امروز مشهد، شبیه هیچ روز دیگری نبود…
خیابان‌ها دستان زمین را گرفته بودند تا زیر پای این همه عاشق و دل‌شکسته نلرزد. از چهارراه دانش تا خودِ صحن و سرای حضرت رضا (ع)، چشم بود که می‌بارید و دل بود که پر می‌کشید.

جاده‌ها قفل شدند، راه‌ها بند آمدند؛ بس که جمیعت برای آغوش گرفتن پیکر پاکت بی‌تاب بود. آن‌قدر آمدند که زمین جا کم آورد و آسمان شد مسیر وصالت به مرقدِ خورشید…

حالا تو میهمانِ آقا شده‌ای و ما مانده‌ایم و فرداهایی که باید راهت را، مقتدرتر و مصمم‌تر از همیشه، ادامه دهیم. خداحافظ فرمانده… خداحافظ مایه افتخار امت…