به گزارش ایراف، تناقض زمانی آشکارتر میشود که بدانیم در برخی موارد هزینه یک شب مراسم عروسی با درآمد چند سال یک خانواده برابری میکند. خانوادههایی که توان مالی محدودی دارند، برای حفظ آبرو یا رقابت با دیگران ناچار میشوند قرض بگیرند، داراییهای خود را بفروشند یا سالها زیر بار بدهی بمانند تا مراسمی برگزار کنند که تنها چند ساعت به طول میانجامد.
یکی از نمودهای این فرهنگ نادرست، دریافت مبالغ سنگین تحت عنوان «گله» یا شیربها است. در حالی که ازدواج در آموزههای اسلامی امری آسان و مورد تشویق معرفی شده، در عمل گاهی به معاملهای پرهزینه تبدیل میشود که فشار اصلی آن بر دوش جوانان قرار میگیرد.
بسیاری از پسران برای تأمین هزینه شیربها، مهریههای سنگین، طلا، لباس، مهمانیهای متعدد و سایر مخارج ازدواج، سالها کار سخت میکنند و بخش بزرگی از عمر و توان خود را صرف جمعآوری پول برای یک مراسم میکنند.
این فرهنگ تنها به داخل افغانستان محدود نیست. در میان جوامع مهاجر افغانستانی نیز عروسیهای پرزرقوبرق و هزینههای سنگین همچنان ادامه دارد.
گاه خانوادههایی که در کشورهای مهاجرپذیر با مشکلات اقتصادی مواجهاند، برای برگزاری مراسمی باشکوه دهها هزار دلار هزینه میکنند؛ هزینهای که میتوانست صرف خرید خانه، سرمایهگذاری برای آینده زوج جوان یا کمک به آموزش فرزندان شود.
پرسش اساسی این است که چه کسی از این وضعیت سود میبرد؟ زوج جوانی که زندگی مشترک خود را با بدهی آغاز میکنند؟ خانوادهای که برای حفظ ظاهر زیر بار فشار اقتصادی میرود؟ یا جامعهای که هر روز شاهد افزایش سن ازدواج و کاهش فرصت تشکیل خانواده است؟
سیدرضا محمدی، شاعر و پژوهشگر در این باره نوشت: رواج هزینههای سنگین و تجملاتی در مراسم عروسی، نامزدی، مهمانیها و حتی مراسم عزا در جامعه افغانستان، از کژرفتاریهای فرهنگی رو به گسترش است.
وی افزود: در شرایطی که فقر گسترده و مشکلات معیشتی در کشور وجود دارد، برگزاری مراسمهای پرزرقوبرق در تالارهای مجلل قابل توجیه نیست و این سطح از هزینهکرد نوعی تضاد اجتماعی محسوب میشود.
محمدی با اشاره به فقر گسترده و بیکاری در افغانستان خاطرنشان کرد: بخش قابل توجهی از این هزینهها میتواند به جای مصرف نمایشی، در مسیرهایی مانند ایجاد فرصتهای شغلی کوچک، حمایت از خانوادههای نیازمند، اعطای بورسیههای تحصیلی و یا ساخت زیرساختهای عمومی همچون مکاتب، کلینیکها و پلها به کار گرفته شود.
نگاهی به تعالیم اسلامی نشان میدهد که سادگی در ازدواج همواره مورد تأکید بوده است. پیامبر اسلام(ص) بهترین ازدواج را آسانترین آن دانسته و زندگی اهلبیت(ع) نیز نمونهای روشن از پرهیز از تشریفات و هزینههای غیرضروری است.
از سوی دیگر، فرهنگ اصیل افغانستانی نیز بر همکاری، همدلی و سادهزیستی استوار بوده و تجملگرایی افراطی پدیدهای وارداتی و نوظهور به شمار میرود.
ادامه این روند میتواند پیامدهای اجتماعی گستردهای داشته باشد؛ از افزایش تأخیر در ازدواج و رشد مشکلات روانی جوانان گرفته تا تشدید شکافهای طبقاتی و گسترش فرهنگ مصرفگرایی. بسیاری از جوانان نه به دلیل ناتوانی در پذیرش مسئولیت زندگی مشترک، بلکه صرفاً به علت هزینههای سنگین و توقعات غیرواقعبینانه از ازدواج محروم میشوند.
اصلاح این وضعیت نیازمند یک بازنگری جدی فرهنگی است. علما، نخبگان، رسانهها و خانوادهها باید بهجای تشویق رقابت در تجملات، فرهنگ ازدواج آسان و مسئولانه را ترویج کنند. ارزش یک زندگی مشترک نه به تعداد مهمانان، بزرگی تالار یا مبلغ شیربها، بلکه به محبت، تفاهم و مسئولیتپذیری زوجین وابسته است.
جامعهای که با فقر، بیکاری و مشکلات معیشتی روبهرو است، بیش از هر زمان دیگر به بازگشت به عقلانیت اقتصادی و ارزشهای اصیل دینی و فرهنگی نیاز دارد. تا زمانی که نمایش ظواهر بر واقعیتهای زندگی غلبه داشته باشد، عروسیهای مجلل نه نماد پیشرفت، بلکه نشانهای از یک بحران فرهنگی خواهند بود.









