از حافظه شعر تا دغدغه زبان؛ نگاه ویژه رهبر شهید انقلاب به ادبیات افغانستان 

سید حکیم بینش، شاعر اهل افغانستان، در گفت‌وگو با برنامه «یاران خراسانی» ایراف‌ تی‌وی با اشاره به دیدار خود با رهبر شهید انقلاب گفت: توجه ایشان به شعر و ادبیات فارسی تنها در حد تشویق شاعران نبود، بلکه دقت و اشراف ایشان به شعر، زبان و ادبیات افغانستان نشان می‌داد که این حوزه برای ایشان اهمیت ویژه‌ای داشت.

او در عین حال با اشاره به وضعیت امروز زبان فارسی در افغانستان تأکید کرد که این زبان با چالش‌هایی جدی مواجه است، اما شاعران و نویسندگان همچنان برای حفظ و تقویت آن تلاش می‌کنند.

دیداری که برای یک شاعر ماندگار شد

بینش درباره حضور خود در دیدار شاعران با رهبر شهید انقلاب گفت: من فقط یک بار این افتخار را داشتم که در محضر ایشان حضور پیدا کنم و در آن جمع صمیمانه شعر بخوانم.

او با اشاره به شعری که در آن دیدار خوانده بود، افزود: این شعر درباره همدلی میان مردم ایران و افغانستان بود و تلاش کرده بودم مسائلی را در آن بیاورم که باعث نزدیک شدن دل‌های دو ملت شود.

این شاعر افغانستانی ادامه داد: خیلی خوشحال شدم که ایشان شعر را پسندیدند و تقریباً پس از هر بیت یا دوبیتی مرا تشویق می‌کردند. برای من واقعاً احساس بسیار خوبی داشت؛ هم در همان لحظه و هم بعدها که فیلم آن دیدار را دیدم و تشویق‌های ایشان را شنیدم.

بینش درباره حس خود در آن لحظه اظهار کرد: باور کنید احساس غرورآمیزی به من دست می‌داد؛ مانند پدری که از کاری که فرزندش انجام داده خوشحال شده و او را تشویق می‌کند که دوباره آن کار را تکرار کند.

تشویقی که شعر را برای او جدی‌تر کرد

او درباره تأثیر آن دیدار بر مسیر شعری خود گفت: من بعد از هر جلسه‌ای که شرکت می‌کنم، معمولاً تحت تأثیر فضای آن جلسه قرار می‌گیرم، اما آن دیدار برای من انرژی مضاعفی ایجاد کرد.

بینش افزود: وقتی از آنجا برگشتم، با خودم عهد کردم بیش از پیش برای شعر و ادبیات تلاش کنم و اشعارم را قوی‌تر کنم. وقتی امروز به شعرهایی که بعد از آن دیدار سروده‌ام نگاه می‌کنم، به خودم نمره قابل قبولی می‌دهم؛ چون آن فضا و آن حضور برای من انرژی مضاعفی برای سرودن ایجاد کرد.

این شاعر ادامه داد: حتی شاید به خانه نرسیده بودم که در مسیر بازگشت، در قطار یا ماشین، بسیاری از چیزهایی را که در ذهنم شکل گرفته بود زمزمه می‌کردم و شعر می‌گفتم. تلاش کردم آن حس و عاطفه‌ای را که از آن دیدار گرفته بودم، در شعرهایم حفظ کنم.

بینش تأکید کرد: پیش از آن هم شعر می‌گفتم، اما بعد از آن دیدار شدت این اتفاق بیشتر شد. احساس می‌کردم باید آن لذتی را که تجربه کرده‌ام با خودم نگه دارم و آفرینش‌های بیشتری داشته باشم تا دوباره آن لحظات بکر و صمیمی تکرار شود.

او افزود: امروز روزی نیست که شعر نگویم. حداقل روزی یک رباعی می‌گویم و دو سه کار انجام می‌دهم.

رهبر شهید و توجه ویژه به زبان فارسی

بینش با اشاره به تأکید رهبر شهید بر جایگاه زبان فارسی در افغانستان گفت: ایشان در همان دیدار جمله‌ای کلیدی درباره افغانستان مطرح کردند و آن را مهد یا مرکز زبان فارسی دانستند.

او در پاسخ به این پرسش که آیا افغانستان امروز همچنان می‌تواند مرکز زبان فارسی باشد، اظهار کرد: واقعیت این است که در افغانستان مانند ایران روی زبان فارسی کار نمی‌شود. نه‌تنها این زبان تقویت نمی‌شود، بلکه در مواردی شاهد تضعیف آن هستیم.

این شاعر افغانستانی افزود: گاهی زبان فارسی را در برابر زبان‌های دیگر، به‌خصوص زبان پشتو، قرار می‌دهند؛ در حالی که نباید چنین تقابلی وجود داشته باشد. هر دو زبان، زبان‌های ملی افغانستان هستند و باید هر دو تقویت شوند.

زبان فارسی بدون پشتوانه حکومتی

بینش با انتقاد از وضعیت حمایت نهادی از زبان فارسی در افغانستان گفت: متأسفانه نهادهای دولتی و مسئولان دولتی به زبان و ادبیات فارسی توجه کافی نمی‌کنند. نهادهای فرهنگی نیز اگر بخواهیم دقیق بگوییم، پشتوانه کافی ندارند.

او ادامه داد: در چنین شرایطی، این شاعران و نویسندگان هستند که سال‌هاست به صورت فردی و گاهی گروهی تلاش می‌کنند زبان و ادبیات فارسی را در افغانستان زنده نگه دارند.

بینش با اشاره به آنچه در سال‌های اخیر بر زبان فارسی گذشته است، گفت: در همین سال‌های اخیر، به‌خصوص در چند سال گذشته، مقابله با زبان فارسی وجود داشته است. حتی برخی لوحه‌ها و تابلوهایی که به زبان فارسی بودند، از سردر بیمارستان‌ها و دانشگاه‌ها و دانشکده‌ها پایین آورده شدند.

امید به شاعران و نویسندگان افغانستان

او با وجود این شرایط، نسبت به آینده زبان فارسی کاملاً ناامید نیست و گفت: من شخصاً به جوانانی که در افغانستان و خارج از افغانستان فعالیت می‌کنند و متعلق به افغانستان هستند، بسیار امیدوارم. آنها تلاش بی‌نظیر و کم‌نظیری برای تقویت زبان و ادبیات فارسی انجام می‌دهند.

بینش افزود: ما تلاش‌های آنها را در فضای مجازی می‌بینیم، مقالاتشان را می‌خوانیم، شعرهایشان را دنبال می‌کنیم و نوشته‌هایشان را می‌بینیم. آنها دغدغه زبان و ادبیات فارسی را دارند.

او ادامه داد: خوشبختانه شاعران و نویسندگان ما در این مسیر با قدرت کار می‌کنند. اگرچه پشتوانه مادی و دولتی ندارند، اما پشتوانه مردمی دارند و مردم و نسل جدید نیز پشت سر آنها ایستاده‌اند.

دیدار با رهبر شهید؛ انگیزه‌ای برای شاعران افغانستان

این شاعر افغانستانی درباره تأثیر دیدارهای رهبر شهید با شاعران افغانستان بر فضای ادبی این کشور گفت: بسیاری از شاعران افغانستان آرزو داشتند که به محضر ایشان بیایند و شعر بخوانند. بسیاری از آنها انتظار داشتند دعوت شوند، اما مسافت و همچنین ناشناخته بودن بعضی از شاعران باعث می‌شد این فرصت برای همه فراهم نشود.

بیشتر بخوانید:  خاطرات محمدکاظم کاظمی از شعرخوانی در محضر رهبر شهید انقلاب | شعر در خدمت همدلی دو ملت

بینش افزود: شاعرانی که از افغانستان در سال‌های قبل در این دیدارها شرکت کردند، وقتی به افغانستان برمی‌گشتند، تجربه‌های خود را منتقل می‌کردند. آنها مانند واسطه‌ای میان مهد زبان فارسی و افغانستان عمل می‌کردند و همین ارتباط باعث ایجاد شور و شوق در میان شاعران افغانستان می‌شد.

او گفت: ما این تأثیر را در آثار شاعران افغانستان می‌بینیم و در دو سه دهه اخیر آثار ادبی‌ای تولید شده که زبان بسیار فاخر و به شعر امروز ایران بسیار نزدیک است.

بینش شعر ایران و افغانستان را به دو رودخانه تشبیه کرد و گفت: گویا این دو رودخانه از یک سرچشمه آب خورده‌اند، از یک سرچشمه برآمده‌اند و در کنار هم حرکت می‌کنند؛ با این تفاوت که در ایران زبان تقویت می‌شود و شعر و شاعران مورد تشویق قرار می‌گیرند، اما در افغانستان چنین حمایتی وجود ندارد.

مهاجرت شاعران، ضربه‌ای به جریان ادبی افغانستان

سیدحکیم بینش یکی دیگر از مشکلات ادبیات افغانستان را مهاجرت گسترده شاعران و نخبگان دانست و اظهار کرد: اگر ۱۰ سال پیش به افغانستان می‌رفتید، شرایط کاملاً متفاوت بود. در کابل، هرات و مزارشریف هر هفته دو یا سه محفل شعر برگزار می‌شد، اما امروز چنین چیزی بسیار کمتر شده است.

او افزود: بسیاری از شاعران افغانستان مهاجرت کرده‌اند؛ بخشی به کشورهای اروپایی رفته‌اند و بخشی نیز به ایران آمده‌اند. بسیاری از استادان دانشگاه و نخبگان علمی نیز مهاجرت کرده‌اند و این مسئله به ظرفیت‌های فرهنگی و ادبی افغانستان آسیب زده است.

این شاعر افغانستانی ادامه داد: امروز ممکن است ماه‌ها بگذرد و یک شب شعر برگزار نشود. در شهرهای بزرگ افغانستان نیز رویدادهای فرهنگی مانند رونمایی کتاب بسیار کمتر شده است.

بینش گفت: یکی از دلایل این وضعیت، نبود پشتوانه حکومتی برای زبان و ادبیات فارسی و دلیل دیگر، مهاجرت شاعران و نخبگان است.

رسیدن دوباره شعر افغانستان به نقطه اوج

او با اشاره به اینکه رهبر شهید انقلاب در همان دیدار بر ضرورت بازگشت شعر افغانستان به نقطه اوج تأکید کرده بود، درباره معنای این اوج گفت: ایشان در یکی از صحبت‌هایشان درباره ادبیات معاصر گفته بودند که می‌توانیم یک سعدی دیگر داشته باشیم.

سید حکیم بینش افزود: اوج زبان و ادبیات فارسی را در گذشته داشته‌ایم؛ سعدی، حافظ و مولانا شاعران بزرگی هستند و جایگاهشان رفیع است، اما می‌توان در درجات دیگر نیز شاعرانی داشت که آثارشان سال‌ها باقی بماند، نامشان ماندگار شود و شعرشان زبان به زبان منتقل شود.

او ادامه داد: به نظر من اوج زبان و ادبیات جایی است که از زبان و ادبیات جز شیرینی و حلاوت چیزی احساس نکنیم.

این شاعر افغانستانی اظهار کرد: وقتی سعدی را می‌خوانید، حلاوت زبان را احساس می‌کنید؛ شعر حافظ نیز چنین است. اما در بسیاری از شعرها، مخاطب باید با زحمت معنایی را از درون شعر بیرون بکشد. وقتی شعر شنیده می‌شود و مخاطب حلاوت و شیرینی زبان فارسی را احساس می‌کند، آن زمان می‌توان گفت زبان و ادبیات ما به اوج خود رسیده است.

دقت رهبر شهید به شعر؛ از یک بیت تا یک واژه

بینش درباره میزان توجه رهبر شهید به شعر و ادبیات گفت: من در همان جلسه دیدم که ایشان چقدر به آدم‌ها توجه می‌کردند. وقتی شخصی شعر می‌خواند، تمام دقت و نگاه ایشان متوجه همان کسی بود که شعر می‌خواند.

او افزود: این توجه نشان می‌داد که شعر و شاعر برای ایشان اهمیت داشت. حتی در مواردی درباره شعرها نظر می‌دادند و می‌گفتند اگر این کلمه تغییر کند یا فلان تعبیر جایگزین شود، شعر زیباتر خواهد شد.

بینش ادامه داد: این برای من بسیار جالب بود؛ چون اشعاری که در آن جلسات خوانده می‌شد، پیش از آن توسط چند کارشناس بررسی و انتخاب شده بود، اما ایشان باز هم با دقت درباره شعر نظر می‌دادند.

حافظه‌ای که شعر افغانستان را به یاد داشت

این شاعر با اشاره به توجه رهبر شهید به شاعران افغانستان گفت: برای من بسیار جالب بود که ایشان شعری را از یک شاعر افغانستانی که حدود ۵۰ سال پیش سروده شده بود، در حافظه داشتند.

او افزود: این نشان می‌دهد که شعر و ادبیات برای ایشان اهمیت داشت و فقط یک تشریفات یا تعارف نبود. وقتی ایشان درباره شاعران و شعرها صحبت می‌کردند، مشخص بود که با ادبیات آشنا هستند و آن را دنبال می‌کنند.

بینش با اشاره به گستره مطالعات رهبر شهید گفت: ایشان فقط درباره شعر اطلاعات نداشتند. درباره علم، هنر، موسیقی، سینما و ادبیات نیز اشراف داشتند. مثلاً درباره رمان «بادبادک‌باز» خالد حسینی نیز توجه ایشان را دیده‌ایم و این نشان می‌دهد که نگاهشان به ادبیات افغانستان محدود به شعر کلاسیک نبود.

او تأکید کرد: وقتی درباره نانو صحبت می‌کردند اطلاعات داشتند، وقتی درباره مسائل موشکی و هسته‌ای صحبت می‌کردند اطلاعات فراوان داشتند، درباره موسیقی و سینما نیز اشراف داشتند و درباره شعر و ادبیات هم با دقت صحبت می‌کردند.

نگاه چندبعدی به فرهنگ

بینش گفت: این خیلی مهم است که یک رهبر تا این اندازه به حوزه‌های مختلف اشراف داشته باشد و با هر گروهی متناسب با همان حوزه صحبت کند؛ با دانشجویان مانند خودشان، با نوجوانان و کودکان متناسب با آنها، با اهل اندیشه و حوزه و همچنین با شاعران و اهالی ادبیات.

بیشتر بخوانید:  تعطیلی دانشگاه خاتم‌النبیین؛ طالبان دانشجویان را به دانشگاه‌های دیگر فرستاد

او افزود: به نظرم همین دقت نظر بود که باعث می‌شد ایشان در مواجهه با شعر، حتی به جزئی‌ترین نکات توجه کنند و وقتی شاعری شعری را که سال‌ها پیش شنیده بودند می‌خواند، آن را به یاد داشته باشند.

زبان فارسی؛ رودخانه‌ای که باید زنده بماند

بینش در جمع‌بندی وضعیت زبان فارسی در افغانستان گفت: ما هم امید داریم و هم نگرانی. امید داریم چون زبان فارسی ظرفیت بسیار بزرگی دارد و جامعه ادبی افغانستان هنوز زنده است؛ اما نگرانی هم وجود دارد، چون اگر این زبان تقویت نشود و فعالیت‌های علمی، ادبی و رسانه‌ای پیرامون آن ادامه پیدا نکند، ممکن است به تدریج به حاشیه رانده شود.

او تأکید کرد: زبان فارسی نیازمند شاعران، نویسندگان، پژوهشگران و رسانه‌هایی است که برای آن فعالیت کنند. این زبان فقط با دستور و بخشنامه حفظ نمی‌شود؛ باید ادبیات نیرومند تولید شود، نسل فرهیخته تربیت شود و فعالیت‌های فرهنگی و رسانه‌ای ادامه پیدا کند.

روایت یک داغ

بینش در بخش دیگری از این گفت‌وگو درباره خبر شهادت رهبر شهید انقلاب گفت: وقتی خبر شهادت ایشان را شنیدم، برای من بسیار تلخ و ناگوار بود. به‌خصوص اینکه این اتفاق در جریان یک جنگ و تجاوز رخ داده بود؛ تجاوزی که فقط شخص ایشان را هدف قرار نداده بود، بلکه ملت ایران را نیز درگیر کرده بود.

او افزود: ما سال‌ها مهمان ایران بوده‌ایم و با مردم این کشور زندگی کرده‌ایم. با رهبر آن کشور دیدار داشته‌ایم و خاطرات زیادی از ایشان داریم. طبیعی بود که در آن لحظه همه آن دیدارها، صحبت‌ها و شعرها مقابل چشم انسان قرار بگیرد.

بینش درباره احساس شخصی خود اظهار کرد: در افغانستان از کودکی تصویری از امام خمینی و آیت‌الله خویی در خانه ما وجود داشت. بعدها حس من نسبت به رهبر شهید نیز مانند حس یک پدربزرگ بود. هیچ‌وقت ایشان را صرفاً یک شخصیت سیاسی نمی‌دیدم؛ احساس می‌کردم گویا پدربزرگ من هستند.

او ادامه داد: وقتی خبر شهادت ایشان را شنیدم، واقعاً شوکه شدم. چند دقیقه اصلاً نمی‌توانستم واکنشی نشان بدهم. همسرم گریه می‌کرد، اما من انگار نمی‌فهمیدم چه اتفاقی افتاده است. بعد ناگهان بغضم ترکید و احساس کردم تمام غم‌های دنیا بر سرم ریخته است.

بینش افزود: بعضی وقت‌ها کلمات کم می‌آورند. احساس می‌کردم نزدیک‌ترین کسی را از من گرفته‌اند و بزرگ‌ترین چیزی را که داشتم از من گرفته‌اند.

جای ایشان خالی است

این شاعر افغانستانی درباره جایگاه رهبر شهید گفت: من پیش‌تر هم گفتم که ایشان از شکوهمندترین شخصیت‌های دوران ما بودند. وقتی چنین شخصیتی را از جامعه و مردم بگیرند، خلأ بزرگی ایجاد می‌شود.

او ادامه داد: البته جانشین برحق ایشان حضور دارد و می‌تواند جامعه را مدیریت کند، اما هر شخصیتی جایگاه خودش را دارد. مگر وقتی امام حسن مجتبی(ع) زعامت امور را برعهده گرفت، جایگاه امام علی(ع) پر شد؟ هر کسی جایگاه خودش را دارد.

بینش افزود: من از این متعجبم که دنیا دارد به سمت عادی شدن این اتفاق می‌رود. ما شخصیت‌های زیادی را از دست نداده‌ایم که بتوان گفت نمونه‌ای برای جایگزینی وجود دارد. از نظر علمی، معرفتی و عرفانی، جایگاه ایشان بسیار ویژه بود و به شدت احساس می‌کنم جای ایشان خالی است.

شعری در رثای رهبر شهید

بینش درباره واکنش ادبی خود به این اتفاق گفت: پیش از شهادت ایشان نیز چند سال قبل برایشان شعر گفته بودم و از دو شعر ایشان استقبال کرده بودم. پس از شهادت نیز دو شعر در رثای ایشان سرودم.

او در ادامه بخشی از شعر خود را خواند:

دنیا فدای یک نخ و گرد عبای تو

بگذار باز شعر بخوانم برای تو

ما پا برهنگان زمین، بی‌پدر ماییم

مایی که بود پشت سر ما دعای تو

تلویزیون نماز تو را باز هم گذاشت

بعد از چه کرد با دل ما ربنای تو

باید که پر شود همه دیوارهای شهر

از حرف‌های تازه و اندیشه‌های تو

هرچند نیستی تو، ولی همچنان هنوز

دارد ادامه معجزه‌های عصای تو

حتماً شبیه توست همان ناخدا که بعد

سکان کشتی است و دستش به جای تو»

بینش در پایان گفت: این داغ و درد هنوز برای من تمام نشده است و شاید انسان همیشه نتواند آنچه را در دل دارد به زبان بیاورد. جایگاه ایشان بسیار رفیع است و ما از فاصله‌ای دور به این شخصیت نگاه می‌کنیم.

او افزود: کسانی که با ایشان زندگی کرده‌اند و از نزدیک ایشان را دیده‌اند، طبیعتاً می‌توانند درباره شخصیت و اندیشه‌های ایشان بیشتر سخن بگویند. ما نیز سال‌ها پای سخنان ایشان نشسته‌ایم و آنچه را شنیده‌ایم و آموخته‌ایم، بازتاب می‌دهیم.

زبان فارسی در افغانستان بخشی مهم از میراث تاریخی و ادبی این کشور و یکی از عناصر پیونددهنده حوزه فرهنگی خراسان به شمار می‌رود. این زبان در طول قرن‌ها، آثار برجسته‌ای در شعر، نثر، فلسفه، عرفان و علوم انسانی پدید آورده و شاعران و نویسندگان افغانستان نیز سهم مهمی در تداوم این میراث داشته‌اند. با این حال، تحولات سیاسی، کاهش حمایت‌های نهادی، مهاجرت گسترده نخبگان و چالش‌های فرهنگی سال‌های اخیر، وضعیت ادبیات فارسی در افغانستان را با دشواری‌هایی مواجه کرده است. در مقابل، جامعه ادبی و نسل جدید شاعران و نویسندگان همچنان از ظرفیت‌های فضای مجازی و فعالیت‌های مستقل برای حفظ و تقویت این زبان استفاده می‌کنند.

لینک کوتاه: https://iraf.ir/?p=138565
اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب
پر بازدیدترین ها