به گزارش ایراف، پس از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، نحوه تعریف جایگاه طالبان در معادلات منطقهای و بینالمللی به یکی از پرسشهای مهم تحلیلگران تبدیل شده است. به ویژه اینکه در شرایط کنونی حاکم بر روابط ایران و آمریکا موضعگیری افغانستان پیچیدهتر خواهد شد. عابد اکبری، پژوهشگر روابط بینالملل، در گفتوگو با ایراف به بررسی ابعاد گفتمانی و راهبردی سیاست خارجی طالبان، نوع تعامل این گروه با همسایگان و پیامدهای احتمالی تحولات ژئوپلیتیکی جاری برای افغانستان پرداخته است.
سه محور سیاست خارجی طالبان پس از خروج آمریکا
عابد اکبری در خصوص مواضع افغانستان تحت حاکمیت طالبان نسبت به تنشهای ایران و آمریکا گفت: پس از خروج ایالات متحده از افغانستان، طالبان کوشیدهاند سیاست خارجی خود را بر سه محور استوار کنند: ۱) کسب مشروعیت بینالمللی. ۲) کاهش فشارهای تحریمی. ۳) ایجاد موازنه میان قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای.
به باور او، موضعگیری چهرههایی چون ندامحمد ندیم؛ وزیر تحصیلات عالی طالبان درباره مواضع ایران در قبال آمریکا و مبنای دشمنی واشنگتن با تهران را میتوان در چارچوب «گفتمان استقلالطلبانه» تحلیل کرد؛ گفتمانی که هدف آن بازنمایی طالبان بهعنوان نیرویی مقاوم در برابر هژمونی آمریکا است. این رویکرد بیش از آنکه بیانگر یک چرخش بنیادین باشد، تلاشی برای تثبیت هویت سیاسی جدید طالبان در نظام منطقهای است.
رویکرد منطقهگرایانه و جایگاه ایران در سیاست خارجی طالبان
این کارشناس روابط بینالملل با اشاره به شرایط منطقه و رویکرد طالبان، گفت: طالبان در سالهای اخیر کوشیدهاند روابط خود را با همسایگان بهویژه ایران، پاکستان، چین و روسیه در قالب یک رویکرد «منطقهگرایانه» بازتعریف کنند. اشاره مثبت به ایران در این چارچوب، نشانهای از تلاش طالبان برای همراستایی گفتمانی با بازیگرانی است که خود را منتقد سیاستهای آمریکا میدانند.
عابد اکبری ادامه داد: ایران در این رویکرد، نه صرفاً یک همسایه، بلکه یک بازیگر تأثیرگذار در معادلات امنیتی و اقتصادی افغانستان است؛ از مساله آب هیرمند گرفته تا تجارت، ترانزیت و موضوع مهاجران.
چانهزنی نمادین طالبان پس از خروج آمریکاییها
اکبری در خصوص پیام سیاسی طالبان به واشنگتن افزود: پیام اصلی طالبان را میتوان در سه سطح فهم کرد: تأکید بر استقلال سیاسی و عدم تبعیت از فشارهای واشنگتن، اعلام اینکه طالبان در چارچوب نظم مطلوب آمریکا تعریف نخواهد شد، ارسال سیگنال به افکار عمومی داخلی و منطقهای مبنی بر اینکه طالبان در اردوگاه «ضدهژمونیک» قرار دارد. این پیام، بیش از آنکه دعوت به تقابل مستقیم باشد، نوعی چانهزنی نمادین در فضای پس از خروج آمریکاست.
تلاش طالبان برای گذار از بازیگری منزوی به دولتی مستقل
این کارشناس روابط بینالملل در خصوص بازیگری افغانستان در صحنه تعاملات منطقهای، گفت: پس از خروج نیروهای آمریکایی در ۲۰۲۱ که در دوره ریاستجمهوری جو بایدن تکمیل شد، افغانستان از یک میدان رقابت قدرتهای بزرگ به صحنهای برای تعاملات منطقهای تبدیل شد. طالبان اکنون میکوشد خود را نه یک بازیگر منزوی، بلکه بخشی از یک بلوک منطقهایِ منتقد غرب معرفی کند.
او تاکید کرد: چنین موضعگیریهایی را میتوان بخشی از تلاش طالبان برای «بازتعریف هویت خود از یک بازیگر شورشی به دولت حاکم مستقل» دانست.
سیاست دوگانه طالبان میان گفتمان و عمل
او در خصوص سیاستهای دوگانه طالبان توضیح داد: نزدیکی گفتمانی به مواضع ضدآمریکایی ممکن است روند بهرسمیتشناسی رسمی حکومت طالبان را پیچیدهتر کند و فضای اعتمادسازی با اروپا و آمریکا را محدود سازد؛ اما در عین حال، ابزار چانهزنی برای امتیازگیری در مذاکرات غیرعلنی باقی بماند.
به باور اکبری، طالبان در عمل، نوعی سیاست دوگانه را دنبال میکند: در سطح گفتمانی ضدآمریکایی و در سطح عملی، باز نگهداشتن کانالهای ارتباطی.
محدودیتهای همگرایی طالبان با همسایگان
عابد اکبری در ادامه گفتوگو با ایراف گفت: این مواضع میتواند همگرایی سیاسی موقت ایجاد کند و زمینه همکاریهای امنیتی محدود را تقویت کند؛ اما تضادهای ساختاری (آب، مرز، مهاجران، مسائل مذهبی) همچنان پابرجا خواهند ماند؛ بنابراین، همگرایی گفتمانی الزاماً به همگرایی راهبردی پایدار نمیانجامد.
وی در خصوص تجربه افغانستان در تقابل با آمریکا گفت: با توجه به تجربه دو دهه تقابل نظامی با ایالات متحده، طبیعی است که طالبان مداخله غرب را عامل بیثباتی معرفی کند. در ادبیات روابط بینالملل، این را میتوان گرایش به «موازنه منطقهای در برابر هژمونی بیرونی» توصیف کرد. طالبان احتمالاً به این جمعبندی رسیده است که امنیت بقای آن بیش از آنکه در تعامل با غرب تأمین شود، در شبکهای از روابط منطقهای تضمین میشود.
پیامدهای احتمالی تنش ایران و آمریکا برای افغانستان
عابد اکبری همچنین گفت: در صورت بروز تنش یا تقابل نظامی میان ایران و آمریکا، افغانستان با پیامدهای زیر مواجه خواهد شد: افزایش ناامنی در مرزهای غربی، موج جدید مهاجرت یا بیثباتی اقتصادی، فشار برای انتخاب موضع در یک رقابت ژئوپلیتیکی، خطر تبدیل شدن مجدد به میدان رقابت نیابتی.
او تاکید کرد: برای طالبان، چنین سناریویی میتواند هم فرصت چانهزنی ایجاد کند و هم تهدیدی برای ثبات داخلی.
عابد اکبری در پایان گفتوگو با ایراف گفت: موضعگیری اخیر طالبان را باید در چارچوب راهبرد «استقلالنمایی و موازنهسازی منطقهای» طالبان فهم کرد. این مواضع بیشتر کارکرد هویتی و سیاسی دارند تا نشانه یک اتحاد راهبردی پایدار. طالبان در حال آزمون جایگاه خود در نظمی است که هنوز در حال شکلگیری است؛ نظمی که در آن، رقابت میان قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای همچنان تعیینکننده خواهد بود.
گفتنی است که ندامحمد ندیم؛ سرپرست وزارت تحصیلات عالی طالبان، اخیرا در نشستی در کابل، دلیل اصلی فشارهای واشنگتن بر تهران را عدم اطاعت ایران از سیاستهای آمریکا و نپذیرفتن «بردگی» ایالات متحده عنوان کرده و از رویکرد برخی کشورهای اسلامی در قبال آمریکا انتقاد کرد.
آقای ندیم که از چهرههای نزدیک به رهبر طالبان محسوب میشود همچنین مواضع آمریکا درباره اغتشاشات ایران را به چالش کشیده و گفته بود که آنها در آمریکا اعتراضات را سرکوب میکنند؛ اما به بهانه حمایت از معترضان ایرانی به منطقه نیرو میفرستند.








