تحلیلی سوررئالیستی از اغتشاشات اخیر ایران

ایراف، آنچه در ١٨ و ١٩ دی ماه در کشور عزیزمان رخ داد از ابعاد مختلف شایان توجه است و از هر بعد که به آن نگریسته شود نکات درس‌آموز زیادی دارد.

یکی از این ابعاد وسعت تخریب‌ها و عمق جنایات است تا حدی که حتی مسببین آن‌ها هم از قبول مسئولیت این‌همه جرم و جنایت، طفره می‌روند و قبول نمی‌کنند که کار اصحاب خودشان است.

آنچه رخ داد را اگر به صحنه تئاتری تشبیه کنیم باید بگوییم که نمایش تئاتر ما در سه پرده اجرا شد:

پرده اول: اعتراضات مسالمت‌آمیز مردمی درباره شرایط اقتصادی کشور برای رساندن پیام خود به دولت و حاکمیت بود که شرایط اقتصادی خوب نیست، بازار با مشکلات جدی مواجه است و اگر دولت تصمیمات عاجل و اساسی نگیرد رشته امور از هم گسیخته می‌شود.

پیام این مرحله آنچنان روشن و آشکار بود که در بالاترین سطح نظام یعنی مقام معظم رهبری به آن توجه و عنایت نموده و اظهار داشتند: «اعتراض بازاری‌ها به کاهش ارزش پول ملی را که باعث بی‌ثباتی محیط کسب و کار می‌شود، حرفی درست است.

کاسب راست می‌گوید که با این شرایط نمی‌تواند کاسبی کند؛ این موضوع را مسئولان کشور هم قبول دارند و رئیس‌جمهور محترم و دیگر مسئولان ارشد در صدد علاج این مشکل‌اند.

البته در این مشکل هم دست دشمن در کار است و بی‌ثباتی و بالا رفتن بی‌حساب و کتاب قیمت ارز خارجی که باعث بلاتکلیفی کسبه می‌شود، طبیعی نیست و با تدابیر گوناگون باید جلوی آن گرفته شود که مسئولان در این زمینه مشغول تلاش هستند.»

اعتراضات مسالمت‌آمیز مردم به شرایط اقتصادی در روز روشن و با پوشش رسانه‌ای مناسب انجام شد و کوچک‌ترین بی‌نظمی امنیتی رخ نداد و نیروهای امنیتی خود حافظ امنیت معترضین بودند.

پرده دوم: فراخوان‌های ضدامنیتی برای مقابله با نهادهای سیاسی و امنیتی کشور از جانب طیف‌های گوناگون ضد جمهوری اسلامی از سلطنت‌طلب‌ها و منافقین تا پژاک و کومله و جیش‌الظلم و انصارالشیطان و… برای تجمعات شبانه!

تغییر زمان اعتراضات روزانه به تجمعات شبانه، خود شاخص تعیین‌کننده‌ای است برای درک خط فاصل بین اعتراضات مردمی با تجمعات آشوب‌طلبان که بستر ورود تروریست‌ها را به تجمعات فراهم ساختند.

مهم‌ترین اتفاق رخ‌داده در پرده دوم که در جهان سیاست، بی‌سابقه است. ورود آشکار شخص ترامپ؛ رئیس جمهور ابرقدرت جهان به صحنه، و حمایت از آشوب‌طلبان و تروریست‌ها بود.

پرده سوم: خیزش مردمی ٢٢ دی که باطل‌السحر پرده دوم یعنی ائتلاف جریانات آشوب‌طلب و تروریست‌ها بود. رسانه‌های معاند هرچه بخواهند بگویند؛ اما کسانی که در تظاهرات ٢٢ دی حضور داشتند خود می‌دانند که چنین جمعیت انبوه متراکمی در سال‌های پس از انقلاب دیده نشده بود و یادآور سال‌های انقلاب بود.

بیشتر بخوانید:  سرکوب در مینه‌سوتا؛ اوباما و کلینتون فراخوان اعتراض دادند

آنچه رخ داد از دیدگاه‌های مختلف، قابل تحلیل است؛ اما یک موضوع را باید روشن کنیم و آن این‌که آیا نمایش تمام شده است یا پرده‌های دیگری هم وجود دارد؟

رئالیست‌ها با توجه به اردوکشی ناوگان آمریکایی به دریای عمان و خلیج فارس می‌گویند که آمریکا این‌همه نیرو به منطقه نیاورده است که کاری نکند و دست از پا درازتر برگردد. این گروه بدون در نظرداشت توالی زمانی حوادث و اتفاقات به این نکته کلیدی توجه ندارند که در زمانی که بازیگران پرده دوم به صحنه آمده بودند ناوگان آمریکا درگیر ونزوئلا بود و رژیم صهیونیستی مشغول ترمیم گنبد آهنی‌اش.

آشوب‌طلبان و تروریست‌ها خواستند با سوءاستفاده از فضای اعتراضات مردمی به صحنه وارد شوند و تصورشان این بود که می‌توانند خیابان‌ها را تا رسیدن ناوگان آمریکایی در دست داشته باشند؛ اما نفهمیدند که نمایش، پرده سومی هم دارد و آن حضور میلیونی مردم در ٢٢ دی بود.

رسانه‌های غربی هرچه بگویند مهم نیست؛ زیرا مردمی که در خروش مردمی ٢٢ دی حضور داشتند خود شاهد حضور مردمی بودند که سال‌های سال چنین جمعیتی را در تظاهرات ندیده بودند.

برعکس رئالیست‌ها، سوررئالیست‌ها می‌گویند که در حوادث و اتفاقات مربوط به ایران نباید صرفا به جنبه‌های مادی قدرت توجه کرد و قدرت سخت آمریکا را عامل تعیین‌کننده روندها دید؛ بلکه عواملی غیرمادی متعددی به روندها ورود می‌کنند که نتیجه نهایی را برعکس یا متفاوت از پیش‌بینی‌های ابتدایی می‌کند.

سوررئالیست‌ها معتقد اند که نزدیک شدن ناوهای آمریکا به ایران بیش از این‌که کنشی تهاجمی علیه ایران باشد، کنشی تدافعی است و دور شدن ناوهای آمریکا از آب‌های ایران و تیررس موشک‌های تاکتیکی و پهپادها و شهپادهای انتحاری، ممکن است علامت آمادگی تهاجم آمریکا به ایران باشد نه نزدیک‌شدن آن‌ها به آب‌های ایران.

این گروه با توجه به جنگ ناو هواپیمابر هاری ترومن با رزمندگان یمنی و شکست مفتضحانه ناو از موشک‌های یمنی‌ها معتقد اند که ناوها اهدافی هستند که در مقابل موشک‌های ایرانی ضربه‌پذیر می‌باشند.

شکست ناو هواپیمابر هاری ترومن در مقابل یمنی‌ها آنقدر آشکار است که یکی از صهیونیست‌های مخالف نتانیاهو گفت امید به آمریکا برای ورود به جنگ با ایران همانند امید به آمریکا در جنگ با یمنی‌هاست که در نیمه راه جنگ را رها کرد و با انصارالله آتش‌بس نمود.

بیشتر بخوانید:  ۳ شهید و ۸ مجروح جدید در غزه طی ۲۴ ساعت گذشته

البته این حرف به معنی آن نیست که ناوهای آمریکایی نمی‌توانند هزینه‌های سنگینی بر ساختارهای نظامی و اقتصادی کشور وارد کنند؛ بلکه به این معنی است که نیروی هوایی و دریایی آمریکا با آن‌که قوی‌ترین نیروهای جهان هستند قادر نیستند سرنوشت ملت‌هایی را که تصمیم به مقاومت در مقابل استعمار آمریکایی گرفته‌اند تغییر دهند.

ایران نه ونزوئلا است، نه سوریه، نه لیبی، نه عراق، نه افغانستان. قدرت سخت و قدرت نرم و قدرت مردمی ایران آنچنان درهم‌تنیده است که آمریکا را وادار کرده تا به انتهای جنگ بیش از شروع آن فکر کند.

آمریکا امروز آمریکای دوران جنگ سرد و دوران تهاجم به افغانستان و عراق نیست و علی‌رغم تمام رجزخوانی‌های رسانه‌ای، ارتش آمریکا دیگر آمادگی و علاقه‌ای برای ورود به جنگی طولانی، گسترده، منطقه‌ای و پرهزینه را ندارد. نه تنها آمریکا؛ بلکه تمام متحدان غربی و منطقه‌ای او هم علاقه و آمادگی برای رویارویی برای چنین سناریویی را ندارند.

در تحلیل سوررئالیستی، طرح تجاوز نظامی آمریکا به ایران طرحی سوخته و تاریخ مصرف گذشته است.

این حمله قرار بود در میان آشوب‌های خیابانی و جنگ شهری مزدوران موساد و سیا به عنوان مکمل عملیات تسخیر شهرها انجام شود که به دلیل شکست آشوب‌های خیابانی، عدم دستیابی به اهداف تعریف‌شده، ضربه جدی به هسته‌های تروریستی سازمان‌دهی‌شده و ترس و تردید آمریکا از تبعات و نتایج حمله به ایران، انجام نشد. بعد از این، هرگونه تلاش برای کلید زدن مجدد آن به مراتب پرهزینه‌تر، پیچیده‌تر و با تبعات بیشتر است.

در تحلیل سوررئالیستی آنچه در پرده اول یعنی تظاهرات مردمی رخ داد عملیات پیش‌دستانه‌ای شد که بازیگران پرده دوم را به اشتباه راهبردی انداخت و وارد میدانی شدند که عقبه نداشتند و آمریکا و صهیونیست‌ها آن‌ها را در وسط صحنه رها کردند تا بازیگران پرده سوم یعنی مردم، داستان را با روایت خود به پایان ببرند.

اکنون هم که آمریکا دارد نمایش قدرت می‌دهد می‌خواهد آب رفته را به جوی بازگرداند که قادر نیست؛ زیرا ستون پنجم‌اش در داخل مضمحل شده و قدرت سخت ایران با انگشت بر ماشه به نظاره حرکات آمریکا ایستاده و مردم ایران هم باوری به سراب ترامپ ندارند.

کلام آخر

رئالیست‌ها می‌گویند قدرت سخت آمریکا تعیین‌کننده روایت پایانی داستان است و سوررئالیست‌ها می‌گویند روایت پایان داستان با آمریکا نیست؛ بلکه روایت پایانی با معتقدین «ما رمیت اذ رمیت» است.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=106561
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
امتیاز مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها
0
دیدگاه های شما برای ما ارزشمند است، لطفا نظر دهید.x