امروز در مقطعی از تاریخ ایستادهایم که به تعبیر رهبر شهید، جهان در آستانه یک «تحول بزرگ» است. این تحول، نه یک جابهجایی ساده در قدرتهای سیاسی، بلکه یک چرخش بنیادین در هندسه جهانی است.
بیانات رهبر شهید در نماز جمعه نصر در سال ۱۴۰۳، اعلان رسمی یک «دکترین راهبردی» برای جهان اسلام بود. در آن روز تاریخی، ایده «کمربند دفاع، عزت و استقلال» مطرح شد؛ ایدهای که از افغانستان تا یمن و از ایران تا غزه و لبنان را به هم پیوند میزند. اکنون زمان آن فرارسیده است که نخبگان، مسئولان و جوانان بصیر، در راهبرد خود نسبت به منطقه و بهویژه همسایه راهبردی ایران، یعنی کشور افغانستان، بازاندیشی کنند و نقشه راهی عملیاتی برای تحقق این «منطقه قوی» ترسیم نمایند.
واقعیت غیرقابلانکار عصر حاضر، افول شاخصهای اقتدار آمریکا است. روزگاری دشمن مستکبر با یک اشاره، دولتها را سرنگون میکرد، اما امروز در باتلاق جنگهای ترکیبی گرفتار شده و هزینههای گزافی را صرف میکند، اما در نهایت با ذلت از جنگ هایی که شروع کرده خارج میشود. شکستهای پیدرپی جبهه کفر در سوریه و عراق و اکنون استیصال در برابر مقاومت ایران، نشاندهنده یک حقیقت است: «قدرت استکباری ضعیف شده است». در مقابل این ضعف، قدرتهای جدیدی در حال برآمدن هستند که هسته سخت آن، جبهه مقاومت است. این نظم جدید بر پایه «عزت» و «استقلال» ملتها بنا شده است.
تعبیر «کمربند عزت» که در بیانات رهبر شهید در جمعه نصر تجلی یافت، یک راهبرد صرفاً دفاعی نیست، بلکه یک منظومه تمدنساز است. دشمن مشترک ما، با راهبرد «تفرقه بینداز و نابود کن»، قصد دارد یکییکی سراغ ملتهای اسلامی بیاید. یک روز فلسطین، یک روز لبنان و روز دیگر ایران. راه مقابله با این مکر، «محکم بستن کمربند دفاع» است. در این میان، افغانستان به عنوان دروازه شرقی این جبهه، نقشی بیبدیل دارد. ملتی که طعم جهاد را چشیده و بیست سال در برابر ناتو و آمریکا ایستادگی کرده، بخشی جداییناپذیر از این کمربند است. ما موظفیم با بازخوانی رهنمودهای رهبری، پیوند میان «تهران و کابل» را در تراز نظم نوین جهانی بازتعریف کنیم.
قطعا در این راهبرد تنها افغانستان مطرح نیست و کشورهای منطقه باید دست به دست هم دهند و نقش آفرینی داشته باشند اما پر واضح است که تحقق این ایده برای هر کشوری مسیر و تجویزهای متفاوت خودش را دارد. از این جهت نقش افغانستان را تاکید می کنیم که فعالان و دغدغه مندان این عرصه خصوصا درباره پیوند افغانستان به این اتحاد راهبردی تفکر نموده و برنامه ریزی نمایند. نقش آفرینی مهاجرین افغانستانی مقیم ایران در تجمعات و حضور نیروهای فاطمیون در میدان نظامی نباید موجب شود که کار تمام است و از این بابت خیالمان راحت باشد. چه در ساحت دولت و چه ملت افغانستان ظرفیت زیادی برای همکاری منطقه ای دارند که باید تلاش کنیم به سمت فعال کردن آنها حرکت کنیم.
تحقق کمربند عزت، نیازمند یک نقشه راه عملیاتی است که در آن «تدبیر» و «شجاعت» با هم گره بخورند. در قبال افغانستان، نباید اجازه داد چالشهای گذرا و تنشهای مرزی یا حقوقی، چشمانداز بزرگ همکاری را تیره کند. سیاست ما باید مبتنی بر مدیریت هوشمندانه تنشها و تمرکز بر «نقاط اشتراک راهبردی» باشد. دشمن مشترک، منافع اقتصادی مشترک و سرنوشت تمدنی مشترک، سه رکن اصلی این همکاری است. باید با حاکمیت افغانستان به زبان «منافع ملی طرفین» و «ادبیات مشترک اسلامی» سخن گفت. پیوند خوردن اقتصاد دو کشور، فعالسازی کریدورهای ترانزیتی و سرمایهگذاری در زیرساختها، رشتههای این کمربند را چنان محکم خواهد کرد که هیچ تکانه سیاسی نتواند آن را بگسلد.
یکی از نقاط تمرکز دشمن برای ضربه زدن به این کمربند، ایجاد تفرقه میان ملت ایران و مهاجرین عزیز افغانستانی است. پدیده «افغانهراسی» که مرتبا از سوی رسانه های معاند پمپاژ میشود، یک طراحی بیرونی برای گسستن پیوند میان دو ملت مقاومت است. این مسئله با تدبیر نهادهای رسمی و آگاهی مردم قابل کنترل است. ما باید به مهاجرین، به ویژه نخبگان و رزمندگان دلاور «لشکر فاطمیون»، به عنوان سفیران عزت و استقلال بنگریم. فاطمیون نشان دادند که جغرافیای مقاومت مرز نمیشناسد.
امروز روز غفلت نیست. در هنگام وقوع تحولات بزرگ، اگر ملتی خواب بماند، ضربههای بلندمدتی خواهد خورد. ایده کمربند دفاع و عزت، یک دعوت همگانی برای بیداری است. ما برای رسیدن به «منطقه قوی»، نیازمند همافزایی همهی توانهایمان هستیم. افغانستان، با تمام زخمهایی که از استعمار بر تن دارد، برادر و پاره تن جبهه مقاومت است.
با تکیه بر ایمان، مدیریت چالشها و ایجاد پیوندهای ناگسستنی اقتصادی و فرهنگی، این کمربند را چنان مستحکم خواهیم بست که در نظم آینده جهان، هیچ قدرتی را یارای مقابله با «امت واحده اسلامی» نباشد. این همان مسیر روشنی است که رهبر شهید پیش پای ما نهاد؛ مسیری که انتهای آن، طلوع تمدن نوین اسلامی و افول قطعی مستکبران است.





