به گزارش ایراف، سید روحالله حسینی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در افغانستان ظهر امروز در نشست «ایران و افغانستان، همسرنوشتی فرهنگی در هندسه نظم نوین منطقهای» که به میزبانی نمایندگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در خراسان رضوی با حضور نمایندگانی از دستگاههای اجرایی و نخبگان افغانستانی در مشهد برگزار شد، گفت: این فرهنگ نیست که در حاشیه اقتصاد و سیاست قرار میگیرد، بلکه این اقتصاد و سیاست است که باید ذیل حاشیه فرهنگ قرار بگیرد.
وی با بیان اینکه انقلاب اسلامی «یک انقلاب فرهنگی به تمام معنا» بوده است، گفت: با وجود پیوندهای عمیق فرهنگی میان ایران و افغانستان، طی حدود ۴۰ سال گذشته روابط دو کشور بیش از آنکه فرهنگی باشد، بر پایه سیاست و امنیت شکل گرفته و تا حدی نیز به سمت اقتصاد میل کرده است؛ در حالی که «آنچه معطل مانده، فرهنگ است.»
او افزود: جمع فرهنگیکاران افغان نیز گاهی به جای تئوریپردازی و اقدام فرهنگی، سریع وارد میدان اقتصاد و سیاست میشوند. از سوی دیگر، نگاه طرفین به عرصه فرهنگ در بسیاری موارد با موضوعات غیر فرهنگی آمیخته است؛ بخشی از این دلایل قابل پذیرش و بخشی غیرقابل پذیرش است.
نگرانیهای حاکمیت کنونی افغانستان و ضعف شناخت ایران
سخنران با اشاره به وضعیت کنونی افغانستان گفت: در شرایط فعلی، کمترین دامنه فعالیت به فرهنگ اختصاص پیدا میکند؛ چرا که حاکمیت کنونی افغانستان که حدود پنج سال از آن میگذرد، این نگرانی را دارد که جمهوری اسلامی ایران «در ذیل فرهنگ بخواهد کار دیگری انجام دهد.»
وی تصریح کرد که اعتمادسازی به طور کامل ایجاد نشده، هرچند اقداماتی صورت گرفته است.
او همچنین تأکید کرد: این مسئله فقط به حکومتهای افغانستان مربوط نیست و ایرانیها، با وجود ادعای شناخت از افغانستان، «کمترین شناخت را از افغانستان دارند»؛ هم کمترین اهمیت را به افغانستان میدهند و هم شناخت دقیق و کاملی ندارند.
وی در عین حال به حجم بالای تبادلات اقتصادی اشاره کرد و گفت: «در همین شرایط فعلی، میزان تبادلات اقتصادی ایران و افغانستان بیشتر از تبادلات اقتصادی ایران و کل اتحادیه اروپا است.»
نقد ادبیات «برادر بزرگتر» و ضرورت دقت در واژگان
به گفته سخنران، در روابط فرهنگی، نوعی نگاه در میان افغانستانیها (چه در حاکمیت و چه غیرحاکمیت) شکل گرفته که ایران گویا نقش «برادر بزرگتر» را ایفا میکند.
وی این ادبیات را غلط دانست و گفت: «افغانستان مال ما نیست؛ افغانستان از ماست و ما هم از افغانستان». او بر ضرورت حذف ادبیات مالکیت و دقت در بهکارگیری واژگان در تعاملات ایران و افغانستان تأکید کرد و افزود که گاهی گفتوگو با کشورهای دیگر سادهتر از گفتوگو با افغانستانیهاست، زیرا طرفین همدیگر را مستقیم میفهمند و برخی کلمات بار مثبت یا منفی جدی دارد.
«همسرنوشتی فرهنگی» در نظم نوین منطقهای
وی عنوان سخنرانی خود را «ایران و افغانستان: همسرنوشتی فرهنگی در هندسه نظم نوین منطقهای» معرفی کرد و گفت: سالهای آتی، سالهای پرحادثه و پرتحول در غرب آسیا خواهد بود.
او با اشاره به اشتراکات کمنظیر دو کشور در میان بیش از ۲۰۰ کشور جهان اظهار داشت: با وجود این اشتراکات، «کمترین تعاملات» میان ایران و افغانستان شکل گرفته و اختلاف دیدگاهها موجب فرصتسوزیهای متعدد شده است.
سخنران تأکید کرد که روابط ایران و افغانستان نباید صرفاً رابطه سیاسی یا همسایگی جغرافیایی تلقی شود و باید آن را در ریشههای تمدنی، پیوندهای دینی، زبانی و فرهنگی جستوجو کرد. وی مرز مشترک نزدیک به هزار کیلومتری را یادآور شد و پرسید که استانهای مرزی و مناطق مقابل آن در افغانستان، تا چه اندازه اختیار و تعامل دارند و سهم فرهنگ در این تعاملات چقدر است.
ضرورت بهروز بودن نگاه به افغانستان
او گفت: نظم نوین منطقهای با سرعت در حال تغییر است و کسی که درباره افغانستان سخن میگوید باید شناخت بهروز داشته باشد. وی با انتقاد از رویکردهایی که با نگاه دهههای گذشته برای امروز نسخه میپیچند، گفت: حاکمیت فعلی افغانستان تعریف مشخصتری دارد و خاستگاه تمدنی و فرهنگی آن با دورههای پیشین، بهویژه دوره جمهوریت، متفاوت است. او تأکید کرد: «دوره جمهوریت تمام شد» و افغانستان دیگر به آن دوره بازنخواهد گشت.
دیپلماسی فرهنگی؛ ابزار قدرت نرم و کاهش سوءتفاهمها سخنران نقش دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران را در افزایش همگرایی و کاهش سوءتفاهمها «بسزا» دانست و گفت: برای شکلدهی به آینده مشترک، چنین نشستهایی ضروری است، فاصلهشان باید کمتر شود و کارشناسانی حضور داشته باشند که در یک سال گذشته افغانستان را از نزدیک دیده باشند. همچنین حضور افغانستانیها در این جلسات را «از اوجب واجبات» دانست و گفت بدون در نظر گرفتن نگاه اتباع و مهاجران در ایران و مسئولان فعلی افغانستان، نتیجه قابل قبول به دست نخواهد آمد.
ریشههای همسرنوشتی: میراث مشترک، زبان و آیین
سخنران سه محور اصلی را به عنوان ریشههای همسرنوشتی فرهنگی مطرح کرد:
1. میراث مشترک تمدنی: از تمدن خراسان و شخصیتهای تاریخی و فرهنگی تا پیوستگی ذخیرهگاه تمدنی دو کشور. وی گفت افغانستان و ایران از هم جداشدنی نیستند و جدایی هر دو را آسیبپذیر میکند.
2. زبان فارسی: وی گفت برخی نگرانیها درباره تضعیف زبان فارسی در افغانستان طی سالهای اخیر در ایران «تا حدی افراطی» بوده است. او با اشاره به اینکه بخشی از مسئولان حاکمیت کنونی فارسی نمیدانند و ناچار به پشتو سخن میگویند، افزود زبان پشتو «یارای تقابل با فارسی را ندارد» و زبان فارسی پشتوانه پشتو است. وی همچنین کمبود متخصصان زبان پشتو در ایران را نقد کرد و گفت حداقل باید «۱۰۰ پشتوندان» داشته باشیم.
3. اشتراکات دینی و آیینی: وی این اشتراکات را عامل شکلگیری حافظه تاریخی مشترک دانست و گفت شباهتهای فرهنگی به حدی است که «وقتی وارد هرات میشویم انگار وارد مشهد چند سال قبلمان شدهایم» و هنگام ورود به مزار یا غزنه نیز مشابهتهایی با شهرهای ایران دیده میشود.
فرصتهای فرهنگی: گردشگری، شخصیتهای تمدنی، تولید مشترک
سخنران با بیان اینکه افغانستان امروز از امنیتی برخوردار است که در پنجاه سال گذشته کمنظیر بوده، گفت امکان سفر و گردشگری فراهمتر شده و حتی «یک خانم ایرانی میتواند از مرز اسلامقلعه وارد شود، در هرات گردش کند و با روال قانونی به مزار و غزنی برود». او از ظرفیتهای فرهنگی و شخصیتهای تمدنی افغانستان از جمله ابوریحان بیرونی، ابنسینا، مولانای بلخی، رابعه بلخی، سنایی غزنوی و خواجه عبدالله انصاری نام برد و گفت ایران در بخش فرهنگی از افغانستان فاصله گرفته است.
وی افزود طالبان به شدت به ارزآوری نیازمند است و ایران میتواند با فعالسازی تورهای گردشگری زیارتی، فرهنگی و جهانگردی نقش مؤثری ایفا کند، اما اولویتهای دو کشور هنوز روشن نشده است.
جایگاه ضعیف فرهنگ در سیاست خارجی و نقش دانشگاه، رسانه و هنر
سخنران گفت فرهنگ در سیاست خارجی دو کشور جایگاه واقعی ندارد و ما «حوصله به بار نشستن همکاری فرهنگی» را نداریم، چون میوه آن چند سال بعد دیده میشود، اما کار اقتصادی بیلان فوری دارد. وی این را کافی ندانست و بر نقش آموزش، رسانه و هنر در دیپلماسی فرهنگی تأکید کرد.
او همچنین گفت طالبان کنونی ایدئولوژی مشخص دارد و به باور او «ماندنیاند» و باید با همین حاکمیت کار کرد. او از تجربه سفر وزیر تحصیلات عالی افغانستان به ایران یاد کرد و گفت نگاه ایران در آن سفر «کاملاً بسته» بود اما همان سفر باعث شد دیدگاه طرف افغانستانی «۱۸۰ درجه» تغییر کند.
دیپلماسی مردمی، نخبگان، مهاجران و شبکههای اجتماعی
سخنران بر نقش دیپلماسی مردمی، نخبگان، مهاجران و شبکههای اجتماعی تأکید کرد و گفت در رخدادهای اخیر، حاکمیت کنونی افغانستان در حوادث دیماه و قبل از آن «با ما هماهنگی کامل داشته» و اجازه نداده فضای ضدایرانی شکل بگیرد. او همچنین از تجربه «جنگ ۱۲ روزه» گفت و بیان کرد که در افغانستان، حاکمیت و ملت و طیفهای مختلف، پشت ایران بودند و در مساجد برای پیروزی ایران دعا میکردند؛ اما در ایران، پیش از پایان جنگ، به دلیل «جزیرهای کار کردن»، حجم بزرگی از مهاجران به سمت مرز آورده شد که به گفته او فضای ضدایرانی ایجاد کرد.
وی تأکید کرد ایران برای تولید ادبیات مشترک میان ایران، افغانستان و تاجیکستان نیازمند یک شبکه تلویزیونی مشترک است تا در برابر تخریب فرهنگی و تمدنی نقش ایفا کند.
چالشها: جنگ روایتها، رسانههای رقیب، ضعف سواد رسانهای و مشکلات ساختاری
به گفته سخنران، دشمنان ایران نسبت به گسترش روابط ایران با همسایگان حساساند و در افغانستان نیز نمیخواهند روابط ایران توسعه یابد. او به رسانههایی مانند «ایران اینترنشنال» و «افغانستان اینترنشنال» اشاره کرد و گفت این رسانهها در سیاهنمایی دو کشور فعالاند و ما در برابر آنها روایت اول نداریم. وی افزود در افغانستان نیز سواد رسانهای با چالش جدی روبهروست و مشکلات ساختاری نهادهای فرهنگی باعث میشود حتی برای دو برنامه فرهنگی مسیر مشخصی وجود نداشته باشد.
مهاجرت؛ فرصت تبدیلشده به چالش
سخنران با اشاره به حضور چند میلیون مهاجر افغانستانی در ایران گفت این ظرفیت میتوانست در دیپلماسی فرهنگی نقش مثبت ایفا کند اما تبدیل به چالش شده است. او افزود در بسیاری از رخدادها، همین مهاجران در جهت منافع ایران حرکت میکنند، اما تصویرسازی رسانهای و بلاتکلیفی آنان، فرصتسوزی ایجاد کرده است. همچنین به شکاف نسلی ایجادشده در افغانستان پس از ۲۰ سال حضور آمریکا اشاره کرد و گفت بخشی از مهاجران خارج از ایران در فضای مجازی«آب به آسیاب دشمن» میریزند.
پیشنهادهای کوتاهمدت: تبادلات دانشگاهی، تولید مشترک، گردشگری و نشر
سخنران در جمعبندی فرصتها در سه گام کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت، چند محور کوتاهمدت را پیشنهاد کرد:
تقویت تبادلات دانشگاهی و علمی
تولیدات مشترک رسانهای و هنری با حرکت آهسته و پیوسته و بدون فشار افراطی
گسترش گردشگری زیارتی و فرهنگی با توجه به نمادهای مشترک و ترکیب جمعیتی افغانستان (حدود ۸۰ درصد اهل سنت و ۲۰ درصد شیعه)
همکاریهای ادبی و نشر از جمله چاپ کتابهای مورد قبول طرف افغانستانی با کیفیت چاپخانههای ایرانی
وی هشدار داد تمرکز صرف بر آمارهای اقتصادی و تردد کامیونها در مرزها، نگاه کوتاهمدت است و با کوچکترین تنش، آسیبپذیر میشود؛ همانگونه که بسته شدن مرزهای اقتصادی پاکستان نمونهای از شکنندگی چنین وضعیتهایی است.
سخنران در پایان گفت فرهنگ موضوعی گسترده و چالشبرانگیز است، اما اگر درست فهم و تحلیل شود و به نتایج واقعی و عملیاتی برسد، «بیشترین دستاورد را در بلندمدت» خواهد داشت.








