به گزارش ایراف؛ نجیب سلام و سیداحمد موسوی مبلغ، دو تحلیلگر افغانستانی، در یادداشتهای جداگانه به تحلیل «ساختار پنهان قدرت در ایران» و «چشمانداز نظم جهانی پس از جنگ» پرداختهاند که در ادامه مشروح آن ارائه میشود.
ساختار پنهان قدرت و راز ایستادگی ایران در برابر ضربههای راهبردی
نجیب سلام، در یادداشت خود نوشت: غرب با نوعی بهت و سردرگمی به صحنهای نگریست که در منطق کلاسیک قدرت، باید به فروپاشی یک نظام میانجامید: شهادت جمع بزرگی از فرماندهان عالیرتبه نظامی، ترور رهبر روحانی و فرمانده کل قوا، و حذف دهها چهره کلیدی در سطح تصمیمگیری.
وی افزود: در محاسبات آنان، چنین ضربهای میبایست در ظرف چند روز، ستون فقرات نظام را درهم بشکند و کشور را به سمت آشوب و ازهمگسیختگی سوق دهد، اما واقعیت، برخلاف این پیشبینیهای شتابزده، مسیر دیگری را پیمود.
وی در ادامه نوشت: ایران نهتنها از هم نپاشید، بلکه بهگونهای معنادار، خود را بازتولید کرد، گویی در درون این ساختار، منبعی از ترمیم، بازسازی و تداوم تعبیه شده است.
وی تصریح کرد: آنچه از بیرون، بهصورت یک نظام متمرکز و متکی به یک فرد دیده میشود، در حقیقت پوششی است بر یک معماری پیچیده و چندلایه که میتوان آن را «فدرال در درون فدرال» نامید؛ شبکهای از مراکز قدرت، تصمیمسازی و فرماندهی که نه بر اساس جغرافیا، بلکه بر مبنای کارکرد، وفاداری و پیوندهای راهبردی شکل گرفتهاند.
نجیب سلام با بیان اینکه در این ساختار، هر بخش بهگونهای طراحی شده که در صورت حذف یا اختلال در بخش دیگر، بتواند بخشی از خلأ را پر کند و چرخه تصمیمگیری و فرماندهی را زنده نگه دارد، نوشت: این یعنی نوعی توزیع هوشمند قدرت در دل تمرکز ظاهری، جایی که اجزا، هم قابلیت تصمیمگیری مستقل دارند و هم در لحظه نیاز، در یک نظم هماهنگ و همافزا به هم میپیوندند.
وی افزود: چنین نظمی، نهتنها توان دفاعی را حفظ میکند، بلکه امکان تعرض و ابتکار عمل را نیز از بین نمیبرد.
این تحلیلگر افغانستانی نوشت: بهنظر میرسد این مدل، محصول یک نگاه کوتاهمدت و واکنشی نیست، بلکه حاصل یک طراحی تدریجی و هدفمند در طول زمان است که با هدایت و درک راهبردی شهید علی خامنهای شکل گرفته؛ ساختاری که در آن، تمرکز در سطح راهبرد باقی میماند، اما در لایههای عملیاتی، نوعی تکثر و انعطاف جاری است.
وی گفت: همین «فدرال در درون فدرال» است که اجازه میدهد سیستم، در برابر شوکهای سنگین، نه فروبپاشد و نه فلج شود، بلکه خود را بازآرایی کند.
وی یادآور شد: این واقعیت، نهتنها محاسبات متجاوزان را بههم ریخته، بلکه حتی برای بازیگران بزرگی چون روسیه و چین نیز شگفتانگیز بوده است، چرا که با مدلی روبهرو هستند که نه کاملاً متمرکز است و نه بهمعنای کلاسیک، غیرمتمرکز، بلکه ترکیبی زنده، پویا و پیشبینیناپذیر از هر دو.
یک جنگ، یک تغییر بزرگ
از سوی دیگر سیداحمد موسوی مبلغ، تحلیلگر و رییس خبرگزاری اطلس افغانستان نوشت: سخنرانی دیشب ترامپ هیچ چیز تازهای نداشت و واکنش بازارهای مالی به این سخنرانی (افزایش پنج درصدی قیمت نفت و سقوط بازار سهام) نشان داد که بازارهای مالی دیگر به ادعاهای رئیسجمهور آمریکا اعتماد ندارند.
وی افزود: از سخنان ترامپ میشد درک کرد که او به دنبال روزنهای برای پایان دادن یکطرفه به جنگ است.
او گفت که نیازی به توافق نیست و آمریکا میتواند هر زمان که بخواهد به خانه برگردد، بیآنکه به نفت ایران نیاز داشته باشد.
وی میگوید: به نظر من، جنگ کنونی، بدون آنکه آمریکا را به اهداف اولیه اعلامشده نزدیک کرده باشد، پایان خواهد یافت، اما در انتهای این جنگ، به احتمال زیاد، دگرگونیهای بسیار مهمی در سطح جهان روی خواهد داد.
مبلغ افزود: اولین دگرگونی، احتمالاً در کیفیت رابطه نظامی و دفاعی قدرتهای غربی خواهد بود. ترامپ از عدم همراهی اروپا با آمریکا در تجاوز به ایران سخت خشمگین است و زمزمه خروج آمریکا از ناتو را در سر دارد. آمریکا، قدرتمندترین عضو ناتو است که به مدد تکنولوژی قدرتمند نظامی و نیز قدرت ارزش دلار، هم در تأمین مالی هزینههای ناتو و هم در سهم گرفتن در درگیریها، بیشترین بار را بر دوش دارد.
وی عنوان کرد: خارج شدن آمریکا از ناتو، اگر به فروپاشی ناتو نینجامد، قطعاً به تضعیف آن منجر خواهد شد، اما چالش پیش روی آمریکا در صورت خروج از ناتو این است که احتمالاً دسترسیهای گسترده نظامی خود در اروپا را تا حد زیادی از دست خواهد داد.
مبلغ با بیان اینکه فرض کنید آمریکا به پایگاههای متعدد نظامی در فاصله جغرافیایی بین آمریکا تا غرب آسیا دسترسی نداشته باشد؛ گفت: آنگاه در جنگهای پیش رو، چگونه میتواند هزاران کیلومتر دورتر از خاک خود بجنگد؟ دسترسیهای گسترده، مزیتی است که بخشی از آن را ناتو در اختیار آمریکا قرار داده و بعید است که اعضای این پیمان، حاضر باشند پس از خروج احتمالی آمریکا، همچون کشورهای عربی، به خرج خود، آن را در اختیار آمریکا قرار دهند.
وی تصریح کرد: آمریکا برای در اختیار داشتن آن دسترسیها، پس از خروج از ناتو، با هر کشور باید توافق جداگانه داشته باشد و برای هر یک، باید امتیاز جداگانه بدهد. با این حساب، اگر آمریکا از ناتو خارج شود، انتظار این است که شوک بزرگی در مسائل امنیتی دنیا روی دهد و نتیجه این شوک این است که نظمهای نوین امنیتی بر دنیا حاکم خواهد شد.
مبلغ عنوان کرد: دگرگونی دوم این است که در پایان جنگ، ایران به عنوان کشوری که تابآوری خود در برابر قدرتمندترین ارتش دنیا را به اثبات رسانده و موفق شده ضربات غیرقابل جبران به تکنولوژی نظامی آمریکایی وارد کند، سهم عمده و قابل توجهی در شکلگیری نظم جدید نظامی و امنیتی جهان و منطقه خواهد داشت. حداقل در غرب آسیا، این ایران است که سلطه خود بر منطقه را تثبیت میکند و رفتهرفته، با کمرنگ کردن حضور آمریکا، بر پایههای قدرت خود خواهد افزود. برخلاف ادعای ترامپ که مدعی شد ایران را به عصر حجر خواهد برد، مادامیکه ایران در جنگ شکست خورده نباشد، حتی در صورت تحمل آسیبهای جدی در زیرساختها، بهسرعت قادر خواهد بود تا زیرساختهای خود را بازسازی نماید.
وی خاطرنشلن کرد: دگرگونی سوم این است که ایران با خروج پیروزمندانه از جنگ، تلاش خواهد کرد تا رژیم حقوقی مد نظر خود را در منطقه جاری نماید و کشورهای شکستخورده و آسیبدیده خلیج فارس که اقتصادشان متکی به سرمایهگذاریهای شرکتهای غربی و فروش نفت بود، برای عدم همراهی با رژیم حقوقی مورد نظر ایران، باید متحمل هزینههای فراوانی شوند که بعید است قادر باشند به آن هزینهها تن بدهند. ایران به دنبال این است که معاملات مالی در خلیج فارس را از دلار به سایر ارزها تغییر دهد. این اتفاق، اگر آنگونه که مد نظر ایران است روی بدهد، میتواند قدرت دلار آمریکا را به شدت تحت تأثیر قرار دهد و سلطه چند دهساله دلار در معاملات بینالمللی را به چالش بکشد. این وضعیت، علاوه بر اینکه اقتصاد پترودلاری آمریکا را در معرض خطر خواهد داد، منابع مالی گستردهای که هیچ ارتباطی با قدرت دلار ندارد را در اختیار ایران خواهد گذاشت.
وی در پایان گفت: دقیقاً با توجه به نکات فوق است که فکر میکنم دنیای پس از جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، دنیایی متفاوت خواهد بود.









