دور تازه تنش‌های پاکستان و افغانستان | از شکست میانجی‌گران تا نگرانی اسلا‌م‌آباد از استقلال طالبان

دکتر جعفر حق‌پناه، استاد دانشگاه تهران در گفت‌وگو با ایراف، درباره تنش‌هایی که طی ماه‌های اخیر میان پاکستان و افغانستان تشدید شده، می‌گوید که این تنش‌ها ریشه در پیوستگی‌های تاریخی، سیاسی و اجتماعی میان دوطرف دارد. طالبان پاکستان و طالبان افغانستان به‌واسطه شباهت‌های جمعیت‌شناختی و بسترهای اجتماعی مشترک، دارای پیوندهای عمیق هستند. از سوی دیگر، به‌نوعی می‌توان گفت علت وجودی دولت پاکستان و طالبان در افغانستان نیز به برداشت‌ها و روایت‌های خاصی از اسلام بازمی‌گردد؛ عاملی که خود در ایجاد هم‌پوشانی‌ها، نزدیکی‌ها و در عین حال تنش‌های میان آن‌ها نقش مهمی ایفا می‌کند.

به باور دکتر حق‌پناه در دو سوی مرز، جمعیت‌های قومی قابل توجهی زندگی می‌کنند که روابط اجتماعی و اقتصادی درهم‌تنیده‌ای دارند و عملاً مرز سیاسی برای آن‌ها چندان معنادار نیست. همین درهم‌تنیدگی‌ها سبب شده تا بخش مهمی از تعاملات و نیز تنش‌ها از دل همین پیوستگی‌ها شکل بگیرد.

نگرانی اسلام‌آباد از استقلال طالبان

این استاد دانشگاه تهران افزود که عامل فوریِ تشدید تنش‌ها را باید در افزایش نگرانی‌های پاکستان نسبت به استقلال‌طلبی و فاصله‌گیری طالبان جست‌وجو کرد. طالبان پس از تبدیل شدن از یک جنبش سیاسی ـ نظامی مخالف، به حکومتی مستقر، ناچار بود استقلال عملی خود را نشان دهد و از جمله از حامی اصلی پیشین خود یعنی پاکستان فاصله بگیرد.

به گفته او، طالبان برای انجام وظایف حکمرانی به برقراری روابط متوازن با دیگر کشورها روی آورد؛ اقدامی که برای پاکستان خوشایند نبود. نمونه روشن آن، گسترش روابط با هند در ماه‌های اخیر است که به افزایش سطح تنش میان دوطرف انجامید.

ناامنی‌های داخلی پاکستان و نسبت دادن آن به افغانستان

حق‌پناه ادامه داد بی‌ثباتی‌های داخلی پاکستان نیز بی‌ارتباط با وضعیت افغانستان و نبود یک دولت متمرکز و مقتدر در آن کشور نیست. انفجارها، ترورها و ناامنی‌هایی که اخیراً در پاکستان رخ داده ـ از جمله حمله به مسجد شیعیان و حملاتی که در برخی ایالت‌ها به کشته شدن شیعیان، شهروندان عادی و نیروهای نظامی انجامیده ـ در نگاه مقامات پاکستانی به تحولات آن سوی مرز مرتبط دانسته می‌شود؛ چه طالبان در این رخدادها مقصر تلقی شود و چه گروه‌هایی مانند داعش، در هر حال منشأ این ناامنی‌ها به افغانستان نسبت داده می‌شود.

بیشتر بخوانید:  بلاتکلیفی هزاران عضو «واحدهای صفر» افغانستان در آمریکا پس از توقف پرونده‌های پناهندگی

به گفته او، دولت پاکستان برای توجیه ناکارآمدی‌های داخلی، ایجاد انسجام در داخل و مشروعیت‌بخشیدن به مداخلات خود در افغانستان، نیازمند معرفی عامل خارجی است و از همین رو تلاش می‌کند این حملات را به افغانستان نسبت دهد. در نتیجه، دوره آرامش شکننده و نوعی صلح مسلح که طی سه ماه گذشته میان دوطرف برقرار بود از میان رفت و پاکستان بار دیگر حملات نظامی خود، از جمله حملات هوایی به ولایت‌های پکتیکا و ننگرهار را تکرار کرد.

تلاش پاکستان برای تثبیت نقش خود نزد واشنگتن

این تحلیلگر مسائل سیاسی معتقد است که در سطح خارجی، پاکستان می‌کوشد خود را مهم‌ترین بازیگر اثرگذار و پیشران تحولات افغانستان معرفی کند و این تصویر را به دیگر کشورها، به‌ویژه ایالات متحده آمریکا، منتقل کند؛ به این معنا که هر تحول مهمی در افغانستان از مسیر اسلام‌آباد قابل مدیریت است.

او افزود در شرایط کنونی نیز که روابط در وضعیتی نسبتاً قابل ‌قبول اما خاکستری قرار دارد و نشانه‌هایی از فشار از سوی واشنگتن و کابل دیده می‌شود، پاکستان تلاش دارد از این فرصت استفاده کند تا نقش خود را به‌عنوان مؤثرترین نیروی خارجی در افغانستان برجسته سازد و از این جایگاه به‌عنوان کارت بازی در تعاملات منطقه‌ای و حتی در ارتباط با سیاست‌های آمریکا بهره ببرد.

بهره‌برداری طالبان از تنش برای مشروعیت داخلی

حق‌پناه در ادامه گفت در داخل افغانستان نیز فشارهای مهمی وجود دارد و طالبان می‌کوشد از این حملات به‌عنوان نشانه‌ای از استقلال خود استفاده کند و به این اتهام دیرینه که وابسته و دنباله‌رو پاکستان است پاسخ دهد. به گفته او، این رویکرد برای طالبان هم ابزار مشروعیت‌سازی در سطح داخلی و خارجی است و هم وسیله‌ای برای توجیه کاستی‌ها و ناکارآمدی‌های داخلی.

بیشتر بخوانید:  هشدار طالبان به اسلام‌آباد: از این پس نظامیان شما هدف ما هستند

او اضافه کرد: معرفی یک دشمن خارجی می‌تواند به پوشاندن اختلافات درونی طالبان و رقابت‌های جناحی در داخل این گروه نیز کمک کند.

چرا میانجی‌گری‌ کشورهای منطقه شکست خورد؟

این استاد دانشگاه درباره تلاش‌های دیپلماتیک برای مهار بحران گفت که صحنه درگیری صرفاً میان دو دولت نیست؛ بلکه دو جنبش سیاسی ـ اجتماعی با پیشینه نظامی، در قالب دو حکومت ضعیف و شکننده که توان کنترل کامل مرزهای خود را ندارند، با یکدیگر مواجه‌اند و همین وضعیت احتمال بروز درگیری را افزایش می‌دهد.

او افزود پیوندهای «تحریک طالبان پاکستان» با داخل افغانستان الزاماً محدود به ارتباط با طالبان حاکم نیست و ابعاد گسترده‌تری دارد و حضور داعش نیز بر پیچیدگی اوضاع می‌افزاید؛ مجموعه این عوامل سبب می‌شود تا گسترش تنش محتمل‌تر و مهار آن دشوارتر شود.

تردید طرفین نسبت به میانجی‌ها

حق‌پناه گفت به همین دلیل تلاش‌های میانجی‌گرانه کشورهایی مانند ایران، عربستان سعودی، ترکیه و قطر نیز تا حدی با ناکامی روبه‌رو شده است. مسئله به‌گونه‌ای نیست که صرفاً طالبان در افغانستان یا دولت در پاکستان بتوانند به‌تنهایی تصمیم بگیرند و همه متغیرها را کنترل کنند.

او ادامه داد در داخل پاکستان نوعی چندصدایی و دوگانگی در تصمیم‌گیری دیده می‌شود که مانع از شکل‌گیری موضع واحد از سوی اسلام‌آباد می‌شود. افزون بر این، تمایل به حفظ رویکرد تهاجمی در قبال افغانستان ـ به‌ویژه در شرایطی که پاکستان تصور می‌کند نشانه‌هایی از حمایت یا چراغ سبز خارجی دریافت می‌کند ـ باعث می‌شود زمینه برای شکل‌گیری ثبات پایدار فراهم نشود و اسلام‌آباد همچنان بخواهد از موضع برتر برخورد کند.

به گفته او، کشورهای یادشده نیز برای هر دو طرف مرجع کاملاً بی‌طرف و مورد اجماع محسوب نمی‌شوند؛ نسبت به هر یک از آن‌ها تردیدهایی وجود دارد و ذی‌نفع بودن یا محدودیت‌های شان باعث می‌شود تا نتوانند نقش میانجی را به‌طور کامل و مؤثر ایفا کنند.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=111169
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
امتیاز مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها
0
دیدگاه های شما برای ما ارزشمند است، لطفا نظر دهید.x