توافق دوحه که در ۲۹ فوریه سال ۲۰۲۰ بین پمپیو وزیر خارجه آمریکا و ملاغنی برادر به نمایندگی از طالبان در دوحه قطر امضا شد، بستر اصلی مطرح شدن طالبان به عنوان بازیگر مهم آینده سیاسی افغانستان شد. این توافق، که در عدم حضور حکومت افغانستان بین آمریکا و طالبان به امضا رسید، نشان داد که آمریکا امید چندانی به حکومت جمهوریت نداشته و قصد دارد آینده روابط خود با افغانستان را با حضور طالبان گره بزند. این توافق انرژی زیادی به طالبان و حامیان آن بخشید و زمینه گسترش فعالیتهای این گروه در سال بعد و تسلط آنان بر کابل و سراسر افغانستان را فراهم ساخت.
اکنون، پس از پنج سال، بهتر میتوان فهمید که علت اصلی سرمایهگذاری آمریکا روی طالبان چه بود و مفاد توافق دوحه بر چه عرصههایی تأکیددارد. همچنین، با بازگشت ترامپ به قدرت، بحثهایی درباره احیای چارچوب توافق دوحه مطرح شده است. باید دید آیا این توافق همچنان میتواند بستر همکاریهای افغانستان و آمریکا باشد، یا اینکه عملاً منسوخ شده است.
الف. چرا توافق دوحه تعیینکننده بود؟
طالبان در طی بیست سال جنگ با دولت افغانستان و ناتو، علیرغم تسلط بر مناطق روستایی و دورافتاده، توان و ذهنیت دستیابی به قدرت کامل را نداشت. اما با اعلام برنامه خروج آمریکا و ناتو از افغانستان پس از سال ۲۰۱۴، امیدهای فراوانی برای طالبان و حامیان آنان ایجاد شد. این گروه دریافت که در صورت خروج نیروهای خارجی، دولت افغانستان به دلیل ضعفهای داخلی و اختلافات عمیق قومی و جناحی، توانایی محدودی برای مقاومت خواهد داشت.
از سوی دیگر، آمریکا پس از اعلام استراتژی خروج، متوجه شد که حکومت جمهوریت توانایی پذیرش مسئولیتهای امنیتی را ندارد. به همین دلیل، تلاش کرد از طریق دو توافقنامه، حضور خود را در افغانستان مدیریت کند:
1. توافقنامه امنیتی با حکومت افغانستان پس از ۲۰۱۴ که چارچوبی برای تداوم حضور نظامی و کمکهای امنیتی ایجاد کرد.
2. توافق دوحه در سال ۲۰۲۰ که یک چارچوب مشترک با طالبان ایجاد کرد.
با این حال، طالبان موفق شد از فضای موجود برای تقویت نیروهای خود استفاده کند. با اجرای برنامه خروج آمریکا در دوران بایدن، طالبان خود را در آستانه پیروزی و تسلط بر کابل دید.در نتیجه، توافق دوحه مشروعیت سیاسی برای طالبان ایجاد کرد و حکومت جمهوریت را به حاشیه راند.
ب. تأثیر توافق دوحه بر افغانستان
۱. فروپاشی جمهوریت؛ نتیجه مستقیم توافق دوحه؟
یکی از مهمترین پیامدهای توافق دوحه، فروپاشی سریع حکومت جمهوریت بود. هرچند حکومت افغانستان با بحرانهای متعدد سیاسی و امنیتی دستوپنجه نرم میکرد، اما روند سقوط آن پس از توافق دوحه تسریع شد. عوامل کلیدی در این فروپاشی عبارت بودند از:
از دست رفتن حمایت نظامی آمریکا: خروج تدریجی نیروهای آمریکایی،روحیه ارتش افغانستان را به شدت کاهش داد. بسیاری از سربازان و افسران میدانستند که بدون پشتیبانی آمریکا، مقاومت در برابر طالبان دشوار خواهد بود.
اختلافات داخلی در حکومت جمهوریت: شکاف میان جناحهای سیاسی،به ویژه بین اشرف غنی و عبدالله عبدالله، مانع از اتخاذ یک استراتژی منسجم در برابر طالبان شد.
کاهش اعتبار دولت نزد مردم: فساد گسترده و عدم ارائه خدمات کافی، باعث شد که بسیاری از مردم، حتی در مناطق تحت کنترل دولت، دیگر از آن حمایت نکنند.
در عمل، توافق دوحه حکومت جمهوریت را از مدار تصمیمگیری خارج کرد و به طالبان اجازه داد تا با قدرت بیشتری پیشروی کند.
۲. چگونه توافق دوحه طالبان را تقویت کرد؟
توافق دوحه به طالبان این امکان را داد که خود را از یک گروه شورشی به یک نیروی مشروع در صحنه بینالمللی تبدیل کند. مهمترین دستاوردهای طالبان از این توافق شامل موارد زیر بود:
دریافت کمکهای مالی و نظامی غیررسمی: گزارشهای مختلف نشان میدهند که پس از توافق، طالبان از منابع مالی متعددی بهرهمند شد.
افزایش مشروعیت دیپلماتیک: طالبان در طول مذاکرات، دیدارهایی با مقامات کشورهایی مانند چین، روسیه، ایران، و پاکستان داشت.
دستیابی به تجهیزات نظامی پیشرفته: خروج آمریکا بدون تخلیه کامل پایگاههای نظامی، باعث شد که طالبان به حجم قابل توجهی از تجهیزات و تسلیحات آمریکایی دست یابد.
۳. تعامل آمریکا و طالبان پس از سقوط جمهوریت
برخلاف تصورات اولیه، آمریکا پس از خروج نیروهایش، ارتباط خود با طالبان را به طور کامل قطع نکرد. تعامل بین دو طرف در چندین حوزه ادامه یافت:
الف. کمکهای مالی و بشردوستانه
سالانه بیش از دو میلیارد دلار کمک بشردوستانه از سوی آمریکا به افغانستان ارسال میشود.
ب. همکاریهای اطلاعاتی و امنیتی
علاوه بر کمکهای مستقیم، گزارشهایی مبنی بر تخصیص کمکهای اطلاعاتی و امنیتی نیز منتشر شده است.مقامات آمریکایی، به ویژه سازمان سیا، در سالهای اخیر تماسهای مستقیمی با طالبان داشتهاند.همکاریهای اطلاعاتی برای مقابله با گروههای مانند داعش و القاعده ادامه دارد.
ج. بحث پایگاه بگرام و تسلیحات آمریکایی
دولت ترامپ بارها بر بازگرداندن تجهیزات نظامی رها شده در افغانستان تأکید کرده است.گزارشها حاکی از آن است که برخی تجهیزات دید در شب و ابزارها و تجهیزات اطلاعاتی به آمریکا بازگردانده شده است. در بگرام نیز توافق بر سر گسترش همکاریهای های استخباراتی بین آمریکا و طالبان در حال پیشرفت است.
ج. موضوع حکومت فراگیر و نقش آمریکا
یکی از بحثهای کلیدی در روابط آمریکا و طالبان، تشکیل حکومت فراگیر است. آمریکا و جامعه جهانی بر لزوم مشارکت گروههای مختلف در حکومت افغانستان تأکید دارند، اما طالبان تاکنون تمایلی به این موضوع نشان نداده است.
هرچند آمریکا در نشستهای دوحه بر ضرورت احترام به حقوق بشر و حقوق زنان تأکید کرده، اما به نظر میرسد که این مسائل اکنون برای واشنگتن در اولویت پایینتری قرار دارد. آمریکا بیشتر به دنبال حفظ حداقلی از ثبات یا بی ثباتی مدیریت شده در افغانستان است تا برقراری یک نظام دموکراتیک.
د. چشمانداز آینده توافق دوحه
۱. آیا توافق دوحه همچنان معتبر است؟
با وجود عدم اعلام رسمی، تعاملات طالبان و آمریکا نشان میدهد که توافق دوحه همچنان در تعیین مسیر روابط دوجانبه نقش دارد. آمریکا نمیخواهد بهطور مستقیم از این توافق نام ببرد، اما بسیاری از تصمیمات آن در چارچوب این توافقنامه قرار میگیرد.
۲. بازگشت ترامپ و تأثیر آن بر توافق دوحه
با بازگشت ترامپ رویکرد عملیتری نسبت به طالبان اتخاذ شده است.سیاستهای او بیشتر روی منافع امنیتی آمریکا متمرکز است تا مسائل حقوق بشری و احتمال توسعه سطح همکاریهای اطلاعاتی و امنیتی گستردهتر میان آمریکا و طالبان وجود دارد.
جمعبندی
توافق دوحه نقطه عطفی در تحولات افغانستان بود که طالبان را از یک گروه شورشی به نیرویی مسلط بر کشور تبدیل کرد. این توافق عملاً حکومت جمهوریت را تضعیف کرد و طالبان را به عنوان شریک بالقوه آمریکا در برخی حوزهها مطرح ساخت.
گرچه آمریکا تلاش دارد از تأکید بیش از حد بر این توافق خودداری کند، اما تعاملات دوجانبه با طالبان همچنان در همان چارچوب پیش میرود. اکنون با بازگشت ترامپ، احتمالاً شاهد احیای برخی مفاد توافق دوحه بصورت مستقیم یا غیرمستقیم خواهیم بود که میتواند مسیر سیاستهای آمریکا در قبال افغانستان را برای سالهای آینده مشخص کند.