به گزارش ایراف، شرق ایران با وجود ظرفیتهای فراوان اقتصادی، تاکنون نتوانسته جایگاه واقعی خود را پیدا کند و سرمایهگذاریها محدود بوده است. رحمان سعادت در گفتوگو با ایراف میگوید که ایجاد منطقه آزاد مشترک ایران، افغانستان و چین میتواند این مناطق را به کانون رشد اقتصادی و زنجیره طلایی سرمایهگذاری تبدیل کند و نقش مهمی در کاهش تنشهای منطقهای ایفا نماید.
کاهش تنشها با سرمایهگذاری مشترک
رحمان سعادت، اقتصاددان، گفت:«وقتی یک منطقه آزاد تجاری یا در واقع منطقه ویژه اقتصادی برای چند کشور ایجاد میکنید — زیرا کشورهای همسایه و حتی کشورهای ثالث سرمایهگذاری میکنند — عموماً میزان تنش و برخوردهای سخت کاهش پیدا میکند. دلیل آن این است که کشورها سرمایهشان را در این مناطق دارند و نمیخواهند سرمایهشان از بین برود. بر اساس تئوری وابستگی، هرچقدر کشورها در کشورهای مقابل سرمایهگذاری داشته باشند — مثلاً ایران در افغانستان و بالعکس، یا چین و پاکستان — وقتی سرمایههای مشترک وجود دارد، حتی نیروی انسانی مشترک نیز تأثیرگذار است. اگر تعدادی از ایرانیان در افغانستان حضور داشته باشند، میزان تنش کاهش پیدا میکند و کشورها سعی میکنند مشکلاتشان را از طریق دیپلماسی و گفتمان حل کنند و در نتیجه یک صلح پایدار و بلندمدت ایجاد شود.»
توسعه منطقهای و توازن شرق و غرب
او افزود: «ایران در مرزهای مختلف کشور، بهویژه در جنوب و مناطق کیش، چابهار و سمت مناطق آزاد ارس و اروند، شاهد ایجاد مناطق آزاد تجاری بوده است. این مناطق سبب توسعه منطقهای و ارتقای رفاه میشوند، زیرا سرمایه وارد منطقه میشود، اقتصاد فعال میشود، خرید و فروش انجام میشود و تجارت رونق مییابد. بهعنوان مثال، مناطق آزاد تجاری در استانها موجب رشد اقتصادی شدهاند؛ تعرفهها کاهش پیدا کرده و انگیزه برای سرمایهگذاری و تجارت بیشتر شده است.
یکی از استانهای محروم ما، استان خراسان جنوبی است که همیشه نسبت به سایر استانها کمبرخوردار بوده و مردم شریف آن منطقه از این موضوع رنج بردهاند. ایجاد چنین منطقهای میتواند یک نوع چرخش کشور از سمت غرب به سمت شرق باشد و توازن توسعهای بین مناطق مختلف کشور برقرار کند.»
افغانستان، چین کوچک در کنار ایران
رحمان سعادت ادامه داد: «اهمیت افغانستان به این است که مرز تقریباً قابل قبولی با چین دارد و یک راه ورودی به چین محسوب میشود. بهجای اینکه از دریا و از طریق کشتیرانی به چین برسیم، میتوانیم این ارتباط را جادهای برقرار کنیم. افغانستان میتواند به نوعی یک چین کوچک در کنار ایران باشد؛ به نحوی که ایران و چین میتوانند در افغانستان سرمایهگذاری کنند.
این کشور با توجه به مشکلات تاریخی، فضای سرمایهگذاری بالایی دارد؛ نیروی انسانی خوب و نسبتاً ارزان و مناطق بکر معدنی و کشاورزی. مشکلات افغانستان به دلیل جنگهای طولانی، عملاً سرمایههای مردم را از بین برده و بیشتر در حد تأمین معیشت بوده است. طبیعتاً چین، بهعنوان یک قدرت اقتصادی مطرح، میتواند در این کشور سرمایهگذاری کند و دولت طالبان نیز در طول این چند سال جلساتی برگزار کرده است. ایران هم با توجه به سابقه فرهنگی و روابط نسبتاً خوب با افغانستان، میتواند این زنجیره را به یک زنجیره طلایی تبدیل کند.»
فرصت طلایی در تحریمها
او افزود: «در شرایطی که اقتصاد ما تحریم شده و نیاز به گسترش ارتباطات داریم، این کانال فرصت بسیار مناسبی است. هم چین و هم ایران و حتی روسیه و هند، جزو چهار کشور عضو سازمان شانگهای و بریکس هستند؛ یعنی دو قطب اقتصادی مهم. افغانستان میتواند لینک بین چهار قدرت اصلی بریکس و شانگهای باشد و خود نیز نقش اساسی در حوزه اقتصادی و دیپلماسی پیدا کند.
همین حالا هم عمان، قطر و حتی امارات بهعنوان کشورهای ثالث برای صلح و مذاکره انتخاب میشوند، اما افغانستان با تغییر رویه میتواند چنین نقشی ایفا کند و جایگاه دیپلماتیک و روابط بینالمللی خود را افزایش دهد و از این راه اقتصاد خود را تقویت کند. این فرصت خوبی است، اما تنشهای مختلف سبب شده که افغانستان به جایگاه واقعی فرهنگی، سیاسی و اجتماعی خود نرسد. بنابراین، این میتواند یک فرصت طلایی برای افغانستان و کشورهای همسایه باشد.»
تجربه تاریخی و چرخش سیاسی ایران
رحمان سعادت ادامه داد: «بعد از سال ۷۰، یعنی دوره سازندگی اول و دولت آقای هاشمی، یواشیواش مناطق آزاد تجاری رونق گرفت و بهعنوان یک قطب اقتصادی برای کشور حتی در منطقه مطرح شدند. من آن زمان دانشجو بودم و شاهد پیشرفتها بودم، بهویژه جزیره قشم که فقر مطلق ساکنان آن پس از سرمایهگذاری کاهش یافت و به سمت توسعه حرکت کردند.
بعد از سال ۸۰، یک مدار چرخش در حوزه سیاسی ایران شکل گرفت و برنامههای دهه ۷۰ تا دولت اصلاحات تغییر کرد، بهویژه در دولتهای نهم و دهم، مناطق آزاد تجاری جایگاه لازم خود را از دست دادند. اگر فضای دهه ۷۰ ادامه پیدا میکرد، برنامه بیستساله کشور میتوانست بخش مهمی از رشد اقتصادی را از کانال مناطق آزاد تجاری تأمین کند.»
چشمانداز آینده شرق ایران و منطقه
او افزود: «اگر منطقه آزاد تجاری ایران و افغانستان ایجاد شود، با توجه به فضای تنشآلود، بعید است همان مناطقی که سرمایهگذاری شدهاند به نتیجه برسند. سیاست خارجی و دستگاه دیپلماسی باید در منطقه تنشزدایی کنند. وقتی فضا آرام شود، این منطقه میتواند فعال شود، زیرا هم جغرافیای همسایگی افغانستان و هم شرق ایران هنوز نیاز به سرمایهگذاری زیاد دارد و تقاضای خوبی در آنجا وجود دارد؛ کالاهای تولیدشده در این منطقه بهراحتی میتوانند به افغانستان منتقل شوند و بالعکس، و رفاه در دو سوی مرز افزایش یابد.»
رقابت منطقهای و ظرفیت اقتصادی
رحمان سعادت گفت: «در جنوب کشور ما، فضای مشابه وجود ندارد، زیرا امارات، دبی و قطر سرمایهگذاریهای کلان انجام دادهاند و مناطق ما در مقابل آنها دیده نمیشوند. اما منطقه افغانستان و پاکستان به دلیل اینکه رقیب جدی ندارد و ظرفیت لازم را دارد، میتواند با چرخش از سمت جنوب و غرب به سمت شرق رونق پیدا کند. تا یک دهه آینده، این رشد اقتصادی اثرگذار خواهد بود. پس از ده سال، تکنولوژی بالاتر باید مستقر شود و دیپلماسی فعال میان ایران، پاکستان، افغانستان، هند و چین ضروری است. همه این کشورها پس از تنشهای فراوان چنین نیازی دارند. اقتصاد چین بهعنوان قدرت بزرگ، میتواند سرمایه خارجی منطقه را تأمین کند، اما دنبال بازار خوب و ارتباط مؤثر است.»
ایجاد قطب جدید اقتصادی در منطقه
او افزود: «ایران، افغانستان، پاکستان و چین میتوانند یک سازمان اکوی جدید خلق کنند. حدود ۵۰ سال پیش، سازمان کشورهای غیرعربی به نام اکو تشکیل شد و خدماتی انجام داد، اما به نتیجه نرسید. اکنون این منطقه، شامل چین، افغانستان، پاکستان و حتی هند، به لحاظ جمعیتی، معدنی، کشاورزی و صنعتی، پتانسیل ایجاد یک قطب اقتصادی جدید را دارد، به شرط آنکه دیپلماسی ایران از مذاکرات بینتیجه، به مذاکرات اثرگذار در حوزه شرق تبدیل شود. این میتواند اقتصاد کشور را متحول کند و مناطق محروم از فرصت بیشتری برای برخورداری بهرهمند شوند.»
سرمایهگذاری خارجی و کاهش تنشها
رحمان سعادت در ادامه گفت: «دنیا در اختیار قدرتهای بزرگ مانند آمریکا و اتحادیه اروپا است. حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد سرمایه دنیا در اختیار این قدرتها و گروههای تی۸ و تی۲۰ قرار دارد. کشورهای عربی، آمریکا، اروپا و چین بیشترین سرمایهها را دارند.
با توجه به ارتباط ما با چین، سرمایه چینی برای ما قابل دسترستر است، اما چین نیز منافع خود را دنبال میکند. برخلاف محورهای منافع ملی ما که کمتر به مسائل اقتصادی توجه میشود، چین بر اساس منافع اقتصادی ملی عمل میکند و طبیعتاً میخواهد بازی برد–برد داشته باشد. اگر سرمایه چینی بتواند به اقتصاد کشور و منطقه کمک کند، اثرگذار خواهد بود.»
او افزود: «حضور سرمایه سبب میشود که حداقل تنشها در منطقه کاهش یابد. در سه–چهار دهه گذشته، شاهد بمبگذاری، عملیات انتحاری و درگیریهای منطقهای در افغانستان و پاکستان بودهایم. اخیراً نیز بین پاکستان و افغانستان درگیری ایجاد شده است. اگر منافع اقتصادی جای دیدگاههای ایدئولوژیک را بگیرد، تنش کاهش یافته و خسارتهای مالی و جانی کمتر میشود و رونق اقتصادی در منطقه افزایش مییابد.»
نقطه عطف اقتصادی شرق ایران
رحمان سعادت در پایان گفت: «این منطقه، یعنی سمت شرق ایران، تاکنون نتوانسته به جایگاه اقتصادی واقعی خود برسد و دلایل متعددی داشته است. امیدواریم سال ۲۰۲۶ یک نقطه عطف باشد و شاهد توسعه مناطق شرقی کشور مانند مناطق غربی باشیم.»
ایران در سالهای اخیر به دنبال تقویت مناطق آزاد تجاری و ایجاد توسعه متوازن در مرزهای شرقی و غربی کشور بوده است. مناطق آزاد تجاری، علاوه بر رشد اقتصادی داخلی، فرصتهای سرمایهگذاری و اشتغال را نیز افزایش میدهند و میتوانند نقش مهمی در کاهش تنشهای منطقهای ایفا کنند. خراسان جنوبی، بهعنوان یکی از استانهای محروم و مرزی ایران، با موقعیت جغرافیایی نزدیک به افغانستان و راه دسترسی به چین، ظرفیت بالایی برای ایجاد یک منطقه آزاد بینالمللی تجاری و صنعتی مشترک دارد.
این پروژه میتواند به تقویت تجارت، انتقال فناوری، جذب سرمایه خارجی و افزایش رفاه مردم مرزنشین منجر شود و جایگاه استراتژیک ایران در منطقه را ارتقا دهد.
بیشتر بخوانید:
قیمت افغانی به تومان و دلار امروز پنجشنبه (۷ اسفند ۱۴۰۴)
توزیع شناسنامههای الکترونیک در کنسولگری افغانستان در مشهد؛ چه کسانی باید مراجعه کنند؟








