دکتر مریم خالقینژاد، نویسنده و استاد دانشگاه در یادداشتی اختصاصی برای ایراف مینویسد: حکومت طالبان در افغانستان در جریان جنگ تحمیلی سوم، سیاست بیطرفی فعال را در پیش گرفت که ناشی از پیچیدگیهای ژئوپلیتیکی، عوامل اقتصادی و امنیتی است. این رویکرد متوازن و محتاطانه، در واکنش به فشارهای داخلی و منطقهای، تلاش داشته است ضمن حفظ ثبات و امنیت ملی، از تشدید تنشها و درگیری مستقیم در جنگ منطقهای جلوگیری نماید. وابستگی شدید اقتصادی به ایران، به ویژه در زمینه مراودات تجاری و معیشتی، نگرانیهای زیادی درباره پیامدهای منفی احتمالی جنگ بر اقتصاد و جامعه افغانستان به وجود آورده است. همچنین، درگیریهای پیشین با پاکستان و نابرابری نظامی و اقتصادی میان دو کشور، عامل مهمی در اتخاذ این سیاست محتاطانه بوده است. ورود گسترده مهاجران افغان از ایران به داخل کشور نیز فشارهای اجتماعی و اقتصادی را افزایش داده و این موضوع بر تصمیمگیریهای دولت طالبان در عرصه سیاست خارجی تأثیرگذار بوده است. در نهایت، سیاست بیطرفی فعال افغانستان، بازتابی از تلاش برای مدیریت پیامدهای منطقهای جنگ و حفظ ثبات داخلی است که با رویکردی متعادل، ضمن اجتناب از تقابل آشکار با هر یک از طرفین، به دنبال حفظ منافع ملی و امنیت مردم خود بوده است.
تبیین مسئله
جنگ تحمیلی سوم در خاورمیانه و درگیری مستقیم میان ایران و آمریکا و رژيم صهیونیستی، چالشی پیچیده و چندبعدی را برای افغانستان به عنوان کشوری با موقعیت ژئوپلیتیکی حساس رقم زده است. حکومت طالبان در افغانستان در این شرایط بحرانزا به اتخاذ سیاستی متوازن و محتاطانه اقدام نموده است.
مسئله اصلی این است که به چه دلایلی افغانستان تحت حاکمیت طالبان به اتخاذ و حفظ سیاست بیطرفی فعال، ضمن اجتناب از ورود به منازعات منطقهای و جلوگیری از درگیری مستقیم پرداخته است. این مسئله اهمیت راهبردی دارد؛ زیرا افغانستان در تقاطع رقابتها و تنشهای منطقهای قرار گرفته و هرگونه موضعگیری آشکار میتواند پیامدهای امنیتی، اقتصادی و اجتماعی گستردهای برای کشور به همراه داشته باشد. در این راستا، بررسی علل اتخاذ سیاست بیطرفی فعال، ابعاد مختلف این رویکرد و پیامدهای آن برای ثبات افغانستان و منطقه، نیازمند تحلیل دقیق و همهجانبه است تا بتوان فهم روشنی از چگونگی مدیریت بحران توسط دولت طالبان که هنوز دچار شکنندگی داخلی و خارجی است ارائه داد. پرداختن به علل اتخاذ سیاست بیطرفی فعال و تحلیل ابعاد مختلف آن، به درک بهتر رویکرد حکومت طالبان در سیاست خارجی و پیامدهای آن برای ثبات و امنیت منطقه کمک میکند.
تحلیل موضوع: علل و چرایی
حکومت طالبان در افغانستان در مواجهه با جنگ تحمیلی سوم، سیاست بیطرفی فعال را در سطح رسمی و عملیاتی اتخاذ کرده است که البته یک نوع موضعگیری رسمی و بیطرفانه بوده است و نوع دیگر در حمایت جامعه مدنی و افکار عمومی افغانستان از ایران روایت دارد که در ادامه به این مهم و علل موثر در اتخاذ سیاست بیطرفانه و محتاطانه دولت طالبان پرداخته شده است.
الف) واکنشهای متفاوت دولت و مردم
● واکنشهای رسمی افغانستان: بیطرفی فعال
حکومت طالبان در مواضع رسمی خود ضمن پرهیز از حمایت آشکار از ایران یا آمریکا، همواره بر ضرورت حفظ ثبات منطقهای، احترام به حاکمیت کشورها و حل و فصل اختلافات از طریق دیپلماسی تأکید کرده است. در بیانیهها و سخنرانیهای رسمی، جنگ به عنوان عامل بیثباتی منطقه معرفی شده و از تمام طرفها خواسته شده است که از تشدید تنشها خودداری کنند. این رویکرد محتاطانه در مناسبتهای ملی و مذهبی نیز مشاهده میشود، برای مثال، طالبان محدودیتهایی برای اعلام حمایت رسمی از ایران در مناسبتهای مذهبی اعمال کرده و در سخنرانیهای رسمی رئیس حکومت طالبان، در عید فطر به طور عمده از ذکر نام ایران و آمریکا خودداری کرده است که همه نشان و دالی بر این بی طرفی فعال است.
● واکنشهای غیررسمی و مردمی
در مقابل در نزد افکار عمومی و یا جامعه مدنی، در بین ملت افغانستان بسیاری از چهرههای سیاسی و نخبگان افغانستان، از جمله حامد کرزی و دکتر عبدالله، مواضع حمایتی از ایران اتخاذ کردند. همچنین رسانههای مستقل و شبکههای اجتماعی افغانستان نیز به صورت گسترده از ایران در برابر تهاجم آمریکا حمایت کردند، همچنین میتوان به مراسمی در بزرگداشت و گرامیداشت رهبر شهید از سوی مردم و شرکت در این مراسم اشاره کرد. این تفاوت بین مواضع رسمی و غیررسمی نشاندهنده واقعیت پیچیده و چندلایه جامعه افغانستان است که تحت تأثیر احساسات مردمی، تاریخ مشترک فرهنگی و سیاسی و نگرانیهای امنیتی متضاد قرار دارد. این مواضع مردمی و نخبگانی فشارهایی را بر حکومت طالبان وارد میکند تا در سیاست خارجی خود محتاطانه عمل کند و تعادل ظریفی را حفظ نماید.
ب) علل اتخاذ سیاست بیطرفی فعال
● سابقه تاریخی سیاست بیطرفی فعال
افغانستان پس از اعلام استقلال رسمی در سال ۱۹۱۹ به رهبری امانالله خان، سیاستی مستقل و فعال در عرصه دیپلماسی را دنبال کرد که با سفرهای متعدد او به کشورهای مختلف، اوج شکوفایی سیاست خارجی این کشور محسوب میشود. امانالله خان یکی از شاهان مشروطهخواه و آزادیطلب افغانستان بود. او از آغاز سلطنتش موضوع استقلال افغانستان را در صدر برنامههای کاریاش قرار داده بود. او زمانی که در سوم مارچ ۱۹۱۹ تاج پادشاهی بر سر نهاد، چنین گفت: «به آن شرط این تاج و تخت را میپذیرم که شما با اندیشهها و افکار من همکاری کنید. حکومت افغانستان باید از نگاه داخلی و خارجی کاملا مستقل و آزاد باشد.» سرانجام او در ۱۸ آگست ۱۹۱۹ میلادی استقلال رسمی افغانستان را اعلام کرد و مردم افغانستان همهساله روز استقلال افغانستان را در ۲۸ مرداد جشن میگیرند، اما با وقوع جنگ جهانی دوم، تشکیل پاکستان و تنشهای جنگ سرد میان شوروی و آمریکا، افغانستان به سمت سیاست بیطرفی محافظهکارانه و واکنشی گرایش یافت تا ضمن حفظ استقلال، از درگیری در منازعات بزرگ بینالمللی پرهیز کند. این سیاست در طول دههها با چالشهای داخلی، اشغال شوروی و درگیریهای نیابتی منطقهای همراه بود که استقلال و ثبات کشور را تحت تأثیر قرار داد.
پس از سقوط طالبان در دوره اول، سیاست خارجی افغانستان با رویکردی فعال و تلاش برای ایجاد روابط گسترده با کشورهای جهان، به ویژه در دوره حامد کرزی و سپس اشرف غنی، شکل جدیدی یافت. با وجود چالشهای امنیتی و تنشهای تاریخی با پاکستان، افغانستان در مسیر توسعه روابط منطقهای و جهانی گام برداشت و تلاش کرد تا با مدیریت دقیق روابط دیپلماتیک، امنیت و رفاه داخلی را تأمین کند.
به طور کلی، سیاست خارجی افغانستان امروز بر پایه اجماع سیاسی داخلی و حفظ ثبات منطقهای استوار است که میتواند نقش مهمی در ثبات و توسعه منطقه ایفا کند و در اکثریت مواقع بر حسب منافع ملی به موضعگیری پرداخته است.
● شکنندگی ساختار سیاسی و امنیتی داخلی افغانستان
حکومت طالبان هنوز در مرحله تثبیت ساختارهای خود است و با چالشهای اقتصادی، اجتماعی و امنیتی جدی مواجه است. این ساختار شکننده به گونهای است که کوچکترین تنش یا درگیری نظامی جدید، میتواند منجر به فروپاشی بیشتر و بیثباتی گسترده شود. در چنین شرایطی، درگیری مستقیم در جنگ منطقهای برای افغانستان بسیار پرخطر است و حفظ آرامش داخلی در اولویت سیاستگذاران قرار دارد.
● درگیریهای تاریخی و نابرابری نظامی و اقتصادی با پاکستان
افغانستان مدتهاست که با پاکستان درگیر منازعات و تنشهای مرزی و سیاسی است. پاکستان از نظر قدرت نظامی و اقتصادی برتر بوده و این درگیریها عمدتا نابرابر بودهاند. جنگ نابرابر با پاکستان موجب شده تا افغانستان از وارد شدن به هرگونه درگیری جدید در منطقه که ممکن است منابع اندک خود را بیشتر تحلیل ببرد، اجتناب کند. بهویژه باید نظر داشت که پاکستان یکی از بازیگران کلیدی در تحولات منطقه و حتی در جنگ تحمیلی سوم است و افغانستان نمیتواند خود را درگیر این رقابتها کند.
● اثرات اجتماعی و اقتصادی مهاجرت معکوس افغانها از ایران
افزایش مهاجرت معکوس افغانها از ایران به افغانستان، به دلیل شرایط سخت اقتصادی و اجتماعی ناشی از جنگ و تحریمها، فشار زیادی بر نظام اقتصادی و خدماتی افغانستان وارد کرده است. این بازگشت جمعیت به معنی افزایش نیاز به خدمات اجتماعی، اشتغال و حمایتهای انسانی است که دولت شکننده طالبان را با چالشهای جدی مواجه کرده است. ورود ناگهانی این جمعیت به افغانستان همراه با اخراجهای مشابه از پاکستان بدون شک پیامدهای جدی امنیتی و اقتصادی به دنبال خواهد داشت. کارشناسان هشدار میدهند که در نبود حمایت و زیرساخت، گروههای تروریستی مانند داعش خراسان (ISKP) و القاعده ممکن است از این مهاجران سوءاستفاده کنند. این امر عامل مهم دیگری محسوب می¬شود که باعث گردد دولت طالبان بیشتر متمرکز بر مدیریت بحرانهای داخلی باشد و از ورود به بحرانهای خارجی پرهیز کند.
● نگرانیهای امنیتی ناشی از تنشهای منطقهای و احتمال نفوذ گروههای مسلح و افزایش قاچاق
هرگونه افزایش تنش در ایران یا مناطق مرزی، امنیت افغانستان را تهدید میکند. ناامنی مرزها میتواند به نفوذ گروههای مسلح، قاچاق تسلیحات و مواد مخدر دامن زند و این موضوع به طور مستقیم به بیثباتی داخلی افغانستان منجر میشود. شاید یکی از علت¬های این امر آن باشد که رسانهها و افکار عمومی افغانستان نیز تحت تأثیر تحولات منطقهای قرار دارند و با هر بحران و اتفاقاتی که در منطقه رخ می¬دهد فشارهای بیشتری بر دولت وارد میکند.
● وابستگی اقتصادی عمیق به ایران
افغانستان به شدت به مسیرهای تجاری با ایران وابسته است و ایران یکی از بزرگترین شرکای تجاری این کشور با حدود ۳.۵ میلیارد دلار تعامل اقتصادی در سال ۱۴۰۴ خورشیدی بوده است. افغانستان تحت کنترل طالبان فاقد ساختارهای حمایتی کافی برای شهروندان خود است و به شدت به کشورهای همسایه به ویژه ایران برای کالاهای اساسی مانند غذا، نفت و گاز وابسته است. هر گونه اختلال در این تجارت میتواند به سرعت امنیت غذایی و قدرت خرید را به خطر بیندازد. این تعاملات اقتصادی نه تنها منبع مهم تأمین کالاهای اساسی و سوخت برای افغانستان است، بلکه برای معیشت میلیونها نفر از مردم این کشور حیاتی است. تحولات جنگ و تنش در ایران باعث شده که مراودات تجاری افغانستان با این کشور به شدت تحت تأثیر قرار گیرد. افزایش قیمت سوخت و کالاها، کاهش دسترسی به بازارهای ایران و اختلال در مسیرهای حمل و نقل، فشار اقتصادی قابل توجهی بر افغانستان وارد کرده است.
در کل در یک جمع بندی نهایی طالبان تلاش دارد با اتخاذ سیاست بیطرفی فعال، استقلال خود را در سیاست خارجی حفظ کند و از قرار گرفتن در جبههای خاص در جنگ تحمیلی سوم اجتناب کند. این سیاست به طالبان اجازه میدهد تا ضمن حفظ روابط با ایران، تنشها را کاهش داده و از درگیری مستقیم با آمریکا و متحدانش دوری کند. از نظر مقامات طالبان و سیاسیون افغانستان، سیاست متعادل و محتاطانه، ابزار مناسبی برای مدیریت پیچیدگیهای منطقهای و داخلی افعانستان در زمان کنونی است.
جدول خلاصه تحلیل علل اتخاذ سیاست بیطرفی فعال افغانستان

عامل اصلی توضیح مختصر پیامد و تأثیر
– وابستگی اقتصادی به ایران حفظ مسیرهای تجاری حیاتی و جلوگیری از اختلال اقتصادی حفظ معیشت مردم و ثبات اقتصادی
– شکنندگی ساختار سیاسی و امنیتی اجتناب از درگیری مستقیم و حفظ ثبات داخلی کاهش خطر فروپاشی سیاسی و اجتماعی
– درگیریهای تاریخی با پاکستان جنگ نابرابر و ملاحظه توان نظامی و اقتصادی طرف مقابل پرهیز از تشدید تنشها و درگیری
– مهاجرت معکوس از ایران فشار بر خدمات اجتماعی و اقتصادی افغانستان افزایش چالشهای داخلی و تمرکز بر ثبات
– نگرانیهای امنیتی منطقهای جلوگیری از نفوذ گروههای مسلح و قاچاق در مرزها حفظ امنیت مرزها و کنترل بیثباتی
– استقلال تصمیمگیری پرهیز از وابستگی و حفظ انعطاف سیاست خارجی مدیریت بهتر روابط منطقهای
نتیجهگیری
سیاست بیطرفی فعال افغانستان در جنگ تحمیلی سوم، انعکاسی از واقعیتهای پیچیده این کشور است که میان وابستگی اقتصادی به ایران، شکنندگی ساختار داخلی، درگیریهای نظامی و سیاسی با پاکستان، فشارهای ناشی از مهاجرت معکوس و نگرانیهای امنیتی منطقهای در تعادل است. دولت طالبان با اتخاذ این سیاست محتاطانه، تلاش کرده است ضمن پرهیز از حمایت آشکار از هیچیک از طرفین جنگ، ثبات و امنیت داخلی را حفظ کند و از تشدید بحرانهای منطقهای جلوگیری نماید. واکنشهای رسمی عمدتا متعادل و محتاطانه بوده و تلاش برای کاهش تنشها و احترام به حاکمیت کشورهای همسایه در دستور کار قرار داشته است، در حالی که بخشهایی از جامعه افغانستان مواضع متفاوت و گاه حمایتگرانه از ایران داشتهاند که نشاندهنده پیچیدگی فضای سیاسی و اجتماعی کشور است. در نگاه حکوممت طالبان این سیاست بیطرفی فعال، امکان مدیریت پیامدهای جنگ را برای افغانستان فراهم آورده و به حفظ امنیت، ثبات و منافع ملی این کشور کمک کرده است. این رویکرد همچنین نشاندهنده درک عمیق دولت طالبان از محدودیتهای توان نظامی و اقتصادی کشور و ضرورت حفظ انعطافپذیری در سیاست خارجی است تا بتواند در فضای پرتنش منطقهای، جایگاه خود را به عنوان یک بازیگر متعادل و مسئول حفظ کند.
به این ترتیب، سیاست بیطرفی فعال حکومت طالبان در افغانستان نه تنها به عنوان یک راهبرد عملیاتی برای مدیریت بحران، بلکه به عنوان تضمینی برای بقا و توسعه پایدار در شرایط نامطمئن منطقهای عمل کرده است. خلاصه اینکه افغانستان بنابر موقعیت خاص جغرافیایی، اهمیت استراتژیک نزد جهان و همسایگان وکشورهای رقیب جز تعقیب سیاست بیطرفی مثبت و فعال، حفظ توازن قواء، جلب همکاری¬های جهانی و منطقوی با رعایت منافع همه کشورها در پرتو حفظ منافع ملی خود، راه دیگری برای استقرار اوضاع و آغاز پیشرفت ندارد.
منابع
1- ایوبی، محمد آصف(1398). افغانستان و صدسال سیاست خارجی، روزنامه هشت صبح، قابل دسترسی است در https://8am.media/fa/afghanistan-and-one-hundred-years-of-foreign-policy/
2- Taban, B. (2025, July 2). The unexpected consequences of war between Iran and Israel on Afghanistan. The Diplomat. https://thediplomat.com/2025/07/the-unexpected-consequences-of-war-between-iran-and-israel-on-afghanistan/
3- https://www.howd.org/likene/3152-mokhtasare-bar-fd-tarafi-afg.html
4- https://8am.media/fa/afghanistan-and-one-hundred-years-of-foreign-policy/





