مرزهای پرتنش، اقتصاد آسیب‌پذیر؛ تبعات امنیتی-اقتصادی تقابل پاکستان و طالبان

روابط افغانستان و پاکستان همواره در چارچوبی از پیچیدگی‌های ژئوپلیتیکی، رقابت‌های ایدئولوژیک و منافع متعارض منطقه‌ای تعریف شده است. با بازگشت طالبان به قدرت در سال ۱۴۰۰، بسیاری در پاکستان انتظار داشتند که این تحول سرآغاز دوره‌ای تازه از ثبات مرزی، توسعه تجارت و افزایش نفوذ منطقه‌ای باشد. با این حال، گذشت چهار سال نشان داد که این امیدها بیش از آنکه مبتنی بر واقعیت‌های میدانی باشد، بر فرضیاتی خوش‌بینانه استوار بود. در عمل، افزایش حملات مرزی، تشدید فعالیت تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی)، بحران مهاجران و گسترش تنش‌های تجاری، روابط دو کشور را وارد مرحله‌ای بی‌سابقه از بی‌اعتمادی و رقابت کرد.

ریشه‌های این تنش‌های کنونی در تاریخ عمیقی نهفته است. افغانستان از ابتدا با رسمیت یافتن پاکستان در سازمان ملل مخالفت کرد و علت اصلی آن، ادعاهای دیرینه بر سر سرزمین‌های پشتون‌نشین در آن سوی خط دیورند بود؛ خطی که در سال ۱۸۹۳ میان بریتانیا و امیر عبدالرحمان خان ترسیم شد و هرگز از سوی دولت‌های افغانستان به رسمیت شناخته نشد. این اختلاف تاریخی نه تنها حل‌نشده باقی ماند، بلکه امروز نیز به‌عنوان یکی از عوامل کلیدی بی‌اعتمادی راهبردی عمل می‌کند.

حوادث اخیر، به‌ویژه حملات هوایی پاکستان به استان‌های خوست و پکتیکا در دسامبر ۲۰۲۴، شکاف موجود را عمیق‌تر ساخته و پیامدهای امنیتی و اقتصادی گسترده‌ای برای هر دو کشور به همراه داشته است. این روند نه تنها بر روابط دوجانبه تأثیر گذاشته، بلکه پیامدهای فراملی همچون اختلال در کریدورهای ترانزیتی منطقه‌ای و فشارهای اقتصادی مضاعف بر کشورهای همسایه از جمله ایران و چین نیز بر جای گذاشته است.

در این گزارش تحلیلی با هدف بررسی ابعاد امنیتی و اقتصادی این تحولات، تأثیر تشدید تنش‌ها و پیامدهای راهبردی ناشی از تقابل اخیر میان طالبان و پاکستان تهیه شده و می‌کوشد تصویری منسجم از چرایی و چگونگی شکل‌گیری این وضعیت ارائه دهد.

حملات هوایی پاکستان و تشدید تنش‌ها

در دسامبر ۲۰۲۴، نیروی هوایی پاکستان مناطقی در استان‌های خوست و پکتیکا را که به عنوان پایگاه‌های احتمالی تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی) شناخته می‌شدند، هدف حمله قرار داد. این اقدام که دومین عملیات برون‌مرزی پاکستان در همان سال بود، واکنش شدید طالبان افغانستان را برانگیخت. در پی آن، نیروهای طالبان به سوی خط دیورند شلیک کردند و تحریک طالبان چندین کارمند غیرنظامی کمیسیون انرژی اتمی پاکستان را ربود. این سلسله رویدادها منجر به تشدید تنش‌ها و شکل‌گیری چرخه‌ای از اقدامات تلافی‌جویانه شد و نگرانی‌ها درخصوص تغییر رویکرد پاکستان به سیاستی تهاجمی‌تر و احتمال گسترش درگیری را افزایش داد.

پس از بازگشت طالبان به قدرت، پاکستان انتظار داشت که حکومت جدید افغانستان برای مهار حملات فرامرزی همکاری کند؛ اما طالبان این موضوع را مسئله‌ای داخلی مربوط به پاکستان دانستند و از ورود مستقیم به آن خودداری کردند. پیوندهای تاریخی و میدانی طالبان افغانستان با تحریک طالبان، که ریشه در سال ۲۰۰۷ دارد، همچنان برقرار مانده و همین امر مدیریت بحران را برای اسلام‌آباد دشوارتر ساخته است.

در واکنش به این شرایط و با تغییر موازنه ژئوپلیتیکی پس از خروج ایالات متحده از افغانستان، پاکستان راهبردی چندلایه را در پیش گرفت که ترکیبی از اقدامات نظامی محدود، فشارهای اقتصادی و دیپلماتیک بود. این سیاست با هدف افزایش هزینه‌های طالبان افغانستان در حمایت از تحریک طالبان و کاهش توان عملیاتی این گروه طراحی شد. تمرکز این راهبرد بر اعمال فشار کنترل‌شده و هدفمند بود تا ضمن حفظ قدرت چانه‌زنی، از تبدیل این تنش‌ها به جنگی تمام‌عیار جلوگیری شود.

تحولات در روابط پاکستان و افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت

با سقوط دولت جمهوری افغانستان در سال۱۴۰۰ و بازگشت طالبان به قدرت، بسیاری در پاکستان انتظار روابط گرم و همسویی استراتژیک را داشتند، اما وقایع بعدی نشان داد که این انتظارات با چالش‌های جدی روبرو هستند.

فعالیت تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی): این گروه که ریشه در طالبان دارد، اکنون تهدید مستقیمی برای امنیت داخلی پاکستان محسوب می‌شود. پس از روی کار آمدن طالبان، تی‌تی‌پی نیز فعالیت خود را افزایش داده و دولت طالبان از اقدام قاطع علیه آن خودداری کرده است.

مسئله مهاجران افغانستانی: موج جدید مهاجرت‌ها به پاکستان، به‌ویژه مهاجران فاقد مدارک قانونی، فشارهای اجتماعی و اقتصادی زیادی بر پاکستان وارد کرده است. سیاست اخراج گسترده مهاجران در پاسخ به این مسئله، خود به تیرگی روابط دامن زده است.

تنش‌های مرزی و تجاری: درگیری‌های گاه‌وبی‌گاه مرزی، بسته شدن گذرگاه‌های مهم تجاری مانند تورخم، و کاهش تبادلات اقتصادی، به روابط آسیب جدی زده‌اند.

بی‌اعتمادی راهبردی: برخلاف تصور ابتدایی پاکستان، طالبان حاضر به پذیرش نقش دست‌نشانده نیستند و سیاست‌های مستقل‌تری در پیش گرفته‌اند. به‌ویژه، خودداری از سرکوب تی‌تی‌پی و تمایل به داشتن روابط متوازن با سایر بازیگران منطقه‌ای (از جمله ایران، روسیه، و حتی چین) باعث تردید در اسلام‌آباد شده است.

پیامدهای اقتصادی برای پاکستان

افزایش ناامنی و حملات تحریک طالبان – که تنها در سال ۲۰۲۴ موجب کشته‌شدن بیش از ۶۸۵ نیروی امنیتی و ۹۰۰ غیرنظامی گردید فضای سرمایه‌گذاری را در پاکستان متزلزل ساخت. سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی، به‌ویژه در حوزه انرژی و حمل‌ونقل، تمایل خود را به سرمایه‌گذاری کاهش دادند و بخشی از سرمایه‌ها از پاکستان خارج شد.

از منظر تجاری، کنترل‌های سخت‌گیرانه مرزی، تعرفه‌های جدید و انسداد مکرر گذرگاه‌های استراتژیک چون تورخم و چمن، جریان تجارت با افغانستان را مختل کرد. افغانستان از مهم‌ترین مقاصد صادراتی پاکستان در حوزه مواد غذایی و کالاهای صنعتی به‌شمار می‌رود و کاهش صادرات به این کشور فشار مضاعفی بر تراز تجاری اسلام‌آباد وارد ساخت. این اختلالات، در کنار افزایش هزینه‌های واردات و حمل‌ونقل، موجی از تورم ایجاد کرد که فشار مضاعفی بر معیشت مردم پاکستان گذاشت و نارضایتی اجتماعی را تشدید نمود.

حملات پاکستان به افغانستان و نیروهای مخالف دولت پاکستان تی تی پی، نیازمند تخصیص منابع قابل توجهی در حوزه نظامی و امنیتی است. عملیات‌های مرزی، افزایش استقرار نیروها و تقویت زیرساخت‌های دفاعی منجر به انحراف منابع مالی از بخش‌های توسعه‌ای و خدمات عمومی شده است.

پیامدهای اقتصادی برای افغانستان

افغانستان که حدود ۴۰ درصد درآمدهای گمرکی‌اش از مرزهای مشترک با پاکستان تأمین می‌شود، با بسته‌شدن مکرر گذرگاه‌ها و اعمال تعرفه‌های جدید به‌ویژه تعرفه ۱۰ درصدی بر کالاهای ترانزیتی، با کاهش شدید درآمد مواجه شد. این مسئله مستقیماً توان مالی حکومت طالبان را تضعیف کرد.

افزون بر آن، حملات هوایی و درگیری‌های مرزی ناامنی مسیرهای تجاری را افزایش داد و بازرگانان افغان متحمل زیان‌های سنگین ناشی از توقیف محموله‌ها و افزایش هزینه‌های انبارداری و لجستیکی شدند. تجارت مرزی که ستون اصلی معیشت هزاران نفر در این نواحی است، دچار رکود شد و بیکاری در مناطق مرزی رو به افزایش گذاشت. این فشار اقتصادی، زمینه‌ساز رشد قاچاق، اقتصاد زیرزمینی و جرایم مرزی شد.

در بعد سرمایه‌گذاری، افغانستان که در مسیر تلاش برای جذب سرمایه‌گذاران خارجی، به‌ویژه از چین و کشورهای منطقه قرار داشت، با مانع جدیدی روبه‌رو شد؛ زیرا بی‌ثباتی و تنش با پاکستان، ریسک سرمایه‌گذاری را بالا برد و بسیاری از پروژه‌های مشترک به حالت تعلیق درآمد.

پیامدهای احتمالی و سناریوهای پرخطر

در حالی که راهبردهای پاکستان با هدف تغییر رفتار طالبان افغانستان و تحریک طالبان تدوین شده است، پیامدهای پرمخاطره‌ای در پی دارد. یکی از مهم‌ترین آن‌ها این است که نمایش عزم از طریق استفاده از نیروی نظامی می‌تواند به محاسبات نادرست در هر دو طرف منجر شود؛ موضوعی که احتمال تلافی‌های نامتناسب، تشدید تنش‌ها و تداوم چرخه خشونت متقابل را افزایش می‌دهد. پافشاری طالبان در برابر این فشارها، احتمال شکل‌گیری یک درگیری فرسایشی و پرهزینه دیگر میان تحریک طالبان و دولت پاکستان را بالا می‌برد؛ درگیری‌ای که می‌تواند خسارت‌های سنگین انسانی و اقتصادی مشابه کمپین‌های ضدتروریسم گذشته به همراه داشته باشد. چنین نبردهای طولانی نه‌تنها منابع مالی کشور را فرسوده می‌کنند و نارضایتی داخلی را شعله‌ور می‌سازند، بلکه ممکن است موجب تقویت سایر گروه‌های شبه‌نظامی فراتر از تحریک طالبان مانند جدایی‌طلبان بلوچ، داعش یا گروه‌های فرقه‌ای شوند. افزون بر این، تشدید درگیری‌ها در امتداد مرز می‌تواند بستر مناسبی برای گسترش فعالیت‌های غیرقانونی، از جمله قاچاق اسلحه، مواد مخدر و تحرکات شبه‌نظامی فرامرزی فراهم آورد.

پاکستان با سه چالش اساسی مواجه است که می‌تواند راهبرد اجبار ترکیبی این کشور را به مسیری پرریسک و حتی ناکارآمد بدل کند:

احتمال تغییر موضع طالبان: تشدید اقدامات نظامی ممکن است طالبان را از رویکرد کنونی تعامل محتاطانه با پاکستان دور کرده و به سمت همسویی با قدرت‌های منطقه‌ای همچون هند، روسیه و ایران سوق دهد؛ امری که می‌تواند نفوذ ژئوپلیتیکی پاکستان را به‌شدت تضعیف کند.

بازتاب منفی داخلی و افزایش نارضایتی: افزایش حملات تحریک طالبان در واکنش به فشارهای پاکستان، می‌تواند بی‌ثباتی داخلی را تشدید کرده و موجب تعمیق نارضایتی عمومی از دولت و نهادهای حاکمیتی شود. این وضعیت به‌ویژه در بستر بحران‌های اقتصادی و سیاسی موجود، اثرات مخرب‌تری خواهد داشت.

فرضیات پرخطر در اولویت‌دهی طالبان: راهبرد اجبار پاکستان بر این فرض استوار است که طالبان منافع اقتصادی را بر روابط ایدئولوژیک و قبیله‌ای خود با تحریک طالبان ترجیح خواهند داد؛ فرضی که تاکنون در عمل آزموده نشده و اگر اشتباه از آب درآید، می‌تواند هزینه‌های قابل‌توجهی برای پاکستان به‌دنبال داشته باشد.

سخن آخر:

روابط افغانستان و پاکستان پس از بازگشت طالبان به قدرت، نه‌تنها به ثبات و همکاری مورد انتظار اسلام‌آباد منجر نشد، بلکه به مرحله‌ای تازه از بی‌اعتمادی و تنش‌های چندلایه کشیده شد. حملات هوایی، تشدید درگیری‌های مرزی و محدودیت‌های تجاری پیامدهای اقتصادی قابل توجهی بر هر دو کشور گذاشته و بستر رشد قاچاق، ناامنی و فعالیت‌های غیرقانونی را تقویت کرده است. در این میان، راهبرد «اجبار ترکیبی» پاکستان نتوانسته به اهداف راهبردی خود دست یابد و حتی خطر شکل‌گیری یک چرخه پرهزینه از خشونت و بی‌ثباتی منطقه‌ای را افزایش داده است. تداوم این وضعیت می‌تواند نه‌تنها امنیت داخلی پاکستان و افغانستان، بلکه معادلات ژئوپلیتیکی و اقتصادی کل منطقه را با چالش‌های عمیق‌تری روبه‌رو سازد.


آخرین اخبار افغانستان را در ایراف بخوانید:

قیمت افغانی به تومان و دلار امروز ‌شنبه (8 شهریورماه ۱۴۰۴)

‌کریدور واخان؛ سایه دغدغه‌های امنیتی چین بر نگاه اقتصادی طالبان + فیلم

پیش‌بینی وضعیت آب و هوای افغانستان (شنبه، ۸ شهریور ۱۴۰۴)

همه چیز درباره مکانیسم ماشه + جزئیات

نتیجه بازی تیم ملی فوتبال افغانستان و ایران در تورنمنت کافا 2025 + فیلم خلاصه بازی

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=79062
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
امتیاز مقاله
اشتراک در
اطلاع از

0 نظرات
تازه‌ترین
قدیمی‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها
0
دیدگاه های شما برای ما ارزشمند است، لطفا نظر دهید.x