به گزارش ایراف، سیدجمالالدین سجادی نوشت: در تناقضی آشکار و عبرتآموز، جنگی که قرار بود وفاداری متحدان سنتی آمریکا در منطقه خلیج فارس را به نمایش بگذارد، تصویری کاملاً معکوس رقم زد: اسپانیای غیرمسلمان از قلب اروپا، در برابر ظلم آشکار آمریکا سکوت نکرد و در کنار ایران ایستاد، اما رهبران اسلامی و ثروتمند حاشیه خلیج فارس نه تنها خاموش ماندند، بلکه پایگاهها و آسمان خود را در اختیار جنگافروزان قرار دادند. قیمت این انتخاب اشتباه چه بود؟ همه چیز.
اسپانیا، با نه گفتن به آمریکا، استقلال خود را تثبیت کرد
هنگامی که بمبهای آمریکا و اسرائیل بر فراز آسمان ایران فرود میآمد، واشنگتن انتظار داشت تمام متحدان اروپایی و عربی یکصدا از او حمایت کنند. در این میان اسپانیا مسیر دیگری برگزید، دولت پدرو سانچز، بدون هیچ تردیدی، جنگ علیه ایران را «غیرقانونی، نسنجیده و نقض منشور ملل متحد» خواند.
این اقدام اسپانیا، تنها یک اقدام سیاسی صرف نبود، بلکه با همراهی مردم این کشور همراه بود. در همان روزهایی که بخش عمده کشورها، تجاوز آمریکا و اسرائیل را نظارهگر بودند و تلاش میکردند به شکلهای مختلف، پای خود را از معرکه بیرون بکشند، یا به نحوی سکوت کنند، اسپانیا عرصه راهپیماییهای خیابانی در حمایت از ایران شد. صدایی رسا و قاطع که جنگافروزی و زیادهخواهیهای آمریکا را برنمیتابید.
این یک کشور غیرمسلمان، با مردمی که اکثریت قریب به اتفاق آنها مسیحی کاتولیک هستند، در اقدامی کمسابقه، نه تنها سکوت نکرد، بلکه فعالانه از ایران دفاع کرد و اجازه نداد خاکش به سکوی پرش حملات علیه تهران تبدیل شود. نتیجه؟ در حالیکه بسیاری از کشورهای اروپایی با کمبود سوخت و جهش قیمت بنزین مواجه شدهاند، کشتیهای اسپانیایی بدون کوچکترین دغدغه و تهدیدی از تنگه هرمز عبور میکنند.
کشورهای حاشیه خلیج و ثروتی که امنیت نخرید
اما در سوی دیگر میدان، ماجرا کاملاً متفاوت رقم خورد. کشورهای مسلمان و عربی خلیج فارس – عربستان سعودی، امارات، کویت، قطر و بحرین – با وجود دهها میلیارد دلار هزینه برای خرید مدرنترین جنگندهها و موشکهای آمریکایی، و با وجود میزبانی از حدود ده پایگاه نظامی ایالات متحده، خود را در اوج جنگ در موقعیتی کاملاً شرمآور یافتند.
در حالی که ایران، در پاسخ به گسترش حملات اسرائیل به میدان گازی پارس جنوبی، مخازن نفت و گاز و پالایشگاههای این کشورها را یکی پس از دیگری هدف میگرفت، هیچکدام جرأت پاسخگویی پیدا نکردند. آنها فقط به دفع موشکها و پهپادها بسنده کردند. چرا؟ چون در لحظات حساس، با چشمان خود دیدند که آمریکا آنها را تنها گذاشته است.
این شرم تاریخی تا ابد برای اعراب به ظاهر مسلمان خواهد ماند، چرا که ایران در واقع به جرم حمایت از فلسطین مورد حمله قرار گرفته است. آن هم فلسطینی که اولا عرب است و ثانیا سنی مذهب! در حالیکه ایران، عجم و کشوری شیعی است. با اینحال ایران در کنار فلسطین ایستاده و با وجود تمام هزینهها و تهدیدات، حتی یک قدم عقب ننشسته است، اما اعراب، فلسطین را تنها گذاشتهاند.
نتیجه دوستی با دشمنان اسلام
در اوج حملات، وزرای خارجه عربستان، قطر و عمان ناگزیر با همتای ایرانی خود تماس گرفتند و التماس آتشبس کردند. آنها دریافتند که دوستی آمریکا با پولهای آنها بود، نه برای امنیت آنها. آمریکا هرگز شریک خوبی برای هیچ کشوری به شمول کشورهای اسلامی نبوده است. هر کشوری که فریب شعارها و وعدههای توخالی آمریکا را خورده، تاوان سختی بابت آن پرداخته است.
از سوی دیگر حقیقتی که اعراب آن را دیر فهمیدند، این است که ایران همسایه قدرتمند آنهاست، نه آمریکا. این جنگ به وضوح نشان داد که آمریکا حتی اگر بخواهد، نمیتواند امنیت منطقه را تامین کند. برعکس این ایران است که ثبات و امنیت را برای منطقه به ارمغان آورده است.
اعتماد و اتکای بیش از حد به آمریکا و خرج میلیاردها دلار هزینه برای پایگاههای نظامی، نهتنها امنیت را تامین نکرد، بلکه باعث شد میلیاردها دلار خسارت به زیرساختهای نفتی و گازی آنها وارد شود. سرمایهگذاران خارجی از ترس تداوم جنگ، کشورهای حاشیه خلیج فارس را ترک کردند. اعتبار سیاسی آنها در میان افکار عمومی جهان عرب به پایینترین حد رسید و مهمتر از همه، آمریکا هیچگونه اقدامی در جهت امنیت آنها انجام نداد و رهایشان کرد.
عبرت تلخ برای رهبران اسلامی
اسپانیا با اتکا به اصول انسانی و استقلال رأی خود، بدون هیچ پشتوانه نفتی و نظامی عظیم، جایگاهی برای خود در عرصه بینالملل ساخت که هیچیک از پادشاهیهای ثروتمند خلیج فارس نتوانستند با تمام پولهایشان بخرند. اسپانیا امروز از تنگه هرمز عبور میکند و حاشیه خلیج با صدها میلیارد دلار ضرر و زیان دستوپنجه نرم میکند.
تاریخ قطعا خواهد نوشت که در جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، رهبران کشورهای اسلامی در کنار دشمنان ایستادند، اما اسپانیا با تصمیمی درست، از ایستادن در کنار ظالمان خودداری کرد و به حمایت از ایران برخاست.
این عبرتی است برای همه رهبرانی که گمان میکنند با هزینه کردن پول نفت میتوانند امنیت بخرند. امنیت در همسایگی خوب خلاصه میشود، نه در پایگاههای نظامی خارجی.
رهبران اسلامی عربی حاشیه خلیج فارس اگر از همین امروز نیز بیدار نشوند، فردای تلختری در انتظار آنها خواهد بود؛ فردایی که زیر آوار ضررهای محاسبات اشتباه خود مدفون خواهند بود و هم دین خود را از دست خواهند داد و هم دنیای خود را.









