کرد پایههای اصلی مشروعیت سیاسی پیش از آنکه متکی به عناصر خارجی و بینالمللی باشد، استوار بر پذیرش داخلی و مقبولیت مردمی است. از این رو مشروعیت سیاسی در افغانستان بیش از آنکه متکی به حمایت بازیگران منطقهای و بینالمللی باشد، نیازمند ایجاد یک دولت ملی فراگیر و مبتنی بر اراده مردم است و مشروعیت بینالمللی نیز ناظر بر مشروعیت داخلی و استحکام پایههای یک دولت و نظام سیاسی در داخل خواهد بود.
اظهارات ملا یعقوب درباره پاکستان شتابزده بود
حیدری درباره اظهارات ملا یعقوب مبنی بر اینکه «پاکستان دیگر جرأت حمله به افغانستان را نخواهد داشت» گفت: «این اظهارات خیلی شتابزده و ناشی از شناخت سطحی و غیرعمیق سیاستها و رویکردهای روسیه در مسائل جهانی، منطقهای و متحدین روسیه در جهان پیرامون است.»
وی افزود تارنمای سیاست خارجی روسیه در چند دهه پسین بهخوبی نشان میدهد که روسها به هیچ یک از متحدین و همراهان سیاسی خود وفادار نبودهاند و استمرار هیچ توافقی را در ازای تضعیف اقتصاد، امنیت و منافع ملی این کشور نمیپذیرند.
به گفته او، نادیده انگاشتن تعهدات بسیار قوی و استراتژیک شوروی سابق و روسیه کنونی در قبال نظامهای همسو با اندیشه کمونیستی در افغانستان، کوبا، ونزوئلا و سایر کشورهای حوزه بالکان نیز نشان میدهد که نمیتوان به تعهدات این کشور در قبال طالبان حساب باز کرد.
وی تأکید کرد حتی اگر این تعهدات عملی شود، نیازمند زمان و فرصتهای کلان است؛ زیرا نه روسیه ادوات نظامی و پدافندی فرستاده و نه طالبان قابلیت و دانش استفاده از چنین امکاناتی را دارند. افزون بر این، هنوز خیلی زود است که مشخص شود توافق کنونی یک تفاهم و یادداشت اعلامی است یا یک موافقتنامه همکاری راهبردی و عملی.
چهار هدف مهم روسیه در افغانستان
این تحلیلگر مسائل افغانستان معتقد است اهداف روسیه در چهار حوزه ژئوپلیتیکی، امنیتی، سیاسی و اقتصادی قابل تأمل است.
به گفته وی، در حوزه ژئوپلیتیکی روسیه سیاست حفظ وضعیت موجود در آسیای مرکزی و جلوگیری از گسترش ساحه نفوذ غرب در حیات خلوت و جغرافیای پیرامونی خود را دنبال میکند.
در حوزه امنیتی، روسیه درصدد مهار داعش، جنبش ترکستان شرقی و نیروهای تندرو اسلامی توسط طالبان است.
از منظر سیاسی و در رقابت با غرب نیز روسیه هنوز جغرافیای افغانستان را بخشی از قلمرو سنتی مانور سیاسی و منطقه حائل میبیند و درصدد بازآرایی دژ مستحکم در مقابل نقشهها و برنامههای غربی است.
وی افزود اهداف اقتصادی و راهبردی روسیه نیز با توجه به ساخت جغرافیایی افغانستان و قرار گرفتن این کشور در معادلات اقتصادی منطقهای و دهلیز ترانزیتی آسیای مرکزی، جنوب آسیا، آسیای غربی و چین قابل تحلیل است و مسکو تلاش میکند از طریق تعامل با طالبان، جایگاه خود را در پروژههای منطقهای حفظ کند.
تقویت طالبان و بازگشت جنگهای نیابتی
حیدری تصریح کرد همکاریهای نظامی ـ فنی میان روسیه و طالبان ممکن است افزون بر اقتداربخشی قهری طالبان در افغانستان، وزنه ترازو را به نفع طالبان در مقابل پاکستان سنگین کند.
وی افزود تقویت مقطعی طالبان توسط روسیه به این گروه کمک میکند در برابر مخالفین مسلح داخلی، پاکستان و رقبای منطقهای از استحکام بیشتری برخوردار شوند و بتوانند در معادلات منطقهای کارت بازی همکاری روسیه را در دست داشته باشند.
با این حال، او تأکید کرد شواهد تاریخی در افغانستان و بسیاری از کشورهای دیگر نشان میدهد که پیمانهای روسیه شکننده و مقطعی است و نمیتوان به آن اهتمام ورزید.
حیدری هشدار داد: «حضور روسیه در فضای امنیتی ـ سیاسی افغانستان باعث خواهد شد رقبای دیرین آن مانند ایالات متحده آمریکا، پاکستان و برخی کشورهای منطقه دوباره وارد بازی شوند و افغانستان بار دیگر به میدان رقابت و جنگهای نیابتی کشانیده شود.»
خطر آنارشی و جزیرهای شدن قدرت در افغانستان
وی درباره تأثیر این همکاریها بر داعش خراسان نیز گفت همکاری با طالبان در راستای مهار داعش خراسان و سایر گروههای تندرو میتواند در کوتاهمدت سبب کاهش تهدیدات امنیتی حوزه روسیه شود.
اما به گفته او، بنابر تجربه تاریخی و رقابتهای ژئوپلیتیکی، کشورهای صاحب منافع در افغانستان ممکن است بار دیگر این کشور را به بیثباتی و جنگهای داخلی سوق دهند که در آن صورت «شاهد آنارشی و جزیرهای شدن جنگ و قدرت در افغانستان خواهیم بود.»
قطببندی جدید در افغانستان در حال شکلگیری است
حیدری درباره درخواست طالبان برای دستیابی به سامانههای دفاع هوایی و پهپادی اظهار داشت که این درخواست در شرایط فعلی بیشتر یک رویکرد دفاعی است و در صورت عملیاتی شدن میتواند پاکستان و مخالفین مسلح را تا حدودی با چالش جدی مواجه سازد.
وی در عین حال تأکید کرد اتخاذ چنین رویکردهایی زمینه قطبی شدن سیاست و جنگ در افغانستان را بیش از پیش فراهم میکند.
به گفته او، تاریخ سیاسی افغانستان نشان میدهد هر زمان سیاست در این کشور قطببندی شده و بازیگران داخلی در دو سوی خطوط ترسیمشده شرق و غرب قرار گرفتهاند، برایند نهایی آن فروپاشی نظام سیاسی بوده است.
حیدری در پایان گفت به نظر میرسد وضعیت حاکم در منطقه و جهان پیرامون، از جنگ روسیه و اوکراین گرفته تا تداوم اختلافات بر سر تشکیل حکومت فراگیر، شمولیت جریانهای سیاسی رقیب در قدرت و تأمین حقوق زنان، موجب شده است تصمیمگیری جهانی درباره تأمین روابط و مشروعیت بینالمللی طالبان با کندی و تأمل بیشتری مواجه شود.
در هفتههای اخیر موضوع گسترش همکاریهای نظامی و فنی میان طالبان و روسیه به یکی از محورهای اصلی بحثهای سیاسی و امنیتی منطقه تبدیل شده است. این تحولات در شرایطی رخ میدهد که روابط طالبان و پاکستان با تنشهای فزاینده همراه است و همزمان رقابت قدرتهای منطقهای و جهانی بر سر آینده افغانستان همچنان ادامه دارد. بسیاری از ناظران معتقدند نحوه پیشرفت روابط مسکو و طالبان میتواند بر موازنه قدرت در افغانستان و معادلات امنیتی جنوب آسیا تأثیر قابل توجهی بگذارد.





