به گزارش ایراف، سمیع حامد، شاعر و نویسنده افغانستانی با اشاره به ریشههای خانوادگی برخی شخصیتهای شناختهشده از جمله احمد شاملو، نصرت فتح علی خان، قادر خان، سلامت علی خان، شاهرخ خان و سلمان خان، نوشته است که این چهرهها یا نیاکانشان از سرزمین افغانستان امروزی به کشورهای دیگر مهاجرت کردهاند.
حامد همچنین به چهرههایی چون ابنسینا، مولانا و امیرخسرو اشاره کرده و گفته است که این شخصیتها بخشی از میراث مشترک فرهنگی منطقه به شمار میروند و نمیتوان آنان را صرفاً متعلق به یک کشور دانست.
به باور او، مولانا همانقدر که با بلخ پیوند دارد، بخشی از هویت فرهنگی ترکیه نیز محسوب میشود و امیرخسرو نیز به همان اندازه که ریشه در حوزه تمدنی فارسی دارد، به هند تعلق دارد؛ زیرا آن کشور آثار و جایگاه او را پاس داشته است.
او افزوده است که احمد شاملو و واصف باختری نیز متعلق به زبان و فرهنگ فارسیاند، اما از نظر شهروندی هرکدام تابع کشوری بودهاند که گذرنامه آن را داشتهاند.
سمیع حامد در ادامه با اشاره به محدودیتهای مرزی و نیاز به ویزا میان کشورهای همزبان منطقه گفته است که اشتراکات فرهنگی و زبانی، امتیاز سیاسی ویژهای برای اقوام مختلف ایجاد نمیکند.
او تأکید کرده است که ترکها و تاجیکهای افغانستان نیز برای سفر به کشورهای همزبان خود نیازمند گذرنامه و روادید هستند و این اشتراکات نباید بهانهای برای تضعیف مفهوم دولت ملی شود.
این شاعر افغانستانی هشدار داده است که تکیه افراطی بر اشتراکات قومی و زبانی میتواند به تجزیه و تضعیف کشور منجر شود؛ موضوعی که در نهایت به سود کشورهای دیگر تمام خواهد شد، زیرا به گفته او، هیچ کشوری منافع ملی خود را فدای پیوندهای قومی و فرهنگی با دیگران نمیکند.
حامد راهحل بحرانهای هویتی و قومی را رسیدن به «کنش ارتباطی» دانسته و نوشته است که باید امکان بیان آزاد دیدگاهها برای همه فراهم شود تا ادعاهای هویتی بهجای برخورد سیاسی و احساسی، به شکل سنجشگرانه بررسی شوند. او همچنین با اشاره به درهمتنیدگی تاریخی اقوام ترک و تاجیک گفته است که این دو هویت بیش از آنکه جدا از هم باشند، در طول تاریخ با یکدیگر آمیختهاند و فرهنگ و تمدن آنان قابل تفکیک کامل نیست.
او در پایان تأکید کرده است که همه اقوام ساکن افغانستان بخشی از هویت مشترک این کشور هستند و انسانها در طول تاریخ با مهاجرت و همزیستی، سرزمین و هویت مشترک ساختهاند. به باور وی، تفاوتهای قومی و فرهنگی نه تهدید، بلکه نشانه قدرت و ظرفیت جامعه برای همگرایی است.







