به گزارش ایراف، اظهارات اخیر رحمتالله اندر، سخنگوی پیشین شورای امنیت ملی افغانستان، علیه حامد کرزی، رئیسجمهور اسبق این کشور، لایههای پنهانی از یک بنبست تاریخی در مناسبات کابل و اسلامآباد را آشکار کرده است. این تنشها که پس از ابراز نگرانی کرزی نسبت به فشارهای نظامی پاکستان بر ساکنان مرزی اوج گرفت، اکنون به یک بازخوانی انتقادی از عملکرد دولتهای پیشین در حفظ حاکمیت ارزی و مرزی افغانستان تبدیل شده است.
میراث ۲۰۰۶؛ ردپای دلارهای بوش در حصارکشی مرزی
یکی از کلیدیترین بخشهای این مناقشه، استناد به وقایع سال ۲۰۰۶ میلادی است. به گفته مقامات امنیتی سابق افغانستان؛ پروژه حصارکشی در امتداد خط«فرضی» دیورند که توسط پرویز مشرف، رئیسجمهور وقت پاکستان کلید خورد، نه یک اقدام خودسرانه، بلکه پروژهای با حمایت مالی مستقیم جورج بوش، رئیسجمهور وقت آمریکا بود. منتقدان کرزی معتقدند سکوت و عدم اقدام جدی کابل در آن مقطع حساس، عملاً به اسلامآباد اجازه داد تا با استفاده از اعتبارات بینالمللی، گام اول را برای رسمیتبخشی به این خط «فرضی» بردارد؛ اقدامی که امروز به عنوان اصلیترین مانع ترانزیتی و امنیتی میان دو کشور شناخته میشود.
تناقض در تعامل؛ از «تروریسم» تا «برادران ناراضی»
بخش دیگری از این واکاوی تاریخی، به سیاستهای متناقض حامد کرزی در قبال گروههای مسلح مخالف بازمیگردد. مستندات نشان میدهد که تغییر ادبیات سیاسی کرزی از تقابل نظامی به سمت واژگانی چون «برادران ناراضی»، نه تنها باعث تضعیف بدنه دفاعی نظام جمهوریت شد، بلکه سیگنالهای متناقضی را به بازیگران منطقهای صادر کرد. ناظران سیاسی بر این باورند که این تزلزل در موضعگیری، فرصت بازسازی ساختارهای قدرت را به گروههایی داد که در نهایت باعث فروپاشی نظم پیشین شدند.
مهندسی اجتماعی پاکستان در پوشش «توافقات صلح»
هشدار اخیر کرزی درباره امضای اسناد موسوم به «توافق صلح» میان بزرگان قومی دو طرف مرز و استقبال وزارت خارجه پاکستان از آن، نشاندهنده فاز جدیدی از سیاستهای اسلامآباد است. تحلیلگران معتقدند پاکستان با بهرهگیری از انسداد گذرگاههای رسمی و فشارهای اقتصادی، در حال هدایت مردم بومی به سمت ساختارهای اداری خود است. این روند که تحت عنوان «تواصل تجارتی» و توافقات محلی دنبال میشود، از سوی مقامات سابق به عنوان تلاشی هوشمندانه برای رسمیتبخشیدن غیررسمی به خط دیورند توصیف شده است؛ موضوعی که در صورت تداوم، جغرافیای سیاسی منطقه را به نفع اسلامآباد تغییر خواهد داد.
تغییر ماهیت مفهوم ملیت در ساختار جدید
در لایه زیرین این تقابلهای سیاسی، بحث بر سر تغییر هویت نهادهای دولتی نیز داغ شده است. حذف واژه «ملی» از برخی ادارات در دوره فعلی، از سوی منتقدان به عنوان نمادی از تغییر رویکرد نسبت به مفهوم «ملیت» تعبیر میشود. به نظر میرسد در حالی که کابل درگیر بازتعریف ساختارهای داخلی خود است، همسایه جنوبی با تکیه بر تجربیات تاریخی و ضعفهای ساختاری گذشته، در حال پیشبرد پروژهای است که ریشههای آن به دههها قبل و اتاقهای فکر واشینگتن و اسلامآباد بازمیگردد؛ فرآیندی که سکوت فعلی مقامات مسئول در قبال تحولات دیورند، بر پیچیدگیهای آن افزوده است.









