به گزارش ایراف، به نقل نیویورک تایمز، در پی تشدید دوباره درگیریها میان ایران و آمریکا بر سر تنگه هرمز، دونالد ترامپ بار دیگر به الگوی آشنای رفتاری خود بازگشته است؛ از اعلام پیروزیهای ادعایی تا تهدیدهای تکراری علیه ایران.
او سهشنبه شب، تنها چند ساعت پس از دور تازه حملات آمریکا و پاسخ ایران، در شبکههای اجتماعی نوشت که «برای او اهمیتی ندارد ایران توافقی را امضا کند» و بار دیگر ادعای «کنترل کامل تنگه هرمز» را مطرح کرد؛ ادعایی که پیشتر نیز بارها از سوی او تکرار شده بود.
این مواضع در حالی بیان شد که طی ۲۴ ساعت گذشته، همان چرخه همیشگی ترامپ در مدیریت جنگ دوباره تکرار شد: از ادعای شکست نظامی و اقتصادی ایران تا تهدید به حملهای ویرانگر.
او صبح چهارشنبه حتی پا را فراتر گذاشت و پیشنهاد کرد تنگه هرمز به «تنگه ترامپ» تغییر نام داده شود؛ اقدامی که تحلیلگران آن را نشانه آشفتگی در تصمیمسازی کاخ سفید میدانند.
گزینههای ترامپ رو به پایان است
کارشناسان سیاست خارجی معتقدند دور تازه درگیریها نشان میدهد که راهبرد ترامپ در قبال ایران به بنبست رسیده است.
متیو بارتلت، راهبردپرداز جمهوریخواه و مقام سابق وزارت خارجه آمریکا در دولت نخست ترامپ، گفته است: «راهبرد، چه در سطح گفتار و چه در سطح اقدام نظامی، به تکرار همان اقدامات قبلی تبدیل شده است. اینکه آمریکا تا این اندازه بدون برنامهای برای تعامل، پیروزی یا خروج از جنگ ظاهر شده، واقعاً شوکهکننده است.»
به گفته او، بازگشت ترامپ به طرح موضوع «تغییر حکومت در ایران» نشان میدهد که کاخ سفید فاقد یک راهبرد واقعی است و هر بار که گزینهها به پایان میرسند، همان چرخه قبلی از ابتدا تکرار میشود.
اهرم هرمز؛ برگ برنده ایران
نیویورکتایمز در گزارش خود تأکید کرده است که ایران با وجود محدودیتهای نظامی، همچنان ابزار فشار مؤثری در اختیار دارد.
ترامپ پیشبینی کرده بود جنگ ظرف چند هفته پایان مییابد، اما اکنون هیچ نشانهای از تحقق این تصور دیده نمیشود.
ایران نشان داده حتی با توان محدودتر نیز قادر است از موقعیت ژئوپلیتیک خود در تنگه هرمز برای ایجاد اخلال در اقتصاد جهانی استفاده کند.
فرومن، کارشناس مسائل امنیتی، چالش اصلی آمریکا را «جنگ نامتقارن» توصیف کرده است؛ وضعیتی که در آن قدرتهای کوچکتر میتوانند با بهرهگیری هوشمندانه از ظرفیتهای محدود، مانع تحقق اهداف قدرتهای بزرگ شوند.
فشار اقتصادی؛ مسیر جایگزین کاخ سفید
ترامپ طی هفتههای اخیر تلاش کرده است تمرکز خود را از عملیات نظامی به فشار اقتصادی منتقل کند.
آمریکا با اعمال محاصره دریایی علیه بنادر ایران و افزایش تحریمها، به دنبال تشدید فشار اقتصادی است.
کاخ سفید همچنین از طرحی با عنوان «روز پیروزی اقتصادی» سخن گفته؛ کارزاری که هدف آن قطع آخرین مجاری اقتصادی ایران اعلام شده است.
این سیاست قرار است کشورهایی را که همچنان با ایران تجارت میکنند، از جمله چین و روسیه، تحت فشار قرار دهد.
اما تحلیلگران بینالمللی معتقدند این طرح با شکست مواجه خواهد شد؛ زیرا متحدان ایران سازوکارهای مستقل خود را برای دور زدن تحریمهای آمریکا ایجاد کردهاند.
نیویورکتایمز نیز اذعان میکند که تاکنون هیچ نشانهای از همراهی این کشورها با خواسته واشنگتن دیده نمیشود.
چین همچنان خریدار نفت ایران است و روسیه نیز اعلام کرده به حمایت از تهران ادامه خواهد داد.
هزینههای سیاسی جنگ برای ترامپ
در داخل آمریکا، ترامپ با هزینههای سیاسی جنگ، بهویژه تأثیر آن بر اقتصاد این کشور در آستانه انتخابات میاندورهای، مواجه است.
با وجود تهدیدهای مکرر، او نسبت به ازسرگیری حملات گسترده علیه ایران تردید دارد؛ زیرا افزایش قیمت انرژی و فشار اقتصادی میتواند پایگاه سیاسی او را تضعیف کند.
خالد الجندی، پژوهشگر ارشد موسسه کوئینسی، گفته است لحن تهاجمی ترامپ در شبکههای اجتماعی تلاشی برای حفظ ظاهر در برابر بنبستی است که خود او و جمهوریخواهان را در آستانه انتخابات گرفتار کرده است.
او تأکید کرده: «بخشی از این نمایش صرفاً برای پایگاه سیاسی اوست، فارغ از اینکه گفتههایش درست باشد یا نه. راهبرد چندانی پشت این رفتار دیده نمیشود، جز اینکه ترامپ تلاش میکند با قدرت کلمات، واقعیتی را که میخواهد به وجود بیاورد.»




