سمیع یوسفزی، خبرنگار افغانستان در گفتوگو با ایراف، با ارزیابی پنج سال حاکمیت طالبان میگوید این گروه در مقایسه با دوره پیش از بازگشت به قدرت، توانسته است سطحی از امنیت و ثبات را در افغانستان ایجاد کند، اما این دستاورد به قیمت از میان رفتن حقوق سیاسی مردم، محدود شدن شدید حقوق زنان، تضعیف جامعه مدنی و وخامت وضعیت اقتصادی به دست آمده است. او همچنین اختلافات داخلی طالبان را جدی، اما نه در حد ایجاد انشعاب، ارزیابی کرده و درباره اعتراضات بدخشان هشدار می دهد که تداوم نارضایتیها میتواند در صورت شکلگیری یک مقاومت ملی، به چالشی جدی برای طالبان تبدیل شود.
از یک گروه جنگجو تا حکومت
سمیع یوسفزی در ارزیابی عملکرد طالبان گفت: «پنج سال قبل، طالبان یک گروه جنگجو بودند که میخواستند اقتدار را به دست بیاورند، لیکن از پنج سال به این سو، طالبان یک حکومت هستند و در دفاع از حکومت خود مشغول هستند.»
او افزود: «درست است که طالبان سیاستهای بسیار سختگیرانهای را نافذ کردند؛ بهخصوص زنستیز هستند. در سیاست افغانستان، بدون طالبان کسی اجازه سیاست ندارد. قیودات شدیدی بر مطبوعات اعمال شده و جامعه مدنی از بین رفته است.»
این خبرنگار افغان در عین حال گفت که نمیتوان برخی تغییرات ایجادشده در افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت را نادیده گرفت. به گفته او، «بعد از پنج سال گذشته، در افغانستان دیگر هیچ جنگی وجود ندارد.»
یوسفزی با مقایسه وضعیت افغانستان در دوره جمهوری و پس از بازگشت طالبان اظهار کرد: «قبلاً درست است که یک طرف طالبان بودند و طرف دیگر حکومت بود، ارتش آمریکا در افغانستان درگیر بود، جنگ بود، کشتار بود، مردم کشته میشدند، جنگ میشد، انتحار بود، انفجار بود، حملات نظامی بود و عملیات نظامی بود؛ لیکن بعد از برگشت طالبان، در پنج سال گذشته صدای جنگ، صدای انفجار و صدای انتحار خاموش شده است.»
او البته تأکید کرد که این وضعیت به بهای سنگینی برای مردم افغانستان به دست آمده است: «البته برای این آرامش، مردم افغانستان قیمت بزرگی را پرداخت کردند. مثلاً از حقوق سیاسی دیگر برخوردار نیستند، حقوق زن دیگر برای مردم افغانستان نمانده است. در عین حال، حقوق سیاسی مردم از بین رفته و تنها یک گروه در حاکمیت است.»
به گفته یوسفزی، اگرچه افغانستان در این سالها از جنگ گسترده دور بوده، اما وضعیت اقتصادی مردم روزبهروز بدتر شده است. او تصریح کرد: «درست است که افغانستان کمی راحت بود، جنگ نبود، کشتار نبود؛ البته اقتصاد مردم هم روزبهروز بدتر از بد میشود. اقتصاد مردم از بین رفته است.»
روسیه و شناسایی طالبان؛ پیروزی دیپلماتیک یا رقابت با غرب؟
یوسفزی در ادامه با اشاره به عدم شناسایی گسترده طالبان از سوی جامعه جهانی گفت: «طالبان نتوانستند که یک مشروعیت جهانی را به دست بیاورند و همچنان درگیر مشکلات با همسایگان هستند، بهخصوص پاکستان که در حال حاضر در جنگ علیه طالبان است.»
او با اشاره به اینکه روسیه تنها کشوری است که حاکمیت طالبان را به رسمیت شناخته، گفت: «ما فکر میکنیم این به این دلیل نیست که آنها طالبان را دوست دارند، لیکن چون در جهان یک رقابت بین روسیه و آمریکا و غرب وجود دارد…»
یوسفزی افزود که روابط روسیه با طالبان در دوره نخست حاکمیت این گروه متفاوت بود و مسکو در آن دوره از جبهه مقاومت شمال و احمدشاه مسعود حمایت میکرد. به گفته او، در شرایط کنونی روسیه تلاش دارد پیش از آنکه کشورهای غربی روابط خود را با طالبان بهبود دهند یا آنها را به رسمیت بشناسند، در این زمینه اقدام کند.
با این حال، یوسفزی معتقد است مسیر عادیسازی روابط طالبان با جهان همچنان پیچیده است و حتی کشورهای همسایه افغانستان نیز تاکنون طالبان را به رسمیت نشناختهاند. او گفت: «همسایگان افغانستان، ایران و پاکستان و تاجیکستان، ازبکستان، حتی ترکمنستان هم هنوز اقدام نکردهاند که طالبان را به رسمیت بشناسند.»
او علت این وضعیت را سیاستهای طالبان دانست و گفت: «طالبان قدرتی هستند که تمام سیاستهایشان در تغییر و در خلاف نورمهای جامعه بینالمللی، حتی همسایهها و کشورهای اسلامی است.»
به باور این خبرنگار افغانستان، شناسایی طالبان از سوی روسیه را میتوان یک دستاورد مهم برای دیپلماسی این گروه دانست؛ هرچند ممکن است این اقدام در نهایت باعث شود برخی کشورهای دیگر با احتیاط بیشتری با طالبان برخورد کنند. او گفت: «از خاطر شناخت و به رسمیت شناختن طالبان از طرف روسیه، فکر میکنیم که این یک کامیابی بزرگ برای طالبان باشد یا پیروزی بزرگ دیپلماسی طالبان باشد؛ چون به رسمیت شناختن روسیه شاید باعث شود بعضی کشورهای دیگر هم از طالبان دور شوند.»
اختلافات درونی طالبان؛ نارضایتی وجود دارد اما انشعاب بعید است
یوسفزی در ادامه درباره اختلافات داخلی رهبران طالبان، مسئله آموزش دختران و توزیع قدرت گفت که در میان رهبران طالبان اختلاف نظر درباره برخی سیاستهای این گروه وجود دارد.
او اظهار کرد: «در این شکی نیست که اکثریت کابینه طالبان، رهبران طالبان، خواستار اصلاحات در مسائل بسیار پیچیده، از جمله زنان و تعلیم زنان هستند.»
وی افزود: «متأسفانه اکثریت رهبری طالبان اگرچه از این اقدامات رهبر عمومی طالبان، شیخ هبتالله، راضی نیستند، لیکن در عین حال، چون طالبان گروهی هستند که مشکلات زیادی دارند، مشکلات سیاسی دارند، لیکن در مابین خود یک نزاکت بسیار قوی دارند.»
به گفته یوسفزی، طالبان طی سه دهه گذشته توانستهاند یک ساختار منظم را حفظ کنند و برخلاف بسیاری از گروههای سیاسی و نظامی افغانستان، دچار انشعاب جدی نشدهاند. او گفت: «طالبان گروهی هستند که با وجود همه مشکلات، در ۳۰ سال گذشته یک گروه منظم ماندهاند و انشعابپذیر نشدند.»
او با اشاره به افرادی که در گذشته از طالبان جدا شدهاند، افزود: «کسانی که از طالبان بیرون شدند یا اختلاف کردند، طالبان آنها را یک مثال بد برای دیگران ساختند. هر کس که از زنجیر رهبری طالبان بیرون میشود و افراد برجستهای باشد، مثل سلام ضعیف، مثل ملا متوکل، یا دیگران، به جایی نرسیدند.»
این خبرنگار افغانستانی درباره سیاست طالبان در قبال مخالفان داخلی هم گفت: «از این خاطر سیاستهای طالبان این است که کسی اختلاف کند، برای اختلافکننده یعنی حوصله صفر دارد، یعنی هیچ حوصله ندارد؛ باید آنها از ردیف طالبان، از قطار طالبان بیرون شوند.»
او ادامه داد: «از این خاطر این اختلافات هنوز وجود دارد، لیکن من فکر نمیکنم این اختلافات به حدی برسد که یک انشعاب را به وجود بیاورد.»
مردم افغانستان میان نارضایتی و ترس از بازگشت جنگ
یوسفزی معتقد است بخش مهمی از جامعه افغانستان همچنان امیدوار است اصلاحات در درون ساختار طالبان اتفاق بیفتد، نه اینکه کشور بار دیگر وارد جنگ داخلی شود.
به گفته او، تجربه سالهای گذشته نشان داده که بازگشت جنگ میتواند هزینه بسیار سنگینی برای مردم افغانستان داشته باشد. این خبرنگار افغان ادامه داد: «اگر این امنیت از بین برود، شاید افغانستان یک مرکز دیگر برای جنگهای داخلی تبدیل شود، جنگهایی به نام سمت و قوم و زبان آغاز شود.»
یوسفزی در عین حال تصریح کرد: «مردم از طالبان ناراضی نیستند، در عین حال در حال حاضر بدیلی ملی برای مردم افغانستان وجود ندارد که از آنها حمایت کند.»
اعتراضات بدخشان؛ تهدیدی محدود یا آغاز یک مقاومت بزرگ؟
سمیع یوسفزی درباره اعتراضات اخیر در بدخشان و دیگر مناطق افغانستان هم گفت که اگرچه در داخل افغانستان جبهه بسیار فعال و قدرتمندی علیه طالبان وجود ندارد، اما اعتراضات در هرات و ناامنیها در بدخشان میتواند برای طالبان نگرانکننده باشد.
او گفت: «مردم در داخل افغانستان و همچنین سیاسیون افغانستان و مخالفین مسلح طالبان، اگرچه در حال حاضر در داخل خاک افغانستان جبهه بسیار فعال ضد طالبان وجود ندارد، لیکن تظاهرات در هرات و ناامنی در بدخشان، یک آغاز هستند که برای طالبان نگرانی را ایجاد کرده است.»
به گفته یوسفزی، اعتراضات کنونی تا زمانی که به یک قیام ملی تبدیل نشوند، تهدیدی جدی برای حاکمیت طالبان ایجاد نخواهند کرد.
سمیع یوسفزی افزود: «من فکر میکنم تا وقتی که یک مقاومت ملی سیاسی علیه طالبان بیرون از کشور نباشد و به داخل افغانستان راه پیدا نکند، اینگونه اعتراضات در یک ولایت، یک ولسوالی دورافتاده، یا یک مقاومت مسلح کوچک و خرد، نه یک برخورد بزرگ، یک خار برای طالبان هستند، نگرانی هستند.»
وی در عین حال احتمال تبدیل شدن این اعتراضات پراکنده به یک حرکت بزرگتر را رد نکرد و گفت: «احتمال دارد که این حملات خرد و کوچک یک روز به یک شورش بزرگ در مناطق غیرپشتوننشین علیه طالبان مبدل شود.»
پاکستان؛ از حمایت تا درگیری با طالبان
سمیع یوسفزی در بخش دیگری از این گفتوگو به روابط پرتنش طالبان و پاکستان پرداخت و گفت اسلامآباد در شکلگیری و حمایت از طالبان نقش مؤثری داشته، اما اکنون میان دوطرف اختلافات جدی شکل گرفته است.
او در توضیح این وضعیت گفت: «با پاکستان من فکر میکنم که یک مطالعه نکرده بودند. آنها فکر کرده بودند که طالبان به حمایت پاکستان به کابل رسیدند. فراموش کردند که در ۲۰ سال گذشته پاکستان یکی از حامیان و دوستان بزرگ جنگ جهانی علیه تروریسم بود.»
به گفته یوسفزی، پاکستان در آن دوره سیاست دوگانهای در قبال افغانستان داشت: «پاکستان در آن وقت هم سیاستی داشت که از یک طرف همراه آمریکا ایستاده بود، از طرف دیگر نمیخواست که یک حکومت ملی در افغانستان برقرار شود. از طالبان حمایت میکرد. این سیاست دوگانه و مغرضانهشان، شکست بزرگی برای پاکستان شد.»
او افزود که طالبان نیز این سیاست را درک کردند و گفت: «وقتی در ۲۰۰۱، بعد از حملات سپتامبر، آمریکا و تمام کشورهای غرب و ناتو به طالبان حمله کردند، تنها همسایه افغانستان که مستقیماً از آمریکا حمایت کرد و به آمریکاییها جایگاه و پاسگاه داد، پاکستان بود.»
این خبرنگار افغان معتقد است که پاکستان در پنج دهه گذشته یکی از عوامل مهم ناامنی در افغانستان بوده است. او گفت: «مردم افغانستان درک کردهاند که پاکستان در ۵۰ سال گذشته بزرگترین عامل ناامنی و جنگ و کشتار در افغانستان بوده است؛ چه زمانی که از مجاهدین حمایت میکرد، چه بعد از مجاهدین از طالبان حمایت میکرد، چه بعد از طالبان از آمریکا حمایت میکند.»
او این وضعیت را «یک شکست بزرگ سیاست پاکستان در افغانستان» دانست و گفت: «حالا آنها همراه طالبان درگیر هستند.»
تیتیپی و اختلاف اصلی اسلامآباد با طالبان
یوسفزی در ادامه به فعالیت تحریک طالبان پاکستان، موسوم به تیتیپی، و اختلافات امنیتی میان اسلامآباد و کابل پرداخت.
او گفت: «در حالی که تیتیپی یا طالبان پاکستانی در خاک پاکستان بسیار فعال هستند، مراکزشان هستند، مناطقی را در کنترل دارند، آنجا بار نمیکند.»
وی معتقد است ریشه اصلی خشم پاکستان از طالبان این است که کابل حاضر نیست مطابق خواستههای اسلامآباد رفتار کند.
او گفت: «من فکر میکنم که خشم اصلی پاکستان این است که چرا طالبان از خواستههایشان حمایت نمیکند.»
به باور وی، این مسئله به یک الگوی تاریخی در روابط پاکستان با گروههای افغانستانی بازمیگردد: «هر گروهی که از پاکستان به کابل رسیده، پاکستان فکر میکند که هنوز هم آنها باید به خواستهایشان تن دهند، خواستهایشان را قبول کنند.»
یوسفزی ادامه داد: «وقتی یک گروه مهاجر یا مجاهدین در پاکستان هستند، طبعاً خواستهای پاکستان را بیشتر میپذیرند. وقتی به کابل میرسند، یک حکومت میشوند و پاسخگوی مردم افغانستان هستند.»
او افزود: «لیکن متأسفانه در افغانستان، احساسات مردمی افغانستان ضد پاکستان است. آنها نمیتوانند هم در کابل حکومت داشته باشند، هم در حکومت نظام داشته باشند و همچنان روابط خوبی با پاکستان داشته باشند.»
یوسفزی تأکید کرد: «من فکر میکنم یک شکست بزرگ و یک افسردگی برای پاکستان است که افغانستان را حملات میکند، بمباران میکند و افراد بیگناه را میکشد.»
او در ادامه گفت: «در نتیجه مشکل پاکستان، مشکل داخلی پاکستان است و طالبان نمیتواند آن را حل کند. شاید بعضی از رهبران تیتیپی در افغانستان در جایی باشند، لیکن مشکل داخلی پاکستان بسیار واضحتر است.»
حملات پاکستان به افغانستان؛ مشکل داخلی اسلامآباد را حل نمیکند
یوسفزی با اشاره به فشارهای پاکستان بر طالبان گفت: «بعد طالبان کنترل منطقهای دارد، پاکستان آنها را اعلام میکند که در خاک افغانستان هستند و از طالبان میخواهد که آنها را مهار کند.»
او این سیاست را «ضد افغان» دانست و گفت: «اصلاً این یک سیاست ضد افغان است؛ یعنی روابطشان با طالبان خوب نیست.»
وی در ادامه به سیاست پاکستان در قبال تجارت و مهاجران افغان اشاره کرد و گفت: «تجارت را میبندند و افغانها را بهعنوان مهاجرین بسیار بیرحمانه اخراج میکنند.»
یوسفزی همچنین به مواضع پاکستان در مجامع بینالمللی اشاره کرد و گفت: «همچنان علیه طالبان در مجامع بینالمللی و ارگانهای بینالمللی، یعنی از گروهی که آنها حمایت میکنند، علیه آنها تبلیغات میکند.»
او در نهایت این وضعیت را شکست سیاست پاکستان دانست و گفت: «که این هم یک شکست پاکستان است، افسردگی پاکستان است که آنها نتوانستند یک دوست در افغانستان داشته باشند.»
رابطه طالبان و آمریکا؛ اختلافات محدود در کنار همکاری علیه داعش
در بخش پایانی این گفتوگو، سمیع یوسفزی درباره روابط طالبان و آمریکا گفت که اگرچه واشنگتن همچنان از وضعیت حقوق بشر در افغانستان انتقاد میکند، اما در برخی حوزههای امنیتی ارتباط میان دوطرف وجود دارد.
او گفت: «با آمریکا ظاهراً همیشه شعار حقوق بشر بلند میکنند، لیکن در حال حاضر ما فکر میکنیم طالبان و استخبارات آمریکا روابط دارند، در ارتباط هستند، بهخصوص در مسائل داعش و دیگر مسائل همراه یکدیگر دیدارهایی دارند.»
یوسفزی معتقد است آمریکا از یک سو طالبان را به دلیل ماهیت حکومت و نبود مشروعیت جهانی مورد انتقاد قرار میدهد، اما از سوی دیگر این واقعیت را نیز در نظر میگیرد که طالبان توانستهاند کنترل سرزمینی افغانستان را حفظ کنند.
او گفت: «من فکر میکنم آمریکا به این باور است که اگرچه طالبان یک حکومت بسیار استبدادی یا حکومتی است که رسمیت جهانی را ندارد، باز هم طالبان توانستند قلمرو افغانستان را که در سالهای گذشته هیچوقت زیر یک نظام و یک امنیت نبود، زیر یک نظام و یک امنیت در کنترل داشته باشند.»
وی افزود: «از این خاطر من فکر میکنم نگرانی آمریکا از طالبان زیاد نیست، بهخصوص در جنگ علیه داعش، طالبان بسیار فعال هستند.»
یوسفزی درباره نوع تعامل آمریکا با طالبان گفت: «آمریکا یا هزارهها را نشان میدهد که شما درست است که همراه ما در بعضی مسائل اختلافات دارید، اما شما جنگ را علیه استخبارات، علیه داعش آغاز کردید و ما از شما حمایت میکنیم.»
او در عین حال به وجود برخی اختلافات میان آمریکا و طالبان درباره شهروندان آمریکایی اشاره کرد و گفت: «درست است که در مسائل بعضی گروگانهای آمریکایی، طالبان مشکلات دارد. در کشورهای دیگری هم افراد آمریکایی هستند که یا گروگان گرفته شده یا بازداشت شدهاند.»
وی در نهایت تأکید کرد: «لیکن در مجموع ما فکر میکنیم که در حال حاضر آمریکا از طالبان خطر جدی نمیبیند.»
چرا طالبان برای آمریکا تهدید جهانی محسوب نمیشود؟
سمیع یوسفزی معتقد است آمریکا طالبان را یک تهدید جهانی مشابه گروههای جهادی فراملی نمیداند.
او گفت: «آمریکا فکر میکند نهضت طالبان نمیتواند یک نهضت جهانی شود که برای آمریکاییها دردسری به وجود بیاورد.»
به گفته یوسفزی، فعالیت طالبان عمدتاً محدود به افغانستان است: «هرچیزی که میکنند، در قلمرو داخلی افغانستان میباشد؛ چون رادیولوژی طالبان، طرز تفکر طالبان، یک ویژن یا یک اندیشه جهانی ندارد.»
وی افزود: «چون در ۵ سال گذشته ثابت شده که هیچ کشوری و هیچ گروه اسلامی در جهان، از جهادیها یا از گروههای مذهبی، از طالبان حمایت نمیکند.»
او دلیل این موضوع را سیاستهای داخلی طالبان دانست و گفت: «چون آنها بسیار زنستیز هستند و قوانینشان بسیار پیچیده است. یعنی کارهایی انجام میدهند که در جهان اسلام هم برایشان قابل پذیرش نیست.»
یوسفزی در ادامه گفت: «از این خاطر آمریکا فکر نمیکند که از طالبان خطری احساس کند و وجهش این است که اسلام یا ایدئولوژی که طالبان در افغانستان عملی میکند، نمیتواند در جهان برای مسلمانان یا گروههای جهادی یک مثال باشد یا از آن پیروی شود.»
او افزود: «چون مشکلات زیادی دارد و با مردم افغانستان در جنگ است و همچنان در جامعه جهانی و با همسایهها مشکلات دارد.»
یوسفزی در ادامه تأکید کرد: «از این خاطر گروههای مذهبی و جهادی برای آمریکا خطر احساس میکنند، چون طالبان نمیتوانند الگویی برای مسلمانان جهان شوند که برای آمریکاییها همیشه یک دردسر است.»
او در نهایت گفت: «از این خاطر در حال حاضر ما مشکل جدی بین آمریکا و طالبان نمیبینیم و نه در آینده پیشبینی میکنیم.»
پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، افغانستان همچنان با دو تصویر متفاوت مواجه است؛ از یک سو، جنگ گستردهای که طی دو دهه بخشهای مختلف کشور را درگیر کرده بود فروکش کرده و طالبان توانستهاند کنترل بخش عمده سرزمین افغانستان را حفظ کنند؛ از سوی دیگر، محدودیتهای گسترده علیه زنان، حذف مشارکت سیاسی، تضعیف جامعه مدنی، مشکلات اقتصادی و نبود مشروعیت بینالمللی، چالشهای مهم حکومت طالبان باقی مانده است.
در حوزه منطقهای نیز روابط طالبان با پاکستان، که زمانی یکی از مهمترین حامیان این گروه محسوب میشد، وارد مرحلهای پرتنش شده است. اختلاف بر سر تحریک طالبان پاکستان، حملات مرزی، اخراج مهاجران افغان و محدودیتهای تجاری، روابط کابل و اسلامآباد را به یکی از مهمترین بحرانهای منطقهای افغانستان تبدیل کرده است.
در سطح بینالمللی نیز اگرچه روسیه حاکمیت طالبان را به رسمیت شناخته است، اما بسیاری از کشورها همچنان از شناسایی رسمی حکومت طالبان خودداری میکنند. همزمان، آمریکا با وجود انتقاد از سیاستهای طالبان، بهویژه در حوزه حقوق بشر و زنان، همچنان تحولات امنیتی افغانستان و مبارزه طالبان با داعش را از نزدیک دنبال میکند.
در چنین شرایطی، آینده افغانستان تا حد زیادی به توان طالبان برای مدیریت اختلافات داخلی، پاسخ به مطالبات اجتماعی، کاهش تنش با همسایگان و ایجاد نوعی تعامل پایدار با جامعه جهانی وابسته است؛ در حالی که تداوم اعتراضات محلی، بهویژه در مناطق غیرپشتوننشین، میتواند در صورت پیوند خوردن با یک جریان سیاسی گستردهتر، چالش تازهای برای حاکمیت طالبان ایجاد کند.




