به گزارش ایراف، ایران و افغانستان دو کشوری هستند که اشتراکات آنها تنها به همسایگی جغرافیایی محدود نمیشود. زبان فارسی، پیشینهٔ تاریخی مشترک، میراث ادبی و عرفانی، باورهای دینی و پیوندهای فرهنگی، طی قرنها دو ملت را در یک حوزهٔ تمدنی مشترک قرار داده است. از همین رو، بسیاری از رخدادهای مهم ایران، بازتابی گسترده در افغانستان پیدا میکند و افکار عمومی این کشور با حساسیت تحولات ایران را دنبال میکند. شهادت رهبر شهید نیز از جمله رویدادهایی بود که نه تنها در فضای سیاسی، بلکه در میان اقشار مختلف مردم افغانستان، دانشگاهیان، علما، شاعران، نویسندگان و فعالان فرهنگی واکنشهای گستردهای برانگیخت.
دکتر مهرداد صحرائی در گفتوگو با ایراف، ابعاد مختلف این بازتابها، دلایل محبوبیت رهبر شهید در افغانستان، نگاه تمدنی ایشان به این کشور و میراث فرهنگی این رویکرد برای آیندهٔ روابط دو ملت را تشریح کرد.
از هرات تا کابل؛ افغانستان چگونه به استقبال مراسم تشییع رهبر شهید رفت؟
دکتر صحرائی با اشاره به فضای فرهنگی و اجتماعی افغانستان در آستانهٔ مراسم تشییع رهبر شهید، معتقد است واکنش جامعهٔ افغانستان را باید در سه سطح جغرافیایی، سیاسی و مردمی بررسی کرد.
وی در تشریح نخستین سطح، یعنی جغرافیای سیاسی ـ مذهبی افغانستان، میگوید نوع واکنشها متناسب با بافت جمعیتی و فرهنگی هر ولایت متفاوت بوده است. به گفتهٔ وی، در ولایت هرات که پیوندهای تاریخی و فرهنگی عمیقی با خراسان ایران دارد و جمعیت قابلتوجهی از شیعیان و اهل سنت همسو با محور مقاومت در آن زندگی میکنند، فضای عمومی به شدت تحت تأثیر این حادثه قرار گرفت.
وی توضیح میدهد مردم هرات بدون هیچ فراخوان رسمی، در مسجد جامع این شهر گرد هم آمدند و مراسمهای متعددی برای بزرگداشت رهبر شهید برگزار کردند. همچنین کسبهٔ بازار با نصب تصاویر ایشان، پخش نوحه و برپایی مجالس عزاداری، نوعی همدلی فرهنگی با مردم ایران را به نمایش گذاشتند.
به گفتهٔ صحرائی، در ولایتهای مرکزی افغانستان بهویژه بامیان و غزنی که عمدتاً هزارهنشین و شیعهمذهب هستند، فضای عمومی بیش از هر چیز با اندوه، همبستگی مذهبی و احساس نزدیکی عاطفی همراه بود. جوانان این مناطق با انتشار گستردهٔ مطالب و هشتگهای مرتبط در شبکههای اجتماعی بهویژه فیسبوک و تیکتاک، موجی از همدردی را شکل دادند و در دانشگاههای بامیان و غزنی نیز مراسمهای یادبود با حضور استادان و دانشجویان برگزار شد.
وی دربارهٔ مناطق جنوبی و پشتوننشین افغانستان نیز میگوید اگرچه واکنشها به گستردگی مناطق غربی و مرکزی نبود، اما علما و بخشهایی از مردم با صدور پیام و حضور در مراسمهای مذهبی، همدردی خود را ابراز کردند.
این کارشناس حوزهٔ افغانستان، سطح دوم واکنشها را مربوط به جریانهای سیاسی و فرهنگی میداند و میگوید احزاب و گروههای شیعی افغانستان با صدور بیانیههای متعدد، شهادت رهبر شهید را ادامهٔ مسیر مقاومت توصیف کردند، اما حکومت طالبان اگرچه پیام تسلیت صادر کرد، به دلیل ملاحظات سیاسی، واکنشی محتاطانهتر و کمرنگتر داشت؛ موضوعی که به اعتقاد وی، بیانگر تفاوت میان احساسات عمومی مردم و رویکرد رسمی حاکمیت افغانستان است.
وی مهمترین بخش واکنشها را حضور خودجوش مردم میداند و تأکید میکند حضور زنان، مردان، نوجوانان و حتی کودکانی که تصاویر رهبر شهید را در دست داشتند، نشان داد جایگاه ایشان در میان مردم افغانستان فراتر از تحلیلهای رایج سیاسی بوده است.
سه دلیل اصلی محبوبیت رهبر شهید در افغانستان
دکتر صحرائی معتقد است محبوبیت رهبر شهید در افغانستان، حاصل چند دهه رفتار، مواضع و تعامل صادقانه با مردم این کشور بوده و به هیچ عنوان پدیدهای مقطعی یا احساسی نیست.
وی نخستین عامل را حمایت مستمر از مردم افغانستان، بهویژه مهاجران افغان در ایران عنوان میکند و میگوید رهبر شهید همواره بر تکریم مردم افغانستان، حمایت از مهاجران و دفاع از حقوق آنان تأکید داشتند. همچنین در مواضع مختلف، نقش قدرتهای خارجی بهویژه آمریکا را در شکلگیری بحرانهای افغانستان مورد انتقاد قرار داده و این کشور را قربانی سیاستهای استعماری معرفی میکردند.
از سوی دیگر، ایشان همواره مقاومت تاریخی مردم افغانستان در برابر اشغالگران، از انگلیس گرفته تا شوروی و آمریکا را مورد ستایش قرار میدادند.
وی دومین عامل را مواضع صریح ضداستکباری رهبر شهید میداند و میگوید حمایت آشکار ایشان از مردم فلسطین، ایستادگی در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی و پاسخ ایران به تجاوزات اخیر، در میان مردم افغانستان بازتاب بسیار گستردهای داشت.
صحرائی معتقد است جامعهٔ افغانستان که بیش از چهار دهه جنگ، اشغال و ناامنی را تجربه کرده، دفاع از فلسطین و مقاومت در برابر قدرتهای خارجی را بخشی از هویت تاریخی خود میداند و به همین دلیل، مواضع رهبر شهید دربارهٔ غزه و لبنان نه تنها در میان شیعیان بلکه در میان بسیاری از علمای اهل سنت نیز با استقبال روبهرو شد.
وی با اشاره به یک نمونهٔ عینی میگوید پس از عملیات «طوفانالاقصی»، شماری از علمای اهل سنت در هرات و کابل در خطبههای نماز جمعه از سخنان رهبر شهید نقل قول کردند؛ موضوعی که نشاندهندهٔ نفوذ معنوی ایشان فراتر از مرزبندیهای مذهبی بود.
به گفتهٔ این استاد دانشگاه، سومین عامل محبوبیت رهبر شهید، سادهزیستی و پرهیز از تشریفات بود؛ ویژگیای که در فرهنگ افغانستان جایگاه ویژهای دارد و موجب شده بود حتی بخشی از روشنفکران و منتقدان نیز نسبت به شخصیت ایشان نگاه احترامآمیزی داشته باشند.
نگاه تمدنی به افغانستان؛ از «خراسان تاریخی» تا وحدت اقوام
دکتر صحرائی مهمترین ویژگی نگاه رهبر شهید به افغانستان را رویکرد تمدنی ایشان میداند.
وی میگوید رهبر شهید همواره از مفهوم «خراسان تاریخی» سخن میگفتند و افغانستان را بخشی از یک حوزهٔ تمدنی مشترک میدانستند؛ نگاهی که فراتر از مرزهای سیاسی امروز قرار داشت.
به گفتهٔ وی، تأکید بر میراث مشترک زبان فارسی، احترام به ادبیات و فرهنگ مشترک و معرفی شخصیتهایی همچون مولانا، جامی، سنایی، فردوسی و دیگر بزرگان به عنوان سرمایهٔ مشترک دو ملت، بخش مهمی از این رویکرد بود.
وی همچنین معتقد است رهبر شهید همواره بر وحدت اقوام و مذاهب افغانستان تأکید داشتند و این کشور را نه مجموعهای از قومیتهای پراکنده، بلکه سرزمینی با هویت تمدنی واحد میدانستند؛ نگاهی که تفاوت آشکاری با رویکردهای قومگرایانهٔ رایج در منطقه داشت.
فراتر از سیاست؛ نقش رهبر شهید در تقویت پیوندهای فرهنگی ایران و افغانستان
دکتر صحرائی معتقد است یکی از مهمترین جلوههای نگاه رهبر شهید، توجه ویژه به توسعهٔ همکاریهای فرهنگی، علمی و آموزشی میان دو کشور بود.
وی با اشاره به گسترش آموزش زبان فارسی، توسعهٔ فعالیتهای بنیاد سعدی، برگزاری جشنوارههای مشترک شعر و ادب، حمایت از برنامههای فرهنگی، هنری و رسانهای و همچنین افزایش همکاریهای دانشگاهی، این اقدامات را زمینهساز نزدیکی هرچه بیشتر نخبگان ایران و افغانستان میداند.
به گفتهٔ وی، افزایش تعداد دانشجویان افغان در دانشگاههای ایران، اعطای بورسیههای تحصیلی، برگزاری همایشهای مشترک علمی و توسعهٔ ارتباط میان استادان و پژوهشگران دو کشور، بخش مهمی از سرمایهگذاری فرهنگی بلندمدت میان تهران و کابل بوده است.
بازتاب شهادت در میان نخبگان افغانستان؛ از سوگواری تا تحلیلهای سیاسی
این پژوهشگر حوزهٔ افغانستان دربارهٔ واکنش نخبگان این کشور میگوید واکنشها یکدست نبود، اما اکثریت دانشگاهیان، اندیشمندان، شاعران، نویسندگان و فعالان فرهنگی با احترام از شخصیت علمی، فرهنگی و فکری رهبر شهید یاد کردند.
به گفتهٔ وی، بخشی از جامعهٔ مذهبی افغانستان با برگزاری مراسمهای بزرگ سوگواری به این حادثه واکنش نشان داد و در مقابل، بسیاری از دانشگاهیان این رخداد را ضایعهای برای جهان اسلام و منطقه توصیف کردند. شاعران و هنرمندان نیز با سرودن شعر، نگارش یادداشت و تولید آثار هنری، این واقعه را بازتاب دادند.
صحرائی البته تأکید میکند برخی جریانهای سیاسی و فکری نیز نگاه متفاوتی به این رویداد داشتند و آن را بیشتر در چارچوب تحولات ژئوپلیتیکی منطقه تحلیل کردند.
میراثی که باقی خواهد ماند؛ گفتمان همسایگی فرهنگی
دکتر صحرائی در پایان گفتوگو، مهمترین میراث رهبر شهید را شکلگیری و تقویت «گفتمان همسایگی فرهنگی» میان ایران و افغانستان میداند.
وی معتقد است این نگاه توانست روابط دو کشور را بر پایهٔ اشتراکات تاریخی، زبانی، دینی و فرهنگی تعریف کند و زمینهٔ تعامل بیشتر دانشگاهیان، پژوهشگران، هنرمندان و فعالان فرهنگی را فراهم آورد.
او در پایان، رهبر شهید را برای مردم افغانستان «پیر طریقت مقاومت» توصیف میکند و میگوید: ایشان برای مردم افغانستان تنها رهبر یک کشور همسایه نبود، بلکه خویشاوندی فرهنگی و تمدنی به شمار میرفت که ریشه در تاریخ، ادبیات، عرفان و هویت مشترک دو ملت داشت و نگاهش به افغانستان، نگاهی انسانی، تمدنی و فراتر از مناسبات سیاسی بود.
ایران و افغانستان از دیرباز در قالب یک حوزهٔ تمدنی مشترک، پیوندهای عمیق تاریخی، زبانی و فرهنگی داشتهاند. زبان فارسی، میراث مشترک ادبی، حضور شخصیتهایی چون فردوسی، مولانا، جامی، سنایی، ناصرخسرو و بیدل و همچنین اشتراکات مذهبی و اجتماعی، همواره زمینهساز نزدیکی دو ملت بوده است. در دهههای اخیر نیز توسعهٔ همکاریهای علمی، دانشگاهی، فرهنگی و هنری، گسترش آموزش زبان فارسی، برگزاری جشنوارههای مشترک و افزایش تعامل میان نخبگان دو کشور، به یکی از مهمترین محورهای روابط تهران و کابل تبدیل شده است؛ ظرفیتی که بسیاری از کارشناسان آن را مهمترین سرمایه برای آیندهٔ روابط ایران و افغانستان میدانند.




