به گزارش ایراف، دکتر کریم پاکزاد، پژوهشگر بنیاد مطالعات استراتژیک فرانسه اظهار کرد: «علیرغم برتری عظیم نظامی آمریکا و اسرائیل، پیروزی سیاسی و استراتژیک از آن ایران است.»
وی افزود که نتیجه چنین روندی میتواند بازگشت ایران به جایگاهی باشد که در دهه ۱۹۷۰ میلادی در منطقه داشت و ایران را بار دیگر به یک قدرت بزرگ منطقهای تبدیل کند.
پاکزاد اظهار داشت که این تغییر سیاست در جمهوری اسلامی، در ظاهر یک نوع شکست به شمار میرود، اما تأکید کرد که این تفاهمنامه پس از یک جنگ ویرانگر میان ایران از یک سو و آمریکا و اسرائیل از سوی دیگر به دست آمده است.
این پژوهشگر افزود که در بعد نظامی، ایران بر توسعه و گسترش سامانههای متنوع موشکهای دوربرد تکیه داشت و از سوی دیگر از تنگه هرمز به عنوان یک ابزار فشار راهبردی استفاده کرد.
وی گفت برخی تنگه هرمز را «بمب اتمی ایران» توصیف کردهاند و افزود که این ابزار در مدت کوتاهی اقتصاد جهانی، بهویژه اقتصاد کشورهای صنعتی، را با بحران مواجه ساخت.
پاکزاد همچنین حمله به پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را از دیگر برگهای برنده ایران دانست و اظهار داشت که این حملات «ناتوانی آمریکا را در دفاع از این کشورها آشکار ساخت.»
وی افزود که نتایج این سیاست بهزودی نمایان خواهد شد و ممکن است کشورهای منطقه در وابستگی خود به آمریکا تجدیدنظر کنند. به گفته او، «قطر، عمان و عربستان سعودی از همین حالا در جریان جنگ دنبالهرو آمریکا نبودند.»
پاکزاد در ادامه آمریکا و اسرائیل را بازندگان اصلی این جنگ توصیف کرد و گفت واشنگتن پیشتر نیز در افغانستان و عراق، با وجود برخورداری از قدرت نظامی گسترده، نتوانسته بود به اهداف راهبردی خود دست یابد.
وی افزود که آمریکا به این درس تاریخی توجه نکرد که «در یک جنگ از نگاه استراتیژیک نمیتوان صرفاً با تکیه به قدرت نظامی پیروز شد.»
این پژوهشگر اظهار داشت که عدم دستیابی سریع آمریکا به هدف «تغییر رژیم ایران»، مخالفت افکار عمومی آمریکا با جنگ، نزدیک شدن انتخابات میاندورهای کنگره، خطر از دست رفتن اکثریت جمهوریخواهان و همچنین پیامدهای اقتصادی جنگ، از عوامل مؤثر در تغییر رویکرد واشنگتن بوده است.
وی افزود که افزایش قیمت بنزین و تشدید تورم نیز دونالد ترامپ را وادار کرد «تقریباً به تمام خواستههای ایران تن بدهد.»
پاکزاد گفت: «اگر آمریکا آنچه را که در میدان جنگ نبرد، در مذاکرات صلح هم به دست نیاورد، ایران آنچه را در میدان جنگ نبرد، در مذاکرات صلح به دست آورد.» وی افزود: «حتی فکر میکنم تمام خواستههای خود را.»
این پژوهشگر در بخش دیگری از یادداشت خود اظهار داشت که مهمترین دستاورد جمهوری اسلامی در جای دیگری نهفته است. وی گفت: «تفاهمنامه آمریکا و ایران ضربه بزرگ به اسرائیل، تجرید آن در سطح بینالمللی و خودکشی سیاسی نتانیاهو است.»
پاکزاد با اشاره به واکنشهای داخلی در اسرائیل افزود که رهبر اپوزیسیون در پارلمان این کشور گفته است: «مخالفت با تفاهمنامه آمریکا و ایران برای اسرائیل مخالفت با بزرگترین متحد اوست و این برای اسرائیل دردناک است. مخالفت نکردن یعنی پذیرفتن پیروزی ایران و این هم دردناک است.»
وی همچنین گفت از آغاز جنگ توافق کاملی میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو درباره اهداف نهایی جنگ وجود نداشت.
به گفته او، ترامپ به دنبال آن بود که از طریق بمبارانهای گسترده، جمهوری اسلامی را تضعیف کرده و زمینه شکلگیری حکومتی را فراهم کند که با آمریکا کنار بیاید؛ مدلی که وی آن را مشابه ونزوئلا توصیف کرد.
پاکزاد افزود که در مقابل، نتانیاهو به دنبال سرنگونی جمهوری اسلامی، به قدرت رسیدن رضا پهلوی و تبدیل ایران به کشوری وابسته مشابه امارات متحده عربی بود.
وی اظهار داشت که مقایسه مفاد تفاهمنامه با برنامهها و اهداف مورد نظر نتانیاهو نشان میدهد که این توافق میتواند «پسلرزههای بزرگی در منطقه» به همراه داشته باشد.
وی همچنین به ادعاهای مطرحشده درباره برنامه هستهای ایران اشاره کرد و گفت ترامپ تلاش میکند به افکار عمومی آمریکا بقبولاند که ایران در این تفاهمنامه متعهد شده است «هیچ وقت به سلاح اتمی دسترسی نخواهد داشت» و حمله نظامی آمریکا نیز با همین هدف انجام شده است.
پاکزاد این استدلال را رد کرد و افزود: «چه مشکلی برای ایران وجود داشت که تعهد کند که برنامه اتمی او برای دستیابی به سلاح اتمی نخواهد بود؟»
وی ادامه داد: «مگر صدها بار آن را تکرار نکرده بود؟ مگر رهبر قبلی جمهوری اسلامی فتوا نداده بود که داشتن سلاح اتمی را حرام میداند؟»









