به گزارش ایراف، یافتههای مستند کمیساریای عالی سازمان ملل در امور پناهندگان حکایت از آن دارد که در بازه زمانی سال گذشته، حدود ۲.۹ میلیون اتباع افغانستانی از کشورهای همسایه به کشور خود بازگشته یا بازگردانده شدهاند.
بر اساس این گزارش، بخش عمدهای از این جابهجاییهای بزرگ شامل افرادی است که برای دههها در خارج از افغانستان اقامت داشته یا حتی در کشورهای میزبان متولد شده بودند. بازگشت ناگهانی، رها شدن داراییها در کشور مبدأ، تفکیک خانوادهها و چالشهای معیشتی در بدو ورود، از جمله بحرانهای حمایتی است که پناهجویان در مناطق مرزی افغانستان با آن دست به گریبان هستند.
دکترین اخراج اجباری در اسلامآباد؛ قربانی شدن پناهجویان در گسل کابل-پاکستان
بررسی آمارهای سازمان ملل نشان میدهد که دولت پاکستان از اسفندماه سال گذشته، با ازسرگیری فازهای جدید «طرح بازگرداندن اتباع غیرقانونی (IFRP)»، ابتدا دارندگان کارت شهروندی افغانستان (ACC) و سپس دارندگان کارتهای ثبتنام پناهندگی (PoR) را تحت فشار شدید برای خروج قرار داد. آمارهای رسمی نشان میدهند که تنها از بهار سال جاری تاکنون، نزدیک به یک میلیون افغانستانی از پاکستان اخراج شدهاند. ناظران بینالمللی تأکید میکنند که اجرای این طرح در پاکستان منجر به وخامت شدید وضعیت روانی پناهجویان، افزایش نرخ کار کودکان و محرومیت گسترده از خدمات اولیه بهداشتی و آموزشی شده است.
این دکترین انقباضی اسلامآباد مستقیماً با تنشهای سیاسی و درگیریهای هوایی و مرزی میان ارتش پاکستان و حکومت طالبان در امتداد خط دیورند مرتبط است. اسلامآباد بارها پس از شکست مذاکرات امنیتی یا انسداد مرزهای تجاری، شتاب فرآیند اخراج مهاجران را به عنوان اهرم فشاری علیه کابل به کار گرفته است؛ سیاستی که ثبات رفاهی مناطق مرزی شرق افغانستان را به شدت مختل کرده است.
بازآرایی مرزی ایران و واقعیتهای بازگشت داوطلبانه و قانونی
در سمت غرب، جمهوری اسلامی ایران که برای بیش از چهار دهه بزرگترین بار میزبانی از پناهجویان افغانستانی را به دوش کشیده است، از اواسط سال گذشته میلادی و در پی ضرورتهای ناشی از بازآرایی امنیتی مرزها و مدیریت نفوذ اتباع غیرمجاز، نظارتهای دیپلماتیک و انتظامی خود را افزایش داد. در پی تنشهای ژئوپلیتیک منطقه و تحرکات ایذایی بیرونی، روند بازگشتهای روزانه از مرزهای شرقی ایران در مقاطعی از تابستان گذشته شتاب بیشتری گرفت که نشاندهنده ترجیح بخشی از جامعه مهاجران برای بازگشت به وطن در شرایط تغییر موازنه منطقهای و همچنین قاطعیت تهران در ساماندهی مرزها بود.
جمهوری اسلامی ایران بر خلاف رویکردهای حمایتی گزینشی غرب، همواره بستر بهرهمندی پناهجویان از خدمات آموزشی و بهداشتی را فراهم ساخته است، اما اشباع ظرفیتهای زیستی و عدم ایفای تعهدات مالی از سوی نهادهای بینالمللی، باز تنظیم سیاستهای اقامتی را به یک ضرورت ملی برای تهران تبدیل کرد.
چالش حاکمیتی کابل؛ ناتوانی حکومت طالبان در ادغام مجدد اجتماعی
مجموع دادههای کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل اثبات میکند که گسیل همزمان میلیونها پناهجو از مرزهای شرق و غرب، دستگاه حاکمه طالبان در کابل را با یک بحران تمامعیار حاکمیتی مواجه کرده است. پایتخت و شهرهای بزرگ افغانستان در حال حاضر با ابربحرانهایی نظیر فقر مفرط، نبود سرپناه استاندارد، نرخ بیکاری فزاینده و نابودی سفرههای آب زیرزمینی دست و پنجه نرم میکنند.
تا زمانی که وزارت مهاجرین و عودتکنندگان طالبان نتواند با اتکا به یک دکترین اقتصادی پویا و تعامل شفاف با نهادهای امدادرسان بینالمللی، بستر پایدار اشتغال و اسکان را برای این سیل جمعیت فراهم کند، موج بازگشتها نه تنها پتانسیل توسعهای نخواهد داشت، بلکه به عنوان یک انبار باروت اجتماعی، ثبات داخلی افغانستان را تهدید کرده و زمینهساز بازگشت دوباره و قاچاق رو به رشد این نیروها به سمت مرزها خواهد شد.









