اقدام پاکستان علیه طالبان از روی اجبار انجام شده و قطعاً جای خوشحالی در آن نیست. در داخل پاکستان نیز هیچکس از انجام چنین عملی احساس رضایت ندارد، اما ناچار به این کار شدهاند. دلیل آن این است که طالبان افغانستان عملاً این کشور را به پناهگاه تروریستها تبدیل کردهاند؛ بهویژه تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) که گفته میشود در حال حاضر حدود شش هزار نیروی مسلح دارد که در افغانستان پناه گرفتهاند. آنها به سلاح دسترسی دارند و رهبریشان نیز در همانجا مستقر است. از همانجا برنامهریزی میکنند و از آن طریق حملاتی را در داخل پاکستان انجام میدهند.
نکته خطرناک دیگر این است که در ترکیب نیروهای تیتیپی، اتباع افغانستان نیز حضور دارند. در عملیاتهایی که پاکستان تاکنون انجام داده، مشخص شده که در میان نیروهای مهاجم، بدون اغراق، شهروندان افغان نیز وجود داشتهاند. این در حالی است که طالبان افغانستان بهصورت علنی ادعا میکنند تیتیپی وجود ندارد و اجازه نمیدهند از خاک افغانستان علیه کشوری استفاده شود؛ بنابراین این رویکرد نوعی سیاست دوگانه محسوب میشود و کاملاً بر پایه نادرستی و دروغ است. همچنین اگر چنین سخنانی به نام اسلام مطرح شود، در واقع باعث میشود مردم، چه در داخل افغانستان و چه در پاکستان، علیه آنها موضع بگیرند.
از سوی دیگر، گزارشهای شورای امنیت سازمان ملل درباره افغانستان بهوضوح نشان میدهد که بیش از دو دوجین گروه تروریستی در این کشور فعال هستند. از جمله مهمترین آنها میتوان به تیتیپی، داعش خراسان (ISKP)، جنبش اسلامی ترکستان شرقی (ETIM)، جنبش اسلامی ازبکستان (IMU) و القاعده اشاره کرد. این موضوع نشان میدهد که یا طالبان کاملاً ناتوان هستند و از آنچه در اطرافشان میگذرد بیخبر اند، یا اینکه خودشان در حال تبدیل افغانستان به مرکز تروریسم هستند؛ که این مساله بسیار خطرناک است.
اگر به گذشته نگاه کنیم، در حادثه ۱۱ سپتامبر نیز طالبان چنین نقشی داشتند؛ آنها به القاعده اجازه فعالیت دادند و نتیجه آن، حملات ۱۱ سپتامبر و سپس ویرانی گسترده افغانستان و حضور ۲۰ ساله آمریکا و نیروهای ائتلاف در این کشور بود. البته حضور آمریکا در افغانستان با مجوز شورای امنیت سازمان ملل انجام شد و از نظر حقوقی قابل چالش نبود، در حالی که حمله آمریکا به عراق غیرقانونی تلقی شد و مشروعیت بینالمللی پیدا نکرد.
در حال حاضر نیز قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل علیه طالبان، بهویژه قطعنامههای ۱۳۶۸ و ۱۳۷۳، همچنان برقرار هستند. علاوه بر این، بیش از صد نفر از رهبران طالبان هنوز در فهرست تحریمهای سازمان ملل (کمیته ۱۲۶۷) قرار دارند و از نظر حقوقی، بازداشت و محاکمه آنها همچنان یک الزام بینالمللی محسوب میشود؛ البته در عمل، این افراد هنگام سفرهای خارجی با مجوز خاص تردد میکنند و بازداشت نمیشوند.
با وجود همه این مسائل، انتظار میرفت طالبان پس از به دست گرفتن قدرت در افغانستان، رفتار مسئولانهتری از خود نشان دهند، اما ظاهراً چنین نشده است. بیشترین آسیب این وضعیت به پاکستان وارد شده، چرا که تیتیپی از خاک افغانستان علیه این کشور حمله میکند. در چنین شرایطی، اقدام اخیر پاکستان با هدف تضعیف توان نظامی طالبان و محدود کردن ظرفیتهای آنها انجام شده است.
همچنین اقداماتی مانند محدودیتهای تجاری و بستن مرزها نیز از سوی پاکستان صورت گرفته که هرچند باعث آسیب به مردم عادی شده، اما با هدف وادار کردن طالبان به درک مسئولیتهای حکومتی انجام شده است. پیام این اقدامات این است که طالبان دیگر یک گروه شبهنظامی نیستند و نمیتوانند خود را صرفاً «مجاهد» بنامند، بلکه باید مانند یک دولت مسئول رفتار کنند؛ در غیر این صورت با واکنش و اقدام مواجه خواهند شد.
در نهایت، انتظار میرود طالبان افغانستان این واقعیت را درک کنند؛ در غیر این صورت به نوعی به خود آسیب خواهند زد و پیامدهای آن نیز قطعاً مثبت نخواهد بود. اگر طالبان به این مسیر ادامه دهند، در واقع به زیان خودشان عمل میکنند و در چنین شرایطی، پاکستان کار زیادی از دستش برنمیآید.
بیشتر بخوانید:
سخنگوی طالبان: موضع ما دفاعی است | پاکستان آغازگر جنگ بوده پس باید درخواست آتش بس را مطرح کند
ادامه دادخواهی کرزی برای آموزش دختران | محدودیتهای آموزشی زنان و دختران جبران ناپذیر است
کارشناسان سازمان ملل حملات اخیر پاکستان به افغانستان را غیرقانونی خواندند









