به گزارش ایراف، در آستانه سومین دور مذاکرات جمهوری اسلامی ایران و آمریکا، عبداللطیف نظری، معاون وزارت اقتصاد حکومت طالبان، (چهارشنبه، ۶ اسفند) با انتشار یادداشتی تحلیلی در صفحه شخصی خود، به بررسی ابعاد ژئوپلیتیکی و امنیتی این گفتوگوها پرداخته و نوشته است که در منطق رئالیسم، «مذاکره تنها ابزار تفاهم نیست، بلکه میدان رقابت قدرتهاست؛ میدانی که در آن کشور ضعیفتر ممکن است بدون شلیک گلوله امتیازهای راهبردی خود را از دست بدهد.»
او با اشاره به تجربه تاریخی فلسطین، تأکید کرده است که در نظام بینالملل، میز مذاکره میتواند به ابزاری برای فشار و فرسایش طرف مقابل تبدیل شود.
اختلاف ایران و آمریکا؛ نزاعی بر سر هویت و استقلال
نظری معتقد است که منازعه تهران و واشنگتن محدود به چند پرونده سیاسی مانند برنامه هستهای یا حقوق بشر نیست، بلکه «ریشه در تلاش آمریکا برای مهار یک بازیگر مستقل با ظرفیت تمدنی و ژئوپلیتیکی بالا دارد.»
او مینویسد که غرب به دنبال «ایرانِ تابع» است و نه «ایرانِ مستقل»، و به همین دلیل اختلاف میان دو طرف «نزاعی بر سر هویت، استقلال و جایگاه ایران در نظم بینالملل» است.
توان موشکی ایران؛ ستون بازدارندگی و عامل نگرانی غرب
این مقام طالبان با استناد به گزارشهای نهادهای اطلاعاتی و پژوهشی آمریکا، توان موشکی ایران را «یکی از بزرگترین و پیشرفتهترین زرادخانههای موشکی منطقه» توصیف کرده و میگوید این توان، سامانههای دفاعی پیشرفته مانند گنبد آهنین را با چالش جدی روبهرو کرده است.
او با اشاره به جنگ ۱۲ روزه اخیر و اصابت صدها موشک ایرانی به اهداف نظامی رژیم صهیونیستی، تأکید کرده است که «تنها یکسوم موشکهای بالستیک ایران رهگیری شد» و همین موضوع نشان میدهد که «جغرافیای کوچک و زیرساختهای متمرکز اسرائیل، آن را در برابر قدرت آتش ایران به شدت آسیبپذیر کرده است.»
به گفته او، همین آسیبپذیری است که برنامه موشکی ایران را برای تلآویو «تهدیدی وجودی» جلوه میدهد و باعث شده است که مهار این توان به یکی از اولویتهای آمریکا و متحدانش تبدیل شود.
پیامدهای درگیری احتمالی؛ از هدف قرار گرفتن پایگاههای آمریکا تا بیثباتی گسترده در منطقه
نظری هشدار داده است که هرگونه اقدام نظامی علیه خاک ایران، «پاسخ مستقیم و گسترده تهران با صدها موشک بالستیک» را در پی خواهد داشت؛ پاسخی که میتواند «پایگاههای آمریکا در منطقه، شهرهای اسرائیل و تأسیسات حیاتی کشورهای همپیمان واشنگتن» را هدف قرار دهد.
او همچنین به شبکه شهرهای موشکی زیرزمینی ایران اشاره کرده و آن را «عامل تغییر موازنه ژئوپلیتیک منطقه» دانسته است.
به باور او، از منظر تهران، برنامه موشکی «جزئی جداییناپذیر از دکترین دفاعی» است و مذاکره درباره آن «به معنای خلع سلاح ایران در برابر برتری هوایی دشمنان» خواهد بود.
چرا آمریکا به دنبال توافق است؟
این مقام طالبان مجموعهای از عوامل بازدارنده برای آمریکا را برمیشمارد؛ از جمله هزینههای سنگین جنگهای فرسایشی، تجربه شکست در افغانستان، ضرورت حفظ آمادگی برای رقابت با چین و نگرانی از شکلگیری بلوکبندیهای جدید در غرب آسیا.
او میگوید واشنگتن در صورت شکست دیپلماسی، «تنها به عملیات محدود و کوتاهمدت» میاندیشد و از ورود به یک جنگ طولانی با ایران پرهیز خواهد کرد.
نظری در پایان تحلیل خود تأکید میکند که توان دفاعی ایران، بهویژه در حوزه موشکی، «تحریمناپذیر» و «تضمینکننده استقلال و بقای کشور» است و همین مسئله باعث شده است که «مهار ایران» برای آمریکا و متحدانش به هدفی دشوار، پرهزینه و تا حد زیادی غیرقابل تحقق تبدیل شود.








