به گزارش ایراف، دکتر هیراد مخیری، استاد دانشگاه، در خصوص مواضع طالبان نسبت به تنشهای ایران و آمریکا گفت: برای فهم این موضعگیری، باید آن را در چارچوب سیاست خارجی کنونی طالبان دید؛ سیاستی که بیش از هر چیز بر بقا، تثبیت قدرت و کاهش فشارهای خارجی متمرکز است. طالبان پس از بازگشت به قدرت با واقعیتی مواجه شد که از یکسو کنترل سرزمینی دارد، اما از سوی دیگر هنوز با محدودیتهای گسترده در حوزه شناسایی رسمی، دسترسی به منابع مالی و تعامل کامل بینالمللی روبهروست. در چنین شرایطی، اتخاذ مواضع انتقادی علیه آمریکا بخشی از راهبرد اعلام استقلال و جلوگیری از شکلگیری تصویر وابستگی است.
به باور این استاد دانشگاه، این نوع موضعگیری را میتوان تلاشی برای مدیریت محیط فشار نیز دانست. طالبان میداند که همچنان تحت تحریمها و فشارهای سیاسی قرار دارد، بنابراین با برجسته کردن گفتمان مقاومت، میکوشد هزینه تداوم فشار را افزایش دهد. این پیام به بازیگران بیرونی منتقل میشود که سیاست انزوا یا تهدید لزوماً منجر به تغییر رفتار کابل نخواهد شد.
مخیری ادامه داد: از منظر منطقهای، این سخنان نشان میدهد که طالبان در حال چرخش تدریجی از تمرکز بر تعامل با غرب به سمت تقویت پیوندهای پیرامونی است. وقتی یک بازیگر احساس کند کانالهای اصلی تعامل مسدود یا محدود است، بهطور طبیعی به سمت گزینههای جایگزین حرکت میکند. در این چارچوب، انتقاد از سیاستهای واشنگتن بخشی از بازتنظیم اولویتهای دیپلماتیک محسوب میشود.
او همچنین تاکید کرد: طالبان با تأکید بر ایستادگی در برابر فشار خارجی، تلاش میکند مشروعیت سیاسی خود را در داخل تقویت کند و تصویر یک حاکمیت مستقل را تثبیت نماید. بنابراین این سخنان همزمان سه هدف را دنبال میکند: ارسال پیام به آمریکا، بازتعریف جایگاه منطقهای، و تقویت انسجام داخلی
بازتعریف جایگاه منطقهای
این استاد دانشگاه در ادامه تصریح کرد: اشاره مثبت به ایران نشان میدهد که طالبان در حال بازتعریف نگاه خود به موازنههای منطقهای است. ایران در این سخنان نه صرفاً بهعنوان یک همسایه، بلکه بهعنوان نمونهای از ایستادگی در برابر فشار خارجی مطرح میشود. این اشاره بیش از آنکه جنبه ارزشی داشته باشد، کارکردی است؛ یعنی طالبان در حال اشاره به این واقعیت است که بازیگران منطقهای میتوانند در برابر فشارهای بیرونی دوام بیاورند.
مخیری اضافه کرد: در این چارچوب، ایران برای طالبان یک متغیر مهم ژئوپلیتیکی محسوب میشود؛ کشوری با ظرفیت اثرگذاری امنیتی و اقتصادی، که میتواند در معادلات جدید منطقهای نقشآفرین باشد. این امر نشان میدهد طالبان در حال چرخش تدریجی به سوی تنظیم روابط خود بر مبنای واقعیتهای پیرامونی است.
وی همچنین خاطرنشان کرد: افزون بر این، برجستهسازی ایران نوعی سیگنال به سایر قدرتهای منطقهای نیز هست؛ پیامی که میگوید کابل آماده است در چارچوب ترتیبات منطقهای تعریف شود، نه در نظم متمرکز بر غرب. این نگاه، بیانگر حرکت به سوی شبکهای از روابط چندجانبه منطقهای است که در آن وابستگی به یک قطب خاص کاهش مییابد.
پیام به واشنگتن؛ تأکید بر کاهش کارآمدی فشار و دعوت به تعامل مبتنی بر توازن
وی در ادامه گفت: پیام اصلی این موضعگیری خطاب به ایالات متحده آمریکا آن است که ابزار فشار گذشته دیگر کارآیی سابق را ندارد. طالبان تلاش میکند این تصویر را القا کند که پس از خروج نظامی آمریکا، ساختار قدرت در افغانستان تغییر کرده و بازگشت به سیاستهای پیشین هزینهزا خواهد بود.
این استاد دانشگاه افزود: در عین حال، این سخنان لزوماً به معنای قطع کامل مسیر تعامل نیست. طالبان میخواهد از موضع استقلال سخن بگوید، نه از موضع تقابل دائمی. این پیام در واقع دعوتی غیرمستقیم به پذیرش واقعیتهای جدید و حرکت به سمت تعامل مبتنی بر توازن است.
مخیری ادامه داد: از منظر راهبردی، موضع طالبان در قبال تنشهای ایران و آمریکا میتواند تلاشی برای بازتعریف قواعد بازی باشد؛ به این معنا که هرگونه تعامل آینده باید بر اساس پذیرش وضع موجود صورت گیرد. طالبان با چنین مواضعی میکوشد آمریکا را به این درک برساند که سیاست فشار حداکثری بدون حضور میدانی، اهرم اجرایی محدودی دارد.
از نمایش ماندگاری تا افزایش قدرت چانهزنی
وی در ادامه اظهار داشت: این نوع موضعگیری را میتوان بخشی از تلاش طالبان برای تثبیت جایگاه خود در نظم جدید منطقهای دانست. با خروج آمریکا، خلأی ایجاد شد که اکنون بازیگران منطقهای در حال پر کردن آن هستند. طالبان میکوشد نشان دهد که یک بازیگر تثبیتشده و ماندگار است و نمیتوان آن را نادیده گرفت.
به باور مخیری همچنین این رویکرد تلاشی است برای تبدیل یک وضعیت شکننده به فرصت چانهزنی. هرچه طالبان بتواند خود را مستقلتر و دارای گزینههای بیشتر نشان دهد، احتمال آنکه دیگران با آن بهعنوان یک واقعیت سیاسی تعامل کنند افزایش مییابد.
وی ادامه داد: در سطح ساختاری، این رفتار نشان میدهد طالبان در حال عبور از وضعیت یک «جنبش شورشی» به یک «واحد سیاسی تثبیتشده» است. چنین گذارهایی معمولاً با تولید گفتمان استقلال، تعریف خطوط قرمز و تلاش برای عادیسازی حضور در محیط منطقهای همراه است
ادبیات ضدآمریکایی؛ افزایش فاصله سیاسی با غرب و بالا رفتن هزینه اعتمادسازی
از دید این استاد دانشگاه، نزدیکی گفتمانی به مواضع ضدآمریکایی میتواند فاصله سیاسی طالبان با غرب را افزایش دهد و روند بهرسمیتشناسی رسمی را کندتر کند. با این حال، در عمل روابط بین بازیگران بر اساس محاسبه منافع شکل میگیرد. اگر طالبان بتواند ثبات نسبی ایجاد کند و تهدیدهای امنیتی را کنترل نماید، احتمال حفظ کانالهای ارتباطی محدود وجود خواهد داشت.
مخیری افزود: به بیان دیگر، تند بودن ادبیات لزوماً به معنای قطع کامل تعامل نیست، اما هزینه اعتمادسازی را بالا میبرد. کشورهای غربی احتمالاً میان مواضع رسانهای و ضرورتهای عملی تفکیک قائل خواهند شد. در عین حال، تداوم این نوع گفتمان میتواند بر محاسبات سرمایهگذاران و نهادهای مالی بینالمللی نیز اثر بگذارد. هرچه تصویر افغانستان بهعنوان بخشی از محور تقابلی تثبیت شود، دسترسی به منابع مالی و سازوکارهای رسمی دشوارتر خواهد شد.
همکاری موضوعمحور با تهران؛ فرصت همگرایی
وی در ادامه گفت: برای افغانستان، این موضعگیری میتواند زمینهساز تقویت همکاریهای امنیتی و اقتصادی با تهران شود، البته به شرط آنکه اختلافات عملی از جمله مسائل مرزی، آب و مهاجرت مدیریت شود. همگرایی در سطح گفتار میتواند فضای گفتوگو را تسهیل کند، اما تضمینی برای حل اختلافات ساختاری نیست.
مخیری افزود: در عین حال، نزدیکی بیش از اندازه به یک بازیگر منطقهای ممکن است حساسیت سایر قدرتها را برانگیزد. از این رو، محتملترین مسیر برای کابل، همکاری موضوعمحور و متوازن با ایران خواهد بود، نه شکلگیری یک اتحاد سخت و انحصاری.
وی ادامه داد: از منظر امنیتی نیز، تقویت هماهنگی میتواند به کاهش تهدیدهای مشترک از جمله گروههای افراطی فراملی کمک کند؛ اما هرگونه همکاری پایدار نیازمند مدیریت رقابتهای پنهان و جلوگیری از تبدیل اختلافات فنی به بحران سیاسی است.
بیطرفی فعال برای کاهش تنش و محافظت از ثبات امنیتی و اقتصادی
وی در ادامه گفت: در صورت تشدید تنش یا تقابل میان ایران و آمریکا، محیط امنیتی افغانستان شکنندهتر خواهد شد. افزایش رقابتهای نیابتی، فشار بر مسیرهای تجاری و احتمال سرریز ناامنی از جمله پیامدهای محتمل است. طالبان در چنین شرایطی ناچار خواهد بود سیاستی مبتنی بر بیطرفی فعال در پیش گیرد تا از تبدیل شدن افغانستان به صحنه رقابت جلوگیری کند.
این استاد دانشگاه تاکید کرد که به نظر میرسد طالبان به این جمعبندی رسیده که مداخلات فرامنطقهای لزوماً ثباتآفرین نبودهاند و اتکا به ترتیبات منطقهای میتواند هزینههای امنیتی را کاهش دهد. با این حال، موفقیت این راهبرد وابسته به توانایی کابل در حفظ توازن و پرهیز از همصفبندی کامل با یک محور خاص خواهد بود.
مخیری در پایان گفت: هرگونه درگیری گسترده میتواند اقتصاد افغانستان را با شوک جدی مواجه کند؛ از اختلال در تجارت گرفته تا کاهش کمکهای بشردوستانه. بنابراین منافع طالبان ایجاب میکند که از تشدید تنشها فاصله بگیرد و تلاش کند افغانستان را از مدار تقابل مستقیم دور نگه دارد.+
بیشتر بخوانید:
نشست فعالان اقتصادی افغانستان در تهران؛ سرمایهگذاری افغانها در ایران چشمگیر و گرهگشاست
تنش تهران – واشنگتن؛ طالبان در کجای معامله ایستاده است؟








